شوالیه های گاتهام مثل بقیه بازی های بتمن نیست داستان آن با سوگواری گاتهام برای مرگ بتمن شروع میشود و بازیکنان را به عنوان دستیاران سابقش - نایتوینگ (دیک گریسون)، بتگرل (باربارا گوردون)، رابین (تیم دریک) و رد هود (جیسون تاد) - پاکسازی شهر را موظف میکند. پیشفرض منحصربهفرد بازی بهشدت در تضاد با تقریباً تمام بازیهای ویدیویی بتمن است که قبل از این مرحله ساخته شدهاند، که ترجیح دادهاند بروس وین را بهعنوان Crusader Caped مورد توجه قرار دهند و متحدانش را در نقش مکمل قرار دهند. در حالی که لزوماً یک خطر نیست (تصور سناریویی در آن سخت است شوالیه های گاتهام با توجه به تسلط ابرقهرمانان در فرهنگ عامه، موفقیت آمیز نیست، تصمیم به جلب توجه متحدان بتمن و نه خود بزرگترین کارآگاه جهان می تواند غیرعادی تلقی شود - حداقل برای آن دسته از طرفدارانی که با وضعیت کمیک خانواده خفاش آشنا نیستند.
در حالی که سطح بتمن محبوب نیست، شوالیه های گاتهام قهرمانان DC قابل بازی همگی دنبال کنندگان وفادار خود را دارند و رسانه های خود را برای دهه ها از مربی خود دور کرده اند. دیک گریسون به عنوان نایت وینگ، سریالهای انفرادی و انیمیشنهای متعددی را اجرا کرده است، در حالی که Batgirl باربارا گوردون از زمان ورود او در دهه 1960، بخشی نمادین از مناظر دی سی بوده است. بتمن سریال های تلویزیونی رابین تیم دریک نیز کمیک های خودش را رهبری کرده است، در حالی که جیسون تاد، پسر بد بتمن، جایگاه جدیدی را به عنوان یک ضدقهرمان بداخلاق پس از احیا شدن در کمیک در اوایل دهه 2000 ایجاد کرده است. شوالیه های گاتهام پس، می توان به عنوان نقطه اوج این همه سال اسپین آف در نظر گرفت، و در نهایت خانواده خفاش را به عنوان یک ستون اصلی در جهان تایید کرد. بتمن حق امتیاز.
مربوط: نقد و بررسی گاتهام نایتز: بتمن دوباره متولد شد
در آستانه شوالیه های گاتهام ' رهایی، TVMaplehorst با کارگردان بازی، جف النور و کارگردان خلاق پاتریک ردینگ به گفتگو درباره عنوان و تریلرهای پیش از انتشار آن نشستیم. این دو کارگردان گسترش یافتند شوالیه های گاتهام تصویری از خانواده خفاش ها، نحوه استقرار WB Games Montréal بر فرض منحصر به فرد خود و الهامات بصری پشت لباس شخصیت ها.
TVMaplehorst: در وهله اول چه چیزی شما را به ایده انجام یک بازی خانواده خفاش کشاند؟ ما در طول سالها بازیهای ویدیویی بتمن زیادی داشتهایم، اما این اولین بازی است که از استاندارد بازی در نقش شوالیه تاریکی خارج میشود.
جف النور: خیلی زود در اوایل که سه نفری در مقابل مرحله تخته سفید بودیم، میدانستیم که میخواهیم بتوانیم با هم بازی کنیم. ما واقعاً به ایده تیم ابرقهرمانی علاقه مند بودیم، بنابراین شروع به صحبت در مورد این مخزن بزرگ قهرمانان بتمن کردیم. و خیلی سریع، با این فکر مواجه شدیم که اگر بتمن نباشد، در رشد آنها قانعکنندهتر است، و آنها باید روز بعد از خواب بیدار شوند و بروند کارش را انجام دهند.
پاتریک ردینگ: گاهی اوقات وقتی یک فانتزی ابرقهرمانی دارید، یک چالش پیش میآید، که در آن قهرمان از قبل این الگوی کاملاً شکل گرفته است که میتواند همه کارها را انجام دهد. این معمولاً فانتزی است، درست است؟ فانتزی این است که شما آن هستید. و من فکر میکنم چیزی که ما بیشتر به آن علاقه داشتیم رشد و تکامل بود، و این حس که «من قبلاً به نوعی آدم بدی هستم و میدانم چگونه با جرم و جنایت در خیابان مبارزه کنم.» اما اکنون باید بتوانم تمام کارهای دیگر را نیز انجام دهم. من باید بتوانم با توطئه های سیاه و فساد مقابله کنم و باید با ابرشرورهای بزرگ مقابله کنم. من باید آماده باشم و باید به همه این چیزها برسم.
این نیاز به رشد و استراتژی و توانایی برای تعیین اهداف دارد، و اینها چیزهایی هستند که بازیکنان را واقعاً درگیر می کنند. آنها یک بازی باحال را می سازند که شما می خواهید برای مدت طولانی بازی کنید، و من فکر می کنم وقتی بتمن را از تصویر حذف می کنیم، این احتمال را از بین می برید که شاید او فقط در پایان ظاهر شود و از همه چیز مراقبت کند. این واقعاً شما را متوجه می کند که اکنون بزرگ شده اید. شما باید قهرمان خود را رشد دهید و قهرمان خود را آنگونه که برای انجام کار لازم است رشد دهید.
جف النور: این نیز یک پیشفرض داستانسرایی جالب برای ما است. از آنجا که رشد و خانواده خفاش به نوعی موضوع مهمی بود که ما در مورد آن مستقر شدیم، و نحوه پردازش هرکسی از دست دادن مربی خود متفاوت است. اینکه آنها چگونه تصمیم میگیرند خودشان را تکامل دهند و از چالشهای گاتهام خارج شوند، متفاوت است. این واقعاً یک تابلوی خلاقانه عالی را برای ما فراهم کرد تا بتوانیم روی آن بنویسیم و بفهمیم که قرار است برای هر قهرمان چه کاری انجام دهیم، و چگونه آنها شخصیت خود را در ایفای نقش بتمن بیان می کنند. خیلی سریع تصمیم گرفتیم که آنها بتمن نشوند.
پاتریک ردینگ: بله، هیچکس نمیخواهد ببیند که آنها خودشان را در لباس یدکی بتمن پر میکنند و صدایشان را طوری تغییر میدهند که شبیه او باشند. اگر از قبل شروع کرده اید و این عدم تقارن را دارید، احساس سبکی متفاوتی برای هر یک از این شخصیت ها وجود دارد. رابین بیشتر از رد هود بر مخفی کاری متمرکز است و حال و هوای خاصی برای او دارد. روش خاصی از بازی که برای نوع خاصی از بازیکن جذاب است. شما نمی خواهید احساس کنید که ما این تفاوت را کمرنگ می کنیم. شما می خواهید احساس کنید که ما این تفاوت را دو برابر خواهیم کرد و واقعاً آن را به روشی بزرگ و گویا جبران خواهیم کرد.
با صحبت در مورد شخصیت های مختلف شخصیت ها و نحوه انعکاس آنها در گیم پلی، همه شوالیه ها تا حد زیادی می توانند یک کار را انجام دهند، اما آنها در زمینه های مختلف عالی هستند. آیا توصیه ای به بازیکنانی دارید که ممکن است به دنبال انجام کاری تهاجمی تر باشند، یا توصیه ای برای سبک های بازی دارید؟
پاتریک ردینگ: اوه بله.
جف النور: در درون شخصیتها نیز سبکهای بازی وجود دارد، اما من سادهترین نسخه پاسخ را میدهم. بسیاری از توانایی های رابین در مورد بازگشت سریع به مخفی کاری است، بنابراین او می تواند ظاهر شود و حذف های مخفیانه قدرتمندی انجام دهد و سپس دوباره ناپدید شود.
بدیهی است که رد هود بزرگ و وحشیانه است، اما او بیشترین آسیب را در بین همه شوالیه ها وارد می کند. نایت وینگ بیشتر در مورد تغییر موقعیت خود در میدان جنگ است، زیرا او یک شخصیت آکروباتیک است. این امتداد خودش است. و همچنین، اگر با هم بازی می کنید، او بهترین علاقه مندان به همکاری را برای سایر قهرمانان دارد.
برای Batgirl، ما واقعاً بسیاری از تواناییهای او را روی نقش قبلیاش به عنوان Oracle متمرکز کردیم، و همچنین شجاعت و عزم او برای بهبودی خود و بازگشت به مبارزه. Batgirl قوی ترین DPS در مقابل قهرمان تک هدف است، فقط بر اساس سبک مبارزه و اراده او. اما او همچنین توانایی های بازیابی زیادی دارد.
این احتمالاً نمای کلی است، اما در درون هر قهرمان فردی، کدام درخت مهارتی را که در اوایل بازی روی آن سرمایه گذاری می کنید، واقعاً سبک مبارزه شما را تعیین می کند. چندی پیش کاری انجام دادیم که نشان میداد چگونه میتوانید زودتر روی برد تمرکز کنید یا حملات را زودتر برای Red Hood انجام دهید، و این واقعاً تجربه نحوه بازی قهرمان را تغییر میدهد. این یک سوال بسیار عمیق است که واقعاً به این بستگی دارد که در کجای پیشرفت قرار دارید.
پاتریک ردینگ: وقتی پیشنمایشهایمان را مرور کردیم، از نظر حکایتی جالب است. برخی از پیشنمایشکنندگان اظهار داشتند که احساس میکردند بتگرل بهعنوان بازیکنان سابق Arkham بیشترین آشنایی را با آنها دارد، شاید به این دلیل که او سر میخورد، اما همچنین به این دلیل که او چنین توانایی وحشیانهای برای از بین بردن دشمنانی دارد که روی آنها تمرکز میکند. و من فکر می کنم این لزوماً چیزی نبود که ما به طور خاص با او انجام دهیم، اما این یکی از چیزهایی است که می توانید با بت گرل بیان کنید. شما می توانید احساسی داشته باشید که مقداری از آن آشنایی را در خود دارد.
اما همه بخشهای مختلف مدرسه مبارزه با جرم و جنایت بتمن هستند که به روش خاص خود در بین قهرمانان پخش میشوند. رابین درگیریهای برتر و همه این چیزها را دارد.
جف النور: و اسلحه ای که در دست دارند، بدیهی است که مبارزه را شکل می دهد. کارکنان بو رابین تقریباً شکلی دارند که می توانید در داخل بازی احساس کنید، تا جایی که شما چگونه خود را در مقابل دشمنان قرار می دهید. همه آنها واقعاً متفاوت هستند، و از طرز فکرهای متفاوتی استفاده می کنند تا واقعاً بر هر قهرمانی تسلط پیدا کنند و بیشترین بهره را ببرند.
اما ما احساس میکنیم که ورود به همه آنها و شروع یادگیری بسیار آسان است، زیرا آنها از یک پایه واقعاً مشابه شروع میکنند. و این هدفی است که ما می خواستیم. ما میخواستیم تا آنجا که ممکن است افراد بتوانند قهرمانی را که فکر میکردند میخواهند وارد کرده و آزمایش کنند و بفهمند که آیا این قهرمان برای آنها مناسب است یا خیر.
ما در اینجا نمادین ترین اعضای خانواده خفاش ها را داریم، بین دیک گریسون، تیم دریک، باربارا گوردون و جیسون تاد. اما در طول دههها شخصیتهای خانوادگی مختلفی مانند کاساندرا کین و کیت کین وجود داشتهاند. چگونه وارد گروهی شدید که ما در آن می بینیم؟ شوالیه های گاتهام ?
پاتریک ردینگ: این گروه چهار نفره سابقه و آشنایی خاصی دارند که آنها را به نقطه شروع آن گفتگو تبدیل کرده است. دیگرانی هم بودند که بخشی از آن بحث بودند. در ابتدای آن، ما یک استخر داشتیم که به آن نگاه میکردیم، اما میدانستیم که میخواهیم روی سه یا چهار فرود بیاییم.
و من فکر می کنم زمانی که ما مجموعه اولیه را داشتیم، که واقعاً از «شخصیت هایی که بیشترین تاریخ مشترک را با بتمن دارند چه کسانی هستند؟» سپس بحث واقعاً به این سمت رفت که 'حالا، چگونه از آنها برای حمایت از سبکهای خاص بازی و ارائه یک رویکرد بازیکن خاص استفاده کنیم؟' و اتفاقاً به همان شکلی که رسید، جایی که سه رابین و بت گرل اول را دارید، رسید.
برنامه های تلویزیونی مانند نحوه فرار از قتلشکی نیست که اگر در مورد شخصیتهایی صحبت میکنید که بیشترین شانس را دارند تا توسط افرادی که در رسانههای دیگر با آنها برخورد کردهاند شناسایی شوند، این چهار نفر خواهند بود.
فکر می کنم یکی از چیزهای مورد علاقه من در مورد این داستان، پویایی مشترک برادرانه بین سه رابین است. چگونه به ایده شعبده بازی با میراث یک رابین در دنیای پسا بتمن نزدیک می شوید؟ چگونه آن نقش رابین را بدون بتمن تعریف می کنید؟
پاتریک ردینگ: رابین [تیم دریک] احتمالاً از نظر روایی سخت ترین موقعیت را دارد، زیرا او به معنای واقعی کلمه اینگونه بود که «الان رابین هستم! من یک سال تمام در حال مبارزه با جرم و جنایت بودم. اوه، بتمن مرده است. او سخت ترین سناریو را از جهاتی دارد، در حالی که بقیه به دلایل مختلف برای انجام کارهای خود منحرف شده بودند.
یکی از چیزهایی که در اوایل با رابین در مورد آن صحبت کردیم این بود که این نوجوان باید به طور قابل تصوری تبدیل به شوالیه تاریکی جدید شهر گاتهام شود. و او باید بتواند آن را به گونه ای انجام دهد که ترسناک باشد و باعث احترام و کمی فولکلور شود. ما تصمیم گرفتیم آن را تحت اللفظی قرار دهیم. رابین مرد بسیار باهوشی است. او در تفکر خود بسیار استراتژیک است و می داند که برای رسیدن به هدف چه کاری باید انجام دهد.
بنابراین، او همان مردی است که میگوید: «من میخواهم پیرامون خودم فولکلور بسازم. من می خواهم به این روح شهری تبدیل شوم. این شبح انتقام جویانه که مردم درباره آن صحبت می کنند و احمقانه ترین چیزها را درباره آن می گویند. من می خواهم از تله پورت لیگ عدالت برای این کار استفاده کنم و خودم را روپوش کنم!' او اساساً تمام ترفندها را به کار میگیرد، بنابراین چیزی که با بالا بردن سطح او به دست میآورید، این نیروی وحشتناک است که مردم را از طریق فناوری انتقال از راه دور خود از هوا بیرون میکشد، و این بسیار رضایتبخش است. شما این احساس را دارید که «من از یک جنگجوی بدجنس بودم که میدانستم چگونه یواشکی باشم، اکنون مردم از من میترسند. و من فکر می کنم که این یک پیشرفت واقعا جالب برای او است.
باربارا گوردون از نظر تاریخی در کمیکها چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته است، و من فکر میکنم که این موضوع در آن منعکس شده است شوالیه های گاتهام همچنین. این به طور خلاصه به فلج شدن او و بازگشت از آن زمان می پردازد، اما او پدرش جیم گوردون را نیز در اینجا از دست داده است، و ما می بینیم که او هم در حال از دست دادن و هم از دست دادن بتمن است. چطور تصمیم گرفتید که مرگ جیم قبل از بتمن اتفاق بیفتد؟ آیا این بر شخصیت باربارا در بازی تأثیر می گذارد، جایی که میراث جیم گوردون وجود دارد که او سعی می کند به آن احترام بگذارد؟
جف النور: من نمیخواهم در مورد داستان پیشرفت عاطفی Batgirl از طریق آن حقایق چیز زیادی توضیح دهم، اما میگویم که ما قطعاً با آنهایی که در بازی هستند مقابله میکنیم. طبیعی است که سوگواری باربارا برای پدرش از برخی جهات مبارزه بزرگتری برای او در داخل بازی است تا از دست دادن بروس، که او را بیشتر به عنوان یک مربی می بیند. اما نمی توانم وارد جزئیات شوم، اما نمی خواهم چیزی را خراب کنم.
از نظر عنصر بصری و طراحی شخصیت خانواده خفاش، آیا از طراحی مجدد Batgirl of Burnside اثر Babs Tarr الهام گرفته اید؟ بدیهی است که آثار هنری بسیار جذابی وجود دارد که منحصر به فرد است شوالیه های گاتهام . اما آیا کار بابس تار سنگ محک برای تجسم مجدد این نسخه از خانواده خفاش بود؟
پاتریک ردینگ: بله. به خصوص به این دلیل که شباهت هایی نیز وجود دارد، جایی که این Batgirl است که به مبارزه فعال با جرم و جنایت در خیابان بازمی گردد. این دقیقاً همان خط داستانی نیست، اما شیوهای که او خودش را آماده میکند، جنبه زیبایی دارد. این به رسمیت شناختن برخی از چیزهایی است که او از سر گذرانده است. چیزی که ما آن را لباس محافظ جدید می نامیم.
من نمی توانم آلفرد را فراموش کنم. بهعنوان یک شخصیت، او احتمالاً بیشترین تعداد ریکونهای تکراری را در میان اعضای خانواده خفاشها در کمیکهای DC داشته است. او کار خود را بهعنوان یک کاوشگر شروع کرد، سپس جاسوس شد و سپس بازیگر شد. چه نوع پیشینه ای را برای آلفرد متصور بودید شوالیه های گاتهام ?
گرگ النور: آلفرد یک ماجراجوی باتجربه است که کمی بازیگری را انجام داده است. اما نقش اصلی او در شوالیههای گاتهام این است که او حکمت دارد که قهرمانان جوان ما در طول داستان به نوعی رشد خود را کمانه میکنند.
من شخصاً آلفرد را در حال غلبه بر غم خود می بینم و او توصیه های خوبی دارد. اما او فقط این شخصیت شگفتانگیز گرم داستان است که باید زودتر از دیگران غم خود را پردازش کند، زیرا دیگران به او نیاز دارند.
پاتریک ردینگ: خنده دار است. ما به چند جنبه مختلف از پسزمینه آلفرد اشاره میکنیم، و خندهدار است که چگونه همه آنها در یک نقطه، در طول خط داستانی، در مهمانی ظاهر میشوند. من نمی خواهم چیزی بدهم، اما همه چیز وجود دارد.
اما من فکر میکنم یکی از راههایی که خود را نشان میدهد این است که شما این حس را پیدا میکنید که آلفرد در بسیاری از چیزهای سخت زندگی کرده است. تراژدی های زیادی در زندگی او رخ داده است، و او یاد گرفته است که چگونه با آن کنار بیاید. نه از عهده این کار برآید، این را دفن می کنم و در مورد آن صحبت نمی کنم، اما به گونه ای که به او اجازه می دهد تا راهنمای عاطفی بسیار خوبی برای این قهرمانان باشد، زیرا آنها برای اولین بار چیزهای دیوانه وار زیادی را پشت سر می گذارند. .
تیم دریک به عنوان یک شخصیت دوجنسه در دی سی کامیکس ظاهر شد، و ما می بینیم که در مورد آن بحث شده است شوالیه های گاتهام . همچنین یک لیوان Blüdhaven با پرچم دوجنسه روی آن وجود دارد. آیا این اشاره ای به جهت گیری خود دیک گریسون است یا اینکه او یک برادر حامی است؟
پاتریک ردینگ: آنها متحدان خوبی هستند. در مورد تیم، او جوان است، بنابراین همان عصبی بودن و ناهنجاری را دارد که هرکسی بدون در نظر گرفتن جهتگیریاش انجام میدهد. و بهعنوان خواهر و برادر بزرگتر، آنها از خط باریکی عبور میکنند که «ما از شما حمایت میکنیم و در کنار شما هستیم، اما همچنین میخواهیم نفس شما را کنترل کنیم» و همه کارهایی که برادران و خواهران بزرگتر انجام میدهند. در آن شرایط
اما، بله، آنجاست. به صورت ارگانیک وجود دارد. این بخشی از بخش دیالوگ و بخشی از گفتگوهایی است که در ناقوس زمانی که آنها از کار خارج می شوند در جریان است.
باید بپرسم کفال نایت وینگ کجاست؟
پاتریک ردینگ: ما حداقل در یک سبک شبه کفال می رویم.
جف النور: مدل کت و شلواری وجود دارد که در مجاورت کفال است. به موهای هاکی کامل تغییر نمی کند، اما به طرز خطرناکی نزدیک می شود.