مواجهه با سایه پدر مردهاش، بروس بنر را به افشای دلیل واقعی نفرت او از هالک باورنکردنی سوق داد.
تبدیل شدن به یک خشن سبز بزرگ که به همه چیز و همه آسیبهای ناگفته وارد میکند برای آسیب رساندن به اکثر مردم کافی است - اما بروس بنر دلایل بیشتری برای نفرت از تبدیل شدنش به هالک . در حالی که طرفداران ممکن است فکر کنند که نفرت بروس از خود دیگرش را درک می کنند، اما برای افشای حقیقت نیاز به فرو رفتن عمیق در آگاهی او بود.
هالک اولین کار خود را 60 سال پیش انجام داد، پس از آن که بروس بنر، دانشمندی بی ادعا که از رویارویی متنفر است، دچار یک حادثه هسته ای شد که او را میزبان خشم انسانی کرد. هالک باورنکردنی شماره 1 توسط استن لی و جک کربی مارول هالک را بسط خشم بروس توصیف میکند، و پیشنهاد کرده است که انتقامجوی سابق جنبهای از بروس است که در دوران کودکی آزاردهندهاش شکل گرفت. لنگر انداختن به احساسات مرکزی و مخرب انسانی مانند خشم، بروس بنر را به یک بمب ساعتی تبدیل کرده است و توانایی او را برای ایجاد وابستگی های پایدار از ترس قرار دادن آنها در معرض خطر جدی، به طور جدی مختل کرده است.
مطالب مرتبط: انتقامجویان تهدیدی بزرگتر برای هالک هستند تا چیزهای دیگر
بخشی از دلیلی که بروس از خشونت متنفر است به خاطر تکیه پدرش برایان بنر به آن است. الکلیسم، بی توجهی و بدرفتاری بنر بزرگ در نهایت به جایی رسید که او ربکا مادر بروس را جلوی چشمش به قتل رساند. پس از زندانی شدن برایان، خشم برایان بار دیگر بروس را تهدید کرد و باعث شد پسرش در اقدامی برای دفاع از خود او را بکشد. بزرگ شدن در خانه ای که توسط چنین ظالمی اداره می شد و عملاً از دست دادن هر دو والدین به دلیل خشم پدرش، به طور قابل درک باعث شد که بروس از نمایش احساسات قوی خودداری کند. با این حال، هالک باورنکردنی شماره 460 توسط پیتر دیوید، آدام کوبرت و مارک فارمر اشاره میکند که ورود هالک به بروس دلیل جدیدی برای ترس از آشفتگی درونیاش داد.
در این شماره، بروس بنر سرانجام میتواند بیان کند که چگونه بودن هالک باعث ترس او شده است، دقیقاً به همان شکلی که شخصیت انفجاری پدرش این کار را انجام داد. او و مادرش مجبور شدند روی پوسته تخم مرغ راه بروند تا از طغیان برایان جلوگیری کنند. زمانی که بروس به عنوان بخشی از تجربه نزدیک به مرگ در این موضوع با سایه پدرش روبرو میشود و نشان میدهد که چگونه پویایی بروس/هالک برای بقای هر دو ضروری است، لحظهی کاتارتیک بزرگی برای آلتر ایگوی هالک است. او اعتراف می کند، من از تو متنفرم چون مادرم را به وحشت انداختی... و من... چون باعث شدی از دوست داشتن بترسم... از متنفرم... باعث شدی از همه چیز بترسم!
برای مردی که با پدری بدسرپرست و غافل بزرگ شده است و به شدت در تلاش است تا چرخه خشونت خانوادگی را بشکند، گرفتار شدن در حالتی که نمی تواند جرأت کند به خود اجازه احساس احساسات قدرتمند را بدهد، دلخراش است. نفرت بروس از هالک فراتر از تنفر محض از خود است (اگرچه بسیاری از داستانها نشان دادهاند که این نیز در ترکیب است)، زیرا جانور درون تجلی فیزیکی زندگی در خانه کودکیاش است.
این چیزی بیش از یک نفرین است که از یک حادثه هسته ای به وجود آمده است. این میراث جدایی از برایان بنر، یکی از بدترین والدین مارول است. مارول در گذشته روشن کرده بود که هالک بخشی واقعی از بروس است و به اندازه شکل انسانی او شایسته احترام و عشق است. با این حال، با در نظر گرفتن این معنای عمیق تر، نفرت بروس بنر از هالک معنای کاملاً جدیدی به خود می گیرد ، زیرا دشمنی آنها ادامه رابطه مضری است که مدتها قبل از بمب گاما و تولد جالوت سبز وجود داشت.
بعدی: هالک برای نجات جهان مارول از دو دستکش بی نهایت استفاده کرد