ایجاد شده توسط J.J. آبرامز، الکس کورتزمن و روبرتو اورچی، سریال علمی تخیلی کالت حاشیه حداقل یکی از بهترین برنامه های تلویزیونی این ژانر در تمام دوران است مطابق با رولینگ استون . این مجموعه در بیشتر دورههای پخش خود بر ترکیبی از اپیزودهای هیولاهای هفته و قسمتهای اساطیری متکی بود و با درهمآمیختن این دو خط داستانی به شیوهای شگفتانگیز اما بسیار مؤثر توانست خود را متمایز کند. داستان پنج فصلی پیتر، اولیویا، و والتر، جهانهای موازی، بازدیدکنندگان/مهاجمین از آینده، تغییر شکلدهندهها، انحرافها، و عجیبوغریب در بیل ساعتهای بیشماری تلویزیونی فوقالعاده را به ما هدیه داده است.
مطالب مرتبط: 10 مرجع پنهان در برنامه های تلویزیونی شگفت انگیز
امروز در حال شمارش معکوس برای ده قسمت پیشگامانه این سریال هستیم. قبل از شروع، از ذکر چند مورد ارجمند صرف نظر می کنیم، بنابراین در اینجا آمده است: «از همه چیز بیش از یکی است»، «روزی که ما مردیم»، «جهان های جدا از هم» و «داستانی از منشأ».
'نامه های حمل و نقل' (فصل 4، قسمت 19)
در فصل چهار، حاشیه قسمت ویژه نوزدهم فوق العاده خاص بود. نامه های ترانزیت به جای انحراف از داستان اصلی و بردن ما در مسیری غیرمنتظره و به طرز عجیبی، ما را به آینده برد. در دنیای جدید شجاع، ناظران تسلط یافته اند و مقاومت ضعیف شده همچنان در حال مبارزه با نبرد خوب است. ما با دختر بزرگ شده پیتر و اولیویا، اتا، و دوستش سایمون، که در ماموریتی برای آزاد کردن اجساد کهربایی تیم فرنج هستند، ملاقات می کنیم.
نویسندگان یک حرکت جسورانه و مخاطره آمیز با این شماره نوزدهم انجام دادند که در درازمدت نتیجه داد زیرا کل فصل پنجم بر اساس آن ساخته شد. مطمئناً، در زمان پخش آن قسمت عجیبی بود، اما حتی در آن زمان نیز باید از داستان سرایی خلاقانه، اضافه شدن بازیگران عالی، و مهمتر از همه جرات انجام کاری شبیه به این بسیار نزدیک به پایان فصل چهارم سریال قدردانی کرد. قوس
آپدیت بعدی پوکمون گو کی است
«براون بتی» (فصل 3، قسمت 19)
نویسندگان با تغییر وضعیت موجود در قسمت هجدهم، سنت اپیزود نوزدهم را با براون بتی - یک موزیکال افسانه ای نوآر - به سطح جدیدی بردند. به طور طبیعی، واکنشها متفاوت بود، با این حال، ما استدلال میکنیم که اپیزودهایی مانند این همان چیزی است که باعث شد حاشیه چنین نمایش فوق العاده ای
مربوط: فرینج: الان کجا هستند؟
شجاعت و نبوغ می خواهد که بگوییم هی، جهان ها با هم برخورد می کنند، اما بیایید یک قسمت موزیکال بسازیم، و تنها به همین دلیل، نویسندگان احترام و تحسین ما را به خود جلب کردند. بهطور شگفتانگیزی، این داستان بینظیر در دنیایی اتفاق میافتد که شبیه دهه 40 است، اما دارای فناوری پیشرفته است، که در آن اولیویا یک P.I است، پیتر قلب مصنوعی دارد، و همه - از جمله اجساد در آزمایشگاه والتر - کار میخوانند. و در حالی که طرح را پیش نمی برد، به دنیای واقعی متصل می شود. این داستان توسط والتر (در مورد مواد مخدر) روایت می شود و او خود را به عنوان یک شرور تصور می کند که گناه و ناامیدی خود را نسبت به پیتر منعکس می کند. از سوی دیگر، این فرصت را به پیتر و اولیویا می دهد تا در یک داستان عاشقانه نیمه عادی زندگی کنند، کاری که در دنیای واقعی قادر به انجام آن نیستند. «براون بتی» واقعاً عجیب ترین و دست کم گرفته شده ترین است حاشیه قسمت ها
پل دبلیو. س فیلم های اندرسون
و آنهایی که پشت سر گذاشتیم (فصل 4، قسمت 6)
در فصل چهارم، پیتر بیشاپ خود را در دنیای عجیب و غریب جدیدی یافت، دنیایی که در آن افرادی که او میشناخت و دوستشان داشت، او را نمیشناختند. حتی تلاش برای تصور اینکه چه حسی باید داشته باشد برای خزیدن پوست ما کافی است. در یکی از پرطنینترین و احساسیترین قسمتهای سریال، و آنهایی که پشت سر گذاشتهایم، نویسندگان موفق میشوند داستانی بسازند که احساسات پیتر را به طرز تلخی منعکس کند.
در این قسمت، یک دانشمند خانه خود را در یک حباب زمان جدا می کند تا به گذشته برگردد به زمانی که همسرش هنوز علائم آلزایمر را تجربه نکرده بود و او را تشویق کند تا تحقیقات خود را برای تثبیت دائمی حباب به پایان برساند. تماشای او که ناامیدانه تلاش میکند زنی را که دوستش دارد نگه دارد و اکنون به سایهای از خود سابق او تبدیل شده است، وقتی متوجه میشوید که پیتر در موقعیتی مشابه با اولیویا قرار دارد، بیشتر دلخراش میشود.
«آنجا: قسمت 1 و 2» (فصل 2، قسمت 22 و 23)
در پایان فصل دوم دو قسمتی، Over There، برای اولین بار میتوانیم جهان دیگر و شخصیتهایی را که در آن زندگی میکنند به درستی کشف کنیم. با برنامهریزی والترنیت برای استفاده از پیتر برای نابودی جهان ما، خطرات بیشتر از همیشه است. والتر ما نقشهای برای تبدیل بچههای کورتکسیفان به جوخه انتحار میدهد و اولیویا و افراد عجیب و غریب هفته را به آنجا میفرستد تا پیتر را برگردانند.
حاشیه کار شگفت انگیزی در ارائه دیگری بودن Over There با ارجاعات عجیب و غریب فرهنگ پاپ و چیزهای مهم تاریخ متناوب انجام می دهد، بدون اینکه از داستان سرایی شخصیت محور آن جدا شود. ما با نسخههای Alt اولیویا، والتر، چارلی، لینکلن، آسترید آشنا میشویم – و ستایش ویژه از بازیگران برای انجام چنین کار برجسته در تمایز بین شخصیتهایشان صورت میگیرد. پایان با یک cliffhanger بزرگ به پایان می رسد که در آن Fauxlivia با بخش Fringe ما به Earth-1 فرستاده می شود، در حالی که Olivia ما در Earth-2 دستگیر می شود. بیش از آن نقطه اوج درخشانی از قوس اساطیری وجود داشت و فصلی را که به طور گسترده ای به عنوان بهترین سریال در نظر گرفته می شد، تنظیم کرد.
'The Plateau' (فصل 3، قسمت 3)
در فصل سه، حاشیه قسمت خود را بین Over Here و Over There تقسیم کرد. The Plateau مسلماً بهترین اپیزود مستقل است که در آنجا تنظیم شده است، و تیم را دنبال می کند که در مورد موردی تحقیق می کنند که در آن مردی به نام Milo فقط با استفاده از یک قلم به یک ولگردی و قانونی به سبک Rube Goldberg می رود. به نظر می رسد، میلو ضریب هوشی خود را افزایش داده و به او اجازه می دهد تا با محاسبه احتمالات، رویدادهای آینده را پیش بینی کند.
نحوه فرار با یک قاتل
مطالب مرتبط: 5 بهترین و 5 بدترین قسمت از X-Files
در اوج هیجان انگیز، مایلو محاسبه می کند که اولیویا در تعقیب او خواهد مرد، با این حال، از آنجایی که او از این جهان نیست، اولیویا یک هشدار بهداشتی را نادیده می گیرد، به دویدن ادامه می دهد و موفق می شود میلو را دستگیر کند، چیزی که او هرگز نمی توانست پیش بینی کند. این به نوبه خود به اولیویا هشدار می دهد که ممکن است در مکان اشتباهی قرار داشته باشد، سوء ظنی که با دید پیتر حتی بیشتر شد. The Plateau نه تنها به طرز درخشانی نوشته، کارگردانی و بازی کرده است، بلکه با فرضیه کلی فصل سوم نیز طنین انداز می شود، که خلاصه می شود یک آدم بد که با تحریک دیگران به انجام آنچه طبیعی است، هرج و مرج ایجاد می کند.
'دی اتیلامید اسید لیسرژیک' (فصل 3، اپیزود 19)
به اصطلاح سنت اپیزود 19 حول این مفهوم می چرخد که قسمت نوزدهم هر فصل از حاشیه عجیب است حتی توسط حاشیه استانداردها در فصل سوم که قسمت Lysergic Acid Diethylamide بود، یک قسمت انیمیشنی در مغز اولیویا دانهام.
با توجه به اینکه هوشیاری ویلیام بل هنوز بدن اولیویا را اشغال کرده است و زندگی اولیویا در حالت آویزان است، والتر نقشه ای برای او و پیتر ارائه می دهد تا با کمک کمی از LSD وارد ذهن اولیویا شوند (زیرا این حاشیه و الاسدی راهحل نهایی برای هر مشکلی است) تا منیت او را پیدا کند تا در ذهنش تسلط پیدا کند. در همین حال، برویلز در آزمایشگاه اسید می ریزد و سفری خنده دار دارد. لیسرژیک اسید دی اتیل آمید یکی از عجیب ترین، جاه طلبانه ترین و مبتکرانه ترین قسمت هاست. حاشیه تا به حال انجام داده است، و این یکی از بهترین ساعات تلویزیونی است که نمایش به ما داده است.
بازسازی resident evil 2 mr. ایکس
'به وستفیلد خوش آمدید' (فصل 4، قسمت 12)
در این قسمت برجسته که شباهت عجیبی به چیزهای عجیب و غریب دارد X فایل های یک هواپیما بر اثر یک اختلال مغناطیسی عجیب سقوط می کند و سه نفر ما را به وستفیلد می فرستد. به زودی آشکار می شود که چیزی وحشتناک در این شهر کوچک در حال رخ دادن است، زیرا به نظر می رسد ساکنان در حال حرکت در شخصیت های مختلف هستند. علاوه بر این، هر بار که از وستفیلد خارج میشوید، دوباره به داخل میروید.
بنابراین، شهر گریزناپذیر از نسخهای از خودش به نسخهای دیگر تغییر میکند، که منعکسکننده اتفاقاتی است که در فصل چهارم برای پیتر، اولیویا و والتر رخ داده است. ورود ناگهانی پیتر به این جهان باعث شده است که اولیوا و والتر بیشتر شبیه کسانی شوند که او می شناسد و دوستشان دارد، و این نشان می دهد که شاید او قرار نیست راهی برای بازگشت به خانه پیدا کند، اما آن خانه راه بازگشت به او را پیدا می کند. و این چیزی است که این قسمت فوق العاده عجیب و غریب هفته را به یکی از بهترین قسمت های سریال تبدیل می کند. بعلاوه، با تیم اصلی که در میدان تحقیق آخرین رویداد عجیب و غریب را بررسی می کردند، به اصول اولیه بازگشت.
'ماریونت' (فصل 3، اپیزود 9)
ماریونت احتمالاً تنها افسردهکنندهترین و ترسناکترین اپیزود است حاشیه . این تیم با دانشمندی آشفته به نام رولند روبرو میشود که تلاش میکند با برداشتن اعضای اهدایی او و به معنای واقعی کلمه دوختن او را دوباره به عشق مرده خود احیا کند. او موفق به انجام این کار می شود و ما ناراحت کننده ترین تصویر را از یک جسد بخیه زده که روی سیم ها تکیه داده شده است. اما همانطور که به چشمان او نگاه می کند، رولاند متوجه می شود که واقعا او نیست. و این بخشی از چیزی است که این قسمت را واقعاً خاص می کند.
داستان آزاردهنده اما از نظر احساسی پرطنین رولاند از نظر موضوعی با قوس تراژیک کنونی پیتر و اولیویا مشابهت دارد. اولیویا با اطلاع از رابطه پیتر با فاکسلیویا، که اساساً زندگی او را دزدیده بود، تلاش می کند تا بفهمد که چگونه پیتر متوجه نشد که این او نیست. به همین دلیل است که سخنان رولاند با اولیویا مواجه شد که در یکی از دلخراشترین صحنههای سریال با پیتر روبرو میشود. نویسندگان موفق شدند یک درام رابطه ای واقعاً صمیمانه و باورپذیر بسازند و آن را به طور بی عیب و نقص در یک قسمت هیولای هفته ادغام کنند که قابل توجه است.
'لاله سفید' (فصل 2، قسمت 18)
هرکسی که دیده حاشیه می داند که لاله های سفید نماد بخشش است و همه اینها به لطف والتر است. در قسمت اسطورهشناسی برجسته و اپیزود مستقل استثنایی، «لاله سفید»، برای اولین بار با گل همنام آشنا شدیم که به یک موتیف تکراری تبدیل شد. White Tulip یک کلاس استاد در ادغام عناصر اساطیری در یک قسمت مستقل است و در آن کلاس بسیار خوبی است.
در حالی که والتر در تلاش است تا حقیقت خود را به پیتر بگوید، تیم به بررسی عواقب مردی میپردازد که در تلاشی ناامیدکننده برای نجات نامزدش به گذشته سفر میکند. نحوه درهم تنیدگی دو خط داستانی، یک حس عاطفی را ایجاد می کند، زیرا هر دو داستان وضوح تلخ و شیرینی پیدا می کنند. برداشت تازه از داستان والتر، احساس گناه و غم و اندوه او که از ورقه مردی که در موقعیتی مشابه گیر کرده بود، چیزی جز درخشان نیست. آخرین نما از والتر که نقاشی لاله سفید را در دست دارد یکی از تلخ ترین و خاطره انگیزترین لحظات سریال است.
مورفئوس چه می شود اگر به شما میم می گفتم
«پیتر» (فصل 2، قسمت 16)
در این فصل دوم، زمانی که والتر داستان منشأ مخفی پیتر را به اولیویا بازگو میکند، به سمت پایین حافظه سفر میکنیم. این اپیزود که به سال 1985 همراه با تیتراژ آغازین الهام گرفته از دهه 80 میلادی بازمی گردد، نشان می دهد که دقیقاً چه اتفاقی برای پیتر افتاده است، سپتامبر چه نقشی در همه آن بازی داشته است، و چگونه اقدامات والتر همه چیزهایی را که در حال رخ دادن است به حرکت در می آورد.
پیتر، قبل از هر چیز، یک اپیزود عالی نوشته شده است که اسطورهشناسی را تا آن نقطه از نمایش کاملاً با ارائه پاسخهایی که خیلی دنبال میشود پیوند میدهد. اما، علاوه بر آن، این یک ساعت تلویزیونی فوقالعاده احساسی، تکاندهنده و دلخراش است که بیشتر به لطف عملکرد فوقالعاده جان نوبل است. پیتر در را برای داستان سرایی درخشان سریال در آینده باز کرد که شامل جهان متناوب است، و به حق به عنوان یک داستان اساسی در نظر گرفته می شود. حاشیه اپیزود، و همچنین قسمتی که آن را به عنوان یکی از بهترین سریال های علمی تخیلی تمام دوران تثبیت کرد.
بعدی: شور و شوق خود را مهار کنید: 5 بهترین (و 5 بدترین) قسمت