خود را به عنوان یک کودک تصور کنید. دنیای اطراف شما بر روی سر خود چرخیده است و می توانید استرس بزرگسالان اطراف خود را حس کنید. شما برای درک کامل آنچه اتفاق می افتد خیلی جوان هستید، اما می دانید که مردم می ترسند. کلیپهای اخبار به شما راه پیدا میکنند - تصاویری از جنگ، داستانهایی از جوامع رنگین پوست که تحت آزار و اذیت قرار میگیرند، و احساس فزاینده ملیگرایی در سراسر جهان. با این حال، بعدازظهرها با خواهر و برادرهایتان در اتاق نشیمن می نشینید و برای شنیدن داستان مردی که برای عدالت می جنگد هماهنگ می شوید. ایستگاه رادیویی محلی شما قوی ترین سیگنال را در محله شما ندارد، اما برای سوپرمن ، شما آن را عملی می کنید.
مانند نمایش رادیویی، سوپرمن کمیک برای کودکان بسیاری از جوامع مختلف قابل دسترسی بود. در دهه 1940، سوپرمن قبلاً موفقیت بزرگی داشت و تصویر او در همه جا دیده می شد - از خنده دار روزنامه ها که در آن سوپرمن به ارتش آمریکا در خارج از کشور کمک می کرد تا کمیک هایی که در آن با افراد بد در متروپلیس و فراتر از آن مبارزه می کرد. سوپرمن به سرعت به یک نام آشنا تبدیل شد.
مطالب مرتبط: نمایش رادیویی سوپرمن از دهه 1940 در حال بازسازی برای DC FanDome
سوپرمن اولین بار در اکشن کمیک در سال 1938، و این شخصیت که توسط جری سیگل و جو شوستر خلق شد، از آن زمان توسط منتقدان و دانشگاهیان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. کلارک کنت - و به تعبیر دیگر سوپرمن - بهخاطر خوب بودن، بهطور یکتا خوب توصیف میشود. او شخصیتی است که واقعاً به عدالت و انجام کار درست اعتقاد دارد. برای برخی از خوانندگان مدرن، این می تواند غیرواقعی و کودکانه خوانده شود، اما سوپرمن برای چندین دهه شخصیتی بوده است که باید به آن نگاه کرد.
از 1940 تا 1951، ماجراهای سوپرمن یک برنامه رادیویی ملی با رتبهبندی بالا بود. این قسمتها که مخاطبان جوان بودند، کوتاه، ساده بودند و اغلب با وقفههای تبلیغاتی قطع میشدند که شنوندگان را ترغیب میکرد که تمام غلات پپ Kellogg's خود را بخورند. داستان ها در چندین قسمت پخش شدند، زیرا سوپرمن جلوی سارقان، خرابکاران، آدم رباها و تعداد زیادی از افراد بد را گرفت و تماشاگران را در سراسر آمریکا خوشحال کرد. در ظاهر، نمایش رادیویی سرگرمی ساده و پرشور کودکان به نظر می رسد، اما همینطور سوپرمن ادامه داد، شروع به گفتن داستان های هوشمندانه ای از عدالت کرد که حتی برای شنونده امروزی به طرز تکان دهنده ای تازه و مرتبط به نظر می رسید.
برای تنظیم ماجراهای سوپرمن این است که با زمان دیگری هماهنگ شویم که به طرز عجیبی شبیه زمان ماست. جنگ تمام شده بود، اما نبردهای جدید در داخل و در جوامع سراسر آمریکا شروع به شکل دادن به کشور کرده بود. ماجراهای سوپرمن این را دیدم و با برنامه رادیویی آنها پاسخ داد. خشکسالی در فریویل، اپیزودی که برای اولین بار در ژانویه 1947 پخش شد، کلارک کنت و لوئیس لین را دنبال میکند که داستانی را به شهر کوچک و روستایی فریویل دنبال میکنند. گروهی از کهنه سربازان جنگی که در یک پروژه جدید خانه نشینی شرکت می کنند با اتهامات تعصب و دزدی بین این دو گروه سر به سر مردم محلی می زنند. با این حال، آنچه تحقیقات کلارک و لوئیس نشان میدهد، داستان سیاستمداران نژادپرست است که از ارعاب رأیدهندگان برای حفظ قدرت استفاده میکنند. در داستان دیگری، بازی پوست، یک متعصب محلی به جیمی اولسن شلیک میکند در حالی که به دنبال یک ورزشکار سیاهپوست نوجوان است که در تیم پیست جیمی میدود.
مطالب مرتبط: دی سی اعتراف کرد که سوپرمن می تواند سرطان را درمان کند
طرفداران از سوپرمن شاید بیشتر با داستان رادیویی 1946 The Clan of the Fiery Cross آشنا باشد که توسط کتاب ریک باور معروف شد. سوپرمن در مقابل کوکلوکس کلان . سوپرمن در 16 قسمت با نسخه ساختگی کوکلاکس کلان مبارزه کرد که برنامه بارها آن را غیردموکراتیک، غیر آمریکایی و شیطانی توصیف کرد. هر روز، بچهها در سرتاسر آمریکا، غلات پپ Kellogg's خود را میخوردند و سوپرمن را تشویق میکردند، زیرا او کاملاً جدیدترین افراد بد برنامه را زیر پا میگذاشت. رادیو در نمایش منفی قبیله صلیب آتشین به قدری خوب عمل کرد که در واقع بر حضور کلان واقعی تأثیر گذاشت و قدرت آنها را برای چندین دهه بی ثبات کرد.
سوپرمن شیرینی دارد که در کمیکهای schmaltzy پس از جنگ برجسته شده است اکشن کمیک شماره 93 ، که سوپرمن کریسمس را با کودکان سراسر جهان از جمله چند کودک پناهنده جشن می گیرد. کمیک ها اغلب احمقانه هستند و ماهیت نوع دوستی سوپرمن را نشان می دهند و این ایده را تکرار می کنند که انجام کار درست می تواند جهان را به مکانی بهتر تبدیل کند. سوپرمن از ترساندن کلاهبرداران مستقیم گرفته تا استفاده از قدرت خود برای نجات فستیوالهای شهر، کسبوکارهای کوچک و انجام سایر اعمال کوچک مهربانانه، نه تنها برای مبارزه با بدهای بزرگ حضور داشت، بلکه به نظر میرسید از کمک به پسر کوچک لذت میبرد. حتی وقتی معتقد است که در حال مرگ است، مانند در سوپرمن شماره 66 ، او مطمئن می شود که آخرین ساعات زندگی خود را صرف اطمینان از ادامه زندگی بدون او می کند.
همدلی و مهربانی که سوپرمن به طور سنتی با مشکلات مقابله میکند، در کمیکهای مدرن نیز وجود دارد. در پل دینی و الکس راس سوپرمن: صلح روی زمین سوپرمن را می بینیم که به فقر و گرسنگی در شهر خود و در جهان فراتر نگاه می کند و تصمیم می گیرد برای آن کاری انجام دهد. او تصمیم می گیرد غذا را به سراسر جهان برساند اما در نهایت در ماموریت خود برای حل گرسنگی جهان شکست می خورد. به هر حال، این یک مأموریت تقریباً غیرممکن بود. با این حال، تلاش صادقانه، اگر ساده لوحانه، و میل واقعی برای دیدن تغییرات بزرگ باعث می شود سوپرمن بسیار خوب به نظر برسد.
که در سوپرمن شماره 701 ، زنی روی طاقچه ساختمان ایستاده و برای پریدن آماده می شود. سوپرمن این توانایی را دارد که او را بگیرد، او را به زمین بازگرداند، اما در عوض، قول میدهد که به زن اجازه دهد تصمیم خودش را بگیرد. و سپس منتظر می ماند. پانل به پانل غروب خورشید، بیرون آمدن ستارگان و سوپرمن در انتظار با زن را نشان می دهد. سکوت صبور بدون قضاوت است و بیانگر برداشتی از همدلی است که همیشه در رسانه ها بیان نمی شود. سوپرمن، در آن پنلها، چیزی آسیبپذیر و واقعاً انسانی را با یک غریبه به اشتراک میگذارد که احساس میکند یک ابرقدرت است.
این همدلی، این خوبی، می تواند دست نیافتنی و غیر واقعی به نظر برسد. خوانندگان بدبین تر شده اند و داستان هایی شبیه به آن می سازند #701 به نظر برخی ساخارین و احمقانه است. مخاطبان دیگر باور نمی کنند که مردم به خاطر خوب بودن خوب هستند. چه می شود اگر کاوش های شخصیت سوپرمن اکنون رایج تر باشد. چه می شد اگر سفینه فضایی سوپرمن در روسیه شوروی فرود آمد؟ در آلمان نازی؟ آیا او هنوز هم خوب خواهد بود؟ او به چه کسی خدمت می کرد؟ آنچه بیشتر در مورد این دو داستان خاص برجسته است - Millar's پسر قرمز و موریسون مردان استاد - این است که هر دو سوپرمنی را ارائه می کنند که زیر سوال می رود و سپس نقش مستبدانه خود را رها می کند.
داستان های جهان و جدول زمانی جایگزین و تاریخچه کمیک فلفلی یکباره. داستان هایی مانند بی عدالتی که سوپرمن را بهعنوان قدرتمحور و خشن معرفی میکنند، توافق شدهاند که بخشی واقعی از قانون نیستند، بلکه داستانهای جداگانه خودشان هستند. این ویژگی ها آن چیزی نیست که سوپرمن واقعاً هست. جالب است که در نظر بگیریم که حتی بدبینانهترین نسخههای سوپرمن، که ایده یک فرد واقعاً خوب با قدرتهای سوپرمن را رد میکنند، در واقع به عنوان سوپرمن نیستند.
مطالب مرتبط: قدرت مخفی سوپرمن می تواند لکس لوتر را نجات دهد
پس شاید سوپرمن و خوبی هایش برای مخاطبان بسیار ارزشمند باقی بماند، زیرا اشتیاق به ساده لوحی وجود دارد. در دنیای پرشور امروزی، باور اینکه خوبی وجود دارد دشوار است، بنابراین شخصیتهایی مانند سوپرمن حتی ارزشمندتر میشوند. در حالی که آرزوی خوب بودن مانند سوپرمن ممکن است دست نیافتنی به نظر برسد، مردم به هر حال به آن هدف می رسند.
سوپرمن کمیک ها البته خالی از ایراد نیستند. آنها در معرض تعصبات نویسندگان هستند و گاه محصول زمان خود هستند. توهین های خاصی استفاده نمی شود، اما زبان و شخصیت پردازی پیرامون نژاد و قومیت هنوز محصول زمان خود است. هم در کمیک و هم ماجراهای سوپرمن ، لوئیس اغلب خفه می شود و گهگاه با وجود تجربه و سرسختی آشکارش نسبت به سایر خبرنگاران اطرافش کمتر سرنخ می شود. از او به عنوان یک خبرنگار دختر و یک بچه یاد می شود. نمایش رادیویی متعصبان را مثل همیشه بسیار بسیار بد به تصویر میکشد، بدون تفاوتهای ظریف داستانهای مشابه امروز، اما مهم است که به خود یادآوری کنیم که هدف این برنامه بچهها بود و این باور را در جوانان ایجاد کرد که آمریکایی است و فقط برای مبارزه با تعصب است. جایی که پیدا می شود. این پیام اکنون به همان اندازه مرتبط است که احتمالاً آن زمان.
با وجود این ایرادات، سوپرمن همچنان یک هدف آرمانی است. نه به خاطر قدرت فوق العاده اش، بلکه به خاطر همدلی فوق العاده اش، مهربانی اش. او به پسر کوچولو کمک می کند، گوش شنوا را به افرادی که غمگین هستند ارائه می دهد، و در مقابل قلدرها و متعصبان می ایستد. برای آن دسته از ما که سوپرمن نیستیم، تلاش برای زندگی با ابرقهرمان کریپتونی ممکن است غیرممکن به نظر برسد. در گوش دادن و خواندن سوپرمن ، می توان این احساس را به دست آورد که این احساس جدیدی نیست. بیش از هفتاد سال پیش، در زمانی که جنگ و تعصب، نفرت، و ترس از رشد فاشیسم در سراسر جهان، کشور را بر روی پاهای خود بیثبات کرده بود، تلاش میکردند برای همین چیزها بایستند.
ترسناک است که بدبینی را کنار بگذارید و به دنبال همدلی، مهربانی و امید بروید. راحت باشید - حتی سوپرمن هم اشتباه می کند و سپس دوباره تلاش می کند تا بهتر عمل کند. سوپرمن خوب نیست زیرا این حالت پیش فرض اوست، او خوب است زیرا به دنبال خوبی است. بنابراین، مانند بودن را دنبال کنید سوپرمن - کمک کنید، گوش دهید، بایستید و بجنگید. آه، و فراموش نکنید که غلات پپ کلوگ خود را بخورید.
بعدی: کارگردان خود به خود می خواهد یک فیلم سوپرمن تمام ستاره بسازد