وقایع Game of Thrones همه را تغییر داد. این شامل جون اسنو بود ، که همان مردی نبود که شروع کرد.
تعداد کمی از شخصیت ها به همان اندازه که Jon Snow در درون کار می کند ، زندگی می کنند بازی تاج و تخت . او از یک حرومزاده در خانواده استارک تا پادشاه شدن در شمال ، در چهره خود به مرگ خیره می شود ، چندین بار عاشق می شود ، مرگ عزیزان را در اطراف خود تماشا می کند ، اما در نهایت بدی ها را فتح می کند.
جون قهرمان نهایی نمایش ها است ، نمکی واقعی از شخصیت های نوع زمین که بسیار همان راه و ارزش های ند استارک را دنبال می کند. از آنجا که او در طول نمایش بسیار مورد استفاده قرار می گیرد ، شخصیت Jon Snow شروع به تکامل می کند.
او تبدیل به یک مرد می شود و مهارت های باورنکردنی را هم به عنوان ویژگی های ساده و هم از نظر شخصیت دقیق خود پرورش می دهد. در اینجا 10 راهی وجود دارد که Jon Snow از فصل اول تا فینال فصل تغییر می کند بازی تاج و تخت.
10به تماشای شب می پیوندد
یکی از اولین و بارزترین تغییراتی که جون اسنو تجربه می کند ، زمانی است که سوگند یاد می کند که به Night Night Watch بپیوندد و به برادری تبدیل می شود که روی دیوار تماشا می کند. او توسط ند استارک به آنجا اعزام می شود و گرچه به طور معمول مجازات مردم است ، اما در واقع برای جون اینگونه نیست.
در اینجا او یاد می گیرد که یک مرد باشد ، او مهارت های جنگنده چشمگیر خود را به کار می گیرد و توانایی های رهبری خود را نشان می دهد. او همچنین می خواهد دوستی خود را با سام در دیوار توسعه دهد ، که در نهایت یکی از مهمترین دوستی های نمایش است.
9او رهبر می شود
یکی از بزرگترین تغییراتی که در شخصیت Jon Snow وجود دارد این واقعیت است که وی به جای اینکه شخصی باشد که پیروی می کند ، از نقش رهبری استقبال می کند و مسئولیت موقعیت ها را به عهده می گیرد. در حالی که او همیشه در رده دوم پس از راب استارک بزرگ شد ، هنگامی که به تماشای شب می رسد ، همه چیز تغییر می کند.
طولی نمی کشد که او به سمت اوج می رود و او نیز فقط برادرانش را با لباس سیاه هدایت نمی کند. جون اسنو در حالی که وایلدلینگ ها و سایر ارتش ها در برابر ارتش کشته شده ها گرد هم آمده اند ، به رهبری کل ارتش ها ادامه می دهد و نشان می دهد که او چقدر قدرت می یابد.
8می آموزد که چگونه بازی را انجام دهیم
همه در این نمایش 'بازی می کنند بازی تاج و تخت' به روش فردی خودشان در حالی که برخی این کار را با هدایت ارتش و جنگ انجام می دهند ، دیگران با انتشار اسرار و ایجاد توطئه این کار را انجام می دهند. انجام بازی دشوار است و چیزی است که Jon Snow در ابتدا با آن دست و پنجه نرم می کند ، عمدتا به این دلیل که ارزش های او خیلی خوب هستند.
با این حال ، با پیشرفت نمایش ، این چیزی است که او یاد می گیرد به طرز باورنکردنی آن را انجام دهد. با وجود اینکه همیشه انتخاب های درستی انجام نمی دهد ، جون همیشه به دنبال بهترین کار برای دیگران است و به همین دلیل او یک رهبر عالی است ، رابطه با وایلدلینگ ها یک مثال عالی است.
7تبدیل به یک مبارز ماهر می شود
در حالی که Jon Snow در ابتدای نمایش به وضوح یک مبارز با استعداد است ، اما دروس وینترفل را تا آنجا که ممکن است جدی گرفته است. او با رسیدن به دیوار اوضاع را به سطح دیگری می برد و به یکی از قدرتمندترین مبارزان در کل مجموعه تبدیل می شود.
سپس اسنو ادامه می دهد تا توانایی های جنگی خود را در برابر دشمن ترین دشمنان در کل جهان وستروس به نمایش بگذارد. از وایلدلینگ گرفته تا وایت واکر ، کسی وجود ندارد که جون اسنو قادر به جنگیدن با آنها نباشد و ثابت کند که رشد خوبی دارد.
6پرواز بر روی یک اژدها
در طول بازی تاج و تخت ، تعداد کمی از افراد قادر به نزدیک شدن به اژدها هستند ، چه رسد به اینکه با آنها رابطه برقرار کنند. اما این جایی است که جون اسنو منحصر به فرد است ، زیرا میراث خانوادگی او به او اجازه می دهد تا نه تنها به اژدها برود ، بلکه آنها را لمس کند ، بلکه در پشت آنها پرواز کند!
این یک تغییر بزرگ در شخصیت Jon است زیرا هیچ کس انتظار ندارد که او را در هر نقطه از سریال در پشت اژدها پرواز کند. این فقط به تقویت این واقعیت کمک می کند که Jon Snow یکی از جذاب ترین و قدرتمندترین شخصیت های نمایش است.
5دوبار عاشق می شود
در ابتدای نمایش وقتی Jon Snow را می بینیم ، او بسیار پسری است که در راه مرد شدن است. در حالی که او دقیقاً کودک نیست ، اما هنوز چیزهای زیادی در مورد جهان نمی داند و این چیزی است که او در این راه یاد می گیرد ، و این بیشتر مربوط به دو زنی است که عاشق آنها می شود.
اول یگریت است که به او کمک می کند 'در یک صحنه بخار درون غار' 'مرد شود'. او به او در مورد جهان و اینکه همه چیز آنطور که فکر می کند عالی نیستند به او می آموزد ، در حالی که دنریس سپس بیشتر به او در مورد رهبر بودن و چگونگی تصدی مسئولیت می آموزد.
4تماشا می کند عاشقانش می میرند
گرچه جون ممکن است آنقدر خوش شانس باشد که در این نمایش دو بار عاشق شود ، اما همچنین آنقدر بدشانس است که هر دو زن در آغوش او بمیرند. اولین نفری که سقوط می کند یگریت است که جون با او مرد می شود. هنگامی که آنها در برابر یکدیگر می جنگند ، توسط اولی کشته می شود ، در حالی که اسنو او را از دست می دهد.
با این حال ، او با شریک دوم خود حتی برای او سخت تر می شود زیرا جون در واقع مسئول مرگ دنریس است. جون با احساس چگونگی مصرف توان خود ، با چاقو به معده او را به پایان می رساند.
3پادشاه در شمال
در حالی که جان اسنو در نهایت زانو را خم می کند تا آنچه که در نهایت ملکه دیوانه شود ، او در زمان حضور خود در این نمایشگاه لقب پادشاه را در شمال کسب کرد. این یک لحظه عظیم در نمایش است زیرا مردم شمال با افتخار از جون به عنوان رهبر خود و مردی که می خواهند بر تخت سلطنت عقب می مانند.
حتی اگر او در جای دیگر به بیعت خود اعتراف کند ، این نشان می دهد که او در طول نمایش چقدر پیشرفت می کند. رفتن از شخصی که مردم به دلیل سوابق او بدشان می آید ، به عنوان یک رهبر واقعی و مردی که مردم به عنوان پادشاه می خواهند باشد.
دواو می میرد
این یک تغییر بسیار بزرگ برای هرکسی است که بتواند با آن روبرو شود و برای اکثر مردم نیز تغییر نهایی است ، اما Jon Snow به لطف قدرت های زن سرخ قادر به زنده شدن است. با این حال ، جون اسنو از نظر فنی در طی آن می میرد بازی تاج و تخت.
او توسط برادرانش در دیده بان شب به ویژه اولی جوان که جون همیشه مراقب او بود خیانت می کند. او توسط برادرانش چند بار با ضربات چاقو زخمی می شود که کاملاً بر خلاف رمز دیده بان شب است و یکی از تکان دهنده ترین لحظات تاریخ نمایش را فراهم می کند.
1او درباره خانواده خود می آموزد
بزرگترین تغییری که جون اسنو طی آن متحمل شده است بازی تاج و تخت این است که او سرانجام بسته می شود به عنوان یک شخص است. سام و بران سرانجام پس از سال ها که او را حرامزاده صدا می کردند و نمی دانستند مادر خود کیست ، سرانجام به او می گویند که مادرش در واقع لیانا استارک است و پدرش ریگار تارگرین است.
چه کسی جایگزین دیوید لی راث به عنوان خواننده گروه ون هالن شد؟
این یکی از بزرگترین افشاگری های کل سریال است و مطمئناً چیزی است که باعث تغییر Jon و نوع نگاه او به مسائل می شود. همچنین او را در صف نشستن واقعی بر تخت آهنین قرار می دهد ، تصمیمی که سرانجام تصدیق نکردنش می کند.