اخطار: اسپویلر در پیش است جوکر .
دلیلی برای این باور وجود دارد که تمام عمل از جوکر در محدوده سر آرتور فلک اتفاق می افتد. را جوکر فیلم روشن میکند که همه رویدادهایی که میبینیم واقعی نیستند و بیشتر اکشنها تصور یا توهم هستند. با این حال، هرگز مشخص نمیشود که چه رویدادهایی ممکن است واقعی باشند، و این احتمال را ایجاد میکند که چیزی که ما ندیدهایم واقعاً اتفاق نیفتاده باشد و کل فیلم رویای یک دیوانه باشد.
ابهام از جوکر برای منتقدان و مخاطبان یک نقطه تفرقه ایجاد کرده است. بسیاری از مناقشات تمام شده است جوکر از ترس اینکه همه افراد از نظر روانی واگرا یا از نظر اجتماعی ناجور به عنوان قاتلان دسته جمعی بالقوه به تصویر کشیده شود یا اینکه فیلم سعی در القای همدردی با چنین افرادی با سرزنش جامعه به خاطر کمبودهای خود. نیز پیشنهاد شده است جوکر به طور عمدی جنگ طبقاتی را با ترسیم همه فعالان اجتماعی به عنوان آنارشیست های خشن و همه ثروتمندان به عنوان رذل های خود شیفته ترویج کرد. طعنه آمیز این است که به همان اندازه شواهد وجود دارد که پیام های متناقض فیلم عمدی بوده اند و هیچ پیام عمیق تر و روشی برای جنون وجود ندارد.
مطالب مرتبط: پایان جوکر توضیح داده شد
با این حال، تنها چیزی که همه بینندگان می توانند با آن موافق باشند این است جوکر کار خارقالعادهای انجام میدهد که سردرگمی قهرمان داستان را تکرار میکند و مخاطب را درون سر او قرار میدهد. این کار نه از طریق ترفندهای معمول سینمایی که الهام بخش همدلی با شخصیت اصلی است، بلکه با استفاده از خود فیلم به عنوان شبیهسازی حالت روانی جوکر انجام میشود. با نامشخص گذاشتن اینکه چه رویدادهایی در فیلم واقعی هستند، مخاطب مانند خود آرتور فلک گیج، گیج، ترسیده و عصبانی می ماند.
جوکر یک راوی غیرقابل اعتماد است
داستان از جوکر مبتنی بر ایده راوی غیرقابل اعتماد است. اولین بار در فیلم توسط فیلم هایی مانند همشهری کین و روشامون، راوی غیرقابل اعتماد با ناتوانی در ارائه دیدگاهی واقعی، تمام اعتبار یک داستان را زیر سوال می برد. این غیرقابل اعتماد بودن میتواند عمدی یا غیرعمدی باشد، بسته به سوگیریهای شخصی راوی یا نداشتن اطلاعات دقیق.
در حالی که مفهوم راوی غیرقابل اعتماد در داستان صدها سال وجود داشته است، این اصطلاح برای اولین بار در سال 1961 توسط منتقد ادبی وین سی. بوث در کتاب خود ابداع شد. بلاغت داستان . ویلیام ریگان بعداً انواع بسیاری از راویان غیرقابل اعتماد را در کتاب خود در سال 1981 مدون کرد. پیکاروس، دیوانهها، نایفها و دلقکها: راوی اول شخص غیرقابل اعتماد . شاید تصادفی نباشد، جوکر در سال 1981 اتفاق می افتد.
دلیل قابل توجه بودن کتاب ریگان این است که دو نوع از راوی غیرقابل اعتمادی که او جدا کرده است به ویژه در رابطه با جوکر ; دیوانه و دلقک داستان دیوانه را نمی توان باور کرد زیرا حواس او قابل اعتماد نیستند. داستان دلقک را نمی توان باور کرد زیرا او داستان را جدی نمی گیرد و عمداً داستان را رنگ می کند تا با انتظارات مخاطب بازی کند. هر دوی این نوع روایت های غیرقابل اعتماد در داستان آرتور فلک منعکس شده است.
مطالب مرتبط: جوکر: زندگی واقعی آرتور فلک خنده بیماری روانی توضیح داده شد
تخیل فعال آرتور
در اوایل مشخص شده است جوکر که آرتور فلک (واکین فینیکس) تخیل فعالی دارد. این اولین بار در صحنهای آشکار میشود که آرتور و مادرش با هم تلویزیون تماشا میکنند و از یک برنامه گفتگو با میزبانی موری فرانکلین (رابرت دنیرو)، که بت کمدی آرتور است، لذت میبرند. ناگهان آرتور در بین مخاطبان زنده ضبط برنامه فرانکلین قرار می گیرد و در ابتدا به نظر می رسد که فیلم فقط به صحنه ای از حضور آرتور در ضبط برنامه فرانکلین می رسد.
به آرامی مشخص می شود که آرتور در حال تصور تمام صحنه است، زیرا موری فرانکلین آرتور را از بین جمعیت جدا می کند و شروع به صحبت با او می کند. این دو به خاطر اینکه هر دو توسط مادران مجرد بزرگ می شوند، پیوند می خورند و جمعیت آرتور را تشویق می کنند که او در مورد اینکه چگونه مادرش را دوست دارد و سعی می کند از او مراقبت کند، همانطور که یک پسر خوب باید مراقبت کند. این بیانیه الهام بخش فرانکلین می شود تا او را روی صحنه دعوت کند، او را در آغوش بگیرد و بگوید که اگر پسر خودش بود، نمی توانست به آرتور افتخار کند. این صحنه علاوه بر نشان دادن اشتیاق آرتور برای تایید یک شخصیت پدری و تمایل او به توجه و احترام، نشان میدهد که، فارغ از هر مشکل ذهنی که دارد، آرتور یک زندگی فانتزی غنی نیز دارد.
رابطه آرتور با سوفی
تا بعداً نیست جوکر معلوم می شود که آرتور چقدر آشفته شده است و چگونه زندگی فانتزی او جایگزین درک او از واقعیت شده است. این از طریق شخصیت سوفی داموند (زازی بیتز)، مادر مجردی که در همان ساختمانی با آرتور و مادرش زندگی میکند، آشکار میشود. در اوایل فیلم، سوفی به یکی از شوخی های آرتور لبخند می زند در حالی که آن دو با هم در آسانسور هستند. این باعث میشود که آرتور روز بعد سوفی را در خیابانهای گاتهام دنبال کند. عملی که او متوجه می شود اما به طرز عجیبی مزاحمش نمی شود.
به زودی سوفی برای دیدن اجرای آرتور در کلاب کمدی می آید و به نظر می رسد که این دو با هم قرار می گذارند. او همچنین پس از بستری شدن مادر آرتور در بیمارستان در اتاق انتظار در کنار آرتور است. حقیقت چیزها تا بعداً آشکار نمی شود جوکر زمانی که آرتور در اواخر شب در آپارتمان سوفی مشغول تماشای تلویزیون است و سوفی ترسناک از اتاق خواب بیرون می آید تا به او بگوید که در آپارتمان اشتباهی است. سپس تمام صحنههای فیلم را میبینیم که سوفی پس از مواجهه او با آرتور در آسانسور در آن حضور داشت و مشخص میشود که آرتور فقط تصور میکرد که دوست دختری دارد که از او در تلاشهای خلاقانه و زمان نیازش حمایت کند.
مطالب مرتبط: 11 بزرگترین اسپویل از فیلم جوکر دی سی
گذر زمان و ساعت
نشانهای ظریفتر مبنی بر اینکه آرتور کاملاً از واقعیت دور است، از طریق صحنههای کتابی که فیلم را باز و بسته میکنند، آشکار میشود، جایی که آرتور در حال صحبت با یک درمانگر است. اولین صحنه در یک دفتر خدمات اجتماعی تیره و تار است، جایی که اشاره ای به نحوه تعهد آرتور به یک بیمارستان روانی قبل از آن شده است و یک کلیپ سریع او را در بیمارستان مذکور نشان می دهد. صحنه دوم آرتور را دوباره در بیمارستان پس از شورش نشان می دهد که از قتل موری فرانکلین الهام گرفته شده است. هر دو صحنه یک ساعت را در پسزمینه نشان میدهند و ساعت 11:12 است، که نشان میدهد هر اتفاقی که بین آن دو صحنه میافتد بخشی از یکی از فانتزیهای آرتور است.
همه ترک های کوچک دیگر در واقعیت
فراتر از صحنههای واضحی که نشان میدهد دیدگاه آرتور فلک غیرقابل اعتماد است، تناقضات زیادی در فیلم وجود دارد که نشان میدهد رویدادهای خاصی هرگز رخ ندادهاند. یکی از این موارد تعقیب و گریز اوج است که در آن آرتور از دست کارآگاهان پلیس که برای بازجویی از او می آیند، فرار می کند، زیرا او در راه حضور در نمایش موری فرانکلین است. در حالی که جوکر این سکانس به خاطر رئالیسم شدیدش مورد ستایش قرار گرفته است لونی تونز کارتون جان می گیرد، با برخورد آرتور با ماشین، شکستن شیشه شیشه جلو و به نوعی همچنان موفق می شود از تعقیب کنندگانش پیشی بگیرد، انگار که یک شخصیت کارتونی است. آرتور همچنین سعی می کند با قرار دادن ماسک دلقک روی آرایش دلقک خود، مانند باگز بانی که چندین لباس مبدل روی هم پوشیده است، از پلیس فرار کند، و او به معنای واقعی کلمه دور از صحنه جنایت می رقصد، مانند بسیاری از کلاهبرداران کارتونی پس از کشیدن. یک سریع بر روی شرور.
این واقعیت که در وهله اول از آرتور برای حضور در برنامه موری فرانکلین دعوت شده است، نشانگر دیگری است که نشان می دهد این مجموعه رویدادها ساخته شده از تخیل دیوانه آرتور است. در حالی که به نظر می رسد ظاهر آرتور چیزی شبیه ادای احترام به کمدین جنجالی، اندی کافمن (که به خاطر استندآپ های عجیب و غریب و کارهای بدش بدنام شد) باشد. آخر شب با دیوید لترمن ) هنوز بسیار بعید به نظر می رسد که یک کمدین تازه کار مانند آرتور در یک برنامه گفتگوی ملی بر اساس اجرای نمایشی که به طور کلی مورد تمسخر قرار گرفته بود و هیچ خنده ای برانگیخته نشده بود، اعطا شود. این واقعیت که این سکانس در نهایت با آرتور، که اکنون کاملاً جوکر است، به پایان می رسد، تشویق شدن توسط انبوهی از تحسین کنندگان، زیرا شهری که از آن متنفر است می سوزد و پدری که او را ترک می کند، توماس وین، می میرد، تنها به نظر می رسد این ایده را تقویت می کند که همه اینها، و در واقع کل جوکر فیلم، تنها یک توهم مفصل است.
بعدی: از دنباله جوکر چه انتظاری باید داشت
تاریخ انتشار کلیدی
-
پرندگان شکاری
تاریخ انتشار: 07-02-2020 -
زن شگفت انگیز 2
تاریخ انتشار: 2020-12-25 -
بتمن
تاریخ انتشار: 04-03-2022 -
جوخه انتحار
تاریخ انتشار: 06-08-2021 -
حیوانات خانگی فوق العاده
تاریخ انتشار: 29-07-2022 -
آکوامن 2
تاریخ انتشار: 25-12-2023