پدرخوانده: 15 نقل قول بهترین مایکل کورلئونه

چه فیلمی را ببینید؟
 

فیلم های پدرخوانده نمادین هستند و مایکل کورلئونه ، ستاره برجسته آنها. از میان همه نبوغی که مایکل باید بگوید ، در اینجا بهترین نقل قول های او آورده شده است.





این حرف در مورد شخصیتی است که طرفداران هنوز سی سال پس از آخرین دیده شدن وی و تقریباً پنجاه سال پس از اولین حضور در مورد او صحبت می کنند. مایکل کورلئونه شخصیتی است که زندگی او در آن روایت می شده است پدر خوانده سلسله.






مرتبط: پدرخوانده: 10 بهترین نقل قول سانی کورلئونه



او همیشه شخصیتی غم انگیز بود ، کسی که کاری را که در ابتدا قصد انجامش را داشت از دست می داد و در نهایت همه اطرافیان خود را بیگانه می کرد. وی در طول زندگی خود ، بر اساس نوع رشد شخصیت خود ، حرف های زیادی برای گفتن داشت و گفته ها و گفته های او به شخص بینشی در مورد نوع شخصیتی که مایکل و چگونگی سقوط از فضل داشت ، می دهد.

به روز شده در 21 دسامبر ، 2020 توسط Saim Cheeda:اکران Coda: The Death of Michael Corleone دوباره به شخصیت پردازی شخصیت اصلی فیلم های نمادین پدرخوانده دامن زده است. هواداران می خواهند درک وسیع تری از آنچه او را قلقلک می دهد داشته باشند. برای اجرای عدالت مایکل کورلئونه ، مجموعه نقل قول ها گسترش یافته است زیرا اینها بینش بیشتری در مورد شخصیت جذاب یک رهبر مافیا ارائه می دهند.






پانزده'هرگز اجازه ندهید کسی در مورد آنچه شما فکر می کنید بداند'

چیزی که باعث شد همه با احتیاط و ارعاب مایکل روبرو شوند این واقعیت است که بیان او به همان شکل باقی مانده است. مایکل اعم از این که از درون عصبانیت داشته باشد یا راضی باشد ، به اطرافیان خود اجازه نمی دهد که در ذهن او چه خبر است.



دلیل این امر جلوگیری از فرار هرگونه نشانه ای از ضعف و آسیب پذیری در برابر دشمن بالقوه بود ، زیرا مایکل می خواست که کسی چیزهایی را که می توانند علیه او استفاده کنند ، نداند.






14'من احساس نمی کنم باید همه را از بین ببرم. فقط دشمنان من. '

این تصور غلط وجود دارد که مایکل آنقدر بیرحم بود که بتواند به هر کسی که جسارت او را به چالش بکشد پایان دهد. واقعیت این بود که او این عمل را به کسانی که می خواستند به او آسیب برسانند محدود کرد. همین که کسی از مایکل دشمن گرفت بهتر است بدود.



بعد از اینکه احساس کرد مایکل مجاز به ضربه ای است که به جز گرفتن جان یک شخص وجود ندارد ، که در آن مشاهده شد پدرخوانده قسمت دوم . مشكل این بود كه اگر مایكل كشتن شخصی را در ذهن خود داشت ، قطعاً بدون توجه به اینكه كسی اتفاق می افتاد ، این اتفاق می افتاد.

13'آنچه من می خواهم ، مهمترین چیز برای من این است که من ضمانت کنم. دیگر هیچ تلاشی برای زندگی پدرم انجام نمی شود. '

در طول مایکل هنوز انسانیت خود را داشت پدر خوانده ، جایی که مشارکت اولیه او در خانواده تأمین امنیت پدرش بود. این ضربه ویتو بود که مایکل را در وهله اول گرفتار کرد و سلامتی ویتو کاملاً در ذهن او باقی ماند.

مایکل علی رغم اینکه در ملاقات با سلوسو و مک کلاسکی با فکر خود قصد کشتن آنها را داشت ، فکر کرد که اگر آنها به او اطمینان دهند که ویتو هیچ آسیبی نخواهد دید ، می تواند آنها را بیرون کند. وقتی که نتیجه ای پیدا نکرد ، هر دو مرد زن بودند.

12'دوستان خود را نزدیک نگه دارید و دشمنان خود را نزدیک تر کنید.'

این یک ضرب المثل محبوب در زندگی واقعی شده است و توسط خود مایکل محبوب شد. در حالی که او هرگز نمی خواست کسی نحوه کار ذهن او را درک کند ، اما مایکل افرادی را در حلقه خود داشت که می توان آنها را دشمن دانست.

دلیل این امر این بود که مایکل می خواست ببیند چه چیزی از آنها می تواند بدست بیاورد ، زیرا استراتژی او این بود که دشمنان را از نزدیک دور کند تا هر اطلاعاتی را که برای او مفید باشد از بین ببرد. با این کار مایکل یک قدم جلوتر از بقیه باقی ماند.

یازده'هرگز از دشمنان خود متنفر نباشید. این روی قضاوت شما تأثیر می گذارد.

قابل توجه است که مایکل چگونه بسیاری از دشمنان را داشت اما هنوز با معیار خاصی بی تفاوتی با آنها رفتار می کرد. این یک اقدام عمدی از طرف وی بود ، زیرا این امر ناشی از روند تفکر او بود که ایجاد احساسات بیش از حد نسبت به دشمنان باعث ایجاد وسواس فکری در ذهن او می شود.

مایکل با رعایت فاصله مشخص از نظر نفرت از افرادی که می خواستند به او آسیب برسانند ، ذهنش را برای تدوین استراتژی ها باز کرد. او می دانست که داشتن احساسات زیاد باعث کشته شدن سانی می شود ، بنابراین مایکل تصمیم گرفت خلاف این عمل را انجام دهد.

10'تو برادر من را صاف کردی؟'

قبل از این صحنه ، ما فقط مایکل اهلی را دیده ایم که می توان با او استدلال کرد. با این حال ، او نشان داد که چرا در مقابله با مو گرین نیرویی است که باید حساب شود. مایکل بعد از اینکه فهمید مو به فردو زده است ، فکر دیگری غیر از عصبانیت نداشت.

علی رغم اینکه Moe استدلال کرد که او فردو را به هم ریخته است زیرا دومی با پیشخدمت ها سر و کله زده است ، مایکل فقط خطوط Moe را برای درست کردن برادرش تکرار کرد. حتی مو ، که در صحبت کردن در شرایط مختلف مهارت داشت ، در برابر حرف های مایکل ناتوان بود.

9'وینسنت ، ساکت می شوی !؟'

امتیازات کامل آل پاچینو در اینجا که استعداد بازیگری خود را به خوبی به نمایش گذاشته است ، که باعث شده این نقل قول بسیار به یاد ماندنی باشد. وینسنت ، فرزند نامشروع برادر مایکل ، سانی ، به دلیل روابط خانوادگی آزادی عمل زیادی داشت.

با این حال ، مایکل از راه های خود تخریبی وینسنت به اندازه کافی برخوردار بود ، وقتی که دومی با تقلب در اینکه می خواست مایکل برنامه ای برای انتقام جویی داشته باشد ، به مسائل کمک نمی کند. در این مرحله مایکل سخت تلاش می کرد تا یک تاجر شود. شنیدن صحبت وینسنت مانند یک گانگستر معمولی با او خشم مایکل را در غیر اینصورت ساکت تر هنگام انفجار بر روی وینسنت برای سکوت داشت.

نشان آتش سه خانه بهترین شخصیت برای استخدام

8'من می دانم که تو بودی ، فردو. قلبم را شکستی. قلبم را شکستی.'

اینجا بود که سرنوشت فردو به طور موثر مهر و موم شد زیرا مایکل فهمید که برادر خودش ممکن است در یک سو assass قصد علیه او دست داشته باشد. در حالی که ما هرگز نخواهیم فهمید كه آیا فردو واقعاً می خواست مایكل را كشته باشد یا خیر ، او تصمیم خود را گرفت كه همین كار را با فردو در اینجا انجام دهد.

کشیدن برادرش برای بوسه - که به معنای بوسه مرگ بود - مایکل پس از مدت ها با گفتن برادرش که از نقش خود می داند احساسات واقعی خود را نشان داد. دیدن مایکل از این طریق هر دو دلهره آور و دلهره آور بود.

7'این خانواده من است ، کی. این من نیستم.'

سالها قبل از آنکه وی به خانواده Don Corleone تبدیل شود ، مایکل تمام تلاش خود را کرد تا از معاملات جنایی آنها فاصله بگیرد. و برخلاف آنچه که سرانجام مخفی شد ، مایکل در ابتدا نسبت به کی روش بسیار باز بود.

مرتبط: 10 فیلم برای دیدن اگر پدرخوانده را دوست دارید

بهترین راهی که او این کار را به کی نشان داد ، اشتراک در مورد سو about استفاده ها و معاملات پدرش بود ، که شامل به اشتراک گذاشتن نحوه استفاده از لوکا برازی به عنوان مجری بود. هنگامی که کی از این اطلاعات رعد و برق به نظر می رسید ، مایکل اعتراف کرد که این را با او در میان گذاشته است تا به او بگوید مثل خانواده اش نیست. متأسفانه ، قرار نبود همه چیز به این شکل پیش برود.

6'فردو ، تو برادر بزرگتر من هستی ، و من تو را دوست دارم. اما هرگز دوباره با کسی مخالف خانواده طرف نشوید. همیشه.'

نکته ترسناک در مورد مایکل این نبود که او افراد زیادی را برای او کار کند یا نفوذ سیاسی خود را کنترل کند. این بود که چگونه او آن نگاه خنک مرگ سنگین را ادامه داده است که حتی بزرگترین مردان را به اطاعت از او کاهش می دهد.

فردو این موضوع را برای اولین بار پس از رویارویی مایکل با مو گرین آموخت ، زیرا به نظر می رسید با مایکل به عنوان برادر کوچکترش رفتار کند. با این حال ، مایکل هیچ حوصله ای برای تلاش های فردو برای سرزنش او نداشت ، و در عوض با هشدار دادن به او ، ترساندن فردو علیه اینکه برای خلاف خانواده مناسب نیست ، مرعوب فردو شد. همانطور که فهمیدیم ، مایکل واقعاً در این مورد بسیار جدی بود.

5'اگر هر چیزی در این زندگی قطعی است ، اگر تاریخ چیزی به ما آموخته باشد ، به این معنی است که شما می توانید هر کسی را بکشید.'

در زمان پدرخوانده قسمت دوم ، مایکل آنقدر سرد شده بود که فکر کشتن کسی حتی باعث نشده بود که او اندکی له کند. او کاملاً در ذهن خود تثبیت کرده بود که بیرون بردن یک شخص ساده ترین راه حل برای امور است.

هنگامی که تام تلاش کرد تا علیه ترور هیمن راث بحث کند ، با این ادعا که این شخص بیش از حد محافظت شده است و حتی رئیس جمهور نیز از آن محافظت نمی کند ، مایکل او را کنار زد. در عوض ، او استدلال کرد که هیچ کس شکست ناپذیر است و صفحات تاریخ به او می گفتند که کشتن کاملاً یک گزینه است ، مهم نیست که هدف چقدر قدرتمند باشد.

4'فقط به من نگو ​​که تو بی گناه هستی. زیرا به هوش من توهین می کند و من را بسیار عصبانی می کند. '

مایکل برای اینکه کارلو را بپذیرد که خود کسی است که باعث کشته شدن سانی شد ، مایکل را برای مدتی مشخص در نزدیکی خود نگه داشت تا احساس امنیت کند. بعد از کشته شدن تمام سران خانواده ها ، مایکل برای اعتراف کارلو اقدام خود را انجام داد.

مرتبط: پدرخوانده: 10 جزئیات پنهان که همه کاملاً از دست داده اند

در حالی که کارلو در ابتدا سعی داشت وانمود کند که در برنامه های دون بارزینی یک پیاده ناخواسته بوده است ، اما سرانجام به دلیل این نقل قول از مایکل ، تسلیم شد. با خیره شدن ساکت اما کشنده به کارلو ، او صدای خود را حفظ کرد در حالی که برای کارلو روشن ساخت که وانمود می کند بی گناه است به هوش او توهین می کند. سرانجام مهم نبود ، چون مایکل هنوز کارلو را کشته است.

3'هرگز درباره کار من از من نپرسید.'

این یکی از مشهورترین نقل قول ها شده است پدر خوانده سریال همانطور که چرخش مایکل به بدترین حالت را برجسته می کند. در حالی که او قبلاً خود را متقاعد کرده بود که سایر دون ها را نیز به عنوان یک ضرورت به قتل رسانده است ، اما او نیت واقعی خود را از کی پنهان کرد که دوست دارد پدرخوانده باشد.

آیا فصل تاریک 4 وجود خواهد داشت؟

بنابراین ، وقتی کی از او س askedال کرد که آیا واقعاً دستی در کشتن کارلو دارد یا خیر ، مایکل عصبانی شد که کسی - حتی اگر کسی همسر او باشد - از اقتدار وی س questionال کند. در نهایت او به کی دروغ گفت ، اما حتی در آن زمان مایکل یکی از افراد کنترل کننده بود زیرا او به کی قول داد که هرگز از او درباره کارش سوال نخواهد کرد.

دو'شخصی نیست ، سانی. این کاملاً تجاری است. '

صحنه ای که مایکل به McClusky و Sollozzo شلیک می کند آنقدر مشهور بود که حتی در بازی براساس فیلمی که ما این واقعه را تحریک کردیم ظاهر شد. در این فیلم مایکل کسی بود که دیگران را متقاعد کرد که اجازه دهند این کار را انجام دهد.

مرتبط: 10 جمله به یادماندنی از سه گانه پدرخوانده

نکته قابل توجه این بود که چگونه او توانست نظرات راجع به خودش را بداند و برنامه را دنبال کند. با استدلال اینکه کشتن این افراد آنطور که سانی تصور می کرد شخصی نیست ، مایکل این ادعا را توجیه کرد و ادعا کرد می توانند داستان را به عقب برگردانند ، به گونه ای که انگار یک پلیس فاسد را می کشد. این مهارت در دستکاری مردم بود که در نهایت مایکل را به این سمت برد.

1'فقط وقتی که فکر می کردم بیرون هستم. آنها مرا به عقب می کشانند. '

متاسفانه برای مایکل ، او همیشه درگیر یک گانگستر است ، علیرغم اینکه او واقعاً می خواهد آن زندگی را ترک کند. مایکل حتی وقتی در فعالیت های جنایتکارانه گردن می بست قصد داشت از این کار دور شود.

به همین دلیل ، شما باید احساس خوبی نسبت به پسر داشته باشید که متوجه شد دوباره به بازی جنایی بازگشته است پدرخوانده قسمت سوم . وقتی مایکل متوجه این درک شد ، با تلخی آن را ابراز کرد و گفت که هرگز نمی تواند زندگی گانگستری را از بین ببرد. حتی وقتی می خواست فرار کند ، یک دلیل یا دلیل دیگر به عقب کشیده شد.