نظرات TVMaplehorst Ross Miller Dragonball: Evolution
وقتی برای دیدن فیلمی به نام به تئاتر می روید Dragonball: Evolution واضح است که شما منتظر شکسپیر نیستید. از تبلیغات، همه چیز حسی از سرگرمی سبک، کمپینگ و پر اکشن را ایجاد می کند که امیدوارید به شما این امکان را می دهد که بنشینید، استراحت کنید و مغز خود را برای 90 دقیقه یا بیشتر خاموش کنید.
بله، خوب، به همین دلیل است که ما کلماتی مانند 'امید' را به عنوان نقطه مقابل 'ضمانت' داریم.
Dragonball: Evolution ممکن است یکی از بدترین فیلم های 12 ماه گذشته یا بیشتر باشد - من در واقع در تلاش هستم تا به آخرین فیلمی که فکر می کردم به همان بدی این فیلم فکر می کردم فکر کنم. و این از آن مواردی نیست که فقط فنجان چای من نیست... نه، این یک دمنوش است بد فیلم تقریباً در هر قسمتی که یک فیلم سینمایی را می سازد.
بر اساس سری انیمیشن محبوب همان (یا حداقل مشابه ) نام، Dragonball: Evolution گوکو (با بازی جاستین چتوین) را دنبال می کند که درخواست مرگ پدربزرگش را برای یافتن استاد روشی (با بازی چاو یون-فت) و یافتن هر هفت توپ قدرتمند اژدها انجام می دهد. او قبلاً یکی از آنها را دارد، اما با کمک بولما (با بازی امی روسوم)، استاد روشی و یامچا (با بازی جون پارک)، باید دیگران را قبل از اینکه لرد پیکولو شیطانی (با بازی جیمز مارسترز) پیدا کند، پیدا کند. قصد استفاده از آنها برای تسلط بر جهان است.
حالا فقط به این نکته اشاره کنم که من به شدت نماینده کسانی هستم که طرفدار مطالب منبع نیستند و در واقع میدانند هیچ چی در مورد آن می توانم بدون قید و شرط بگویم که در اکثریت هستم - اگر طرفدار آن هستید ممکن است احساس کنید مثل همه مردم دنیا طرفدار این کارتون هستند، اما به من اعتماد کنید، اکثر مردم فیلمباز (که از طریق تلویزیون و سایر بازاریابیها در معرض این کار قرار میگیرند) حتی به سختی این کارتون را دوست دارند. شنیده شد از آن، هرگز مهم نیست که هیچ یک از آن را دیده باشم.
بنابراین من باید فیلم را صرفاً بر اساس شایستگی های خودش قضاوت کنم، بدون اینکه دانش قبلی داشته باشم تا بتوانم آن را با منبع اصلی مقایسه و مقایسه کنم. برخی از طرفداران کارتون ممکن است از دیدن چیزهایی مانند ظاهر شدن یک لباس خاص یا مدل مو به شکلی ناراحت شوند، اما به عنوان یک فیلم این چیز کاملاً بو می دهد. و نه حتی در یک ' بله، بد بود، اما با وجود این یک نوع سرگرم کننده - تقریباً در همه زمینه هایی که می توانید به آن فکر کنید، اینطور است خیلی بد و ناخوشایند .
مشکل اصلی فیلم فیلمنامه است، یعنی هر دو دیالوگ و داستان. اول از همه، من نمی توانم باور کنم که دیالوگ های این فیلم چقدر بد بود. از همان سکانس اول فیلم که شروع فیلم با توضیح کوتاه داستانی است، دیالوگ دردناک است. در نزدیکی ابتدای فیلم، گوکو را میبینیم که در حالی که روی دو طناب تعادل برقرار میکند، توسط پدربزرگش برای مبارزه آموزش میبیند - و تبادل عقب و جلو دیالوگها مانند چیزی است که نوشته شده است که به نظر جالب باشد، اما به قدری ضعیف تحویل داده شده و کشیده شده است که جذاب است و کاملاً ارزشمند است.
این تقریباً نمایانگر کل فیلم در همان لحظه است - همه چیز شبیه به هم می شود، هیچ چیز را نمی توان جدی گرفت، حتی زمانی که گوکو قرار است بلافاصله پس از مرگ پدربزرگش ناراحت شود (که در 10 دقیقه اول اتفاق می افتد، بنابراین این واقعا اسپویلر نیست). هر بار که شخصیتی دهانش را باز میکند و این بهانهی بیرحمانه را برای دیالوگ ارائه میکند، دلم میخواهد گوشهایم را بپوشانم و چشمانم را از خجالت ببندم (که من انجام داد چند بار، من حتی شوخی هم نمی کنم).
خوب، ممکن است فکر کنید 'خب چه؟' چه کسی اهمیت می دهد که دیالوگ بد و روی پنیر متر بالا باشد؟ عمل باید آن را جبران کند، درست است؟ خب اشتباهه در حقیقت، مرده اشتباه. اکشن تنها چیزی است که می توانست این فیلم را از ورطه نجات دهد، اما آنها حتی موفق می شوند این پتانسیل را از بین ببرند. عمل فقط متوسط یا حتی پایین تر از حد معمول نیست - اوه نه، این است بدتر از آن - این است وحشتناک . کارگردان جیمز وانگ به وضوح نمیداند که چگونه اکشن مورد نیاز را کارگردانی کند (اگرچه به نظر میرسید که با جت لی خوب عمل کند. یکی از ) و تلاشهایی که او انجام میدهد یادآور یک بچه جوان است که در یک استودیوی جلوههای ویژه سرگرم میشود، فقط بهطور تصادفی هر یک از دکمههای فانتزی نمایش داده شده را فشار میدهد.
سعی می کنند داشته باشند 300 صحنههای اکشن بسیار زیبا از چیزهایی که از سرعت عادی به حرکت آهسته میروند و سپس ناگهان به سرعت به حالت عادی برمیگردند. اما برای اینکه چنین تکنیکی موثر واقع شود، باید بدانید که دارید چه کار می کنید، و از این فیلم مشخص است که وونگ نمی داند. زک اسنایدر، اگرچه کمی از آن استفاده می کند هم تلنگر در 300 ، سرعت کاهش سرعت را تقریباً کاملاً زمان بندی کرد، دقیقاً با اکشن روی صفحه مطابقت داشت و به آن ضربه اضافی می داد. اما اینجا خیلی استفاده شده است، دور اغلب اوقات بدون هیچ دلیلی جز اینکه فقط به خاطر آن آن را در آنجا داشته باشید. حس عجیبی وجود دارد که فیلم فکر میکند کاری که انجام میدهد جالب است... اما «خنداننده» توصیف دقیقتری است.
احتمالاً می خواهید بدانید که بازیگران چگونه کار کردند... خب متأسفانه، مانند بقیه فیلم، بسیار افتضاح است. جاستین چاتوین در نقش گوکو کاملاً اشتباه بازی می کند (به دلایلی یک آمریکایی که این شخصیت را بازی می کند احساس خوبی ندارد)، امی راسوم در نقش بولما بسیار داغ است اما با این وجود وحشتناک است، و من احساس شرمندگی می کنم که چاو یون-فت از شگفت انگیزی خارج شده است. چیزهایی مانند آب پز سخت و قاتل به چیزهای خیره کننده مانند این تنها بازیگری که همه چیز را خوب انجام داد (و تاکید می کنم، فقط خیلی خوب ) جیمز مارسترز در نقش لرد پیکولو (کم استفاده شده) بود - به هیچ وجه اینطور نیست خوب ، اما، فقط بگوییم... او نسبت به بقیه بازیگران وحشتناک تر بود.
تنها چیزی که می توانم به آن فکر کنم یکنواختی است از راه دور مثبت در مورد اژدها: تکامل این است که جلوه های ویژه گاهی اوقات بسیار جالب هستند. نه در طول برخی از صحنههای مبارزه تن به تن (که در آن افکتها بسیار واضح هستند... افکتها، اگر منظورم را میدانید)، بلکه زمانی که از آنچه به عنوان 'حملات KI' شناخته میشود استفاده میکنند، که اساساً انفجارهایی هستند. انرژی رنگی متفاوت از دستان آنها
لوازم جانبی به دینامیک ادغام شده برای ایجاد جلوه های ویژه که به تنهایی از نظر بصری بسیار خیره کننده هستند. همچنین، فیلم واقعاً بسیار کوتاه است، بنابراین حداقل مجبور نبودم این همه درد را تحمل کنم.
با این حال، این تقریباً جایی است که چیزهای مثبت به پایان می رسد - شما فقط دانستن یک فیلم وقتی به معنای واقعی کلمه دچار مشکل می شود زور زدن فکر کردن به چیزی که در مورد آن دوست دارید
نمیدانم داستانی که آنها در اینجا استفاده کردند به هیچ وجه شبیه داستانهای اصلی کارتونی/انیمه است یا نه، اما نحوه بیان آن در فیلم افتضاح بود. به وضوح عناصری از منبع منبع گرفته شده بود، و سپس به وضوح یک داستان (یا یکی از داستان ها... نمی دانم، من نیستم اژدها فن) که ممکن است در یک کارتون خوب کار کند، اما این کار را می کند نه روی صفحه نمایش بزرگ خوب کار کنید نه حتی برای کوچکترین لحظه.
تعداد دفعاتی که در طول این فیلم چشمانم را گرد کردم، پوزخند زدم، ناله کردم و سرم را از خجالت و شرم تکان دادم، حساب نکردم. من واقعاً نمی توانم باور کنم که سازندگان فیلم به فیلمنامه نگاه کردند و فکر کردند، 'بله، این چیز خوبی است.' بیایید جلو برویم و آن را درست کنیم! احتمالاً این فقط یکی از مواردی است که محبوبیت منبع منبع را دیدند و فکر کردند که میتوانند با پرتاب کردن هر کسی در نقشها، به هم چسباندن تکهها و تکههای کارتون برای شکل دادن به چیزی شبیه به یک داستان، درآمد سریعی کسب کنند.
بنابراین نیازی به گفتن نیست که توصیه نمی کنم اژدها: تکامل . انتظار نداشتم این اتفاق خوب باشد، اما نمیدانم که انتظارش را داشتم یا نه این بد خواهش می کنم اگر به جادوی سینما اعتقاد دارید با هر تلاشی که می شود از این کار اجتناب کنید.