علی رغم اجرای قوی امیلی بلانت ، The Girl on the Train یک هیجان هیجان انگیز است و چیزهای زیادی برای ارائه ندارد.
علی رغم اجرای قوی امیلی بلانت ، The Girl on the Train یک هیجان هیجان انگیز است و چیزهای زیادی برای ارائه ندارد.
راشل واتسون (امیلی بلانت) پس از طلاق از همسرش تام واتسون (جاستین تروکس) روزهای خود را با سوار شدن به قطار به نیویورک به جلو و عقب سپری می کند و غم و اندوه خود را در مقدار زیادی الکل غرق می کند. وقتی از خانه هایی که کنار ریل قطار نشسته اند عبور می کند ، راشل تصور می کند زندگی دیگران چگونه است. به ویژه ، او علاقه مند به مگان هیپول (هیلی بنت) و همسرش اسکات (لوک ایوانز) شده است ، که ریچل معتقد است عشق واقعی است که او در تمام زندگی خود دنبال کرده است. مگان بدون اطلاع از راشل ، از زندگی خود (و التماس های مکرر اسکات برای بچه دار شدن) ناراضی شده و کار خود را به عنوان پرستار بچه برای تام و همسر جدیدش آنا (ربکا فرگوسن) رها کرده تا کار جدید را شروع کند.
یک روز در قطار ، راشل شاهد مگان در ایوان خود در آغوش گرفتن مرد دیگری ، درمانگر خود کمال عبدیچ (ادگار رامیرز) است. راشل بدون اینکه از زمینه کامل آن آگاهی داشته باشد ، عصبانی می شود و از این که مگان به شوهرش خیانت می کند عصبانی می شود. همان شب راشل در راه بازگشت به خانه ، در محله مگان متوقف می شود و به دنبال خروجی برای ابراز ناامیدی خود است. ریچل با پیگیری مگان به یک تونل مجاور ، سیاه می شود و صبح روز بعد با کبودی و خونریزی از خواب بیدار می شود. راشل با یادگیری اینکه مگان ناپدید شده است ، باید رمز و راز را باز کند و بی گناهی خود را ثابت کند.
امیلی بلانت در فیلم دختر در قطار
دختر در قطار براساس پرفروش ترین رمانی به همین نام از پائولا هاوکینز ساخته شده است. مواد بازاریابی فیلم مقایسه ای با دیوید فینچر داشته است دختر از دست رفته به دلیل برخی شباهت های سطح سطح (یک زن گم می شود ، شخصیت اصلی به عنوان یک مظنون اصلی دیده می شود) ، و امید این بود که فیلم بتواند تکرار شود دختر از دست رفته موفقیت قبلی در داستان جذاب بودن که نکات جالب توجهی را مطرح کرد. متأسفانه اینطور نیست. علی رغم عملکرد قوی امیلی بلانت ، دختر در قطار یک هیجان میانه رو است و چیزهای زیادی برای ارائه وجود ندارد.
اکثر مشکلات فیلم در فیلمنامه ارین کرسیدا ویلسون نهفته است. اولین اقدام ، که سه نفر اصلی راشل ، مگان و آنا را تنظیم می کند ، به گونه ای نوشته شده است که شخصیت ها عمدتاً سرد و از نظر عاطفی دور می شوند و قید و بند را برای برخی از مخاطبان دشوار می کند. مدتی طول می کشد تا داستان اصلی ادامه پیدا کند ، زیرا فیلم در لحظات آغازین خود پیچ و خم می کند و به راحتی تلاش می کند. کند قدم زدن باعث می شود دختر در قطار در بعضی مواقع ، که بینندگان باید برای یک طرح جالب واحد واحد آماده شوند ، احساس کسل کننده می کنند. تا زمانی که پرونده ناپدید شدن مگان در کانون توجه قرار گیرد ، پرونده خیلی دیر است. همچنین به این مهم کمک نمی کند که برخی از پیچشهای مختلف کاملاً واضح بوده و مواد زیادی به آن اضافه نکنند.
جاستین ترو و امیلی بلانت در فیلم دختر در قطار
فیلمنامه همچنین به طور دوره ای در طول زمان به عقب و جلو می پرد ، که به فیلم حال و هوای متفاوتی می بخشد (برخلاف روایت منسجم بودن). در حالی که آنها برای سازگاری بیشتر شخصیت ها و موقعیت های آنها طراحی شده اند ، فقط افراد منتخب (از جمله یک فاجعه از اوایل زندگی مگان) به اندازه کافی روشنگر هستند که قابل اثبات است. مسئله اصلی در مورد فلش بک ها این است که از ابتدا بازیگران اصلی داستان به خوبی درک نشده اند و جست و خیز در مورد جدول زمانی کمک چندانی به شخصیت های جذاب تر آنها نمی کند. تیلور سعی می کند از فلاش بک ها به عنوان تجمعی برای افشاگری های مهم استفاده کند ، اما بازدهی آن چندان راضی کننده نیست. تدوین ضعیف به مشکلات گام برداشتن کمک می کند و زمان زیر دو ساعت فیلم بسیار بیشتر از حد واقعی است.
از بین دارایی های فیلم ، بلانت برجسته ترین نقش راشل است. این بازیگر با بازی در شخصیتی که قرار نیست دوست داشتنی باشد ، تا حدودی خلاف تیپ است و یکی از بهترین عملکردهای حرفه ای خود را ارائه می دهد. بلانت به نوبه خود کمی آسیب پذیری احساسی را تزریق می کند ، که به شخصیت اجازه می دهد احساس گردتر شود و فقط کاریکاتور نباشد. راشل او زنی شکسته است که زندگی اش را از او دور کردند. بلانت ممکن است برای سلیقه برخی از علاقه مندان به سینما بسیار بدبخت باشد ، اما او در این نقش بسیار خوب عمل می کند و چند لحظه صاحب صفحه است. قوس او بهترین چیزی نیست که این ژانر دیده است ، اما این بیشتر محصول بازی است تا بازیگری.
هیلی بنت در فیلم دختری در قطار
در مورد همبازیان بلانت نمی توان همین حرف را زد. تقریباً همه اعضای بازیگر نقش مکمل و بی روح از کار در می آیند ، یا نتیجه ضعف کارگردانی تیت تیلور است ( کمک ) یا طرح های نازک فیلمنامه. شخصیت های تیره برای تماشای روی صفحه می توانند جالب باشند ، اما هیچ یک از این موارد (به استثنای شاید راشل) جذابیت خاصی ندارند. نزدیکترین چیز به نکته برجسته در اینجا بازی ایوانز در نقش یک شوهر به ظاهر نگران است ، اما بخشهای اولیه فیلم او را به شکلی ناپسند رنگ آمیزی می کنند ، خرید کامل برای مخاطب دشوار است. خارج از بلانت ، به نظر می رسد همه در حال گذراندن حرکات ، که تدوین و نوشتن را دوست دارد ، باعث می شود فیلم شعاری برای تماشا شود.
در پایان، دختر در قطار اقتباسی ضعیف از یک رمان با استقبال خوب است که نشان می دهد همه کتابها برای نمایش بزرگ مقصد نیستند. تیلور برای این داستان فضای مناسب و مطبوعی را ایجاد می کند ، اما علاقه مندان به سینما ممکن است نتوانند این احساس را ایجاد کنند که وی برخلاف ساختن مطالب برای خودش ، از یک اثر دیوید فینچر استفاده می کند. یک فیلمنامه ضعیف و یک گام ناهموار باعث می شود که این فیلم از بین برود. علاقه مندان به کتاب کنجکاو هستند که ببینند ترجمه آن به رسانه دیگری چطور ممکن است جالب باشد ، اما افراد ناآگاه می توانند منتظر رسانه های خانگی باشند.
تریلر
دختر در قطار اکنون در تئاترهای ایالات متحده بازی می کند. این برنامه 112 دقیقه اجرا می شود و به دلیل خشونت ، محتوای جنسی ، زبان و برهنگی دارای درجه R است.
نظرات خود را در مورد فیلم در مورد نظرات با ما در میان بگذارید!