مصاحبه با خون آشام: بزرگترین تغییرات فیلم در کتاب

چه فیلمی را ببینید؟
 

مصاحبه با خون آشام ، یک فیلم ترسناک گوتیک 1994 ، با داشتن منبع اصلی ، رمانی به همین نام از آن رایس ، آزادی هایی را به دست آورد.





فیلم ترسناک گوتیک آمریکایی 1994 مصاحبه با خون آشام تغییرات زیادی در رمان با همین نام از آن رایس در سال 1976 ایجاد کرد. در این فیلم تام کروز در نقش Lestat de Lioncourt و برد پیت در نقش Louis de Pointe du Lac بازی می کنند. لستات در ابتدای داستان لویی را به یک خون آشام تبدیل می کند. فیلم جزئیات اوقات مشترک آنها ، و تبدیل شدن آنها به کلودیا جوان (کرستن دونست) را به یک خون آشام دوست دارد. از آنجا ، لوئیز و کلودیا را دنبال می کند که آنها خود به پرواز در می آیند. کل روایت غم انگیز از طریق یک مصاحبه امروزی روایت می شود ، در حالی که لویی داستان را برای خبرنگار سانفرانسیسکو ، دانیل مولوی (مسیحی اسلیتر) تعریف می کند.






برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

در حالی که رمان رایس پس از انتشار با انتقادات مختلفی روبرو شد ، نسخه سینمایی داستان خون آشام با انتشار آن مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. این فیلم از نظر تجاری نیز موفقیت آمیز بود. این دو بار نامزد اسکار شد - بهترین کارگردانی هنری و بهترین امتیاز اصلی - و Dunst نامزد دریافت گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.



مرتبط: چرا فیلم ها و نمایش های تلویزیونی خون آشام از محبوبیت این چنینی دست کشیدند

فصل جدید خاطرات خون آشام کی شروع می شود

در ابتدا پارامونت پیکچرز حقوق رمان آن رایس را در سال 1976 اندکی قبل از انتشار خریداری کرده بود. گرچه فیلمنامه برای چندین سال در بلاتکلیفی باقی ماند. سرانجام ، حقوق به لوریمار فروخته شد - و سپس برادران وارنر آنها را به دست آورد. پس از موفقیت در فیلم ، نیل جوردن برای کارگردانی فیلم مورد استفاده قرار گرفت بازی گریه در سال 1992. او یکی از طرفداران کتاب بود و در نهایت نوشتن فیلمنامه خود را بدون اعتبار انجام داد. اگرچه این فیلم یک موفقیت بین المللی بود و اغلب وفادار به این کتاب - حتی توسط خود رایس نیز دوست داشت - که گاه گاهی از مطالب اصلی آن فاصله می گرفت. در اینجا بزرگترین تغییراتی که فیلم در رمان رایس ایجاد کرده است آورده شده است.






چرا لویی تبدیل شد

اولین راه انحراف فیلم از کتاب را می توان در همان اوایل مشاهده کرد. در ابتدای فیلم ، لوئیس - که توصیف می شود لرد اسپانیایی است ، اگرچه در کتاب او در واقع فرانسوی است - با مرگ همسر و دخترش دلهره آور است. در غم و اندوه ، لستات او را پیدا می کند و می پرسد آیا دوست دارد به یک خون آشام تبدیل شود؟ لویی موافقت می کند ، و تبدیل شده است. در این کتاب ، دلایل غم و اندوه لویی متفاوت است - این عبور برادرش پل است که او را بی احساس و آسیب پذیر می کند.



کلودیا

کلودیا قسمت مهمی از داستان است و در نهایت سخنان و عملکرد وی تأثیر زیادی در طرح داستان دارد مصاحبه با خون آشام . در این کتاب ، کلودیا تنها پنج سال دارد که لستات او را به خون آشام تبدیل می کند ، و تا ابد در آن فرم کوچک گیر کرده است. اگرچه در این فیلم او ده ساله است و یک کودک 11 ساله Dunst بازی می کند.






بسیاری از بافت ها (بسیار) برای من2

در این فیلم ، لستات از كلاودیا كه با طاعون روبرو شده تغذیه می كند و او را به یك خون آشام تبدیل می كند. او این کار را به عنوان راهی برای جلب لوئیس برای ماندن در کنار او انجام می دهد. کار می کند و دو خون آشام کلودیا را با هم بزرگ می کنند. اگرچه در این کتاب ، لویی کسی است که از کلودیا تغذیه می کند. چند روز بعد ، لستات او را جستجو می کند ، او را در یک پرورشگاه پیدا می کند و به لویی می آورد. در جلوی لوئیس ، لستات در پایان وی را به خون آشام تبدیل می کند و لویی را فریب می دهد تا با او بماند.



مرتبط: هر نقش اصلی فیلم برد پیت رد شد

نقش آرماند

مانند مصاحبه با خون آشام ادامه می یابد ، لوئیس و کلودیا لستات را رها می کنند - اعتقاد دارند آنها را کشته اند - و برای زندگی به پاریس سفر می کنند. آنها با خون آشام های دیگر ملاقات می کنند. در میان آنها آرماند (آنتونیو باندراس) رهبر یک پیمان است. در این کتاب ، لویی علاقه زیادی به آرماند دارد. اوضاع در فیلم متفاوت است. لویی اسیر آرماند است ، اما احساسات او به جای عشق عاشقانه تر ، به عنوان دوستی به تصویر کشیده می شود.

به طور کلی ، آرماند در کتاب نقش بسیار بیشتری نسبت به فیلم دارد. او و لوئیس رابطه فشرده ای دارند که ده ها سال طول می کشد و او به راهنمایی لوئیس در فلسفه خون آشام بودن کمک می کند. در فیلم او نقش کمتری دارد و زمان زیادی برای نمایش ندارد.

آیا ps4 و xbox one می توانند با هم در فورتنایت بازی کنند

رابطه لویی و لستات

لویی از همان ابتدای کتاب نفرت زیادی نسبت به لستات احساس می کند. لویی و لستات حتی مدت طولانی است که با هم صحبت نمی کنند. لویی از اینکه اجازه داد لستات او را به یک خون آشام تبدیل کند ، خشمگین است و در حالی که منتظر ابدیت است ، کینه زیادی به او دست می دهد. اگرچه در فیلم ، روابط آنها به گونه ای کمتر پرتنش و بیشتر به عنوان یک برادری که دارای فراز و نشیب هایی است به تصویر کشیده شده است - البته مسلماً فراز و نشیب ها تمرکز بیشتری برای تأکید نمایشی است.

شخصیت لستات

در کتاب رایس ، لستات دارای ویژگی های مختلف شخصیتی است ، اما اصلی ترین آنها ظلم است. نشان داده شده است که وی با گذشت زمان به عنوان خون آشام سخت شده و به روشهای سرد عمل می کند. به عنوان مثال ، او پدر پیر خود را نادیده می گیرد و غالباً با شرارت نسبت به لویی رفتار می کند و او را مجبور به موقعیت های ناخوشایند می کند. لستات همچنین به عشق پدرانه لویی به کلودیا بسیار حسادت می کند. اگرچه این فیلم لستات را بی رحمانه نشان می دهد ، اما این کار را با درجه کمتری انجام می دهد. کروز به شیوه ای بازیگوشانه تر ، و حتی گاهی کودکانه ، لستات را بازی می کند. بینندگان در نهایت نسبت به او احساس ترحم می کنند. دلیل این امر ممکن است به این دلیل باشد که فیلم روابط کامل لستات و لوئیس را مانند آنچه در کتاب بود به تصویر نمی کشد.

چند لاک پشت نینجا جهش یافته نوجوان وجود دارد

مربوط: هر فیلم تام کروز بدترین و بهترین رتبه را دارد

مصاحبه با پایان خون آشام

در این فیلم ، به دنبال اوج کشته شدن کلودیا ، لویی در طی دهه های متمادی به تنهایی به کاوش در جهان می پردازد. سرانجام ، او به نیواورلئان برمی گردد و اتفاقاً با لستات روبرو می شود ، یک زندانی گوشه گیر که از خون موش زنده مانده است. لویی حاضر نمی شود دوباره به او بپیوندد. بعد از این ، لوئیس فعلی مصاحبه را تمام می کند. خبرنگار ، دانیل ، پیشنهاد می کند که او می تواند همراه جدید لوئیس شود. لویی خشمگین می شود ، در کمال ناباوری از اینکه مولوی رنجی را که برای زندگی به عنوان خون آشام لازم است درک نکرده است. لویی می رود ، و مولوي سوار اتومبیل خودش می شود. لستات روی پل گلدن گیت ظاهر می شود و به او حمله می کند ، خون او را می نوشد و از او می پرسد که آیا می خواهد خون آشام شود.

این پایان برای دراماتیکتر شدن نسخه فیلم به آن اضافه شد. در این کتاب ، اتفاقات متفاوت است. لوئیس در نهایت با آرماند سفر می کند ، نه خودش. آرماند می فهمد که لستات هنوز زنده است. او به لویی می گوید با این امید که جرقه ای برای زندگی به لویی برساند ، زیرا او از زمان مرگ کلودیا افسرده است. بنابراین ، لوئی برای یافتن لستات به نیواورلئان برمی گردد. وقتی این کار را انجام داد ، لستات بسیار ضعیف است ، و در شرف تغذیه نوزادی است که خون آشام کوچکتر برای او به ارمغان می آورد. لوئیس و لستات با همدیگر رابطه عاطفی برقرار می کنند و در نهایت لوئیس آنجا را ترک می کند. پس از این ، لویی و آرماند راه های خود را جدا می کنند.

از نظر پایان فیلم در مصاحبه با خون آشام ، لوئیس درخواست دنیل برای خون آشام شدن را رد کرد وفادار به کتاب است. گرچه در این کتاب ، لوئیس در نهایت با نوشیدن خون از دانیل ، حتی او را تنها گذاشت تا به طور بالقوه بمیرد. وقتی دانیل بیدار می شود - نمرده است - کاملاً در فکر خون آشام شدن است. او برای یافتن لستات به نیواورلئان می رود ، به این امید که او را تحویل بگیرد ، اما نمی تواند او را پیدا کند.