ایزابلا مونر در مورد ترانسفورمرها: ارزش های خانوادگی آخرین شوالیه

چه فیلمی را ببینید؟
 

هشدار: این مصاحبه حاوی SPOILERS برای Transformers: The Last Knight





-






Transformers: The Last Knight Autobots را در وضعیت آشفته می یابد. رهبر آنها، Optimus Prime، آنها را در زمین رها کرده است، زیرا او برای یافتن خالقان خود به یک جستجوی بدبخت می رود. بدتر از آن، اتحاد شکننده بین Autobots و بشریت شکسته شده است، زیرا تمام ترانسفورماتورهای روی زمین غیرقانونی اعلام شده و توسط یک گروه ضربتی به نام TRF شکار می شوند.



با این حال، Autobots کاملاً تنها نیستند. کید یگر (مارک والبرگ) تلاش می‌کرد تا حضور آنها را در یک انبار زباله قدیمی مخفی نگه دارد، در حالی که ایزابلا (ایزابلا مونر) نوجوان یتیم در میان ترانسفورماتورها در یک منطقه جنگی سابق زندگی می‌کرد و حتی یک دوست اتوبات به نام اسکیکس پیدا کرد. پس از درگیری با TRF، ایزابلا و کید با هم پرت می شوند (در واقع، او را به خانه تعقیب می کند)، و او خود را درگیر مبارزه ای برای نجات زمین می بیند... و کمک می کند تا چند داینوبات بچه فوق العاده زیبا را بزرگ کند.

جلوتر از Transformers: The Last Knight در اولین نمایش جهانی در لندن، TVMaplehorst این فرصت را پیدا کرد که با ایزابلا مونر در مورد تجربه وحشیانه ساخت فیلم Transformers صحبت کند. ویدئویی از مصاحبه بالا و متن زیر را ببینید.






این اولین فیلم Transformers شماست. به اصطلاح، بودن در میان هرج و مرج چگونه بود؟



ایزابلا مونر: هرج و مرج [می خندد]. من واقعاً نمی دانم چگونه آن را بیان کنم غیر از اینکه سرگرم کننده بود و دیوانه کننده بود و همچنین بهترین تجربه ای بود که یک نوجوان 15 ساله می توانست داشته باشد، پس ممنون، مایکل بی.






مدرسه رفتن بهتره…



IM: آره، درسته؟ در واقع من باید هر دو را انجام می دادم. من رفتم مدرسه. من یک معلم خصوصی سر صحنه فیلمبرداری داشتم.

آیا ترانسفورماتور به شما آموزش می داد یا نه؟ چون فکر می کنم بامبلبی احتمالا معلم خوبی خواهد بود.

IM: نه! ما در تمام مدت به هم می خوریم. ما هیچ کاری انجام نمی دهیم. نه، من معلم خصوصی داشتم. او واقعاً شیرین بود، و می‌دانست که اجرای فیلم چقدر هیجان‌انگیز است، و دوست دارد به خواندن کتابی درباره صلح، و سپس انجام یک شیرین کاری، و سپس صحنه مرگ، و سپس بازگشت به مدرسه و فرمول‌های درجه دوم برگردد.

تو فیلم زیاد دویدن…

IM: بله، دقیقا. اون هم بود و ما در آریزونا بودیم که 115 درجه بود. منظورم این است که باید بگویم همه چیز جذاب نیست.

آن مجموعه آشغال ها شگفت انگیز به نظر می رسید. من شنیده ام که در واقع یک زباله دان واقعی بود، درست است؟

IM: آره، زیبا بود، مخصوصاً وقتی در غروب خورشید فیلم می‌گرفتیم، و مایکل فقط وقتی غروب است فیلم می‌گیرد. ما آن را ساعت طلایی می نامیم. این شگفت انگیز است. و آریزونا بهترین غروب ها را دارد، باید با شما صادق باشم. اما بله، ما در مکان‌های شگفت‌انگیزی عکس‌برداری کردیم، مثل اینجا در لندن هم شنیدم که - من بخشی از آن نبودم - اما آن‌ها آن را مانند قلعه‌ها و کلیساهای بسیار جالبی فیلم‌برداری کردند.

راه رفتن مرده ترس از خط زمانی مرده راه رفتن

آنها در شهر من، آکسفورد فیلمبرداری کردند، بنابراین دیدن آن در صفحه بزرگ بسیار هیجان انگیز بود.

IM: این شهر زادگاه شماست؟

آره آره. این واقعاً یک شهر اکشن بزرگ نیست بنابراین…

IM: بسیاری از این مکان‌ها واقعاً شهرهای اکشن بزرگی نبودند، فقط به این دلیل که معمولاً مجاز به فیلم‌برداری در آنجا نیستید، اما من حدس می‌زنم که می‌توانستند. از جمله استون هنج. اتفاقا ما استون هنج واقعی را منفجر نکردیم.

اوه، متشکرم.

IM: همه فکر می کنند که ما این کار را کردیم، اما این یک کپی است.

ما آن مکان را دوست داریم. ما می خواهیم آن را دست نخورده نگه داریم.

IM: بله. سنگ ها آره. در واقع، آیا می دانید چگونه به آنجا رسیده است؟ هیچ کس نمی داند.

می دانم که بیگانگان آن را آنجا گذاشته بودند تا بتوانند زندگی را از زمین بمکند. این یک اسپویلر بزرگ است.

IM: شما باید آن را قطع کنید.

اما شما به استون هنج واقعی شلیک کردید؟

IM: بله. بگذارید به شما بگویم، هوا خیلی دوقطبی بود. ما آنجا بودیم و رعد و برق، باران و بادهای شدید. دو دقیقه بعد که مایکل فریاد زد عملی مانند رنگین کمان دوتایی و خورشید و گرما و برق زدن آب روی چمن بود. این دیوانه کننده است هرچند زیبا بود

چگونه شخصیت ایزابلا را به مخاطبان معرفی می کنید؟ چیز مورد علاقه شما در مورد او چه بود؟

IM: فکر می کنم چیز مورد علاقه من در مورد او احتمالاً حس شوخ طبعی او باشد [می خندد] - نه، او واقعاً اینطور نیست - او همیشه بسیار جدی است. نه، فکر می کنم شاید... کیفیت های زیادی وجود دارد.

او به ترانسفورمرز کمک می کند در حالی که هیچ کس دیگری نیست.

IM: قدردانی او از خانواده. چیزی که زیاد در فیلم‌ها نمی‌بینید، معمولاً «من علیه خانواده‌ام عصیان می‌کنم»، مخصوصاً از دختران نوجوان. اما او واقعا برای خانواده ارزش قائل است. و ارتباطی که او با ترانسفورمرز دارد از این نظر بسیار قدرتمند است زیرا نه تنها او توسط انسان ها بزرگ شده است بلکه با ترانسفورمرز نیز زندگی کرده است و زیبا است زیرا در دنیایی که انسان ها در مقابل ترانسفورماتورها اینجا هستند، ما چنین چیزی را در میان داریم. حدس می زنم.

جایی است که شما می خواهید باشید.

IM: بله، اینجا جایی است که شما می خواهید باشید. مرد خوب اما شما در هر دو طرف هستید. جالب است، اما موقعیت بسیار متناقضی نیز دارد.

بیشتر: Transformers 5 آخرین فیلم تبدیل شوندگان مارک والبرگ است

آخرین شوالیه به کارگردانی مایکل بی و با بازی مارک والبرگ، جاش دوهامل، آنتونی هاپکینز، لورا هادوک، جرود کارمایکل، ایزابلا مونر و سانتیاگو کابررا، اسطوره های اصلی مجموعه Transformers را در هم می شکند و معنای قهرمان بودن را دوباره تعریف می کند. انسان ها و ترانسفورماتورها در حال جنگ هستند، Optimus Prime رفته است. کلید نجات آینده ما در رازهای گذشته، در تاریخ پنهان ترانسفورماتورهای روی زمین مدفون است. نجات جهان ما بر دوش یک اتحاد بعید است: کید یگر (مارک والبرگ). زنبور عسل; یک لرد انگلیسی (سر آنتونی هاپکینز)؛ و یک پروفسور آکسفورد (لورا هادوک).

لحظه ای در زندگی هر کسی فرا می رسد که از ما خواسته می شود تا تغییری ایجاد کنیم. در Transformers: The Last Knight، شکار شدگان قهرمان خواهند شد. قهرمانان تبدیل به شرور می شوند. فقط یک دنیا زنده خواهد ماند: مال آنها یا ما.

تاریخ انتشار کلیدی

  • Transformers: The Last Knight
    تاریخ انتشار: 2017/06/21