باب اسفنجی شلوار مکعبی به راحتی محبوبترین سریال نیکلودئون است، اما، اگرچه اکثر قسمتها خوش شانس بودند، این 15 قسمت کاملاً کابوسکننده بودند.
محبوب ترین کارتون نیکلودئون، باب اسفنجی شلوار مکعبی ، پر از اپیزودهایی است که حس طنز غیرمنطقی و احمقانه را برمی انگیزد. داستان این فیلم در شهر زیر آب بیکینی باتم اتفاق میافتد و حول محور باب اسفنجی آشپز و ماجراجوییهای او با دوستانش میچرخد. با این حال، در زیر شوخ طبعی ساده، نمایش می تواند گاهی اوقات، با ارجاعات نابغه، و حتی شوخی های ظریف بزرگسالان، متا دریافت کند.
مطالب مرتبط: 10 نظریه احمقانه طرفداران باب اسفنجی که اینترنت آنها را رها نمی کند
برای نمایش کودکان، چند قسمت نیز در مقایسه با لحن احمقانه عمومی، میتواند تاریک یا آزاردهنده باشد. اینها می تواند ناخواسته برای چند کودک وحشتناک باشد، در حالی که برخی دیگر شامل تقلید عمدی فیلم های ترسناک نیز می شود.
جومانجی جدید کی میاد
به روز شده در 6 می 2021 توسط Tanner Fox: هر چند که ممکن است مضحک به نظر برسد، سریال باب اسفنجی شلوار مکعبی به طور فزاینده ای دارای نقاط داستانی و عناصر روایی منحرف و عجیب و غریب است، و نمایش با ادامه آن عجیب تر و مبهم تر شده است. از سفر سوررئالیستی شکارچی اس. تامپسون در جنگل کلارینت گرفته تا اشاره واقعی به خزنده اینترنتی بدنام «مه سرخ»، قسمتهای وحشتناک باب اسفنجی زیادی وجود دارد که هنوز مورد بحث قرار نگرفتهاند. با بیش از دو دهه پخش و نشان دادن هیچ نشانه ای از کاهش سرعت، باید به این فکر کنیم که چه چیزهای عجیب و غریب و وحشی ممکن است در آینده به امواج رادیویی برخورد کند.
پانزدهیک دوست برای گری
باب اسفنجی نمی تواند حلزون حیوان خانگی خود، گری را سر کار بیاورد. او که نگران تنهایی خود است، دوست حلزونی دیگری به نام پافی فلافی برای او می گیرد. معلوم می شود که پافی یک قلدر است و گری را هر لحظه که تنها هستند مورد آزار و اذیت قرار می دهد. باب اسفنجی همچنان معتقد است که گری دردسرساز است و نه پافی.
مرتبط: شما کدام شخصیت باب اسفنجی هستید، بر اساس زودیاک خود
پافی در نهایت تبدیل به یک هیولای خزنده بزرگ می شود و حتی سعی می کند در یک نقطه گری را بخورد. باب اسفنجی خانهاش را در بهم ریخته میبیند و هنوز هم احساس میکند ممکن است گری به خاطر حسادت پافی همه اینها را از بین ببرد. ظاهر اسلگ مانند نسخه نهایی پافی به همراه دندان های نوک تیز و زبانه های سارلاک مانند آن ممکن است برای بینندگان جوانتر ترسناک باشد.
14Squidward در کلارینتلند
در این فصل هفتم، اسکویدوارد مشتاق است از کلارینت خود در برابر مشتریان سرکش Krusty Krab قبل از اجرای یک رسیتال محافظت کند، و ترجیح می دهد آن را در یک قفسه ای که آقای کراب با انزجار تهیه کرده بود ذخیره کند. متأسفانه، باب اسفنجی این وظیفه را بر عهده می گیرد که قفسه را بازسازی کند و آن را به یک پیچ و خم پیچیده و غیر واقعی تبدیل کند که به نظر می رسد پایانی ندارد.
اسکویدوارد برای بازیافتن ساز خود، در جنگلی با کلارینت قدم می زند، توسط یک عقاب غول پیکر بلعیده می شود و باب اسفنجی را در قسمت های بیرونی فضا تعقیب می کند تا در نهایت به رسیتال خود برسد... که از آن شیطنت های باب اسفنجی به سرعت او را می ترساند.
13اسپلینتر
یک ترکش در حین کار در انگشت شست باب اسفنجی گیر می کند. باب اسفنجی معمولاً ژولیده از بیرون آوردن آن امتناع می ورزد که منجر به عفونت بیشتر می شود. در بیشتر قسمت، بینندگان تصویر مشمئز کننده زخم پر از چرک را می بینند که فقط اندازه آن افزایش می یابد.
پاتریک وانمود می کند که پزشک است تا با اضافه کردن زباله های سمی یک زباله دان، جراحت را درمان کند. تورم فقط افزایش می یابد و عفونی می شود. در نهایت، آقای کرابز با ترکیدن تورم با چرک مایع، ترکش را برمی دارد. این اپیزودی است که طنز افتضاح و تصاویر کاملا مشمئز کننده را سرلوحه خود قرار می دهد و از ابتدا تا انتها یک تماشای ناخوشایند است.
12بازدید از ماهی مرکب
باب اسفنجی میتواند برای همسایهاش اسکویدوارد، که خود را از نظر فکری برتر از هر بیکینی باتومیتی دیگری میداند، آزاردهنده باشد. به همین دلیل است که اسکویدوارد به ذوق هنری و طراحی خانه مدرن خود افتخار می کند. باب اسفنجی ناامیدانه سعی می کند او را به خانه آناناسی خودش دعوت کند، دعوتی که اسکویدوارد مدام آن را رد می کند.
اسفنجی که قصد دعوت از اسکویدوارد را دارد، در نهایت جاروبرقی او را می دزدد. اسکوئیدوارد شامش را در تنور می گذارد و با عصبانیت وارد آناناس می شود. با این حال، در کمال تعجب، متوجه می شود که باب اسفنجی آنقدر به او وابسته است که کل خانه اش را طوری طراحی کرده است که با خانه اسکویدوارد مطابقت داشته باشد. در همین حال، خانه خود او در اثر آتش سوزی، به دلیل روشن بودن اجاق، ویران می شود. او ناامید و مضطرب در نهایت با باب اسفنجی می ماند.
یازدهجوهر لیموناد
تا سال 2017، سریال نیکلودئون که زمانی دوستداشتنی بود، واقعاً از ریل خارج شد، و این فصل یازده قسمت تجسم کیفیت عجیب و غریب بسیاری از قسمتهای اخیر آن بود.
فیلم سگ های جنگی بر اساس یک داستان واقعی است
در این قسمت، باب اسفنجی و پاتریک متوجه می شوند که جوهر اسکویدوارد در واقع به عنوان یک نوشیدنی خوشمزه عمل می کند، اگرچه او تنها زمانی می تواند آن را تولید کند که ترسیده باشد. آنچه در ادامه میآید، تلاشهای مختلفی برای ترساندن اسکویدوارد است، با پاتریک تا آنجا که پوست بدنش را کنده و اندامهایش را در اقدامی ترسناک آشکار میکند که مطمئناً برای مخاطبان جوانتر مناسب نبود.
10سیاره چتر دریایی
در «سیاره چتر دریایی»، باب اسفنجی و سندی با چتر دریایی شرور معروف به «ژلهماهی» که ساکنان بیکینی باتم را شبیهسازی میکند، درگیر میشوند. مقدمه به وضوح اشاره به تهاجم بدن ربایان، در حالی که عنوان می تواند مرجعی باشد سیاره میمون ها یا سیاره خون آشام ها.
مرتبط: شخصیت های باب اسفنجی شلوار مربعی رتبه بندی شده بر اساس هوش
بخش وحشتناک ایجاد ژله است. یک موجود بیگانه شبیه چتر دریایی با چشمان سیاه، یک چتر دریایی را می خورد و یک گوه صورتی را بیرون می اندازد که به ترکیبی از هیولا و شکل چتر دریایی قبلی آن تبدیل می شود. این چتر دریایی جهش یافته سپس به یک انگل تبدیل می شود و هر موجود دیگری را در مجاورت خود به ژله های چشم سیاه آلوده می کند.
9من یک گری نوجوان بودم
پس از اینکه اسکویدوارد به طور تصادفی پلاسمای حلزون را به او تزریق کرد، باب اسفنجی به آرامی به شکل ترکیبی حلزون-اسفنجی در ادای احترامی آشکار به کلاسیک ترسناک بدن کروننبرگ دهه 80 در میآید. پرواز . عملکرد بدن اسفنجی هیبریدی جدید کند می شود و او توانایی صحبت کردن را از دست می دهد. تنها خطی که او می تواند بگوید این است که 'چیزی با meeoowww' اشتباه است!
اسکویدوارد پس از دیدن دگرگونی وحشتناک همسایه اش از کوره در می رود. همسایه شاخکدار که از درخواستهای باب اسفنجی برای کمک میترسد، شروع به دویدن در خانهاش میکند. در میان سر و صدا، سرنگ پلاسما به طور اتفاقی بینی او را سوراخ کرد و او را نیز به حلزون تبدیل کرد. برخلاف سایر قسمتهای ترسناک باب اسفنجی، داستان در صخرهای حلنشده به پایان میرسد، زیرا گری و نسخههای حلزونی اسکویدوارد و باب اسفنجی در زیر ماه میو میکنند.
8اسفنجی
اگرچه دقیقاً ترسناک نیست، قسمت پنجم «Songehenge» قطعاً حس وهمآور و بدی در خود دارد. بادهای تند باعث می شود منافذ باب اسفنجی آهنگی را سوت بزنند که چتر دریایی را جذب می کند و در نتیجه او تبدیل به یک طرد شده از جامعه می شود. او که مجبور به پناه بردن به یک غار می شود، بناهای سنگی غول پیکری از خود می سازد تا توجه چتر دریایی را از خود دور کند.
مطالب مرتبط: باب اسفنجی: 10 بهترین لحظه بین باب اسفنجی و سندی
نقشه او در نهایت موفقیت آمیز است، اما، در یک تقلید خنده دار از سیاره میمون ها باب اسفنجی برمی گردد تا متوجه شود که او اکنون در آینده ای دور است و کراستی کراب نابود شده است.
7تغییر قبرستان
خدمه Krusty Krabs مجبور می شوند یک شب اضافه کاری کنند. اسکویدوارد که حوصله شیفت شب و خالی بودن رستوران را دارد، داستانی شبح آور را برای باب اسفنجی تداعی می کند. داستان او بسیار مفصل است زیرا او در مورد 'Hash-Slinging Slasher' صحبت می کند، یک آشپز سابق سرخ کردنی که دست و پا چلفتی دستش را از دست داد، که بعداً با یک کفگیر جایگزین شد. او بعداً توسط یک اتوبوس زیر گرفته شد و در مراسم تشییع جنازهاش «از کارش اخراج شد».
فینال فصل دوم ملکه جنوب
ترس اتمسفر زمانی شکل می گیرد که شکلی ترسناک شبیه اسلشر ظاهر می شود و اسکویدوارد و باب اسفنجی را به همان اندازه می ترساند. در حالی که پایان آن ضد آب و هوا است، اما یکی از بهترین قسمتهای ترسناک سریال است، حتی با حضور کنت اورلوک از نوسفراتو .
6احمق های غول
احمق های غول یک شخصیت دزد دریایی شبحوار به نام هلندی پرنده را به همراه دشمنش، لرد پولترگیست، بازمیگرداند. دومی با تصاویر و پرشهای ترسناک باب اسفنجی و پاتریک را میترساند که ممکن است برای لحنهای معمولی سریال کمی هیجانانگیز باشد. مغزهایی با کره چشم در توپ ها سرو می شوند، مارهایی که داخل باب اسفنجی می لغزند، دستگیره های در جیغ می زنند و مواردی از این دست.
پایان سورئال و ناراحت کننده است، زیرا هلندی پرنده به نوعی بمب هسته ای تبدیل می شود و بر فراز لرد پولترگیست منفجر می شود، در حالی که یک ابر قارچ شکل می گیرد. سپس نشان داده میشود که بقیه قسمتهای پایین بیکینی در شکلی از زندگی پس از مرگ وجود دارد، زیرا همه شخصیتها خطوط سبز اطراف خود را مانند غولهای عنواندار دارند. برای نمایش معمولی خوش شانس نیکلودئون به طور غیرمعمولی بیمارگونه است.
5SquidBob TentaclePants
اسکوئیدوارد به راحتی تراژیک ترین شخصیت سریال است. یک آزمایش با ماشین سندی به ترکیب اسکویدوارد و باب اسفنجی در یک بدن منجر می شود. باب اسفنجی این را فرصت خوبی برای دوست ماندن برای همیشه میداند، در حالی که اسکویدوارد، از طرف دیگر، ناامید است که از این آشفتگی خلاص شود، زیرا یک رسیتال کلارینت دارد.
مطالب مرتبط: شخصیت های باب اسفنجی شلوار مربعی، رتبه بندی شده بر اساس دوست داشتن
در پایان، حتی پس از جدایی، استعداد اسکویدوارد نمی تواند مخاطبان را سرگرم کند. در حالت عصبانیت، او در نهایت دوباره با دستگاه دست و پنجه نرم می کند. صحنه با یک یادداشت بسیار افسرده به پایان می رسد زیرا اسکویدوارد به درمانگر خود می گوید که 'همه چیز از زمانی شروع شد که من به دنیا آمدم.' شات کامل نشان می دهد که او در یک توپ گوشت با شخصیت های دیگری مانند سندی و آقای کرابس ترکیب شده است. این صحنه در برخی از تکرارهای اروپایی به دلیل وحشتناک بودن قطع شد.
4پایین سنگ
شاید یکی از خاطره انگیزترین قسمت های باب اسفنجی شلوار مکعبی «راک باتم» که تا به حال از تلویزیون پخش می شود، باب اسفنجی و پاتریک را می بیند که به اشتباه در ایستگاه اتوبوس اشتباهی پیاده می شوند و آنها را در شهر غیرقابل گریز و کاملاً بیگانه عنوان می کنند.
اگرچه پاتریک در نهایت یک اتوبوس به بیکینی باتم میرسد، باب اسفنجی مجبور میشود مدتی صبر کند، اگرچه به نظر میرسد که مقامات حمل و نقل راک باتم به طرز عجیبی مشتاق جلوگیری از بازگشت او به خانه هستند. این اپیزود تداعی کننده غریبه بودن در یک مکان ناآشنا و متخاصم است، ترسی عمیق از تقریباً هر کودکی.
3ویژگی مخلوق کرابی پتی
این یک قسمت دیگر است که ترسناک بدن را به نمایش می گذارد. وقتی مشتریانش هوس یک غذای جدید می کنند، آقای کرابس سندی و باب اسفنجی را مجبور می کند تا نوع جدیدی از کربی پتی را بسازند. اما، چیزی در مورد این پتی جدید شروع به تبدیل مشتریان به 'موجودات کرابی پتی' می کند.
شب تاریک و پر از وحشت است نقل قول منشاء
مطالب مرتبط: 10 فیلم برتر دیوید کراننبرگ از نظر فیلم Rotten Tomatoes
این تحول برای یک فرد عادی بسیار ترسناک است باب اسفنجی اپیزود، در حالی که همه شخصیتها درون خود را در حال ترکیدن میبینند و به یک کتلت واقعی تبدیل میشوند. همه از دوستان این شخصیت تا بچه های خیابانی به چنین کارهای زشت تبدیل می شوند. برخی، مانند قسمت فوق الذکر، حتی با هم ترکیب می شوند. در نهایت، Bikini Bottom به یک آخرالزمان کابوسوار تبدیل میشود.
دوآیا الآن خوشحالید؟
اسکویدوارد از یکنواختی روزمره و متوسط زندگی خود خسته می شود. باب اسفنجی تلاش می کند تا خاطرات خوشی برای دوستش بسازد و او را به یک کنسرت ویولن و یک گالری هنری می برد. نقشهها او را افسردهتر میکنند و تعظیم یک نوازنده ویولن به چشمش میخورد، صحنهای که در نسخه باهاسا اندونزیایی به دلیل خشن بودن بیش از حد نادیده گرفته شد.
اسکویدوارد سعی می کند زندگی را کاملاً به معنای واقعی کلمه کنار بگذارد، زیرا به مدت دو هفته در خانه خود قفل شده است. در یک صحنه مخصوصاً وحشتناک، به نظر می رسد که او آماده انجام کاری است که مطمئناً در تلویزیون روزانه مجاز نیست، اگرچه در نهایت به عنوان یک طنز غیرمعمول تیره نشان داده می شود.
1SB-129
SB-129 که به راحتی یکی از شناختهشدهترین قسمتهای اولیه سریال است، میبیند که اسکویدوارد هزاران سال به آینده منتقل شده است و فقط کشف میکند که باب اسفنجی و پاتریک مانند همیشه در زندگی او حضور دارند.
اسکویدوارد پس از سفر به گذشته های دور و کشف بسیاری از موارد مشابه، به طور تصادفی ماشین زمان خود را می شکند و او را به نوعی فضای خالی منتقل می کند، که او را به وحشت می اندازد. این قسمت به بررسی مضامین نیهیلیسم و ترس وجودی میپردازد، که موضوعات فوقالعاده سنگینی برای کودکان خردسال است.
بعدی: باب اسفنجی شلوار مربعی: هر فصل تا کنون، رتبه بندی شده است