در حالی که طرفداران در حال حاضر بیشتر روی رویکرد سریع متمرکز شده اند خانه اژدها ، یکی دیگر بازی تاج و تخت اسپین آف با دنباله سریال جان اسنو عرضه می شود. اسپین آف می تواند چگونگی تأثیر گذشته غم انگیز جان را بررسی کند، به خصوص در پایان بدست آورد ، چیزی که توسط انواع نقل قول های او منعکس شده است.
اگرچه جون هرگز کسی نبود که بخواهد پادشاه شود، اما به عنوان لرد فرمانده نگهبانان شب و به طور خلاصه پادشاه شمال یک رهبر طبیعی بود، و روش او با کلمات نشان دهنده این استعداد متمایز و صفت شریف بود. جون که همیشه غمگین و جدی است، نقل قولهای زیادی دارد، هم در سخنان سریع و هم سخنرانیهای بزرگ، که دلخراش است و درد او و هر چیزی را که از دست داده است، برجسته میکند.
10'ما اینجا هستیم تا با برادران و خواهرانمان خداحافظی کنیم...'
'آخرین استارک' (S8.E4)
نبرد وینترفل که مدتها در انتظارش بود، یک ماجرای حماسی بود که در آن کاراکترهای محبوب به پایان خود رسیدند و تهدید ماوراء طبیعی نمایش از بین رفت. در قسمت بعدی، یک تشییع جنازه دسته جمعی برای آن جنگجویان کشته شده برگزار شد که در آن جان یک سخنرانی معمولی جان اسنو انجام داد.
این نقل قول شروع به سخنرانی غم انگیز می کند، که شخصیت های مورد تحسین مانند جان، سانسا، دنریس و غیره را می بیند که مانند تئون، لیانا و جورا برای مردگان عزادار هستند. مرگ آنها به اندازه کافی دلخراش بود، اما چیزی بسیار دردناک در مورد سوزاندن آتش سوزی وجود دارد که به همان اندازه غم انگیز است، و این نقل قول به عنوان یادآوری دیگری از همه کسانی است که از دست رفتند.
9 'متاسفم که وقتی به من نیاز داشتی آنجا نبودم.'
«تخت آهنین» (S8.E6)
قسمت پایانی سریال دلخراش بود، تا حدی به این دلیل که نمایش - برای مدت طولانی محبوب بود - در حال پایان بود، اما بیشتر به این دلیل که به طرز وحشتناکی پایان یافت و مسلما میراث این پدیده را خراب کرد. اما، لحظاتی واقعاً احساسی وجود دارد، مانند خداحافظی جان با خانواده باقی مانده اش.
طرفداران آرزو میکردند استارکها اینطور راهشان را از هم جدا نمیکردند، اما تماشای آن همچنان دلخراش بود، بهنظر میرسد که جان هنوز هم به خاطر اتفاقی که برای بران و هاوس استارک در سریال رخ داده، گناه و سرزنش زیادی دارد. مسئولیتی که او دائماً بر دوش خود می گذارد نه تنها غیرقابل توجیه است بلکه دیدن آن غم انگیز است. ناگفته نماند که این خواهر و برادرهایی که همدیگر را دوست دارند، همه راه خود را از هم جدا میکنند و چه کسی میداند که چه زمانی دوباره با هم خواهند بود یا نه - اگرچه طرفداران دوست دارند دوباره آنها را در اسپینآف ببینند.
8'شما می گویید او در تمام زندگی من به من دروغ گفته است؟'
'Winterfell' (S8.E1)
نظریه R + L = J ممکن است یکی از عناصر مورد استفاده نادرست سریال و یکی از بزرگترین ناامیدیهای آن باشد، اما پیچیدگیهای جدی به ند و همچنین به افکار جان در مورد اینکه چه کسی پدرش است اضافه کرد.
آیا فصل 8 Pll وجود دارد؟
این خط زمانی مطرح می شود که سم حقیقت را در مورد هویت و اصل و نسب جان به جان می گوید و نشان می دهد که جان کیست. به جای اینکه ابتدا بر وارث بر حق تخت آهنین بودن تمرکز کند، افکارش با ند و افتخاری که جان به خاطر آن او را تحسین می کرد بود. هم ند و هم جون شاید خیلی محترم بودند و فهمیدن اینکه ند خیلی رنج کشیده و در تمام زندگی اش دروغ گفته است، به وضوح جان را ناراحت کرد و تماشای آن واقعا شرم آور بود.
7آیا او را با خود خواهید برد؟
'آخرین استارک' (S8.E4)
یکی از ناامید کننده ترین و در عین حال غم انگیز ترین لحظات بازی تاج و تخت زمانی است که جان با دوستانش مانند تورموند و سام خداحافظی میکند اما از خداحافظی مناسب با وفادارترین دوستش، گوست، غفلت میکند.
قیافه غمگین روی دیورولف زخمی اشک آور است، اما درخواست جون از تورموند برای بردن گوست به آن سوی دیوار هم همینطور است. به همان اندازه که گوست به خداحافظی نزدیک است، و مانند بسیاری از افراد در فصل 8، او شایسته بهتری بود. هر چند که گوست و تورموند هر دو باید در اسپین آف ظاهر شوند تا این تخلف را جبران کنند.
6ما به آنجا برمی گردیم.
'Watchers On The Wall' (S4.E9)
ایگریت و جان اسنو ممکن است بهترین رمان عاشقانه باشند بازی تاج و تخت و به طور همزمان دلخراش ترین، به لطف لحظاتی مانند مرگ بسیار غم انگیز ایگریت، که در نبرد قلعه سیاه در آغوش جان درگذشت.
ایگریت کیک دلخراش ترین خط این صحنه را با آخرین «تو هیچی نمی دانی، جان اسنو» می گیرد. این پاسخی است به جون که گفت آنها به غار بازخواهند گشت، که فقط با تماشای آهسته آهسته رفتن ایگریت اشک های بیشتری سرازیر می شود. طرفداران آرزو می کردند که ایگریت مجبور نباشد برود، اما این فقط به داستان دلخراش جون اضافه شد و برای همیشه از اولی به خاطر آن متنفر بودند.
تاریخ های پخش فصل 7 مردگان متحرک
5من از جنگیدن خسته شدم.
«کتاب غریبه» (S6.E4)
جان اسنو دقیقاً آسان ترین زندگی را نداشت، بسیاری از آنها به دلیل حرامزاده بودن قبل از رفتن به دیوار و گذراندن قسمت بعدی زندگی خود در نبردها و جنگ ها از او دوری می کردند. علیرغم مبارزه برای خیر و شرف، این دعواها تاثیر خود را گذاشت.
چه سرباز باشد، چه رهبر یا حافظ صلح زمانی که جان وینترفل را ترک کرد، از همان لحظه اول برای جان خود می جنگید و همانطور که به سانسا می گوید، از این موضوع بسیار خسته شده است. سخت است که نسبت به این شخصیت احساس همدردی نکنیم، به خصوص با توجه به اینکه چقدر از دست داده و چقدر کم از او تشکر شده است - نه اینکه او به دنبال چنین چیزهایی بوده است.
4 'من بعضی چیزها را می دانم. من می دانم که دوستت دارم.
'Mhysa' (S3.E10)
عاشقانه جان اسنو با ایگریت بسیار غم انگیز است، زیرا، علیرغم اینکه برای یکدیگر بسیار عالی هستند و چنین شیمی الکتریکی دارند، آنها از دو دنیای متفاوت با مسیرهای متفاوت در زندگی آمده اند. این را می توان در این صحنه که ایگریت جان را پیدا می کند و به او شلیک می کند، به بهترین شکل مشاهده می شود.
مانند یک تپه درختی در نتفلیکس نشان می دهد
ایگریت اگر می خواست می توانست جان را با یک تیر بکشد، اما جون درست می گفت که او را دوست دارد. این خط بسیار دلخراش است، نه فقط به دلیل صحت آن، بلکه به این دلیل که همه می دانستند که محکوم به فنا هستند و هرگز خوشحال نخواهند شد، همانطور که روش بازی تاج و تخت .
3'توملکه من هستی.'
«تخت آهنین» (S8.E6)
جان اسنو هرگز در عشق شانس زیادی نداشت و هر دو عاشق در آغوش او مردند. دومی در حالی که ملکه دیوانه، مادر اژدها دنریس را ترور کرد، به دست خودش مرد و این را درست قبل از چاقو زدن به او گفت.
این لزوماً به دلیل مرگ دنریس ناراحت کننده نیست، بلکه به این دلیل است که جان مجبور شد یک بار دیگر وظیفه را بر عشق مقدم می داشت. او نمی توانست خوشحال باشد، آبرویش بیش از حد ارزشمند بود، و نمی توانست بنشیند و تماشا کند که این شخص کاری را که او انجام می دهد انجام می دهد، در حالی که او می توانست جلوی آن را بگیرد. علاوه بر این، مانند بسیاری دیگر، او واقعاً به دنریس اعتقاد داشت و درست مانند تیریون به او خیانت شد.
دومن از شما نمی خواهم که مرده خود را فراموش کنید.
«خانه سخت» (S5.E8)
«Hardhome» یکی از بهترین اپیزودهای سریال با محوریت جان اسنو و به طور کلی تنها یکی از بهترین اپیزودها است که یکی از تأثیرگذارترین سخنرانیهای جان را در خود جای داده است، زیرا او از Wildlings میخواهد تا به او در مبارزه با مردگان بپیوندند.
این سخنرانی خلاصه می کند که جون چقدر از دست داده است و چگونه این بار را با خود در هر نبرد حمل می کند و برای یاد و افتخار آنها می جنگد. خواه (در این مرحله از داستان) ند، راب، ایگریت، بنجن یا هر صد نفر دیگری که در زندگی خود از دست داده بود، جان هرگز آنها را فراموش نکرد. حجم عظیم افرادی که او در کنار دیگر استارکها از دست داد، به خودی خود دلخراش است، بدون اینکه نیازی به صداگذاری مثل اینجا باشد.
1'من را برنگردان.'
'نبرد حرامزاده ها' (S6.E9)
با توجه به اینکه تا چه حد این سریال از فرهنگ عامه پسند خارج شد، به راحتی می توان فراموش کرد که مرگ جان اسنو و رستاخیز متعاقب آن تا چه اندازه بر گفتگوها مسلط بوده است. با این حال، بر خلاف تماشاگران، جان اسنو لزوماً از بازگرداندن آن لذت نمی برد.
جان اسنو که دائماً سربار بود، همیشه می جنگید، دائماً اطرافیانش را از دست می داد، هرگز نمی توانست استراحت کند، بدون شک هر بار تا نفس مرگش می جنگید، اما از استراحت و مرده ماندن زمانی که زمانش فرا می رسید، بسیار خوشحال بود. جون پس از رستاخیز لزوماً از زندگی یا وظیفهاش لذت نمیبرد، و این واقعیت که او نمیتوانست در طول دو زندگی شاد باشد، بسیار ناراحت کننده است.
بعدی: رتبه بندی فصل های بازی تاج و تخت بر اساس میانگین IMDb