بازی تاج و تخت مخفیانه نشان داد لیدی استون هارت هرگز کار نخواهد کرد

چه فیلمی را ببینید؟
 

یکی از بزرگترین جدایی های بازی تاج و تخت از کتاب های جورج آر. آر. مارتین ، قطع لیدی استون هارت بود ، اما اقتباس آن از کاتلین استارک دلیل آن را نشان می دهد.





لیدی استون هارت یکی از بزرگترین ها بود آهنگی از یخ و آتش شخصیت های موجود در بازی تاج و تخت ، اما این نمایش قبلاً نشان داده بود که چرا کاتلین استارک نمی تواند تبدیل به زامبی انتقام جویانه ای شود که در کتاب های جورج آر. آر. مارتین انجام می دهد. هنگامی که کاتلین در عروسی سرخ هم در کتاب ها و هم در نمایش به طرز تکان دهنده ای کشته شد ، این ظاهراً پایان قوس او بود. این درست بود بازی تاج و تخت ، اما مارتین ایده های دیگری داشت. در Epilogue of طوفان شمشیر ، سومین ASOIAF کتاب ، که در آن اقتباس شده است بازی تاج و تخت در فصل 3 و 4 ، یک فری توسط اخوان بدون آگهی اسیر می شود ، که نه توسط بریک دنداریون ، بلکه توسط یک زن زخم خورده و پوست خاکستری هدایت می شود که نمی تواند صحبت کند: شکل زنده شده کاتلین استارک. این نسخه از کاتلین برای انتقام از فری ها ، بولتون ها و لنیستر خم شده است و در حال حرکت در اطراف رودخانه ها است و کسانی را که پیدا می کند به دار می آویزد.






برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

با توجه به اینکه لیدی استون هارت چنین افشاگری باشکوهی است ، طبیعتاً انتظار می رفت که چنین باشد بازی تاج و تخت این کار را دنبال می کرد ، با احتمال زیاد گزینه پایان فصل 4 بود. این آمد و رفت و علی رغم برخی تحریک ها ، لیدی استون هارت نرسید. او در فصل 5 نیز ظاهر نشد و سرانجام مشخص شد که او هرگز ظاهر نخواهد شد. بازی تاج و تخت دیوید بنیوف و دی بی ویس دلایل مختلفی برای این امر آورده است: در کتاب Fire Cann Kill A Dragon: Game of Thrones و داستان رسمی ناگفته سریال حماسی ، آنها اشاره می کنند رستاخیز آینده جون اسنو ، و نخواستن که با داشتن تعداد زیادی از بین ببرند. آنها همچنین خاطرنشان کردند که صحنه آخر كاتلین چقدر عالی بود و مایل نبودند بازیگر میشل فیرلی را برای یك قسمت كوچك و غیر سخنران برگرداند و در آنجا اعتراف كرد 'هرگز واقعاً بحث زیادی نبود' در مورد شمول لیدی استون هارت. اینها دلایل قابل فهم هستند ، البته دلایلی که نشان می دهد لیدی استون هارت کارساز نبوده است ، اما این بود که چگونه بازی تاج و تخت ، کاتلین را از کتابها اقتباس کرد و قویترین مورد استفاده نکردن از سنگ قلب را ایجاد کرد.



مرتبط: تئوری بازی تاج و تخت: راب استارک در عروسی سرخ دو بار درگذشت

از آنجا که بازی تاج و تخت هنوز تا حد مرگ قوس كاتلین را تا حد زیادی دنبال می كرد ، شیوه تغییر شخصیت او شاید کمی ظریفتر از آنهایی بود كه زود از بین برد یا در امان ماند ، اما از اهمیت چندانی برخوردار نبود. در کتاب ها ، کاتلین چهره سردتر و سخت تری است. به عنوان مثال ، او کسی است که ند را وادار به تبدیل شدن به دست شاه رابرت و رفتن به کینگ لندینگ کرد ، در حالی که برنامه تلویزیونی او را وادار می کرد که بماند. كاتلین از طرف برخی نفرت های ناعادلانه زیادی پیدا می كند آهنگی از یخ و آتش هواداران به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده و چقدر غیرهمدلانه جلوه می کند و این چیزی است بازی تاج و تخت تغییر مکان داد: در حالی که او مرتکب اشتباه می شود ، او همچنین به عنوان شخصیت لطیف تری معرفی می شود که از مخاطبان دعوت می شود با سرعت بیشتری با او همدردی کنند.






این امر به ویژه در بازی تاج و تخت فصل 2 ، جایی که کاتلین سرسخت و باهوش سیاسی با شخصیتی جایگزین شد که مادرانه او و مایل به بازگشت به خانه و بودن در کنار فرزندانش را تعریف می کرد ، اما در فصل 1 نیز کاملا مشخص بود. هنگامی که جون اسنو برای خداحافظی از بران دیدار می کند ، یکی از صحنه های مهم کتاب که به برخی از مخالفان گربه کمک می کند - اما همچنین به چهره ای جذاب نیز کمک می کند - رخ می دهد. در کتاب ، کاتلین این موضوع را به روش سرد یخی تمام می کند و به جون می گوید: 'باید تو بودی.' که در بازی تاج و تخت ، در حالی که با او خصمانه است ، او به سادگی به او می گوید که می خواهد او را ترک کند ، که بسیار خوشایندتر است. رابطه او با جون اسنو نمونه بارزی از چگونگی تغییر برنامه كاتلین است و دوباره در فصل 3 بازمی گردد. در صحنه ای از اختراع نمایش خالص ، او به تالیسا در مورد ند آوردن جون به خانه می گوید:



'وقتی شوهرم آن نوزاد را از جنگ به خانه آورد ، من تحمل نگاه کردن به او را نداشتم. نمی خواستم چشمان غریبه قهوه ای را که به من خیره شده اند ببینم. بنابراین من به خدایان دعا کردم که 'او را بردار ، او را بمیر'. او آبله مرغان گرفت و من می دانستم که من بدترین زنی هستم که تاکنون زندگی کرده است. یک قاتل. من این کودک فقیر و بی گناه را به مرگ وحشتناکی محکوم کرده بودم زیرا من به مادرش حسادت می کردم ، زنی که او حتی او را نمی شناخت! بنابراین من به همه هفت خدا دعا کردم ، 'پسر را زنده نگه دارید. بگذار او زنده بماند و من او را دوست داشته باشم. من برای او مادر خواهم شد. من به شوهرم التماس می کنم که یک اسم واقعی به او بدهد ، او را استارک صدا کند و با این کار تمام شود ، تا او را یکی از ما کند ... و او زندگی کرد. و من نتوانستم به قول خود عمل كنم. و همه آنچه از آن زمان تاکنون رخ داده است ، تمام این وحشتی که برای خانواده ام پیش آمده است ، همه به این دلیل است که من نمی توانستم یک کودک بی مادر را دوست داشته باشم. '






باز هم ، ایده اصلی در اینجا این است که کاتلین را بیشتر به مخاطبان علاقه مند کنیم ، نه تنها برای اینکه او را دلسوزتر کند بلکه مرگ او را دردناک تر کند. حتی این تغییر کرده است. در این کتاب ها ، کاتلین از وحشت اطرافش به جنون می رسد ، گونه های خود را جمع می کند که منجر به زخم شدن تصویر لیدی استون هارت می شود ، که از نمایش کنار گذاشته شد. نتیجه هنوز وحشتناک است ، اما باز هم عنصری از چیزها با یک درجه نرم شدن ، یا تا آنجا که ممکن است در میان این قتل عام و خونریزی وجود دارد. همه اینها نشان می دهد که برنامه تلویزیونی کاتلین استارک با اعتقاد به قاتل انتقام جویانه و خونسرد مانند کتاب ها نخواهد بود و بنابراین لیدی استون هارت کار نمی کرد بازی تاج و تخت . این نمایش هرگز کاملاً با ایده تغییر مرگ یک شخص همراه نبود و از آنجا که تحولات کاتلین در نمایش تلویزیونی حتی چشمگیرتر بود ، پس فروش آن بسیار دشوارتر بوده است و مسلماً برای بهترین کاری است که انجام نشده است این اتفاق نمی افتد ، و اجازه می دهد تا كاتلین در آرامش باقی بماند و هنوز هم شگفتی های كتاب ها در انتظار است.