چراغ های شب جمعه: چشمان شفاف، قلب های پر، معنی و الهام را نمی توان از دست داد

چه فیلمی را ببینید؟
 

چشم‌های شفاف، قلب‌های پر، نمی‌توانی از دست بدهی - فریاد رالی چراغ های شب جمعه - خیلی بیشتر از دکمه صحبت های یک مربی فوتبال بود. چه آنها این برنامه را تماشا کردند یا نه، امروز کمتر کسی با عبارتی که بسیار بیشتر از شعار یک مربی فوتبال شد، آشنا نیست. این درام با تعداد زیادی از طرفداران کوچک اما فداکار، به بخشی از فرهنگ پاپ تبدیل شد که تا حد زیادی به دلیل شعار نشاط آور آن در همه جا وجود دارد.





بر اساس کتاب غیرداستانی اچ.جی بیسینجر، چراغ های شب جمعه از یک داستان واقعی الهام گرفته شده است. پس از کارگردانی فیلمی به همین نام در سال 2004، پیتر برگ درام مورد تحسین منتقدان را ساخت که از سال 2006 تا 2011 در NBC پخش شد. این نمایش زندگی ساکنان شهر کوچک و تخیلی دیلون، تگزاس - شهری با فوتبال را بررسی کرد. در ذهن همه و فشار بی امان بر تیم دبیرستان برای بردن هر بازی.






مطالب مرتبط: نحوه اتصال مایکل بی جردن کمئو از Space Jam 2 به Friday Night Lights



در آغاز از چراغ های شب جمعه اریک تیلور، سرمربی تازه منصوب شده، مجبور شد خود را به شهر فوتبالی ثابت کند. ، باید قلب بسیاری از طرفداران پانترز را به دست آورد. مربی تیلور با بازی دوست‌داشتنی کایل چندلر (که در طول اجرای برنامه کار مخفیانه‌ای داشت)، در اولین قسمت مانترای خود را به تماشاگران معرفی کرد تا تیم را تشویق کند تا بهترین کار را انجام دهد. وقتی تیم و شهر او را شناختند، مربی تیلور به یکی از محبوب‌ترین اعضای جامعه دیلون تبدیل شد و به خاطر قدرت شخصیت و توانایی‌اش برای الهام‌بخشی مورد تحسین قرار گرفت. این منجر به این شد که عبارتی که اغلب نقل می‌شود چیزی بیش از برنده شدن در یک بازی باشد. چشمان شفاف، قلب های پر، نمی توان از دست داد به امید و خوش بینی تبدیل شد. این عبارت به خودی خود سرشار از خوش بینی است و امید را در تمام جنبه های زندگی فرا می خواند.

چشمان شفاف باز و بدون مانع هستند، که نشان دهنده توانایی تشخیص چیزهای مهم است. قلب های پر نشان دهنده شادی و عشق است. هنگامی که در مقابل شانس های بزرگ قرار می گیرید - یا واقعاً هر مانعی - واقعاً به اعتماد به نفس هر چه بیشتر به قدرت و توانایی خود برای استقامت کمک می کند. برای پنج فصل، بازیگران اصلی چراغ های شب جمعه وظیفه داشت این ویژگی ها را در شخصیت هایشان بررسی کند.






چراغ های شب جمعه دقیقاً مانند جمله امضای آن، چشمان روشن، قلب های پر، نمی توانم ببازم، بسیار بیشتر از فوتبال بود. داستان‌هایی که در سرتاسر سریال بافته می‌شد، مربوط به ساکنان عادی یک شهر کوچک و اقتصادی بود که هر کدام با بردها و باخت‌های شخصی خود در زندگی سر و کار داشتند. در برخورد با مسائلی مانند نژادپرستی، اعتیاد به الکل، بارداری ناخواسته، و حتی شروع نمایش با آسیبی که زندگی را تغییر می دهد، چراغ های شب جمعه تماشاگران خود را به زندگی مجتمع پشت سر هواداران تشویق کننده در سکوهای جمعه شب هدایت کرد. نویسندگان نمایش به وضوح - در طول چراغ های شب جمعه 5 فصل - اجرا - که برای ساکنان دیلون، زندگی متقابل از طریق بردها و باخت‌های تیمشان راهی برای برقراری ارتباط به عنوان یک جامعه، با تکیه بر قدرت و پشتکار جمعی آنها بود. در طول مصاحبه (از طریق هفته نامه سرگرمی جیسون کاتیمز، مجری برنامه، این موضوع را تایید کرد چراغ های شب جمعه در مورد فوتبال نبود: این درباره جامعه است، درباره خانواده است، و درباره زندگی همه این افراد است.



زندگی های معمولی که در سرتاسر ارائه شد چراغ های شب جمعه با همه فراز و نشیب‌ها، شادی‌ها و ناراحتی‌هایشان، تجسم نیت پشت نقل قول الهام‌بخش، فشار برای استقامت است. و به عنوان چراغ های شب جمعه در زمان‌های مختلف درگیری‌ها، چشم‌های روشن، قلب‌های پر...نمی‌توان از دست داد، نشان داده است.






بیشتر: اخبار و به‌روزرسانی‌های راه‌اندازی مجدد چراغ‌های جمعه شب: هر آنچه می‌دانیم