دیزنی منجمد این فیلم به طور قابل توجهی با داستان محبوب هانس کریستین اندرسن 'ملکه برفی' متفاوت است. انیمیشن 2013 داستان اندرسن را که در سال 1844 منتشر شد، برای مخاطبان مدرن با تغییر چندین عنصر کلیدی منبع، از جمله شخصیتها، خطوط داستانی و مضامین اصلی بازسازی میکند. در آن زمان، Frozen صرفاً آخرین اقتباس از مجموعه طولانی فیلمهای مبتنی بر آثار اندرسون بود، از جمله فیلم خود دیزنی در سال 1989. پری دریایی کوچک .
نشان می دهد شبیه به نحوه فرار از یک قاتل
«ملکه برفی» که در هفت قسمت روایت میشود، داستان دو کودک خردسال به نامهای کای و گردا را به تصویر میکشد که پس از دیدار مرموز پادشاه دل یخی داستان، بیگناهی و دوستی خود را به آزمایش میگذارند. «ملکه برفی» به طور گسترده به عنوان یکی از بهترین آثار اندرسن در نظر گرفته می شود و ظاهراً اقتباسی از این افسانه از روزهای مقدس والت دیزنی در استودیوی انیمیشن سازی در خط لوله دیزنی بوده است. اما در حالی که 'ملکه برفی' به عنوان پایه ای برای منجمد ، فیلم کریس باک و جنیفر لی تنها یک اقتباس آزاد است. در طول تولید تغییرات زیادی از جمله منجمد پایان اصلی، که محصول نهایی به سختی شبیه تمثیل اصلی اندرسن از خوب در مقابل شر است. علیرغم برخی تفاوتهای شدید، در قلب هر دو اثر، یک شخص ذاتاً خوب وجود دارد که باید از مصیبت مرگبار ضربه خوردن با قلب منجمد نجات یابد.
مطالب مرتبط: فروزن 2 به پری دریایی کوچک اشاره کرد (اما کلاسیک دیزنی هنوز کانن نیست)
با داستانی ساخته شده توسط باک، لی و شین موریس، منجمد داستان یک شاهزاده خانم مصمم، آنا (کریستن بل) را روایت می کند که برای یافتن و بازگرداندن خواهر جدا شده خود، السا (ایدینا منزل) - ملکه جوانی با قدرت های مرموز که ناخواسته زمستان ابدی را به راه انداخته است، به سفری جادویی می پردازد. در پادشاهی خیالی آرندل. موفقیت چشمگیر پنجاه و سومین فیلم انیمیشن دیزنی، امتیازی پرسود را به افراد محترم اضافه کرد. کانن پرنسس دیزنی ، برند بازاریابی و استراتژی داستان سرایی مجموعه سرگرمی چندملیتی را تقویت می کند. منجمد نثر عجیب و تعلیمی اندرسن را با استعداد معمولی دیزنی تازه می کند، شخصیت های جدید دوست داشتنی و سرود پاپ اجتناب ناپذیری را که در سراسر جهان شنیده می شود، 'بگذار برود' را اضافه می کند. در اینجا تمام راه های دیزنی وجود دارد منجمد در تضاد و مقایسه با افسانه اندرسن 'ملکه برفی' است.
شرور ملکه برفی به قهرمان فروزن تبدیل می شود
یک انحراف عمده از آثار اندرسن، طبیعت شریر ملکه برفی است که از آنتاگونیست اصلی داستان به قهرمان اصلی فیلم دیزنی تبدیل شده است. ملکه برفی اندرسن قطعاً شیطان است. او پسر جوانی را با شیطنت های ملایم از خانواده و خانه اش وسوسه می کند، در حالی که پیش بینی می کند تا حد مرگ یخ بزند. ولی منجمد ملکه برفی شریر نیست. این همتای قرن 21 صرفاً گیج و ترسیده است. السا که نمیتواند قدرتهایش را کنترل کند، از خانه فرار میکند تا در انزوای خودخواسته زندگی کند، یک قلعه کریستالی خیرهکننده ایجاد میکند و در این معامله ظاهری جذاب پیدا میکند. در نهایت، او میآموزد که باید با شیاطین درونی خود با از بین بردن دوری سرد خود و در آغوش گرفتن قدرت شفابخش عشق روبرو شود.
در حالی که شر ملکه برفی باید با بی گناهی خالص جوانی شکست بخورد، السا خود بخش مرکزی برای نجات پادشاهی و عزیزانش از آسیب و زیان زمستان است. در سالهای اخیر، فیلم های دوران احیای دیزنی بهجای داستانسرایی پیچیدهتر، خلق شخصیتهای شرور بیش از حد را متوقف کردهاند. منجمد توجه بینندگان را از یک آنتاگونیست بیرونی به مبارزات درونی السا تغییر می دهد.
دیزنی قدرت های ملکه برفی را کاهش می دهد
السا قدرت های مشابهی را که ملکه برفی در اختیار دارد، حفظ می کند، اگرچه آنها نرم تر و ضعیف تر هستند. هر دو توانایی ایجاد قلعه های یخی گسترده، کنترل شرایط آب و هوای زمستانی، و تجسم موجودات برفی را برای محافظت شخصی دارند. به نظر نمی رسد که هیچ یک از ملکه ها تحت تأثیر سرما قرار نگیرند. یک تفاوت عمده بین قدرت های آنها این است که السا هنوز در حال تسلط و درک جنبه ماوراء طبیعی خود است، در حالی که به نظر می رسد ملکه برفی کنترل کامل جادوگری خود را در دست دارد.
ملکه برفی زیبا و مسحورکننده است و قدرت او در مکان هایی که در حال حاضر زمستان را تجربه می کنند در قوی ترین حالت خود قرار دارد. ملکه برفی می تواند به دانه برف تبدیل شود و همچنین می تواند پرواز کند و بوسه های او توانایی بی حس کردن سرما، فراموشی و حتی مرگ را دارند. شاید بزرگترین تفاوت بین قدرت های السا و ملکه برفی انگیزه ها و نیات پشت آن ها باشد. ملکه برفی از جادوی خود برای اهداف پلید استفاده می کند. السا به سادگی می خواهد در آرامش رها شود و خودآگاهی خود را طبق شرایط خودش انجام دهد.
مربوط: Frozen: صداپیشه السا در شادی بود
Frozen شخصیت های جدیدی را معرفی می کند
یکی از برجستهترین تفاوتهای افسانه اندرسن و اقتباس سینمایی دیزنی، حذف تقریباً هر شخصیت اصلی است، که با قهرمانها و افراد جانبی جایگزین شدهاند که به عنوان فویلهای کمدی عمل میکنند و برای تجارت عالی هستند. 'ملکه برفی' حول زندگی دوستان صمیمی کای و گردا، دو کودک خردسال که قهرمانان داستان هستند، می پردازد. منجمد پویایی دو شخصیت اصلی را به روز می کند. خواهر و برادر مانند کای و گردا به خواهران آنا و السا تبدیل می شوند. دیزنی همچنین سن قهرمانان داستان را از کودکان خردسال به بزرگسالان جوان تغییر میدهد و پیشینه پستشان را با تبار سلطنتی جایگزین میکند.
منجمد همچنین بسیاری از شخصیتهای مکمل اندرسن، از جمله یک زوج کلاغ مفید، گلهای داستانگو، یک مادربزرگ دانا، یک اجنه شرور، گروهی از دزدان، و یک شاهزاده و شاهزاده خانم خوشنیت را حذف میکند. بجای، منجمد مخاطبان را با گروهی از ترولهای عشق آزاد و اولاف (جاش گاد)، آدم برفی دندوندار که دوست دارد آغوش گرمی داشته باشد و درگیر آهنگهای موسیقی الهامگرفته از وودویل است، آشنا میکند. نکته قابل توجه این است که داستان، افسار شرور را از ملکه برفی به شاهزاده هانس (سانتینو فونتانا) منتقل می کند، پسری خوش صحبت که به دنبال ساده لوحی و تصورات احمقانه پرنسس آنا از عشق رمانتیک است.
Frozen جایگزین شخصیت های اخلاقی ناخوشایند می شود
نه همه شخصیت ها در منجمد جدید هستند؛ برخی فقط دستخوش دگرگونی های غیرقابل تشخیصی شده اند. شخصیت بیرحمانه و خشونتآمیز دختر سارق کوچولو به کریستوف دوستداشتنی (جاناتان گروف) تغییر شکل میدهد، یک دروگر یخ خراشیده که به آنا میپیوندد تا خواهر بزرگترش را بازگرداند و خانهشان را که در زمستان ویران شده است نجات دهد. در 'ملکه برفی'، دختر سارق کوچولو گردا را می رباید، می ترساند و تهدید به کشتن می کند، همه اینها در حالی که یک گوزن شمالی حساس را با چاقو در اسارت دارد. این شرایط خشونت آمیز در فیلم دیزنی به شدت نرم می شود و گوزن شمالی زندانی تبدیل به Sven، همراه وفادار کریستوف می شود که اکنون معادل یک رتریور طلایی نوردیک است.
Frozen Changes The Snow Queen's Storyline
با اينكه منجمد سفر کهنالگوی گردا/آنا به قلعه ملکه برفی را با درایت حفظ میکند، بسیاری از داستانهای فرعی داستان را به شدت تغییر میدهد. «ملکه برفی» با شیطانی آغاز میشود که در ظاهر یک ترول شیطانی است و آینهای میسازد که واقعیت را تحریف میکند و بعداً به تکههایی از یخ تبدیل میشود که در چشم و قلب مردم فرو میرود. کای تحت تاثیر این تکه های یخ قرار می گیرد که او را به سمت گردا سرد و دور می کند و او را مستعد ترغیب ملکه برفی می کند. منجمد آینه ترول را به طور کامل از طرح حذف می کند و قلب آنا به طور تصادفی با یخ آلوده می شود که السا کنترل قدرت خود را از دست می دهد.
اگرچه آنا دو بار یخ زده است - یک بار در کودکی و بار دیگر چندین سال بعد - ادراک خوش بینانه و طبیعت ذاتا مهربان او هرگز تحریف نمی شود. تفاوت دیگر بین 'ملکه برفی' و منجمد این است که به نظر می رسد آنا زمانی که یخ در قلبش پخش می شود به شدت سرد است، اما کای هرگز درد سرمازدگی را احساس نمی کند. حتی زمانی که او آنقدر آبی است که تقریباً سیاه به نظر می رسد، کای نمی تواند سرمای یخ را احساس کند زیرا بوسه های ملکه برفی به عنوان یک مسکن عمل می کند.
مطالب مرتبط: Frozen vs Frozen 2: کدام فیلم موسیقی متن بهتری داشت
اگرچه کای و آنا هر دو در نهایت از یخی که قلبشان را آلوده می کند نجات می یابند، اما به روش های متفاوتی نجات می یابند. گردا با دیدن دوستش بیحس و نزدیک به مرگ، اشکهای داغ بر روی کای میریزد، که یخ در قلبش ذوب میشود و او را از افسون ملکه برفی رها میکند. آنا با یک عمل عاشقانه واقعی نجات می یابد - البته این محبت گرم و فداکار یک خواهر است، نه اشتیاق عاشقانه ای که او انتظار دارد. به روشهای مشابه، هم گردا و هم السا متوجه میشوند که در تمام مدت دارای این نعمتهای گرم و نجاتبخش بودهاند.
Frozen تمهای مذهبی و مواد تیرهتر را حذف میکند
داستان اصلی اندرسون مملو از زوایای مسیحی است و مملو از نقوش مذهبی است. این داستان به تصاویر کتاب مقدس مانند فرشتگان و شیطان اشاره می کند، و این تلاوت گردا از دعای خداوند است - تقوا که به عنوان پدیده های مذهبی ظاهر می شود - که در نهایت او را قادر می سازد تا ملکه برفی ظالم را شکست دهد. این افسانه نیز بهطور محسوستری نسبت به اقتباس آن تیرهتر است، و متن به اقدامات مذموم مانند آدمخواری، تهدید به قتل، نوشیدن الکل، برهنگی و آزار خانگی اشاره میکند. دیزنی این جزئیات نامطلوب را حذف می کند و آنها را با فرمول موسیقایی متحرک امتحان شده و واقعی خود جایگزین می کند، آوازهای آرام همراه با تصنیف های قدرتمند را درج می کند و همه چیزهای زیبا و هوشمندانه را به دست می آورد.
تم های اصلی را تغییر می دهد
اگرچه هر دو اثر در هسته خود یک موضوع مهم مشترک دارند - یعنی عشق ایثارگرانه همه چیز را تسخیر می کند - دیزنی با اضافه کردن مضامین معاصر بیشتر ارتباط امروزی داستان را ارتقا می دهد. در حالی که بسیاری از شخصیت های 'خوب' در 'ملکه برفی' در ازدواج به هم پیوند خورده اند یا به صورت جفت شده اند، منجمد ارزش متداول اتکا به خود و عشق افلاطونی را بر دلبستگی عاشقانه برجسته می کند. پیام های توانمندسازی زنان، عشق خانوادگی و اهمیت تأیید هویت در سراسر فیلم منعکس می شود. این فیلم همچنین به بررسی درد و خطرات سرکوب و انزوا میپردازد و در عین حال اهمیت رها کردن ترس را نیز برجسته میکند.
«ملکه برفی» اندرسن، متناسب با ویژگیهای جامعهشناختی و دینداری عصر طلایی دانمارک، از ارزشهای اخلاقی است که اغلب در افسانههای سنتی دیده میشود. کهن الگوهای خیر در مقابل شر، پیروزی معصومیت دوران کودکی بر گناهان آموخته شده بزرگسالی، تابستان در مقابل زمستان و جدایی انسان از طبیعت - همه این مضامین تحت دغدغه اصلی حفظ ارزش های مسیحی قرار دارند.
مردی در فینال قلعه بلند
مطالب مرتبط: وقتی دیزنی توانست Frozen 3 را منتشر کند
باغ رز/پنجره به آهنگ 'آیا می خواهی آدم برفی بسازی؟' می شود؟
در «ملکه برفی»، کای و گردا پنجرهای با باغ گل رز بین ساختمانهای مجاورشان دارند. دوستان در طول سال از طریق این پنجره ارتباط برقرار می کنند تا زمانی که زمستان شیشه پنجره را منجمد کند و تماس آنها را تا گرم شدن گرمای بهار مسدود کند. در آغاز منجمد ، مخاطبان با نسخه های جوان تر دو قهرمان فیلم - شاهزاده خانم آنا و السا - آشنا می شوند که اکنون در سنی مشابه با همتایان ادبی خود هستند. پس از یک تصادف مرگبار که شامل قدرت های بی انضباط السا می شود، دو خواهر به طور ناگهانی خود را در طول دوران کودکی خود، هم از نظر جسمی و هم از نظر احساسی، در کنار دری از هم جدا می کنند. منجمد آهنگ ' آیا می خواهی آدم برفی بسازی؟ ' همان جدایی تمثیلی را که کای و گردا در شرایط سخت زمستان تجربه کردند را بررسی می کند.
Frozen The Setting را تخیلی می کند
'ملکه برفی' در یک شهر نامشخص شروع می شود، به احتمال زیاد جایی در شمال اروپا. بعداً، گردا او را از لاپلند (منطقه توپوگرافی شامل نواحی شمالی فنلاند، سوئد، نروژ و بخشهایی از روسیه امروزی) تا فینمارک و دورتر از شمال به جزیره اسپیتسبرگن میبرد. در حالی که منجمد همان ریشهها و دوره زمانی اسکاندیناویایی را مانند سلف ادبی خود حفظ میکند، و فضای فیلم را تخیلی میکند. اگرچه ساختگی است، پادشاهی آرندل از کشور نروژ الهام گرفته شده است، و این سرزمین خیالی دارای بسیاری از ویژگیهای مطابق با محیط نوردیک خود است، مانند گل رزامینگ تزئینی، کلیساهای چوبی چوبی، آبدرههای وسیع و برخی اشارههای نه چندان ظریف به فرهنگ نورس.
بعدی: فروزن 2: همه 8 صحنه حذف شده توضیح داده شده است