ما پایان Edge of Tomorrow را شکسته و نحوه کار در زمان (بازنشانی روز) در فیلم و پارادوکس های همراه آن را توضیح می دهیم.
بر اساس رمان ژاپنی کشتن تمام چیزی هست که نیاز داری توسط هیروشی ساکورازاکا ، لبه فردا داستان سرگرد ویلیام کیج (تام کروز) را روایت می کند ، مردی که برای یک عملیات نظامی بزرگ علیه بیگانگان مهاجم معروف به 'تقلید' مجبور به جبهه های مقدم می شود. کیج که از آموزش و آمادگی لازم برای جنگ برخوردار نیست ، ظرف چند دقیقه کشته می شود - فقط 24 ساعت زودتر از خواب بیدار می شود و چاره ای جز زنده ماندن (و مردن) در همان روز ندارد.
مانند بسیاری از داستان های سفر در زمان (یا حلقه زمان) ، لبه فردا متکی به نمایشگاه سرزده و ایده های علمی-تخیلی خم کننده است که ممکن است برخی از علاقه مندان به سینما را گیج کند. به همین دلیل ، ما اینجا هستیم تا به شکست توانایی Major Cage در 'تنظیم مجدد' زمان ، و همچنین توضیح دادن پایان فیلم کمک کنیم. بحث ما پر خواهد بود تباه کننده از اینجا به بعد - برای هر دو لبه فردا و A ll You need is Kill مواد منبع دیگر چیزی نخوانید ، مگر اینکه همه گرفتار شوید. به توهشدارداده شده است.
__________________________________________
بهترین اپیزودهای قانون و نظم svu تا کنون
عمده انفجارها دنبال می شوند
__________________________________________
-
-
فضای مرده 3 شرکت محلی کامپیوتر
-
-
منبع حلقه زمان
در لحظات آغازین فیلم ، می فهمیم که سرگرد کیج یک رئیس سخنگوی دولت است که از مستند کردن کمپین UDF 'پروژه سقوط' از خط مقدم خودداری می کند. کیج که به عنوان یک متروکه شناخته می شود ، در آستانه یک حمله گسترده مجبور به خدمت سربازی (به عنوان بخشی از گروه J) می شود و در فرودگاه هیترو با دستبند از خواب بیدار می شود (نقطه شروع حلقه های زمانی که در طول فیلم تجربه می کند).
به رغم برنامه ریزی دقیق و پنهان کاری ، تقلیدها می بینند که حمله آغاز می شود و حمله به یک قتل عام تبدیل می شود - آخرین خط دفاعی بشریت را از بین می برد. روی زمین ، کیج تماشا می کند که قهرمان جنگ J-Squad و UDF ، ریتا وراتاسکی (امیلی بلانت) توسط هواپیماهای بدون سرنشین Mimic با رنگ نارنجی ذبح می شوند. در طی فراکسیون ها ، کیج با تقلید آبی رنگ آلفا رو در رو می شود و موجودی را نابود می کند که خون اسیدی اش بر روی صورتش می بارد و او را می کشد. این خون آلفا به کیج توانایی 'حلقه زدن' را می دهد (یا همان زمان تنظیم مجدد روزانه).
با تلاشهای بی شماری از آزمون و خطا ، کیج موفق شد با وراتاسکی و معتمد فیزیکدانش دکتر کارتر (نوح تیلور) که نظریه های خود را درباره فیزیولوژی تقلید توضیح می دهند ، دوست شود. کارتر ادعا می کند که تقلیدها ، به دلیل توانایی عجیب و غریب خود در انطباق با استراتژی های نظامی بشر ، یک کندوی بسیار تکامل یافته و قادر به کنترل زمان است. در مرکز این مجموعه تقلید 'امگا' قرار دارد ، موجودی بسیار بزرگ و قدرتمند که به عنوان مغز نیروی تقلید عمل می کند اما برای محافظت از خود بسیار دور از میدان جنگ پنهان شده است.
درصورتی که تقلیدهای معمولی نارنجی رنگ ، کارگران و پیاده های اساسی هستند که برای کشتن دشمنان به جنگ فرستاده می شوند ، امگا همچنین از Alphas های رنگ آبی استفاده می کند ، که به عنوان چشم و گوش امگا در جلو عمل می کنند. خطوط برخلاف تقلیدهای اساسی ، Alphas از نظر جمعی ارزشمند است و به لطف پیوند مستقیم با امگا ، موجودات اصلی موجود در خون را در بدن کنترل می کند. اگر یک آلفا بمیرد ، امگا زمان را بازنشانی می کند اما دانش هر آنچه را که در میدان جنگ اشتباه افتاده است حفظ می کند - به موجود اجازه می دهد تا بر اساس آن تنظیمات تاکتیکی انجام دهد و در چرخه زمانی جدید برتری پیدا کند.
قدرت بسیار متحول شده برای به عقب انداختن ساعت مسئول سازگاری بی وقفه فرازمینی ها با تلاش های نظامی انسان است ، و همچنین دلیل اینکه تقلیدها قادر به دیدن نیروی حمله کیج بودند: زیرا امگا قبلاً همه اینها را در جدول زمانی قبلی مشاهده کرده بود ، و یک استراتژی متفاوت را به دنبال یک یا چند بازنشانی ترسیم کرده است. در واقع ، امگا قادر است هر نبردی را که تجربه می کند به یک دام پیچیده تبدیل کند - تا زمانی که کیج ناخواسته توانایی حلقه زمان را ربود.
-
آیا فصل دوم یک پانچ من وجود خواهد داشت؟
قوانین حلقه زمان
در زمان او اولین مرگ ، کیج در خون یک تقلید در حال مرگ غوطه ور است ، و اساساً توانایی کنترل زمان امگا را به کیج منتقل می کند. پس از نجات او در میدان نبرد فرانسه ، وراتاسکی نشان می دهد که وی در هنگام حمله به وردون همان پدیده حلقه ای را تجربه کرده بود ، اما پس از آن که به شدت مجروح شد و خونریزی کرد ، توانایی خود را از دست داد. وی در طی مدت زمان حلقه خود ، با دکتر کارتر کار کرد تا بفهمد چگونه توانایی تنظیم مجدد زمان واقعاً کار می کند - تلاش می کند بفهمد آیا از طریق تماس فیزیکی ، خون یا سایر مایعات بدن به دیگران منتقل می شود یا خیر.
این جفت به این نتیجه رسیدند که فقط یک ارگانیسم (Mimic یا Man) می تواند مسئول تنظیم مجدد در هر زمان باشد - به این معنی که وقتی ریتا توانایی را بدست آورد ، امگا دیگر کنترل ندارد ، به Vrataski (و بعداً به کیج) یک کنترل می دهد لبه موقت خون آلفا همچنین باعث شد Vrataski (و در نهایت کیج) دیدگاههای پنهان امگا را داشته باشد ، و دکتر کارتر تصور کرد که اگر آنها می توانستند موجود را به موقع پیدا کنند ، قبل از تنظیم مجدد ، می توانند کل نیروی تهاجم Mimic را از بین ببرند - موجودات همه پسوندهای امگا بودند. همانطور که مشخص شد ، 'چشم اندازهای' وراتاسکی و کیج در واقع تله هایی بود که توسط امگا کاشته شد بعد از اینکه فهمید چه کسی کنترل حلقه را دارد - با کشیدن ریتا (و بعداً کیج) به یک مکان جدا شده ، امگا امیدوار بود که دوباره خون حلقه ای آن ، به طوری که تقلیدها می توانند کنترل تنظیم مجدد زمان را دوباره بدست آورند.
کیج موفق می شود از دام امگا جان سالم به در ببرد (و خودش را غرق می کند) و این برخورد او را ترغیب می کند دوباره به یک قطعه متروک فناوری که دکتر کارتر ساخته بود - بر اساس ظاهر چشم اندازهای اصلی وراتاسکی - برای ردیابی امگا با ربودن اتصال آلفا به امگا پس از تعدادی از بازنشانی ها ، کیج و وراتاسکی با موفقیت این گجت را به دست آوردند و کیج با استفاده از این دستگاه روی خودش (از آنجا که بدن او حاوی خون آلفا است) ، امگا را به سرعت پیدا می کند. با این وجود ، در حین تلاش برای فرار با دستگاه ، پیاده نظام UDF ماشین فراری آنها را نابود می کند و کیج را مجروح می کند و خونریزی او را بیرون می آورد. او ساعت ها بعد با تزریق IV خون تازه به بازوی خود بیدار می شود ، زیرا توانایی تنظیم مجدد زمان را از دست داده است - درست مانند وراتاسکی ماه ها قبل.
کارت های جمع آوری جادویی هستند که ارزش هر پولی را دارند
در نتیجه ، کنترل حلقه به امگا برمی گردد - اما ، مگر اینکه آلفا کشته شود ، کیج و وراتاسکی هنوز وقت دارند که به مکان موجود سفر کنند و آن را نابود کنند. این زوج از J-Squad کمک می گیرند ، که کیج موفق می شود او را از حلقه زمان متقاعد کند (به لطف ساعات بی شماری که در حلقه های قبلی با هر یک از آنها گذرانده است) ، و سربازان راهی پاریس می شوند - جایی که امگا در زیر آن پنهان شده است موزه لوور. کیج و تیمش که دیگر قادر به تنظیم مجدد زمان نیستند ، فقط یک شلیک برای کشتن امگا دارند و وظیفه آنها این است که یک آلفا را نکشند. همانطور که گفته شد ، اگر تیم ناخواسته یک آلفا را بکشد ، امگا زمان را تنظیم می کند و کیج هیچ یک از خاطرات سو previous استفاده قبلی خود را حفظ نمی کند.
-
پایان توضیح داده شده
در حالی که کیج و وراتاسکی را به لورو می برد ، J-Squad یک به یک کشته می شود - جایی که ورود به لانه امگا توسط آلفا محافظت می شود. وراتاسکی خود را فدا می کند تا حواس او را از بین ببرد (بدون کشتن) آلفا ، در حالی که کیج سعی می کند امگا را که در بخش آب گرفتگی پارکینگ مخفی شده است ، نابود کند. در حالی که کیج به سمت پایین شنا می کند ، توسط آلفا که او را از طریق سینه با یک شاخک نیزه می زند ، او را لگدکوب می کنند (و به شدت زخمی می شود). با وجود آسیب دیدگی ، کیج موفق شد یک دسته از نارنجک ها را آزاد کند. این انفجار باعث نابودی امگا می شود و از آنجا که مغز مجموعه Mimic است ، مرگ آن باعث می شود که باقی مانده از نوع خود روی زمین پژمرده شده و بمیرد و به این ترتیب حمله بیگانه به یکباره پایان می یابد.
حتی اگر کیج از انفجار جان سالم به در برد ، او محکوم به مرگ است - یعنی تا زمانی که خون امگا ، از طریق آب بالا می رود ، به زخم او نفوذ می کند. هنگامی که کیج می میرد ، او توانایی Mimic را در تنظیم مجدد زمان دوباره بدست می آورد - این بار ساعت ها قبل از دستگیری از خواب بیدار می شود (نقطه شروع معمول او در این حلقه). علاوه بر این ، اقدامات خاصی از حلقه قبلی حفظ می شوند - در حالی که برخی دیگر چنین نیستند. میمیک ها در پی یک واقعه ناشناخته (برای همه ناشناخته اما کیج) در زیر لوور مرده اند. با این حال ، J-Squad و Vrataski همه احیا شده اند ، و هیچ اطلاعی از نقش آنها در از بین بردن تقلیدها در چرخه زمانی قبلی ندارند.
1 دو