در King In Black شماره 4، ژان گری به طور تصادفی به هویت واقعی Knull و اینکه چرا او در واقع در برابر نور ضعیف است و رابطه اش با تاریکی را می شناسد.
هشدار: حاوی اسپویلر برای پادشاه سیاه پوش #4
خدای همزیست خالق Knull نام های زیادی دارد، که بیشتر آنها خودخوانده هستند، مانند آن بچه هایی که در تلاشی ناامیدانه برای برجسته شدن، نام های مستعار دلخواه را به خود می دهند. در میان این فهرست واقعاً جامع نامها، خدای تاریکی است. بدیهی است که از نام های مستعار مانند همه جا نادرتر است پادشاه سیاه پوش ، که در حال حاضر تمام مارول حول محور آن می چرخد، اما به نظر می رسد تمام هویت او تقریباً از خدای تاریکی بودن او ناشی می شود. کل نول همیشه این بوده است که او است تاریکی و اینکه او خیلی قبل از هر چیز دیگری وجود داشته است. اما این کاملا درست نیست. و حقیقت واقعی توضیح می دهد که چرا او در برابر نور ضعیف است.
خوانندگان و قدرتمندترین قهرمانان زمین فقط به دلیل تلاش های جهش یافته تله پاتیک ژان گری پس از اینکه ناگهان از حالت آبی بیرون آمد ... اشتباه سیاه ... در حقیقت منشأ و ضعف نول را می دانند. پادشاه سیاه پوش شماره 4 توسط دانی کیتس و رایان استگمن. هدف ژان از ورود غیرمنتظره اش به قول خودش این است که ببینید چه چیزی [او] را خونریزی می کند. در نتیجه، تلاشهای او ژان را به کشف یک کشف غیرمنتظره سوق میدهد. در ابتدا، او نمی تواند هیچ نقطه ضعفی را هنگام حفاری از طریق تله پاتی درک کند، اما سپس متوجه می شود که نول واقعا تاریکی نیست. در واقع، خیلی قبل از او وجود داشته است، و به دلیل ماهیت واقعی تاریکی، این تاریکی تنها نبود.
مطالب مرتبط: Daredevil راز مقاومت در برابر پادشاه سیاه پوش را پیدا کرد
مارول همیشه ادعا کرده است که نول به دلیل 'نور آفرینش' از خواب بیدار شده است. این ممکن است به خوبی درست باشد. اما این قرائت نشان میدهد که نور تا آن لحظه اصلی وجود نداشته است، زیرا اگر وجود داشت، نول به دلیل درخشش رشتهای ذاتیاش نمیتوانست بخوابد. اما کشف ژان گری در سطح امگا نشان می دهد که نور باید همیشه وجود داشته باشد. فقط آنقدر قوی نبود که به اندازه کافی درخشان باشد که خدا را از خواب آرزویش براند. زیرا همانطور که ژان فاش می کند، و با تاریکی... نور هست. به عبارت دیگر، نور خلقت و نور واقعی نباید یکی باشند.
به همین دلیل است که نور فقط باید و می تواند نقطه ضعف او باشد. همانطور که ژان گری آشکار می کند، نول خدای پرتگاه است، و می توان فرض کرد که باید شکل بسیار عمیق تری از تاریکی باشد که خالی از هر نوری باشد، زیرا وجود آن بر اساس عدم وجود نور است. اگر او واقعاً تاریکی مجسم بود، بقای او مشروط به نور بود. بنابراین وقتی نول تلاش بیوقفهاش را برای خاموش کردن چیزی که سالها پیش به طرز بیرحمانهای دلپذیرترین رویاهای او را قطع کرده بود آغاز کرد، نور از قدرت خود آگاه شد و علیه او قیام کرد. اما قدرت کافی برای نابودی او را نداشت، زیرا خیلی جوان بود و نیاز داشت خدای نور خود را پیدا کند.
جالب اینجاست که نول باید از هویت واقعی خود بی اطلاع باشد و بنابراین واقعاً خود را تجسم تاریکی می داند. اگر او واقعاً می دانست، هرگز تاریکی را در تمام اشکال آن در آغوش نمی گرفت. بیشتر، به ویژه، او هرگز کل زمین را در کاسه همزیستی خود نمی پوشاند، زیرا، با اشاره به درک ژان، جایی که تاریکی وجود دارد، نور وجود دارد. برای نابودی واقعی نور، او باید تاریکی را نیز پایان دهد. این چیزی است که خیلی طعنه آمیز است. حتی اگر زمین واقعاً سقوط کرده بود، نول هرگز در تلاش خود موفق نمی شد. را پادشاه سیاه پوش اگر او به تمام زندگی پایان می داد، شاید نور آفرینش را از بین می برد، اما تا زمانی که سیاهی نیستی را در آغوش می گرفت، هرگز با موفقیت خود را از نور رها نمی کرد.
بعدی: MCU: چرا Knull یک شرور فاز 5 بهتر از Galactus است