را فلی بگ پایان فصل 2 پایانی عالی برای چهارمین سریال درامدی شکستن دیوار فیبی والر-بریج است - بنابراین هرگز نباید فصل 3 داشته باشد. فلی بگ فصل 1 آمازون پرایم را در سپتامبر 2016 (پس از پخش در بی بی سی سه در بریتانیا) به دنبال شخصیت اصلی در حالی که بهترین دوستش را غمگین می کند و سعی می کند کافه ای را که با هم باز کرده اند باز نگه دارد - همه در حالی که با خانواده اش سروکار دارد. این سریال به دلیل برداشت کمدی منحصر به فرد خود از درام زندگی شخصیت اصلی، تحسین گسترده منتقدان را به خود جلب کرد. فلی بگ فصل 2 در اوایل این ماه در آمازون پرایم پخش شد و تحسین منتقدان بیشتری را برای ادامه داستان Fleabag (والر-پل) به دست آورد.
در مورد اینکه آیا فلی بگ برای فصل 3 بازخواهد گشت، والر-بریج در را باز گذاشته است و در تور مطبوعاتی زمستانی انجمن منتقدان تلویزیون در فوریه (از طریق THR ) که اگرچه او سریال را خوابانده است، همانطور که بعد از فصل 1 انجام داد، من ممکن است دوباره شگفت زده شوم. مطمئناً به نظر نمیرسید که والر-بریج داستان فلیباگ را پس از فصل اول، که بر اساس نمایشنامهای که او نیز نوشته بود، ادامه دهد، اما سپس فصل دوم از راه رسید - البته تقریباً سه سال بعد. هنوز، فلی بگ سیان کلیفورد، بازیگر نقش خواهر فلیباگ، کلر، گفت که نمایش به پایان رسیده است. صبحانه بی بی سی ، 'سری سوم وجود نخواهد داشت.' در حالی که این تصمیم ممکن است در نهایت به والر-بریج بستگی داشته باشد، کلیفورد نکته ای دارد که پایان فلی بگ همانطور که در حال حاضر ایستاده است یک است 'پایان بی نقص زیبا.'
مطالب مرتبط: نقد و بررسی فصل دوم TVMaplehorst Fleabag
دیوی جونز (دزدان دریایی کارائیب)
فلی بگ در فصل 2، شخصیت والر-بریج هم از مرگ بهترین دوستش، بو (جنی رینزفورد) و هم از وقایع فصل 1، که شاهد شکافی بین او و خانوادهاش، بهویژه خواهرش بود، ادامه میدهد. فلیباگ پس از یک سال کار روی خودش، از جمله کنار گذاشتن رابطه جنسی گاه به گاه، در فصل 2 در مکانی بسیار بهتر بازمیگردد، اگرچه خیلی سریع به درام خانوادهاش بازمیگردد. در فصل دوم نیز فلیبگ عاشق یک کشیش (اندرو اسکات) میشود. روابط فلیباگ در پایان فصل 2 به اوج میرسد که پایانی عالی ارائه میدهد. تباه کننده برای فلی بگ فینال فصل 2 در پیش است
فینال فصل دوم فلیباگ پایانی عالی برای سریال است
برخلاف فصل 1، فلی بگ پایان فصل 2 به شخصیت هایش امید می دهد. در پایان فصل 1، فلیبگ از خانوادهاش جدا میشود و مشخص میشود که او کسی است که با دوست پسر بو خود خوابیده است که منجر به مرگ بو میشود. بدون بهترین دوستش، خواهرش و بقیه اعضای خانواده اش، فلی بگ فصل 1 با یک یادداشت فوق العاده ناراحت به پایان می رسد. امیدی در پایان فصل 1 وجود دارد، فلیبگ مهربانی را در یک غریبه پیدا میکند، اما او اساساً تنهاست. این احساس تنهایی زمانی تشدید میشود که بینندگان متوجه میشوند که فلیبگ از شکستگیهای دیوار چهارم خود به عنوان مکانیزمی برای مقابله استفاده میکند، زمانی که مخاطب دیگری ندارد که به او مراجعه کند، و با پایان فصل، او حتی آن را هم ندارد. در مقابل، در پایان فصل 2، فلیبگ بیننده را پشت سر میگذارد، زیرا دیگر به مکانیزم مقابلهای که به آن عقب افتاده نیازی ندارد.
بینندگان می توانند شفای عاطفی فلیباگ را از طریق شکستن دیوار چهارم او دنبال کنند. این سریال با صحبت مستقیم Fleabag با مخاطب آغاز می شود و در هر دو فصل مشخص می شود که او از لحظاتی استفاده می کند که در آن دیوار چهارم را می شکند تا از موقعیتی که در حال حاضر در آن قرار دارد فاصله بگیرد، و به عنوان راهی برای کنار آمدن با هر چیزی که احساس می کند جدا می شود. و شکستن آن برای یک مهمانی بیرونی. شکستن دیوار چهارم به فلیبگ کنترل موقعیتها و احساساتی را میدهد که در غیر این صورت احساس میکند قادر به مدیریت آن نیست: مرگ دوستش، احساس گناه به خاطر نقش او در آن، روابط او با خانوادهاش، عادت او به استفاده از رابطه جنسی غیر معمول برای انحراف از صمیمیت واقعی. و غیره. اما در حالی که شکستههای دیوار چهارم فلیباگ یک موضوع ثابت در فصل 1 است، در فصل 2 نادر میشوند، که اغلب به والر-بریج بهجای ارائه مونولوگهای کامل، صرفاً به چهرهسازی در مقابل دوربین خلاصه میشود.
دلیل شکستن دیوار چهارم فلیباگ در فصل دوم، رابطه او با پریست است. اگرچه رابطه عاشقانه آنها مملو از تنش های جنسی و کشمکش بین احساسات آنها نسبت به یکدیگر در مقابل ارتباط او با خدا است، فلیباگ در نهایت خود را به صمیمانه ترین رابطه عاطفی او با یک شخص از زمان بو باز می کند. در قسمت مربوط به مراسم تشییع جنازه مادر فلیباگ نیز به این نکته اشاره میشود که از دست دادن بو غم از دست دادن مادرش را تشدید میکند، زیرا، همانطور که فلیباگ میگوید، او عشق زیادی به مادرش دارد و جایی برای بیان آن ندارد - تا زمانی که بو داوطلب شد. با رفتن بو و جدا شدن فلیبگ از خانوادهاش پس از فصل 1 (و حتی قبل از آن هم از آنها فاصله گرفته بود)، فلیبگ عشق خود را در قطعات قابل کنترلی به مخاطب عرضه میکند، اما در نهایت این یک رابطه یک طرفه و ناکامل است. وقتی فلیبگ با کشیش ملاقات میکند و او به خودش اجازه میدهد عشقش را به شخص دیگری بدهد، همه چیز تغییر میکند.
نینا دوبرو و ایان سامرهلدر از هم جدا می شوند
حتی اگر رابطه فلیبگ و کشیش به خوشی ختم نمیشود، با انتخاب او عشق به خدا بر عشقش به او، فلیبگ میتواند خود را در برابر صمیمیت دوست داشتن کسی باز کند و این احساسات متقابل باشد، گام بزرگی است. برای او. ما دیدهایم که او با دور شدن از آنها برای صحبت با ما، تماشاگران، از آنهایی که در زندگیاش هستند فاصله میگیرد، اما در فصل ۲، فلیبگ بیشتر در کنار کشیش حضور دارد – حداقل تا حدی به این دلیل که متوجه «ناپدید شدن» او شده و او را روی آن صدا می کند. او موفق میشود از فاصلهای که فلیبگ بین خود و دیگران قرار میدهد عبور کند، و این توانایی برای صمیمیتر شدن از نظر عاطفی با کشیش، او را به روابط دیگر، بهویژه با خواهر و پدرش، همانطور که در قسمت پایانی میبینید، باز میکند.
در نهایت، در پایان فصل 2، فلیبگ تا شب راه میرود، در حالی که ما را پشت سر میگذارد، سرش را به سمت دوربین تکان میدهد، و قبل از حرکت، موجی تلخ و شیرین ارائه میدهد. این یادآور این است که چگونه کشیش لحظاتی قبل از آنجا خارج میشود و فلیباگ را ترک میکند تا هر یک از آنها روابط مفیدتری را دنبال کنند. به طور مشابه، فلیباگ ما، مخاطبانش را رها میکند تا به دنبال یک زندگی با ارزشتر، مرتبطتر و صمیمیتر باشیم. پس از صرف زمان زیادی برای فاصله گرفتن، فلی بگ فصل 2 پایانی این امید را ایجاد می کند که او واقعاً زندگی خود را به جلو می برد و می تواند خوشبختی را بیابد. این پایانی زیبا و امیدوارکننده برای داستان اوست، و فینال فصل دوم Fleabag را عالی می کند.
Fleabag فصل 3 نباید اتفاق بیفتد
با چنین پایان شگفت انگیزی، فلی بگ فصل 2 باید آخرین نمایش باشد از آنجا که فصل 2 با حرکت Fleabag از مکانیسم مقابله با استفاده از شکستن دیوار چهارم برای صحبت با مخاطب به پایان می رسد. فلی بگ فصل 3 به این معنی است که - در این دنیایی که والر-بریج ایجاد کرده است - شخصیت در بهبودی و زندگی خود عقب نشینی کرده است. فلیبگ در مراحل سخت زندگیاش مخاطبان داشت، زیرا این گونه بود که با تراژدی، غم و اندوه و دیگر احساسات سخت کنار آمد.
اگر فلی بگ فصل 3 قرار بود اتفاق بیفتد، به این معنی است که او دوران سخت دیگری را در زندگی خود سپری می کند، خواه هنوز با غم خود برای بو و مادرش دست و پنجه نرم کند یا به طور کامل چیز دیگری. مطمئناً، روند بهبودی فراز و نشیبهای خود را دارد و برای فلیباگ قابل درک است که به یک وصله خشن دیگر برخورد کند، اما غمانگیز است اگر او به نقطهای برسد که به مکانیسم مقابله (مسلماً ناسالم) برگردد که او را گرفت. در بدترین دوران زندگی اش
فصل جدید خاطرات خون آشام کی است
سومین فصل Fleabag نیز امید به پایان فصل 2 را تضعیف می کند، که نشان می دهد او به اندازه کافی شفا یافته است تا از شکستن دیوار چهارم استفاده کند تا از واقعیت فاصله بگیرد. همانطور که سریال در حال حاضر ایستاده است، ما امیدواریم که Flebag یک بار برای همیشه به وضعیت عاطفی سالم تری رفته باشد. بنابراین، بازگشت به فلی بگ این حس امید را در فینال فصل 2 تضعیف می کند.
بعدی: تلویزیون تابستانی 2019: تاریخ های پخش برای همه سریال های جدید و بازگشتی