در مورد پایان کار Inception گیج شده اید؟ در اینجا توضیحی درباره آنچه واقعاً در این فیلم رخ داده است آورده شده است.
Inception Ending Explained: تماشا به پایان رسید شروع و نیاز به توضیح در مورد پایان فیلم دارید؟ آیا بالاتنه هنوز می چرخید؟ آیا کاب در خواب گیر کرده است یا اینکه دوباره با خانواده اش پیوند خورده است؟ ما این صفحه را به عنوان مکانی تنظیم کرده ایم که می توانید درباره آن بحث کنید شروع پایان دهنده و سایر اسپویلرها. برای کمک به هدایت بحث ، ما تجزیه و تحلیل طولانی از شروع (به ویژه پایان) و توضیح داد که چرا تحلیل ما از فیلم با داستانی که کریستوفر نولان قصد داشت روایت کند متناسب است. آیا ما شروع توضیح با نظریه شما مطابقت دارد؟ بفهم!
بسیاری از مردم از آنجا دور شدند شروع تحت تاثیر قرار. برخی گیج شده بودند ، بعضی حتی احساس می کردند مغزشان را با هیجان انگیزترین و برانگیزاننده ترین تجربه فیلم در طول سال بیدار کرده اند. ما یک شروع مرور کنید که می توانید در مورد فیلم واقعی نظر دهید و متوجه می شویم که بیشتر افرادی که این فیلم را دیده اند شروع در حال حاضر تصمیم خود را درباره آنچه كه تصور می كنند فیلم است ، گرفته اند (و نولان بدون شك به این امر افتخار خواهد كرد). با این حال ، برای آن دسته از شما که هنوز به دنبال یک شروع توضیح ، ما دوست داریم چند فکر ارائه دهیم.
ما در صورت علاقه شما به وجهی از فیلم ، چیزهای مختلفی را برای شما سازماندهی کرده ایم. اگر می خواهید در مورد نکات خاص مطالعه کنید می توانید پیوندهای زیر را دنبال کنید:
اخرین به روز رسانی: 31 ژوئیه 2020
قوانین پیدایش
بنابراین ، اولین چیزی که باید درباره آن صحبت شود ، قوانین دنیای رویایی است که نولان برای فیلم خلق کرده است. با تمام اقداماتی که روی صفحه رخ داد ، فراموش کردن برخی از جزئیات دقیق تر آسان بود - اما هنگامی که چراغ ها بالا آمدند و مردم وقت داشتند که فکر کنند ، من این سوال را می دانم که چه کسی در خواب می بیند ، کدام رویا قطعاً به وجود آمده است (از جمله س questionsالات دیگر همچنین).
پیش فرض اساسی را بخاطر بسپارید: کاب (استخراج کننده) و تیم او هنرمندان موافق هستند و مانند هر هنرمند دیگری کار آنها ساختن یک واقعیت نادرست و دستکاری آن برای اشتباه گرفتن و یا فریب دادن علامت است (در این مورد صنعتگر رابرت فیشر ، بازی شده توسط سیلیان مورفی). نولان با ساختن دزدان رویایی کاب و تیمش مفهوم کلاسیک یک مرد متهم را یک گام فراتر می برد ، اما در نهایت ، مفهوم اساسی هنوز فیلم کلاسیک شما است.
وضعیت پوسیدگی مرکز خرید نواری سدشده 2
سطح رویاها و زمان رویا
نولان بسیاری از ریاضیات فانتزی را به سمت شما می اندازد اما همه اینها واقعاً بی نتیجه است. تمام آنچه شما باید واقعاً بدانید مفاهیم اساسی هستند:
رویای درون یک روند رویایی شما را به حالت عمیق تری از رویا می برد. هرچه عمیق تر می روید ، ذهن شما از واقعیت بیشتر دور می شود. همه ما می دانیم که این چگونه است: هرچه عمیق تر می خوابید ، بیدار شدن از آن دشوارتر می شود و یک رویا زنده تر و احساس واقعی تر می شود. اگر به اندازه کافی خواب عمیق دارید ، حتی س physicalالات جسمی معمول برای بیدار شدن از خواب ، مانند احساس افتادن ('لگد') یا حتی مثلاً رفتن به دستشویی ، شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد.
با رسیدن به حالت لیمبو ، بیدار شدن از خواب بسیار دشوار خواهد بود ، و رویا کاملاً واقعی احساس می شود ، به طوری که ذهن دیگر از تلاش برای بیدار شدن باز می ایستد - ذهن رویا را به عنوان واقعیت خود می پذیرد ، مانند فرو رفتن در کما.
وقتی در Limbo از خواب بیدار می شوید ، به یاد نمی آورید که چیزی به نام 'دنیای واقعی' وجود دارد - مانند هر رویایی ، شما در وسط صحنه بیدار می شوید و به راحتی آن را برای آنچه هست قبول می کنید. بیرون کشیدن از این چرخه بسیار دشوار است ، به همین دلیل کاب و همسرش مال در دهه های طولانی در Limbo گرفتار شدند.
زمان عامل دیگر است. هرچه عمیق تر به حالت رویایی بروید ، ذهن شما سریعتر قادر به تصور و درک چیزهای درون آن حالت رویایی است. به ما گفته اند که این افزایش نمایی است ، بنابراین رفتن به اعماق رویاها دقیقه به ساعت ، به روز ، به سال تبدیل می شود. به همین دلیل است که کاب و تیمش می توانند کار فیشر را انجام دهند در حالی که وانت هنوز در هوا در حال سقوط است ، قبل از اینکه سربازان به قلعه برف حمله کنند ، قبل از اینکه آرتور آسانسور را مرتب کند و همه اینها در یک پرواز از سیدنی استرالیا به LA.
در Limbo ، ذهن آنقدر سریع کار می کند که می توان دقیقه واقعی را به سال های گذشته تفسیر کرد. وقتی سایتو از زخم گلوله ای که در سطح 1 رویا دریافت کرد 'مرد' ، ذهن او به لیمبو می افتد و سایتو برای دقایقی که کاب و آریادن (الن پیج) طول می کشد تا او را به دنبال لیمبو دنبال کنند - همان دقایق در یک حالت رویایی مانند Saito در ایالت Limbo خود مانند دهه ها احساس می شود. زمانی که کوب با بیرون راندن 'سایه' مال از ناخودآگاه خود کار می کند ، سایتو شروع به درک خود به عنوان یک پیرمرد کرده است.
سایه مال در اوج فیلم کاب را خنجر می زند ، که کاب را به بیرون به لیمبو پرتاب می کند و به ساحل خانه برزخ سایتوتو می اندازد. وقتی کاب مجبور است دوباره در لیمبو 'بیدار شود' ، ذهن او درست مثل مغز پیرمرد سایوتو بهم ریخته است. از طریق خاطره Saito از توتم کاب و برخی گفتگوی مشترک شامل عبارات کلیدی ماشه ای - 'جهش ایمان' ، 'پیرمرد پر از پشیمانی ، منتظر ماندن به تنهایی' ، و غیره - کاب و سایتو قادر به یادآوری مکالمات معنی دار آنها بودند و این واقعیتی است که آنها قبل از لیمبو وجود داشته اند ، جایی که هر دو آنها آرزوهای عمیقی داشتند که هنوز منتظر برآورده شدن هستند (کاب و بچه هایش ، سایتو و تجارتش). هنگامی که آنها به یاد داشته باشند که برزخ مبهم است ، آنها می توانند خود را بیدار کنند (احتمالاً با اصابت گلوله به سر).
شخصیت های Inception توضیح داده شده است
استخراج کننده - استخراج کننده یک مرد متبحر استاد است ، شخصی که می داند چگونه یک علامت رویایی را برای فاش کردن عمیق ترین اسرار ذهنی خود دستکاری کند. در قلب او ، یک استخراج کننده یک مرد کلاسیک کلاسیک است - او مجموعه ای نادرست از شرایط را ایجاد می کند که علامت را برای فاش کردن اسرار خود دستکاری می کند. کاب (لئو دی کاپریو) از همان نوع رپرتوار مرد موافق جورج کلونی در اقیانوس ها 11 - فقط کاب می داند که چگونه به معنای واقعی کلمه کار خود را در سطح ناخودآگاه انجام دهد. اگرچه پیش فرض فانتزی به کنار ، استخراج کننده (همانطور که گفتم) اساساً مرد کلاسیک شما است.
می تونی فورتنایت ps4 و pc رو کراس پلی کنی
معمار - معمار طراح سازه های رویایی است که استخراج کننده در آن 'علامت' می آورد. یک معمار را به عنوان یک طراح بازی ویدیویی در نظر بگیرید ، مگر اینکه در این حالت آنها 'سطوحی' را در یک رویا ایجاد می کنند ، کامل با تمام جزئیات زیبایی و لمسی. علامت (همچنین به عنوان 'سوژه' شناخته می شود) در ساختار رویایی آورده می شود و آن را با جزئیات ناخودآگاه و خاطرات خود پر می کند ، که علامت را متقاعد می کند که رویایی که معمار ساخته است - یا حداقل ، رویای خود مارک
معمار می تواند معماری و فیزیک دنیای واقعی را دستکاری کند تا پارادوکسی مانند یک پله بی پایان ایجاد کند ، که باعث می شود جهان رویا به نوعی پیچ و خم باشد. رویا به عنوان پیچ و خم ساخته شده است تا الف) علامت به لبه پیچ و خم نرسد ، و متوجه شود که آنها در یک مکان خیالی هستند. ب) بنابراین مارک پیچ و خم را اجرا می کند ، استخراج کننده را به سمت 'پنیر' سوق می دهد - یعنی اسرار ذهنی که این مارک محافظت می کند.
رویابین - معمار و بیننده خواب همیشه یک شخص نیستند. معمار جهان / پیچ و خم رویا را طراحی می کند و سپس می تواند آن پیچ و خم را به یک رویابین جداگانه آموزش دهد. رویاپرداز کسی است که ذهن او واقعاً خواب را در خود جای داده است و این ذهن رویابین است که در نهایت موضوع / علامت مطرح شود تا توسط استخراج کننده متصل شود. رویابین اجازه می دهد تا علامت ذهن آنها را با ناخودآگاه مارک پر کند ، و تا زمانی که خواب بیننده ثبات رویا را حفظ نکند ، ناخودآگاه مارک متوجه خواهد شد که توسط ذهن (های) بیگانه مورد حمله قرار گرفته است و سعی خواهد کرد تا رویابین را آزاد کند خودش
هنگامی که در یک جنبه رویایی از فیلم شروع به دیدن کل رویا می کنید ، شناسایی رویاب ممکن است روی حیله و تزویر باشد - این مسئله به ویژه هنگامی درست می شود که کوب و تیمش با استفاده از سه سطح جداگانه رویاپردازی ، همکاری خود را با فیشر آغاز کنند. هنگامی که توالی رویای سه سطح شروع می شود ، یکی از راه های خوب برای ردیابی افراد رویایی این است که متوجه شوید کدام یک از اعضای تیم بیدار می ماند و تیم را برای رسیدن به سطح بعدی رویا دنبال نمی کند - یک رویابین نمی تواند وارد یک رویای پایین شود دولت ، در غیر این صورت سطح رویای آنها پایان می یابد.
در اینجا خلاصه ای از افرادی که در واقع رویای هر سطح از همکاری های فیشر را دارند ، آورده شده است:
- شهر بارانی - یوسف شیمی دان (دیلیپ رائو) در حال دیدن این سطح است. یوسف در 'دنیای واقعی' در هواپیما شامپاین زیادی می نوشد ، بنابراین وقتی می خوابد باید بخوابد (از این رو بارندگی). از آنجا که یوسف رویای سطح 1 است ، باید در همان سطح رویا بماند ، بنابراین چرا باید وانت را رانندگی کند.
- هتل - آرتور (جوزف گوردون لویت) هتل را در خواب می بیند ، به همین دلیل وقتی بقیه اعضای تیم به سطح برف می روند باید بیدار بماند. هنگامی که ون یوسف در حال رانندگی است از روی پل می رود و از طریق هوا در حال پرواز است ، 'بدن' Aurthur در هوا معلق است ، به همین دلیل است که جاذبه در سطح هتل رویا از بین می رود - با جابجایی و حرکت بدن رویابین ، از آنجا که ذهن (و گوش داخلی) در حال ثبت تغییر گرانش است ، بر فیزیک رویایی که در خواب می بیند تأثیر می گذارد.
- قلعه برفی - اسم جعلی (تام هاردی) در حال دیدن این سطح از رویا است. این س questionال مطرح شده است که چرا وقتی بدن Eames در هتل جاذبه zer0 شروع به شناور شدن می کند ، گرانش در دنیای برف از بین نمی رود. خوب ، می توانید بگویید بدن Eames به هیچ وجه متزلزل یا جابجا نمی شود که ذهن او (یا گوش داخلی) به طور فعال ثبت شود یا اینکه در یک حالت رویایی Eames بالشتک از اثر جاذبه قرار دارد. یا ، می توانید بگویید که این یک سوراخ آشکار است. راستش جای سوال دارد
- برزخ - Limbo در واقع فضای رویایی ساخته نشده است - مکانی از انگیزه ناخودآگاه خام (و تصادفی). آریادن درمورد این واقعیت که تیم استخراج کننده می تواند عناصر ناخودآگاه خود را به سطوح رویایی برساند ، اگر مراقب نباشد ، اظهار نظر می کند و از آنجا که کاب زمانی را در لیمبو گذرانده و ناخودآگاه ناخوشایند دارد ، فضای Limbo که وارد آن می شوند شامل خاطراتش از شهری است که او و مال برای خودشان ساخته اند.
اگر شما بیشتر یک فرد بصری هستید ، ترکیب سینما یک گرافیک مفید با جزئیات سطوح مختلف ارائه شده در کنار هم قرار داده است شروع :
علامت - علامت گذاری (Cillain Murphy) شخصی است که استخراج کننده و تیمش در تلاشند با او بدرفتاری کنند. این علامت به ذهن بیننده خواب وارد می شود ، و از آنجا که علامت از این که او در خواب است آگاه نیست ، آنها دنیای رویابین را واقعی می دانند در حالی که همزمان با پر کردن جزئیات و اسرار ناخودآگاه خودشان ، آن را برای خود واقعی می کنند . استخراج کننده با استفاده از این جزئیات و دلایل مختلف ذهنی ، مارپیچ جهان ر markیا را به سمت اسرار ذهنی که استخراج کننده می خواهد بدزد ، هدایت می کند.
همانطور که بیان شد ، مارک فکر می کند که او هنوز بیدار است ، دنیای رویا را واقعی درک می کند و با 'طرح' دیدگاه آگاهانه خود از جهان به رویا ، این مفهوم را تقویت می کند - به همین دلیل است که افراد پیش بینی کننده شهرهای رویایی را پر می کنند ، و غیره با دستکاری های استخراج کننده ، این علامت همراه با واقعیت ساختگی رویا است و در نهایت به جایی می رسد که یا می فهمند این رویاست ، یا ذهن خود را باز می کنند و اسرار خود را فاش می کنند.
طرح ها - رویاها هنگام خواب احساس واقعی می کنند و بخشی از دلیل آن توانایی ذهن ما در ساختن یک دنیای واقعی ساختگی برای تعامل در رویاها است. غالباً ، این رویا چیزی شبیه به یک شهر یا هر منطقه پرجمعیتی است که افراد دیگری در اطراف آن قدم می زنند. که در شروع ، آن دسته از افرادی که علامت ندانسته دنیای رویا را با آنها پر می کند به عنوان 'فرافکنی' شناخته می شوند.
همانطور که در فیلم توضیح داده شده است ، پیش بینی ها بخشی از ذهن مارک نیستند - آنها مظاهر چشم انداز مارک از واقعیت هستند. اگر علامتی برای دفاع از خود در برابر استخراج کننده ها آموزش دیده باشد ، آنها بخشی از ضمیر ناخودآگاه خود را دارند که همیشه در برابر جرائم ذهنی در قالب امنیت نظامی که به اشغالگران ذهنی حمله می کند ، مراقب است. در مورد کاب ، مال ('سایه') پیش بینی بر اساس نیاز او به یاد همسر مرده اش است. مال می خواست کاب را در بلاتکلیفی برگرداند - ضمیر ناخودآگاه خودش سعی داشت او را به مکانی بکشاند که بتواند 'با او باشد'.
جعل کننده - همانطور که در 'جعل' ، ایمز (تام هاردی) استاد تقلید از دست خط ، شیوه ها - و در دنیای رویا ، حتی از ظاهر آنها است. این کلید برنامه کاب است: ایامز در سطح رویای 1 (شهر بارانی) شخصیت پیتر براونینگ (تام برنگر) ، نزدیکترین مشاور رابرت فیشر را بازی می کند.
با استفاده از تصویر براونینگ ، ایامز ظریفانه مواردی را به فیشر پیشنهاد می کند که فیشر را فریب می دهد تا نسخه ناخودآگاه خود از براونینگ را ایجاد کند (در سطح رویایی 2 ، هتل دیده می شود). نسخه Browning Fischer در ضمیر ناخودآگاه او باعث می شود که برای یافتن 'پنیر' - به عنوان مثال ، ایده ای که سایتو می خواست کاب بکارد - به عمق بیشتری در پیچ و خم کاب (سطح رویایی 3 ، قلعه برف) بیفتد. در واقع ، جعل کننده فیشر را فریب می دهد تا از پیش بینی های ناخودآگاه خود علیه خودش استفاده کند.
مال (و سایه او) - مال شخصیتی است که به عنوان ظرفی برای ایده ها و پرسش های پیچیده تر درباره واقعیتی که فیلم مطرح می کند ، عمل می کند. مال نه تنها فکر کرد بلکه نمد دنیایی که او و کوب در هاله ای از ابهام ساخته بودند واقعی است - از نظر عاطفی او را تغذیه می کند و او را خوشحال می کند. وقتی کاب این فکر را که 'دنیای تو واقعی نیست' در ذهن او کاشت ، فقط هدفش این بود که او را از برزخ بیدار کند. در عوض ، آنچه او در واقع با اجازه دادن به این ایده در ذهن او ریشه دوانده بود ، از بین بردن حس تحقق و ارتباطی بود که قبلاً داشته است - و هنگامی که از بین رفت ، دیگر قابل ترمیم نیست.
حتی در حالی که همسر و فرزندانش همه با هم بودند ، مال نمی توانست به آن دسترسی پیدا کند عاطفی واقعیتی که همراه با پیوند عشق و ارتباط با عشق ما است. به دلیل آغاز کار ، مال نمی توانست به عشق یا ارتباط به همان شیوه اهمیت دهد زیرا یک واقعیت جعلی فقط ارتباطات و احساسات جعلی را به وجود می آورد - فقط او و کاب و عشق آنها دیگر برای او واقعی بودند. او باید تلاش خود را برای رسیدن به وضعیت بالاتر که در آن شک آزار دهنده درمان می شود و می تواند دوباره خوشحال باشد ادامه دهد. بنابراین ، فکر کرد که کاب در یک واقعیت ساختگی گم شده است ، او دلیل خودکشی و قتل در هتل را به منظور اجبار کوب به دنبال او ترتیب داد. ایده ای که کاب در او نهادینه کرد ، او را به مرگ سوق داد (به ظاهر) ، و گناه این عمل باعث شد تا کاب سایه ای از او را در ناخودآگاه خود ایجاد کند.
در اوج فیلم ، مال س deepالات عمیقی را به سمت كاب (و مخاطب) می اندازد كه آیا شركتهای بزرگ بدون چهره شخص دیگری را تعقیب می كنند ، آیا وضعیت رویایی دیگری نیست. او ماهیت واقعیت را برای همه ما زیر سال می برد و مطمئناً اینکه آیا واقعیت ساختگی فیلم نوع رویایی خودش نیست - مکانی برای اتفاقات خارق العاده - مکانی تصور شده که ما به عنوان تماشاگران فیلم متفاوت و متفاوت از آن اشتراک می کنیم و با دیدگاهها و تفسیرهای ناخودآگاه خود پر کنیم. چیزهای کاملاً عمیق متا تفکر.
پایان اختراع توضیح داده شده است
تعداد زیادی نظریه در مورد پایان دادن به اینترنت وجود دارد شروع ، دو بحث بزرگ این بود که آیا کاب هنوز در خواب بود یا اینکه آیا او در واقع در دنیای واقعی به سراغ فرزندانش بازگشت.
پایان دادن به شروع به این معنی است که شما را به تفکر و زیر سوال بردن ماهیت واقعیت واگذار می کند. سوال مهم این نیست کاب هنوز خواب می بیند؟ '- آنچه مهم است این واقعیت است که شخصیت کاب از پسری تبدیل می شود که وسواس زیادی در' دانستن آنچه واقعی است 'انجام می دهد در نهایت فردی است که دیگر از س questionال باز می ایستد و آنچه را که واقعاً او را خوشحال می کند می پذیرد.
اما مردم پاسخ های ملموس تری از این را می خواهند ، بنابراین در اینجا شما می روید:
از لحظه بیدار شدن کاب و سایتو (به نظر می رسد) از بلاتکلیفی ، نولان بسیار هدفمند فیلم را به حالت مبهمی تبدیل می کند که آن را تا حدی برای برداشت و تفسیر بیننده از آن برداشت باز می گذارد - دو مضمون اصلی فیلم ، به طور تصادفی کافی .
از لحظه بیدار شدن کاب و سایتو ، دیگر هیچ گفتگویی بین شخصیت ها و چند عکس یا تصویر وجود ندارد که بتواند یک تفسیر را توضیح دهد یا ثابت کند. آیا کاب هنوز در خواب است و تیم و خانواده اش (و شاید سایتو) همه پیش بینی هستند؟ یا این کار به پایان رسیده است ، همه به واقعیت بازگشته اند و همه چیز با خوشحالی همیشه پشت سر گذاشته شده است؟ چند مورد از 'شواهد' وجود دارد که مطمئناً می توانیم آنها را بررسی کنیم:
- آیا سایتو واقعا آنقدر قدرت داشت که بتواند یک تماس تلفنی برقرار کند و مشکلات کاب را خاتمه دهد یا اینکه فقط کاب در بلاتکلیفی خواستار ناخودآگاه خود برای رفتن به خانه بود؟ شما می توانید در مورد لجستیک تمام آنچه را که می خواهید استدلال کنید ، اما اگر گفته شود که سایتو یک مرد قدرتمند و ثروتمند است (او یک شرکت هواپیمایی را به دلیل هوس خریداری کرده است) ، دلیل کافی برای استنباط این موضوع وجود دارد که وی می تواند سیستم حقوقی کاب را خم کند. افراد قدرتمند ثروتمند قانون را مدام خم می کنند
- آیا چیزی در رابطه با آن نماینده مهاجرت وجود دارد یا او فقط یک نماینده مهاجرت است؟ پس از دو دیدگاه ، نتیجه گیری باید این باشد که مرد مهاجرت فقط یک پسر است. اگر او به کاب خیره شده است ، به این دلیل است که کار او این است که مردم را نگاه کند و آنها را دقیق بررسی کند. می خواهد شما آیا می خواهید مهاجرت بدون نظارت چهره به چهره به مردم اجازه دهد؟
- آیا پدر مال (مایکل کین) ترتیب ملاقات او در فرودگاه را داده است یا او به دلیل طرح ریزی کاب در آنجا است؟ در این مرحله ما در حال خواندن مطالب بسیار زیاد هستیم. در هواپیما یک تلفن وجود دارد ، بنابراین کاب می توانست به راحتی ترتیب وانت را بدهد. این نیز یک طرح پیچیده بود که آنها در حال تخمین زدن بودند ، بنابراین ترتیب وانت برای فرودگاه احتمالاً در لیست کارها قرار دارد.
- در صحنه های رویایی اولیه ، کاب یک باند عروسی پوشیده است که در صحنه های 'دنیای واقعی' یا صحنه های آخر در فرودگاه ظاهر نمی شود - آیا این بدان معنی است که پایان 'واقعیت' است؟ جزئیاتی از این قبیل مطمئناً گواه محکمی بر وجود دنیایی واقعی است و اینکه کاب در آن زندگی می کند ، گاهی اوقات - مثلاً وقتی او یک باند عروسی نمی پوشد.
- آیا این واقعیت که کاب از توتم مال استفاده می کند به این معنی است که به عنوان توتم کار نمی کند و بنابراین او هرگز نمی داند که در واقعیت است یا نه؟ باز هم ، ما کمی عمق چیزها را می خوانیم. تنها افرادی که وزن و احساس آن توتم را می دانند مال و کاب هستند و از آنجا که مال مرده است ، کاب تنها کسی است که جزئیات لمسی توتم را می داند. بنابراین بله ، او مطمئناً می تواند از آن به عنوان معیار واقعیت استفاده کند ، توتم با استفاده از آن 'خراب' نشد.
- در پایان ، به نظر می رسد بچه های کاب هم سن و سال هستند و ظاهراً همان لباسهایی را که به یاد داشتند از آنها می پوشند - آیا این 'اثبات' است که او هنوز در خواب می بیند؟ همانطور که توسط ویک هولترمن ، با دقت ثبت شده است ، در انتهای فیلم بچه های کاب لباس های مشابه لباس هایی را که به یاد می آورد می پوشند ، اما کفش های آنها متفاوت است. در مورد سن آنها: اگر بررسی کنید IMDB ، در واقع دو مجموعه بازیگر وجود دارد که به عنوان بازیگر بچه های کاب اعتبار دارند. دختر ، فیلیپا ، 3 و 5 ساله شناخته می شود ، در حالی که پسر ، جیمز ، هر دو 20 ماه و 3 ساله است. این نشان می دهد که گرچه ممکن است ظریف باشد ، اما در خاطرات کاب و بچه هایی که کاب به خانه می آید تفاوت وجود دارد. این نشان می دهد که بازگشت در خانه 'واقعیت' است. اما در این باره آزاد باشید.
- آیا قسمت بالای چرخش مدام می چرخد یا اینکه می خواست کمی قبل از سیاه شدن نولان روی آن بیفتد؟ با عرض پوزش ، ما هرگز به طور قطع نخواهیم دانست ، گرچه شروع به لرزش می کند و هرگز با انجام چنین کاری در دنیای رویا نشان داده نمی شود. هر یک از ما حدس می زنیم - نوعی از نقطه شلیک نهایی است.
در ابتدای فیلم ، پس از اولین کاری که تیم کاب سعی می کند تا سایتو را بکشد ، می بینیم که کاب تنها در اتاق هتلش نشسته است ، بالا می چرخد و با دقت اسلحه را در دست تماشا می کند. این پسر بچه ای است که آماده است مغز خود را بیرون بکشد تا بالا بچرخد ، تا 'خودش را بیدار کند'. او به همین وسواس و پارانویا تبدیل شده است.
در طول فیلم ، کاب همچنان در مورد چرخش بالا و تأیید واقعیت وسواس می ورزد - با این حال ، در پایان فیلم ، او را می چرخاند و دور می شود قبل از آنکه بتواند چرخش را متوقف کند یا خیر ، از آن استفاده کنید. بچه هایش می دوند و کاب دیگر نمی توانست به اوج یا واقعیت واقعی یا استخراج / آغاز کار اهمیت دهد. او فقط می خواهد در کنار فرزندانش باشد ، در هر مکانی که می تواند در کنار آنها باشد. این ارتباط عاطفی و میل برای او 'واقعیت' کافی است.
در پایان ، دور شدن کاب از بالای سر خود بیانیه ای است که قوس شخصیت او را نیز کامل می کند. به نوعی ، فیلم پیچ و خم خودش است که برای کاشت یک ایده کوچک ساده در ذهن بیننده طراحی شده است: 'واقعیت' یک مفهوم نسبی است.
به روز رسانی: کریستوفر نولان خود تأیید ما را در مورد تأیید کرده است شروع 'در حال ارسال .
به روز رسانی 2: بازیگران همچنین توضیحات ما را تأیید کرده اند شروع 'در حال ارسال .
بهترین محصول برای رشد در دره تابستانی است
-