ارنست کلین یک اسلم آرتیست، رمان نویس و فیلمنامه نویس آمریکایی است. او بیش از همه با رمان هایش مترادف شده است بازیکن یک آماده و نیروی دریایی . او در نوشتن فیلمنامه اقتباسی کمک کرد بازیکن یک آماده و در تاریخ 29 مارس 2018 در سینماها اکران خواهد شد.
TVMaplehorst در روز مطبوعات فرصتی برای صحبت با ارنست کلین پیدا کرد، جایی که ما در مورد آنچه که او را برای نوشتن الهام گرفت بحث کردیم. بازیکن یک آماده او چقدر از استیون اسپیلبرگ و زک پن الهام گرفته است، و حالا که این رمان به پرده بزرگ ترجمه شده است، چه چیزی را در مورد رمان تغییر میدهد.
من می دانم که شما از طرفداران بزرگ فرهنگ گیک هستید، زیرا من هم هستم و در آن دوره بزرگ شدم و مطالعه می کردم، خوب من نخوندم، اما تماشا کردم و دوستش داشتم. بنابراین، چه چیزی شما را به انجام آن الهام کرد بازیکن یک آماده ?
ارنست کلین: خب، در واقع Fanboys بود که تجربه وحشتناکی در ساخت آن فیلم بود. من می خواستم فیلمنامه نویس شوم و تا آن زمان رویای فیلمنامه نویس شدن را داشتم و Fanboys به نوعی قرار بود کارمند من یا ال ماریاچی من شود، مانند فیلم مستقل کوچکم که سعی کردم بسازم، اما در نهایت ساخته شد. در سطحی بسیار بزرگتر اما، در طول این فرآیند، فیلمنامه من خیلی از آن تغییر کرد و شخصیتها بر اساس من و افرادی بود که با آنها بزرگ شده بودم، بنابراین برای اینکه آن شخصیتها از بین بروند و تغییر کنند و کارهایی انجام دهند که هرگز نمیخواستم آنها انجام دهند. و شاید حتی فیلم کمی آنها را مسخره کند، این تجربه باعث شد که بخواهم فیلمنامه نویس بودن را تجدید نظر کنم و سعی کنم رمان بنویسم.
درست است؟
ارنست کلین: بله. چون من قبلاً در انجمن نویسندگان بودم و قبلاً فیلمی ساخته شده بود، اما این فقط یک تجربه تضعیف کننده روحیه بود و فهمیدم، اوه، اگر می خواستم کنترل شخصیت هایم را حفظ کنم، شاید باید رمان نویس می شدم، زیرا، می دانید، پس نوشتههای من کمرنگ نمیشود یا کمتر گیکی یا عجیب و غریب میشود. من فقط میتوانم مستقیماً با خواننده ارتباط برقرار کنم و پس از آن چیزی بین من و مخاطبم وجود ندارد و میتوانم داستان را آنطور که میخواهم تعریف کنم و نگران بودجه یا بازیگری یا ساختن آن نباشم. بنابراین، از همان ابتدا زمانی که شروع به نوشتن Ready Player One کردم، تصور میکردم که هرگز فیلم نخواهد بود و این برای من به عنوان یک فیلمنامهنویس قبلی واقعاً آزاد بود که فقط به تخیلم اجازه بدهم و هر چه میخواهم بنویسم و همچنین به این دلیل که میخواهم. برای ادای احترام به تمام جنبه های مختلف فرهنگ پاپ که دوست دارم. می دانستم که انجام این کار در یک فیلم تقریبا غیرممکن است. تنها نمونه ای که بعد از خرید حق امتیاز توسط برادران وارنر به آن فکر می کنم این بود که راجر رابیت را چه کسی قاب کرد؟
که همیشه بالا می آید.
ارنست کلین: بله. و من می گفتم، خوب، اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، پس شاید. اما این بود که استیون به همه استودیوهای مختلف نامه می فرستاد و می گفت: هی. ما می خواهیم فیلمی بسازیم که به همه انواع انیمیشن ها و کل تاریخچه کارتون ها ادای احترام کند. آیا به ما اجازه می دهید از ملک شما استفاده کنیم؟ و همه گفتند بله چون او بود و این همان چیزی است که دوباره با Ready Player One اتفاق افتاد.
اما آیا این فیلم بدون استیون اسپیلبرگ ساخته می شود؟
ارنست کلین: خوب، فکر میکنم اینطور است چون برادران وارنر قبلاً آن را خریده بود، اما فکر نمیکنم که اگر کسی آن را بسازد، اصلاً شبیه کتاب من نیست. و به همین دلیل بود که من بسیار خوشحال شدم نه تنها به این دلیل که استیون اسپیلبرگ بود، بلکه به دلیل اینکه او از طرفداران بسیار کتاب بود و اولین جلسه ای که وارد شد، آنها به من گفتند که او پنجاه یادداشت Post-it از چیزهایی از کتاب دارد. کتابی که او می خواست دوباره در فیلم قرار دهد که به دلایل بودجه از فیلمنامه حذف شده بود و آنها مطمئن نبودند که چگونه برخی از این موارد را اجرا کنند یا می توانند حق را بگیرند. اما، دوباره، یک بار شروع کردیم به سراغ مردم رفتیم و گفتیم: هی. آیا می توانیم از شخصیت یا IP شما در فیلم استیون اسپیلبرگ استفاده کنیم؟ آنها می گفتند، جهنم بله، شما می توانید! آره. لطفا! این شگفت انگیز خواهد بود. بنابراین، من این را باور ندارم، به نوعی فیلم راه خود را به کسی پیدا کرد که می توانست آن را انجام دهد.
چیزی که باید برای شما دیوانه کننده باشد زیرا استیون اسپیلبرگ کتاب شما را ساخته است.
ارنست کلین: می دانم.
این دیوانه کننده است خوب، این دیوانه نیست. بیشتر به این دلیل است که به برخی از ویژگی های او در کتاب شما اشاره شده است و مانند این است که وای این دیوانه است.
ارنست کلین: این متاترین چیزی است که تا به حال اتفاق افتاده است و می دانید، من قبلاً این را گفته ام. اگر در فیلمهای استیون بزرگ نمیشدم، شاید هرگز همهاش را نمینوشتم، اما قطعاً داستان متفاوتی میبود، زیرا ساختار کلی آن، کل بچهای در شرایط بدی که در یک ماجراجویی خارقالعاده گرفتار میشود. . این درست از E.T. و The Goonies و مخصوصاً با دوستان خود برای نجات جهان، نجات Goondocks یا نجات Oasis با هم متحد شوید. این داستان دیگری است که توسط استیون طراحی شده است و شخصیت اصلی رمان به خاطر ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی یک دفتر خاطرات جام را حمل می کند و به دلیل بازگشت به آینده با یک دلورین رانندگی می کند، بنابراین می توانست کتابی کاملاً متفاوت باشد یا ممکن است. حتی اگر استیون و تأثیر او بر من به عنوان یک داستاننویس نبود، هرگز وجود نداشت. آره من احساس میکنم که گواهی بر آنچه اتفاق میافتد وقتی بیوقار و بهطور متضاد چیزهایی را که دوست دارید جشن میگیرید هستم. مثل آتشسوزی است که مردم را جذب میکند که به من انگیزه میدهند که بخواهند داستاننویس شوم، بیایند با من در این جعبه شنی بازی کنند و آنچه را که دوست دارند جشن بگیرند، بنابراین این جالبترین چیز است.
منظورم این است که آنقدر جالب است که استیون آن را روی پانل نصب کرد که یکی فریاد زد، کاری کن آمریکا دوباره احساس خوبی داشته باشد. چون دقیقاً همین احساس را در من ایجاد کرد. من آن را دوست داشتم، زیرا تک تک چیزهایی که در آنجا وجود داشت، به دنبال آن بودم. فکر کنم Battlecat را از He-Man دیدم. آیا آن Spawn است؟ اگر پلک بزنید، آن را از دست خواهید داد. من لاک پشت های نینجا را برای یک ثانیه دیدم. من فکر می کردم، این دیوانه است. حالا من هم طرفدار انیمه هستم. می دانم که گاندام اینجاست.
ارنست کلین: اوه، آره! آکیرا.
آکیرا . شما ماشین Speedracer را دارید. یه انیمه هست مطمئن نیستم که با آن به نام Sword Art Online آشنا هستید یا خیر.
ارنست کلین: من همین چند هفته پیش برای برگزاری یک رویداد به ژاپن رفته بودم و یک مصاحبه کامل با خالق Sword Art Online انجام دادم و ما فقط در مورد واقعیت مجازی و همان چیزهایی که الهام بخش ما بودند، اطلاعاتی کسب کردیم، Neuromancer و Snow Crash، مثل اینکه ما مثل دو پسر همسن در دو کشور مختلف بودیم که به نوعی یک چیز را خلق می کردند. انیمه Sword Art Online تقریباً زمانی شروع به انتشار کرد که من داشتم Ready Player One را تمام می کردم. متاسفم. مانگا، کتاب. و سپس انیمه درست در همان سالی که کتاب منتشر شد منتشر شد، بنابراین یک موازی واقعی بود. اما من و او واقعاً موفق شدیم و نسخههای امضا شده کتابهایمان را مبادله کردیم و قول دادیم در موردی با هم همکاری کنیم.
این شگفت انگیز است.
ارنست کلین: بله. خیلی باحال بود مرد، طرفداران ژاپنی، مرد. این یکی از بهترین تجربیات زندگی من بود که برای چند روز در آنجا بودم و توانستم در مورد فرهنگ پاپ ژاپنی که مورد تجلیل است به آنها بگویم. Swordfish II از Cowboy Bepop روی پوستر ما وجود دارد و در چند صحنه در پسزمینه نشسته است. مکا گودزیلا! مکا گودزیلا در حال مبارزه با گاندام با شمشیر پرتو خود. آنها وقتی دیدند عقلشان را از دست دادند. این فقط، بله، Mock5 از Speed Racer بود، من سعی میکنم به وید بگویم که او چقدر عالی است که میتواند Mock5 را رانندگی کند و سپس با گاندام کار کند. منظورم این است که شما در ژاپن قهرمان خواهید شد.
این فیلم به معنای واقعی کلمه این است که من در کودکی با اسباب بازی هایم بازی می کنم و فقط آنها را می گیرم. با اقتباس سینمایی از یک کتاب، تغییراتی به وجود می آید و می دانم که شما از تجربه آن ناراضی بودید. هواداران . آیا چیزی در این فیلم وجود داشت که بخواهید چیزی را ببینید که برای آن سخت فشار می آورید که شاید راهش را روی پرده باز نکرده باشد؟
ارنست کلین: نه، این شگفت انگیز است. من یکی از بدترین تجربیاتی را داشتم که می توانستید دنبال کنید و بهترین تجربه ای که می توانستید داشته باشید. تا حدی به این دلیل که قبل از ورود استیون، نویسنده دیگری که برای بازنویسی پیش نویس های قبلی من از فیلمنامه استخدام کردند، زک پن بود که قبلاً با او دوست شده بودم. او از من دعوت کرده بود که در مستندش در مورد کندن E.T. کارتریج در بیابان و ما به تازگی در مورد بزرگ شدن با آتاری و عشق مشترکمان به سینما پیوند خوردیم و من از طرفداران بزرگ فیلمشناسی او بودم. PCU هیستریک بود. Last Action Hero در واقع همراه با The Purple Rose of Cairo به الهام بخشیدن به همگامسازیهای رمان من کمک کرده بود، که ایده رفتن به یکی از فیلمهای مورد علاقه شماست، که ما در این فیلم نیز انجام میدهیم. بنابراین، Last Action Hero درباره بچهای است که در ژانر فیلم مورد علاقهاش غرق میشود و سپس باید از دانش خود در مورد آن ژانر برای زنده ماندن استفاده کند، بنابراین زک نیز کسی بود که کارش الهامبخش من بود. بنابراین، زمانی که او کار روی فیلمنامه را شروع کرد، سپس از همان ابتدا من را همکار کرد، بنابراین عالی بود. هر زمان که او نیاز داشت در مورد تغییر چیزی صحبت کند، ما آن را با هم صحبت می کردیم. و بعد وقتی استیون وارد شد، این همکاری سه جانبه عالی بود که در آن چیزهایی از کتاب ترسیم میکردیم، جایی که چیزهایی که از کتاب کار نمیکردند که سینمایی نبودند، همه ما روشهایی را برای اجرای آنها به کار میگرفتیم. مانند زمانی که ما سکانس درخشان را ایجاد کردیم. این فقط تلاش تیمی بود. خیلی سرگرم کننده بود و هیچکس در دنیا به جز استیون به خاطر رابطه اش با استنلی اجازه نمی گرفت.
این شگفت انگیز است!
ارنست کلین: میدونم رفیق. این فقط جالبترین است.
خدایا، فقط شنیدن صحبت های شما در مورد آن چیز جالبی در پشت صحنه خواهد بود. بنابراین، بدیهی است که این یک اسپویلر است، بنابراین تا زمانی که فیلم منتشر نشود، این قسمت را منتشر نمیکنم.
ارنست کلین: نگرانش نباش. تنوع قبلاً آن را خراب کرده است.
اوه واقعا؟ من می خواهم مردم آن را تجربه کنند، بنابراین به همین دلیل است.
ارنست کلین: میدونم، مرد. این یک شگفتی بزرگ است.
در حال حاضر، بدیهی است که در کتاب این است بازی های جنگی . او همه را بازی می کند بازی های جنگی . چرا تغییر؟
نحوه حذف برنامه ها در تلویزیون هوشمند سامسونگ
ارنست کلین: تقریباً شبیه فیلم اوکی است. کارائوکه در کتاب او در اولین صحنه ای که در فیلم حضور دارد، خود را به عنوان شخصیت متیو برودریک می بیند و سپس باید دیالوگ را بازگو کند تا راهش را باز کند. تمام آن دانش بیهوده فیلم و دانستن همه دیالوگ های فیلم مورد علاقه شما که ارزش واقعی دارند. این فقط یک ماجراجویی سرگرم کننده بود. در نسخه سینمایی flicksyncs، بیشتر شبیه این است که شما در محیط فیلم هستید و به نوعی شبیه یک خانه تفریحی غولپیکر است که در آن فیلم گیر افتادهاید و به نظر میرسد The Shining خیلی بهتر عمل میکند. مانند بازیهای جنگ، همانطور که گفتم برخی چیزها در کتاب کار میکنند مانند اینکه کسی یک بازی کامل از آثار Pac-man را در یک کتاب بازی کند، اما سینمایی نیست. و War Games یک نوع ماجراجویی سینمایی و ترسناک است و نمیدانم سرگرمکننده بود. زمانی که کار روی آن تغییر را شروع کردید، میدانستیم که فکر میکنم به دلایل حقوقی نمیتوانیم بازیهای جنگی را انجام دهیم، اما زمانی که شروع به کاوش در دیگر فیلمهای دهه ۸۰ کردیم و به The Shining پرداختیم. وای خدای من! من از همه تغییرات راضی بودم زیرا در آنها گنجانده شده بودم و باید در ایجاد آنها کمک کنم.
آیا احتمالاً شخصیتهای دیگری از کتاب یا فیلم وجود داشت که بخواهید وارد آنها شوید که هیچ ویژگی خاصی نداشته باشد؟
ارنست کلین: دارایی های بیشتر؟ فکر میکنم تنها چیزی که نتیجه نداد اولترامن بود.
اوه، واقعا؟ من یکی از طرفداران بزرگ توکوساتو هستم.
ارنست کلین: اوه، مرد. من با Ultraman و Kikaider و دسته ای از نمایش های Super Sentai که مربوط به قبل از Power Rangers بود، بزرگ شدم.
من قرار نیست دروغ بگم میخواستم پاور رنجرز یا سوپرسنتای آنجا باشند.
ارنست کلین: بله. اما جنگ حقوقی بین تسوبورایا، مالک Ultraman و شرکت دیگری که حقوق خارجی Ultraman را خریداری کرده بود، در جریان بود و آنها بر سر حقوق خارجی Ultraman بحث می کردند و به همین دلیل دعوی قضایی در جریان بود. هیچکدام نمیتوانست در مواقعی که به Ultraman نیاز داشتیم، عنوان واضحی به ما بدهد، که در آن زمان من را ناراحت کرد. اما بعداً غول آهنین را جایگزین او کردیم، که من را بسیار خوشحال کرد زیرا غول آهنی در کتاب من ذکر شده است، زیرا من با نویسنده غول آهنین دوست هستم. او در تگزاس نیز زندگی می کند. بنابراین ما به ادای احترام به یک ربات غول پیکر آمریکایی رسیدیم و او واکنش فوق العاده ای در فیلم دریافت کرد، بنابراین همه تغییرات اتفاقی به نظر می رسید و منجر به این شد که من در این مرحله چیزی را تغییر نمی دهم. من از همه تصمیمات و روشی که به دست آمد بسیار خوشحالم.
خوشحالم که این را گفتی چون داشتم با خالق آن صحبت می کردم فراری ها . یادم رفت کیه یادم رفت کیه کمیک فراری ها .
ارنست کلین: بله. آره آره جاس ویدون روی آن کار کرد، اما فراموش کردم چه کسی این کار را انجام داد. آیا برایان بندیس؟
بندیس نبود. یادم رفت کی بود، اما او می گفت چطور یک بار به یک برنامه تلویزیونی تبدیل شد که باید اینطور می شد. چقدر آرزو داشت این اتفاق بیفتد. با بازیکن یک آماده ، آیا احساس می کنید که اکنون ترجمه شده است، خوب آیا این برای صفحه بزرگ بهتر عمل کرد؟ قسمت های خاصی از کتاب؟
ارنست کلین: اوه بله! همانطور که گفتم، چون هرگز تصوری از کتاب نکرده بودم، قطعاً قرار بود رمان باشد و نه، سعی نمی کردم چیزی بنویسم که اساس یک فیلم باشد. به نظر من این یک معجزه است که شما بتوانید این رمان بسیار متراکم را با برخی از عناصر سینمایی و با لحظاتی بسیار غیر سینمایی بریزید و استیون کسی بود که آن را در قالب یک فیلم ریخت و هیچ کس نمی داند چگونه این کار را انجام دهد. که از او بهتر است، پس من خیلی خوشبختم.
بیشتر: واکنش های اولیه بازیکن آماده
تاریخ انتشار کلیدی
-
بازیکن یک آماده
تاریخ انتشار: 29/03/2018