Game Of Thrones: 10 دلیل اینکه سانسا و جون دوست واقعی نیستند

چه فیلمی را ببینید؟
 

از بین همه خواهران و برادران استارک ، سانسا و جون اسنو دارای سردترین رابطه هستند. ما 10 بار در بازی تاج و تخت با یکدیگر برخورد ضعیفی داریم.





سانسا استارک و جون اسنو روابطی دارند كه فقط می توان آنها را به عنوان یك رابطه آشفته توصیف كرد. مطمئناً ، آنها پسر عمو هستند (اگرچه خود را برادر و خواهر ناتنی می دانند) اما در آنجا دوستی واقعی وجود ندارد.






مرتبط: بازی تاج و تخت: 10 چیز شرم آور که بران استارک تاکنون انجام داده است



چند پوکمون در شمشیر و سپر وجود دارد

بازی تاج و تخت به سختی سعی کرده است خصومت بین این دو را پنهان کند. آنها شخصیت های بسیار متناقضی هستند که دائماً در تقابل با یکدیگر هستند. در اینجا 10 دلیل اینکه دوستان واقعی سانسا و جون نیستند آورده شده است.

10مشارکت دنی

ورود دنی به زندگی جون نمی توانست زمان بدتری برای هرکدام از آنها داشته باشد. همانطور که جون در حال آماده شدن برای رسیدن به پادشاهی در شمال و رویارویی با وایت واکرها بود ، دنریس به دنبال در جنگ برای تخت آهنین پیروز شوید .






روابط آنها از دیدگاه سانسا خوب نبود. او سعی کرد آنها را مقابل یکدیگر قرار دهد ، می خواست جون رابطه را قطع کند و هر دو را دستکاری کرد. از پایان او ، او هیچ توجهی به نحوه برخورد سانسا با یک ملکه جدید نکرد.



9رد کودک

حتی در سن کوچکتر بودن آنها ، سانزا دقیقاً از جون در خانواده استقبال نکرد. اگرچه او خواهر و برادرهای دیگرش مثل آریا را آزار می داد ، اما کینه ای از طرف سانسا وجود داشت که احتمالاً او از مادر خودش برداشت.






وضعیت پوسیدگی 2 پایگاه دره ضعیف

از طرف دیگر ، جون به سختی تلاشی برای ارتباط با سانزا انجام داد. او فکر کرد که او خراب و با حق است و کار خیلی بیشتری با آریا انجام داده است. بنابراین ، سانسا و جون حتی قبل از اینکه در بزرگسالی به نقش های رهبری خود برسند ، یکدیگر را رد می کردند.



8جانبداری با سایر استارک ها

ما قبلاً نیز اشاره کردیم که چگونه سانسا در بیشتر شرایط در کنار مادرش شناخته می شد. همین را می توان برای جون گفت ، که واقعاً فقط به ند گوش می داد. یک شکاف آشکار در خانواده وجود داشت.

مرتبط: بازی تاج و تخت: 10 دلیل اینکه جون اسنو و سامول تارلی دوست واقعی نیستند

تقریباً در هر موقعیتی این دو با استارکس کاملاً متفاوت روبرو می شوند ، گویی که نوعی رقابت بین این دو است. حتی وقتی آنها بزرگتر می شدند ، دستکاری هایی از طرف سانسا انجام می شد تا سعی کند آریا را به جون خود برساند.

7خانواده پشت سر

جون ، به نوبه خود ، در واقع در موارد متعددی خانواده اش را پشت سر گذاشت. خواه رانندگی او برای پیوستن به دیده بان شب بود و یا حتی سفر به جنوب با دنی برای تلاش برای تصاحب تخت آهنین ، او Starks دیگر را بارها و بارها رها کرد.

سانسا همچنین خانواده اش را پشت سر گذاشت و ترجیح داد با لنیسترها در کینگ لندینگ بماند و این باعث نارضایتی هاوس استارک شد. هر دو آنها فعالانه سعی می کردند از یکدیگر جدا باشند. دوستان واقعی سعی می کردند به هم بچسبند.

6ازش محافظت نکرد

وقتی زمان آن فرا رسید که سانسا از جون محافظت کند ، او نتوانست. او مذاکره را کاملاً خراب کرد و در عوض اجازه داد تا او را با دیده بان شب به آن طرف دیوار برگردانند. این در حالی است که وی باید پادشاه وستروس می بود.

شاید این یک بازی قدرت از سانسا یا شاید یک اشتباه واقعی یا فقدان مهارت سیاسی باشد ، اما حداقل جون آنطور که گری ورم می خواست اعدام نشد. برخلاف آن ، مطمئناً سانسا می توانست طرحی بسیار مناسب تر ارائه دهد.

5دروغ گفتن درمورد LITTLEFINGER

لیتل فینگر و سانسا رابطه بسیار نزدیک دارند. اما او شخصیتی است که جون قطعاً به آن اعتماد ندارد و آریا نیز برای این موضوع اعتماد ندارد. نتیجه نهایی Littlefinger این است که سانسا در کنار خانواده اش است و اجازه اعدام او را می دهد.

ددپول مرد آهنی جهان مارول را می کشد

مرتبط: بازی تاج و تخت: 10 بدترین کاری که ستارگان به دنریس تارگرین انجام دادند

با این حال ، او لیتل فینگر و نیروهایش را بدون حتی هشدار به جون وارد نبرد عظیم حرامزاده ها کرد. این مسئله او و افرادش را در معرض خطر قرار داد. او همچنین اطلاعات سیاسی زیادی را به لیتل فینگر داد ، که می توانست به جای جون به عنوان پادشاه آسیب برساند.

4رقابت برای کنترل

حتی اگر جون اسنو به عنوان پادشاه در شمال لقب گرفته بود ، مشخص بود که سانسا از این تصمیم راضی نیست. او دائما سعی می کرد همه گزینه های جون را تضعیف کند و ادعا کرد که این کار به نفع وینترفل است.

این آب است و این چاه است

هرچند وقتش فرا رسید ، او از فرصتی برای ملکه شدن در شمال پرید. به نظر می رسد او پس از مدتی دوری از وینترفل ، تصور هنوز استارک بودن او را رد کرد. با این حال ، سانسا نیز برای مدت طولانی هویت شخصی خود را رد کرده بود.

3نجات دادن سانسا

دقیقاً مانند سانسا که هیچ تلاشی برای نجات واقعی جون نکرده ، موارد زیادی وجود داشته که جون می تواند به خانه خود برگردد و سعی در نجات سانسا داشته باشد. مطمئناً این سوگند شکسته می شد اما او بدون در نظر گرفتن این عمل ، آن را انجام می دهد

او گاهی اخبار مربوط به خانواده اش را می شنود و با این حال هرگز برای تلاش برای نجات یا یافتن آنها راهی نمی شود. شخصی که بیش از همه نگران اوست آریا است و از دیدن او بیش از هر زمان دیگری برای پیوستن به لیدی سانزا راحت است.

دوبه اشتراک گذاشتن راز

جون سرانجام به روی خانواده اش گشود و تصمیم گرفت رازی را که قول داده بود به کسی نگوید - میراث واقعی و سابقه تارگرین و استارک - را به اشتراک بگذارد. این اطلاعات حیاتی بود که می توانست با هیچ کس دیگری به اشتراک گذاشته شود.

بنابراین سانسا بلافاصله خبر را پخش كرد. این یک اثر عمده بهمن بود که شامل قتل واریس ، سقوط به جنون دنی ، و عدم اعتماد بین جون و سانزا بود. این یکی از بدترین کارهایی بود که می توانست انجام دهد.

1خداحافظی نهایی

هنگامی که جون و سانسا آخرین خداحافظی خود را اعلام کردند ، مشخص شد که آنچه آنها دوستانه نیستند. بعد از همه آنچه که آنها پشت سر گذاشته بودند ، احترام واقعی به وجود آمد ، اما یک تشریفات نیز وجود داشت.

در حالی که جون و آریا به وضوح یک لحظه دلخراش را به اشتراک گذاشتند ، جایی که او واقعاً به آنچه تبدیل شده بود افتخار می کرد ، تقریباً احساس می شد که سانسا علاوه بر این ناشیانه است که احساس کرد او مجبور است از روی ناچاری به جای عشق خداحافظی کند.