بندر قلب و روح خدمه Planet Express در Futurama بود، حتی اگر هیچ یک از این چیزها را نداشت. اینها بهترین نقل قول های او هستند.
چه خواهد شد فوتوراما بدون بندر، ربات چهار ساله بد دهن، شراب خوار، سیگار سیگار و جنایتکار باشید؟ بهعنوان بخشی از گروه اصلی، بندر در آن واحد برای سایر خدمه به قانونگرا بودن تبدیل شد و همچنین یک طلسم دوستداشتنی برای خدمه Planet Express بود.
با صداگذاری فوقالعادهای که توسط جان دی ماجیو بینظیر ارائه شد، بندر به سرعت به یکی از محبوبترین شخصیتهای سریال تبدیل شد، و اگرچه شخصی مانند بندر میتوانست به سرعت آزاردهنده شود، اما هنوز آنقدر قلب و شخصیت در زیر بدنهی سرد و فلزیاش وجود داشت تا او را حفظ کند. دوست داشتنی در اینجا ده مورد از بهترین نقل قول هایی وجود دارد که نشان می دهد بندر واقعا چقدر عالی بود.
مطالب مرتبط: 10 نظریه طرفداران فوتورامای تاریک که همه چیز را تغییر می دهد
به روز شده در 1 فوریه 2021 توسط Scoot Allan: با توجه به بسیاری از برنامههای مورد علاقه طرفداران که برای مدت طولانی لغو شدهاند، و با احیای سریالها در سرویسهای پخش و شبکه، زندگی جدیدی پیدا میکنند، طرفداران همچنان امیدوارند که شاهد بازگشت این سریال باشند. فوتوراما ، که بازیگران فاش کردند که آماده بازگشت دوباره برای سومین بار سریال هستند. یکی از بزرگترین دلایلی که طرفداران امیدوارند بازگشت آن را ببینند فوتوراما به خاطر شخصیت بندر است که به دلیل نگاه منحصر به فردش به زندگی و انسانیت به سرعت به یکی از بهترین بخش های کمدی علمی-تخیلی تبدیل شد که منجر به نقل قول های شگفت انگیزی شد که باعث می شود طرفداران بیشتر به سراغشان بیایند.
پانزدهمن بندر هستم، عزیزم! خدایا لطفا مشروب را وارد کن
یک چیز در مورد بندر که شخصیت را بسیار دوستداشتنی میکند و او را از سایر رباتهای Bending جدا میکند، شخصیت منحصربهفرد اوست که خدمه Planet Express تقریباً در فصل دوم «How Hermes Requisition His Groove Back» را از دست دادند.
پس از اینکه بندر تهدید کرد که بوروکرات جدید Planet Express را به دلیل داشتن رابطه نامشروع با یک کارمند (فرای) افشا خواهد کرد، کارت حافظه او حذف شد و تقریباً گم شد تا اینکه هرمس توانست آن را از کابوس کاغذی بازیابی کند. بندر به شیوه ای قابل پیش بینی با بیانیه مختصری از خود و بیانیه ماموریتش بازگشت.
14هی مامان سکسی می خواهید همه انسان ها را بکشید؟
بندر و فرای فقط بهترین دوستان نبودند آینده به آنها همچنین هم اتاقی هایی بودند که پس از اینکه فرای درخواست کرد از کمد بندر خارج شوند، در فصل اول «من، هم اتاقی» جایی پیدا کردند.
نه تنها آنها مجبور شدند در محلههای تنگ راحت باشند، بلکه بندر در خواب با رباتهای زن در مورد تمایل خود برای از بین بردن بشریت صحبت میکرد، که اگر انسان در یک کمد با خم شدن قدرتمند به دام افتاده باشد میتواند کمی نگرانکننده باشد. ربات خوشبختانه آنها توانستند به فضای بزرگتری ارتقا یابند و بندر فقط گاهی سعی میکرد انسانها را بکشد.
فیلم های مشابه شیطان پرادا می پوشد
13زندگی خود را با زندگی من مقایسه کنید...
فصل دوم از فوتوراما قیمت تیتانیوم پس از یک فاجعه معدنی در «یک سر در نظرسنجی» به شدت افزایش یافت، که الهام بخش بندر بود تا بدنه تیتانیوم خود را با پول سرد و سختی که در مقابل همکارانش به نمایش گذاشت، بفروشد.
فقط تکان دادن پول نقدی که در دهانش میچسباند در مقابل دوستانش کافی نبود، بلکه میخواست آنها بدانند که به اندازهای که او اکنون برایشان کار نمیکند و احتمالاً باید به پایان برسد. چیزها یک حرف بی ادبانه و وحشتناک برای گفتن به کسی؟ مطمئنا. بند کلاسیک؟ قطعا.
12امیدوارم نمرد مگر اینکه یادداشتی از من بجای بگذارد، پس امیدوارم که بمیرد.
Bender Bending Rodriguez همیشه به دنبال درآمد سریع بود، همانطور که طرفداران متوجه شدند که او بدن خود را به معنای واقعی کلمه برای پول فروخت، اگرچه او همچنین فاش کرد که از گرفتن پول نقد و قدرت به قیمت جان یک نفر خوشحال است، که باید بیشتر باشد. غافلگیر کننده از یک آشکار از آن است.
مطالب مرتبط: فوتوراما: 10 جمله زاپ برانیگان که زندگی هستند
هنگامی که پروفسور فارنسورث برای روزها در آزمایشگاهش ناپدید شد، در حالی که کلون خود Cubert را در فصل دوم 'A Clone of My Own' خلق می کرد، بندر با امیدواری که نمی میرد، حس شفقت نشان داد تا اینکه فکر یک ارث احتمالی از سردی او گذشت. ، ذهن رباتیک
یازدهخوب، اگر جک کردن باعث شود غریبهها فکر کنند من خوب هستم، این کار را انجام خواهم داد.
فقط فوتوراما می تواند شکل جدیدی از اعتیاد به انرژی را معرفی کند و سپس از بندر بخواهد که آن را به یک شوخی خودارضایی ظریف در مورد تطابق با آن تبدیل کند که سقف را پایین آورد، اما این دقیقاً همان کاری است که آنها در فصل اول 'Hell Is Other Robots' انجام دادند.
بعد از اینکه بندر وسوسه شد که یک داروی جدید را با «جنگ کردن» و سوء استفاده از انرژی دریافت کند، به سرعت گفت بله با این امید که این کار او را باحال به نظر میرساند، هرچند که به سرعت معتاد شد و به پایینترین حد خود رسید که بسیار پایین است. برای شخصیتی مثل بندر
10'خیلی خجالت زده شده ام. کاش بقیه مرده بودند.
بندر همیشه از آن دسته شخصیت هایی بوده است که دارای یک نفس بزرگ اما شکننده است. حتی زمانی که او با شکست روبرو می شود، هنوز کاملاً از بزرگ بودن خود آگاه است و با وجود اینکه احساس شرم زیادی می کند، باید دیگران آن را به جای او احساس کنند.
بندر از آن دسته رباتی است که «همه انسان ها را بکش» عبارت جذاب خود را می سازد، بنابراین طبیعی است که او واقعاً به قداست زندگی انسان اهمیت نمی دهد. در واقع، برای او، این ایده که زندگی انسان مقدس است برای برانگیختن یک خنده کافی کافی است.
آیا فانوس سبز در لیگ عدالت خواهد بود
9'داستان من بسیار شبیه داستان شماست، فقط جالب تر است، زیرا شامل روبات ها می شود.'
ربات ها باحال هستند و بندر به شدت از این موضوع آگاه است. حتی در سال 3000، زمانی که روباتها تقریباً در همه جا حضور دارند، بندر میداند که آنها بسیار سردتر از هر شکل زندگی دیگری هستند.
بندر زمانی که با یکی از بت های آشپزی خود در حال سرو غذا در یک کمپ دوره گردی ملاقات می کند، این جمله را بیان می کند. بندر احساس میکند که داستانهای آنها فوقالعاده شبیه به هم هستند، اما بدیهی است که داستان او بسیار سرگرمکنندهتر است، زیرا شامل روباتها میشود (مخصوصاً شامل Bender، جالبترین ربات موجود است).
8این بدترین نوع تبعیض است: تبعیض علیه من!
هیچ چیز بدتر از این نیست که کسی به شما نه بگوید، و بندر این را به خوبی می داند. هنگامی که او و فرای سعی می کنند از تخفیف نظامی برای خرید آدامس با طعم ژامبون استفاده کنند، سریعاً توسط کارمند فروشگاه مورد سرزنش قرار می گیرند و او به آنها (به درستی) اطلاع می دهد که این تخفیف فقط برای افراد نظامی است.
مطالب مرتبط: Futurama: 5 بهترین (و 5 بدترین) قسمت
بندر این جمله را بیان می کند، که انصافاً بسیار درست است. چیزی که وضعیت را بدتر می کند این است که بلافاصله بعد از آن، بندر و فرای برای دریافت تخفیف در ارتش نام نویسی می کنند، اما بلافاصله پس از امضای اوراقشان، «جنگ اعلام شد».
اسپین آف آناتومی گری چه بود؟
7'هر چیزی کمتر از جاودانگی، اتلاف کامل زمان است.'
وقتی بندر متوجه میشود که بدون یک واحد پشتیبان بهدرستی ساخته شده است، به سرعت متوجه میشود که تمام مواقعی که زندگیاش را به خطر انداخته است، واقعاً، او زندگیاش را به خطر انداخته است.
زمانی که هرمس سعی میکند به او در مورد فانی بودنش دلداری دهد و اینکه چگونه داشتن زمان کوتاهی روی زمین باعث میشود همه چیز اهمیت بیشتری پیدا کند، این خط را بیان میکند. این قسمت با یک مونتاژ واقعاً تکان دهنده به پایان می رسد در مورد اینکه چگونه هرمس کسی بود که از جان بچه بندر در زمانی که برای اولین بار به عنوان بازرس ربات کار می کرد نجات داد.
6'دست در هوا' با 'فقط مهم نیست...' قافیه می شود و تمام شد!
زمانی که بندر در نهایت توسط قوطی بازکنی که همیشه از آن میترسیده میچرخد، استفاده از بدنش را از دست میدهد. با این حال، با کمک بک، بندر یاد می گیرد که چگونه از بازوهای ربات کوچک برای بازی با بدن خود مانند تخته لباسشویی استفاده کند. او به سرعت تبدیل به یک قهرمان موسیقی محلی می شود و تصمیم می گیرد آهنگ خود را درباره ربات های شکسته بنویسد.
در حین نوشتن این شاهکار است که بندر این خط را می گوید و آن را مانند متن پایانی ترانه اش ارائه می دهد که یک نبوغ است. این شوخی بعداً زمانی که بندر بالاخره آهنگش را اجرا میکند جواب میدهد، و از ناکجاآباد، او واقعاً به تماشاگران میگوید «دستهایت را در هوا بگذار، مثل اینکه برایت مهم نیست».
5«چطور میتوانم در هر کاری که میکنم آنقدر بد باشم و هنوز هم عالی باشم؟»
قبلاً در مورد اینکه بندر چگونه یک نفس سالم (یا ناسالم، بسته به نوع نگاه شما به آن) دارد، صحبت کردیم، و حتی زمانی که او کاملاً شکست خورده است، همچنان موفق می شود خود را به نوعی بهترین ببیند.
که نقش یک دروغگوی کوچک را بازی می کند
این خط در قسمت '40% Leadbelly' آمده است. بعد از اینکه بندر متوجه شد که نمی تواند یک آهنگ فولکلور موفق بنویسد (که باید اولین باری که با بک در «بندین» در باد آن را انجام داد می فهمید)، باید به نوعی با این واقعیت کنار بیاید که عالی بودن به معنای استعداد نیست
4'زندگی من و در نتیجه زندگی هر کس دیگر بی معنی است.'
زمانی که بندر از این که همیشه یک هارلم گلوبترتر نیست (او در اعماق قلبش به نظر می رسد و باید اعتراف کند که به اندازه کافی بد بو نیست) از بین می رود، به نظر می رسد که کمی دچار بحران وجودی شده است. بالاخره اگر نتواند به آرزویش برسد، پس دیگر چه فایده ای دارد؟
مرتبط: شخصیتهای فوتوراما نوشته تیپ شخصیتی مایرز-بریگز
بندر این جمله را درست زمانی بیان میکند که میخواهد دستگاه روز قیامت را برای حل مسائل زمانی که در سراسر جهان اتفاق میافتد، در جای خود قرار دهد. اگر زمانی که Bubblegum Tate همه حاضران در اتاق را به عنوان یک گلوبترتر افتخاری معرفی کرد، آنجا بود...
3'از بین همه دوستانی که داشتم، تو اولین نفری.'
وقتی بندر و فرای برای اولین بار همدیگر را می بینند، بندر به سختی می تواند باور کند که کسی بخواهد یک ربات را به عنوان دوست داشته باشد. به نوعی، دوستی فرای است که به زندگی بندر معنا می بخشد. از این گذشته، این دو در حالی با هم آشنا شدند که بندر در صف انتظار استفاده از دستگاه انتحاری بود.
در اپیزود «من، هم اتاقی»، بندر و فرای تصمیم میگیرند با هم نقل مکان کنند، و پس از چند شب سخت فرای که سعی میکرد در آپارتمان کوچک بندر (که در اصل فقط یک کمد است) بخوابد، به مکانی بسیار بزرگتر نقل مکان میکنند. حتی اگر دوستی بندر و فرای آزمایش شود، آنها به هم می چسبند و در نهایت فرای در کمد بندر (یک آپارتمان بزرگ) زندگی می کند.
دومن قصد دارم پارک موضوعی خودم را بسازم! با بلک جک! و هوکرها!
'میدونی چی - پارک رو فراموش کن!' در قسمت دوم از فوتوراما ، فرای اولین تحویل خود را با بقیه خدمه از آینده انجام می دهد. آنها به لونا پارک می روند، یک پارک موضوعی که روی ماه ساخته شده است. برای بقیه، این یک سفر بسیار معمولی است، اما فرای به سختی می تواند هیجان خود را مهار کند.
بندر بیشتر قسمت را صرف ایجاد انواع دردسرها می کند (بدیهی است) و پس از اخراج شدن از لونا پارک، اعلام می کند که قصد دارد پارک موضوعی خود را با همه چیزهایی که می خواهد راه اندازی کند.
1الاغ فلزی براق من را گاز بگیرید!
چگونه هر یک از نقل قول های دیگر بندر می تواند بالاتر از این یکی باشد؟ این ممکن است رایجترین عبارتی باشد که او میگوید، و تغییرات زیادی روی آن وجود دارد ('الاغ طلایی من را گاز بگیر' 'الاغ قرمز، داغ و درخشان من را گاز بگیر' و غیره و غیره).
عبارت جذاب بندر در اصل تبدیل شد را عبارت جذاب برای کل نمایش، که نه تنها نگرش نمایش را در بر می گیرد، بلکه محیط آینده نگرانه آن را نیز در بر می گیرد.
بعدی: 25 واقعیت پیچیده فوتوراما که حتی طرفداران دیرینه را شگفت زده خواهد کرد