اورجینال یونیورسال مرد نامرئی دارای صحنههای نمادین شخصیت اصلی آن است که لباس خود را در میآورد و نشان میدهد که او زیر آن نامرئی است. بدون شک، اکثر مخاطبان فیلم را با تعجب ترک می کنند که جلوه ویژه چگونه ساخته شده است - به خصوص دهه ها قبل از CGI. بازسازی 2020 یونیورسال، همچنین با عنوان مرد نامرئی ، بینندگان را با هیولای نامرئی شرور خود می ترساند: دوست پسر سابق بدرفتاری که از نامرئی بودن خود برای عذاب دادن قهرمان داستان استفاده می کند. سیسیلیا کاس (الیزابت ماس) . هر دو فیلم صحنههای مشابهی را به نمایش میگذارند که اشیایی در هوا شناورند و ردپایی که بهطور ناگهانی روی سطوح ظاهر میشوند، ظاهراً از هیچ جا ظاهر میشوند. در حالی که افکت های نسخه 2020 مطمئناً هیجان انگیز هستند، اما به اندازه افکت های 1933 که باید بدون فناوری CGI انجام می شدند، چشمگیر نیستند.
آیا می توانید دیسک های ps2 را روی ps4 پخش کنید
مرد نامرئی کتابی از H. G. Wells است که در سال 1897 منتشر شده است. داستان کتاب حول محور دانشمندی است که در حال مطالعه اپتیک است که یک فرآیند شیمیایی را کشف می کند که می تواند یک موجود فیزیکی را نامرئی کند. پس از آزمایش کشف جدید خود بر روی یک گربه، او با موفقیت خود را نامرئی کرد - اما قادر به معکوس کردن این روش نیست. نامرئی بودن تنها تمایلات اجتماعی او را تشویق می کند و دانشمند، گریفین، به سرعت تسلیم خواسته های جنایتکارانه خود می شود، دست به دزدی، اعمال خشونت آمیز و حتی قتل می زند.
مطالب مرتبط: The Original Universal Dark Universe رتبهبندی، بدترین تا بهترین
کتاب ولز برای اولین بار در سال 1933 برای صفحه نقره ای اقتباس شد مرد نامرئی بخشی از هیولاهای کلاسیک یونیورسال است . جیمز ویل کارگردانی این فیلم را بر عهده داشت که کلود رینز در آن نقش دانشمند دکتر جک گریفین را بازی کرد. جالب اینجاست که فیلم تقریباً ساخته نشد، زیرا استودیو برای جلب رضایت ولز مشکل داشت. در مجموع، هفت درمان مختلف به ولز ارائه شد، قبل از اینکه سرانجام فیلمنامه نوشته شده توسط جان ولد، رماننویس، که تنها نویسندهای بود که عملاً رفتار خود را بر اساس منبع منبع قرار داد، تأیید کرد. ولز درمان و تولید خود را تایید کرد مرد نامرئی آغاز شد. با این حال، یک مشکل باقی ماند: نهنگ چگونه میتوانست مخاطبان را متقاعد کند که یک انسان نامرئی روی صفحه وجود دارد؟
انسان نامرئی (1933) جلوه های عملی
وقتی گریفین با بازی باران روی پرده نمایش داده می شود، اغلب او را در بانداژ پیچیده و کاملاً پوشیده می بینند. با این حال، داستان موارد متعددی را خواستار شد که در آن گریفین در حالی که نامرئی نیست مرتکب اعمالی می شود. ویل متوجه شد که باید به کاراکتر (نامرئی) کارهای ظریفی را روی صفحه نمایش بدهد که نشان دهنده حضور او باشد، مانند نشستن کمی صندلی در حالی که روی آن نشسته است، سپس وقتی گریفین میخواهد محرمانه صحبت کند، جلو میرود. تیم جلوههای ویژه به رهبری آرتور ادسون، اسطوره صنعت (فیلمبردار فیلمهای نوآر نمادینی مانند شاهین مالت ) ، افکت را در ایجاد کرد مرد نامرئی (1933) عمدتاً با ترکیبی از جلوههای عملی با استفاده از سیمهای پنهان و دستهای صحنه، که از طریق پانتومیم بازیگران دیگر روی پرده فروخته میشد.
در بیوگرافی خود در مورد جیمز ویل، جیمز ویل: دنیای جدیدی از خدایان و هیولاها جیمز کورتیس فرآیند دستیابی به اثرات عملی را در مرد نامرئی (1933):
از سیم برای بلند کردن کتاب، بطری و سینی صندوق از بانک استفاده می شد. ایستادههای خارج از محدوده دوربین برای بستن درها و جابجایی صندلیها کافی بود، در حالی که پانتومیم برای بازیگرانی که توسط شخصیت نامرئی اداره میشدند مؤثر بود. یکی از تاثیرگذارترین عکسهای مکانیکی، سرقت دوچرخهای توسط گریفین بود که با سرعت در خیابانی روستایی میرود – که توسط سیمهای یک بوم بالای سر آویزان شده و در مسیری مخفی میچرخد.
یکی دیگر از جلوه های ویژه مهم در مرد نامرئی گریفین در حال قدم زدن در میان برف است. این صحنه نمادین است و در چندین صحنه دیگر تقلید شده است مرد نامرئی اقتباسها، از جمله فیلم هیولا بهروزرسانیشده یونیورسال در سال ۲۰۲۰. ردپاها از طریق سیستمی از سکوهای ردپای شکل که با میخ ها در زیر یک لایه یا سنگ نمک نگه داشته شده اند، ایجاد شده اند که شبیه برف است. همانطور که میخ ها کشیده می شدند، پلت فرم سقوط می کرد و 'ردپای' ایجاد می شد. خدمه گیره ها را به ترتیب کشیدند، که در فیلم ظاهر گریفین را در حال راه رفتن نشان داد.
The Invisible Man (1993) اثرات نامرئی در پس از تولید
مسلما نمادین ترین صحنه در نسخه اصلی است مرد نامرئی این فیلم تصویری از گریفین است که بانداژ و عینک خود را در می آورد و چیزی زیر آن آشکار نمی شود. این سکانس امروزه هنوز هم چشمگیر است و نمی توان با استفاده از جلوه های عملی مانند سیم ها یا صحنه ها به دست آورد. بدون CGI و فناوری صفحه سبز، تیم تولید باید راهی برای استفاده از تکنیکهای ویرایش فیلم پس از تولید برای ایجاد توهم پیدا میکرد. ویل به متخصص جان پی. کورتیس این روند را در بیوگرافی خود در مورد نهنگ شرح می دهد:
[فولتون] با فیلمبرداری معمولی یک صحنه شروع شد، اما کلود رینز کاملاً از صحنه خارج شد. با زمان بندی دقیق عمل، منفی به روش معمول توسعه می یابد. سپس همان ست به طور کامل با مخمل مشکی پوشانده می شد و باران با جوراب شلواری مشکی، دستکش مشکی، و سرپیچ سیاهی که از قالبی که قبلا از سر او ساخته شده بود، پوشیده می شد. در طول این باران، هر لباسی را که برای عکسبرداری لازم باشد می پوشد [...]
از فیلم لباس های بدون پشتیبان، دو کپی با کنتراست بالا - به نام 'مات' - ساخته شد. یکی جلوی پسزمینه را میگرفت، در حالی که دیگری مرد نامرئی نیمهپوش را مسدود میکرد. سپس هر چهار قطعه فیلم - پسزمینه، لباسها و ماتهای مربوط به آنها - در ساخت یک کامپوزیت واحد ترکیب شدند.
این افکت بی نقص نبود و به گفته کرتیس، نگاتیوهای فیلم از مردان می خواست که با استفاده از رنگ مات، روی عیوب فیلم نقاشی کنند: فرآیندی که جزئیات کوچکی را که فیلمبرداران قادر به پنهان کردن آنها در طول فیلمبرداری نبودند، پنهان می کرد. این روند بدون شک خسته کننده و پرهزینه بود، اما اثرات حاصل از آن نفس گیر بود.
مرد نامرئی که یک تولید بسیار گران قیمت و طولانی برای یونیورسال بود، با نقدهای تحسین برانگیز مواجه شد و به یک پولساز مهم برای استودیو تبدیل شد. نهنگ به کارگردانی یک فیلم ترسناک دیگر برای یونیورسال ادامه خواهد داد. عروس فرانکشتاین در سال 1935; با این حال، تا آن زمان، هم Whale و هم مخاطبان به طور کلی اشتیاق خود را نسبت به این ژانر از دست داده بودند. مانند دیگر فیلمهای موفق هیولا کلاسیک جهانی، مرد نامرئی در سالهای بعد دنبالههای متعددی (با بودجه کمتر) دریافت کرد، و هیولای نامآور آن در فیلمهای گروهی مانند monster mash ظاهر شد. ابوت و کاستلو با فرانکشتاین آشنا شدند (1948). جای تعجب نیست که U نیورسال این شخصیت را برای ریبوت قرن بیست و یکم انتخاب کرد با توجه به این که شرارت روانشناختی او به راحتی به یک داستان ترسناک معاصر متقاعدکننده-ترسناک ترجمه می شود تا هیولاهای اردوگاهی از دیگر خواص. در حالی که شاید آینده Dark Universe نامعلوم باشد مرد نامرئی به حفظ بخش ترسناک استودیو برای آینده نزدیک کمک خواهد کرد، درست همانطور که نسخه 1933 چندین دهه پیش برای استودیو انجام داد.
بعد: فیلمهای دنیای تاریک و هیولاهای جهانی که مستحق راهاندازی مجدد هستند