چگونه با مادرت آشنا شدم، دیدم که روابط توسعه یافته و از هم گسیخته می شود، اما آنچه در نمایش برجسته می شود، موضوع دوستی است، همانطور که در این نقل قول ها دیده می شود.
در طول نه فصل از چگونه مادرت را ملاقات کردم ، طرفداران باید رشد و تکامل شخصیت های محبوب سریال را، هر دو به عنوان فردی به عنوان یک گروه، تماشا کنند. دوستی این گروه نمادین، از جمله آنهایی که هیچ کس در راه است، برخی از بهترینها در تاریخ کمدی کمدی هستند و لحظات فوقالعاده زیادی را ارائه کردهاند و همچنین مجموعهای از نقل قولهای عالی و احساسی که دوستی آنها را خلاصه میکند، ارائه کردهاند.
مطالب مرتبط: نمادین ترین صحنه هر شخصیت اصلی در «چگونه با مادرت آشنا شدم»
خواه از مکالمات یک به یک یا بیانیه های گسترده تر دوستی از روایت تد باشد، نقل قول های بسیار قدرتمندی وجود دارد که همیشه با طرفداران طنین انداز می شود و تأثیر احساسی می گذارد.
10شما بهترین دوست من هستید. من به عینیت نیاز ندارم من فقط به حمایت شما نیاز دارم
یکی از بزرگترین بحث ها در چگونه مادرت را ملاقات کردم در آخرین فصل سریال بین مارشال و لیلی پس از پذیرش داوری توسط مارشال پخش شد.
هری پاتر و ارباب حلقه ها
لیلی به دنبال حمایت از رابین بود، پس از ملاقات با دارن مشخص شد که او از او حمایت نمی کند. این باعث شد لیلی این خط را بگوید، چیزی که همه می توانند با آن ارتباط برقرار کنند. چه کسی در اشتباه باشد یا نه، آنها همیشه از حمایت و عشق دوست خود می خواهند تا به او کمک کند تا از پس مشکلی برآید، چیزی که لیلی در اینجا می خواست.
9مهم نیست چقدر احساس ناخوشایندی دارید، اگر کنار او نباشید، همیشه پشیمان خواهید شد.
لیلی به عنوان چهره مادر گروه، با وجود اینکه لحظات نابالغ زیادی داشت، همیشه به سایر شخصیتها نصیحت میکرد. اغلب اوقات این می تواند آزاردهنده باشد، اما گاهی اوقات دلگرم کننده است، و آنها می توانند لحظات تلخ و مهمی باشند، مانند این نقل قول به تد.
کل سخنرانی در مورد خداحافظی با چیزهای بد نیویورک است، نه خوب، و جلوگیری از اجتناب از بارنی به دلیل احساساتش نسبت به رابین. گاهی اوقات همه مجبورند غرور خود را ببلعند و با هم دوست شوند یا در خطر پشیمانی تا آخر عمر باشند، کاری که تد احتمالاً اگر لیلی نبود، انجام می داد.
لیندسی روی دو مرد و نیم
8ما آنقدر تلاش می کنیم که بخشی از زندگی خود را پنهان نگه داریم، حتی از نزدیکترین دوستانمان، که در مواقع نادری که باز می شویم، شگفت انگیز است که این رازها چقدر جزئی هستند.
در اپیزود «شب بازی»، باند یک شب بازی برگزار میکند، به رهبری مارشال، که به وضوح بازی را برای آشنایی و قضاوت در مورد دوست دختر جدید تد، ویکتوریا، تنظیم میکند.
این نقل قول از روایت تد را میتوان هم برای دوستیهای او با افرادی مانند رابین و هم برای ویکتوریا، که به سرعت گذشتهاش با رابین را پشت سر گذاشت، اعمال کرد. مردم همیشه میخواهند جنبههای آسیبپذیر خود را پنهان کنند و اسرار گذشته و ذرهای از توشه را پنهان کنند تا مورد قضاوت قرار نگیرند یا افرادی را از دست ندهند، در حالی که در واقعیت، هیچکس واقعاً به چنین جزئیات بیمعنی اهمیتی نمیدهد.
7شاید این جدایی نیست شاید این فقط دو دوست باشد که با هم برگردند.
بسیاری معتقدند بارنی و رابین زوج پایانی بازی بودند چگونه مادرت را ملاقات کردم از نظر گزینه های اراده-آنها-نخواهند-آنها. با هم یا نه، این دو با هم فوق العاده بودند و دوستان خوبی بودند.
مطالب مرتبط: خنده دارترین صحنه هر شخصیت اصلی در نحوه ملاقات با مادرت
وقتی برای اولین بار از هم جدا شدند، به این دلیل بود که به مرز ناراحتی شدید رسیدند. وقتی آنها متمدنانه در مورد آن صحبت کردند، موافقت کردند که از هم جدا شوند، و بارنی به جای غمگین شدن به این نکته اشاره کرد که شاید آنها 'فقط دو دوست هستند که دوباره با هم هستند.' این یک پیام بسیار خوب برای کسانی است که قبل از شریک با هم دوست بودند و مانند این دو با شرایط وحشتناکی به پایان نرسیدند.
نحوه نصب مودها در ریشه های عصر اژدها
6فقط... در نهایت، همه ما ادامه خواهیم داد. به این میگن بزرگ شدن.
یکی از غم انگیزترین جنبه های چگونه مادرت را ملاقات کردم و تعداد زیادی از کمدیهای کمدی دیگر، رشد شخصیتها تا جایی است که از هم دور میشوند. این بخش بزرگی از چگونه مادرت را ملاقات کردم، به خصوص فینال
این درسی است که مخصوصا برای بارنی سخت است. پس از سر و کار داشتن با مسائل رها شدن و ناامنی های بی حد و حصر برای تمام زندگی اش، این ایده که همه از او دور شوند او را می ترساند. همانطور که لیلی پس از اینکه هیچ کس نمی تواند در فیلم Robots Vs شرکت کند به او اشاره می کند. همه کشتی گیران باید با زندگی، خانواده و حرفه خود حرکت کنند و رشد کنند. این یک پیام سخت است، اما یک پیام واقعی.
5'ما همیشه دوست خواهیم بود. این فقط هرگز نمی شود آنطور که بود. این نمی تواند باشد. و این نباید غم انگیز باشد.
فینال از چگونه مادرت را ملاقات کردم اشتباهات زیادی برای طرفداران انجام داد، اما لحظات خوب و احساسی نیز داشت، مانند گفتگوی رابین و لیلی در هالووین.
چگونه جان اسنو و دنریس تارگرین به هم مرتبط هستند
مرتبط: چرا میخواهیم دوست لیلی باشیم (و چرا نمیخواهیم) در کتاب چگونه با مادرت آشنا شدم
رابین تصمیم می گیرد جشن هالووین را زودتر ترک کند، که لیلی را به شدت ناراحت می کند، به خصوص که رابین از هر دوست دیگری دورتر شده بود. همانطور که رابین اشاره می کند، اما همه چیز تغییر کرده است و برای او سخت است. همه آنها پیش رفتهاند، اما با خوشبینی، رابین اشاره میکند که لازم نیست غمگین باشد، این چیزی است که احتمالاً همه باید در زمان رسیدن به آن نقطه از زندگی، آن را حفظ کنند.
4'وقتی اجازه می دهم یک روز بدون صحبت با تو بگذرد ... آن روز خوب نیست.'
به رابین و بارنی برگردیم، در حالی که تنش عاشقانه بین این دو در بیشتر برنامه وجود دارد، و بسیاری از نقل قولهای پیرامون این دو به این موضوع مربوط میشوند، بیشتر آنها را میتوان برای دوستی آنها و بسیاری دیگر به کار برد.
رابین پس از اینکه در طوفان هیچ تماس تلفنی از پدرش دریافت نکرد، بر خلاف دیگران، ناراحت شد و بارنی با گفتن اینکه این از دست دادن اوست، حال او را بهتر کرد. این به وضوح بیشتر یک معاشقه است، با توجه به اینکه این دو نفر هستند، اما هنوز هم یک لحظه دوستی عالی است زیرا آن دو با هم نبودند، و چه عاشقانه یا نه، آن دو یکدیگر را می پرستیدند.
3'دوستان، همسایه ها، رفقای شراب خوار و شرکای جنایتکارانی که در جوانی بسیار دوستشان دارید، با گذشت سالها، فقط تماس خود را از دست می دهید.'
اپیزود «گری بلاومن» مونتاژی از شخصیتهای محبوب و منفور گذشته و محل زندگی آنها را برای مخاطبان و طرفداران طولانیمدت نمایش ارائه کرد. در طی این، تد آینده به طرفداران یک روایت احساسی می دهد.
همانطور که طرفداران افرادی مانند کوین، بلیتز، زویی، بلاهبله و غیره را میبینند، تد در مورد اینکه چگونه مردم پیش میروند، زمان چگونه میگذرد و مردم از زندگی یکدیگر دور میشوند صحبت میکند. این واقعیت دردناکی است که همه مجبور به مقابله با آن هستند. تد سپس به ارائه توصیههای عالی ادامه میدهد و میگوید: 'شما از اینکه بفهمید چقدر آسان است که راه خود را برای همیشه از کسی جدا کنید، شوکه خواهید شد، و به همین دلیل است که وقتی کسی را پیدا میکنید که میخواهید در اطرافش نگه دارید، کاری برای آن انجام میدهید.'
دو'من-می دانم که اخیراً یک زوج را از دست داده ام، اما ... ما گفتیم که همیشه برای لحظات بزرگ آنجا خواهیم بود.'
یکی از نکات مهم فینال این است که باند برای آنچه لیلی 'لحظه های بزرگ' می نامد، در اطراف است. با دور شدن گروه، تد، لیلی، مارشال و بارنی تمایل به انجام این کار دارند. رابین؟ نه چندان
وقتی رابین بعد از پاسخ دادن به 'نه' در مکلارن برای عروسی تد و تریسی، احساسیتر میشود. در آن مرحله از زندگی آنها، تنها چیزی که واقعاً اهمیت دارد، حضور در لحظات بزرگ است. اگرچه شغل رابین او را از دوستانش و ازدواجش با بارنی دور کرد، اما در یکی از دلخراش ترین جدایی ها در سریال، او موفق می شود به عروسی تد، یکی از بزرگترین لحظات ممکن، برسد.
آیا فصل 7 دختر جدید وجود خواهد داشت؟
1هر کاری که در این زندگی انجام می دهید، افسانه ای نیست مگر اینکه دوستانتان آنجا باشند تا آن را ببینند.
بارنی استینسون ممکن است مردی شکسته باشد که در بسیاری از موارد دچار ناامنی شده است چگونه مادرت را ملاقات کردم و طرفداران نظرات نامطلوب زیادی در مورد او دارند، اما اکثر آنها موافقند که هیچ کس بهتری برای داشتن یک دوست وجود ندارد.
او واقعاً دوستانش را میپرستد، و برای دوستی آنها بیش از هر زمان دیگری ارزش قائل است. یادآوری دیگری از این موضوع زمانی اتفاق میافتد که، قبل از عروسیاش، او به برخی از پسرها به طور تصادفی روش زندگی را آموزش میدهد، و به این نکته اشاره میکند که هر کاری که انجام میدهند، بدون دوستانشان هرگز نمیتواند عالی باشد.
بعدی: 10 بهترین لحظه دایره کامل در نحوه ملاقات با مادرت