فصل آخر سریال The Leftovers شبکه HBO با آخرین داستانی که در آستانه یک چیز بزرگ قرار دارد، با اوج گیری خلاقانه سریال دنبال می شود.
فیلم هایی شبیه به روح در پوسته
باقی مانده ها سریالی مبتنی بر ایمان نیست، اما نزدیکی داستان به مفهوم ایمان و مذهب سازمان یافته است، زیرا مربوط به نهادهایی است که بسیاری در جستجوی پاسخ و معنا به آن روی می آورند در دنیایی که در بیشتر موارد، متوقف شده است. برای 98 درصد جمعیت بسیاری از هر دو را داشته باشد، می تواند آن را به عنوان همسایه مذهبی طبقه بندی کند. برای اکثریت آن باقیمانده های عنوانی، دنیا از قبل به پایان رسیده است و آنها را به تعجب وا می دارد که چرا یا چگونه ممکن است میلیون ها نفر در یک لحظه ناپدید شوند. با وجود شواهد علمی و سختی که در راه است، و با گذشت سالها از رویداد معروف به خروج ناگهانی، نیاز به باور همچنان بالاست. اعتقاد به اینکه دلیل یا هدفی برای خروج ها وجود داشته است، اینکه کسانی که ناپدید شده اند در مکان بهتری هستند، و مطمئنا، اعتقاد به این که این اتفاق دیگر تکرار نخواهد شد، حتی اگر، همانطور که مت جیمیسون کریستوفر اکلستون در سریال اشاره می کند. اولین نمایش فوق العاده فصل آخر، دین مملو از نمونه هایی از اتفاق مهمی است که در حوالی عدد هفت اتفاق می افتد.
So no, باقی مانده ها سریال مذهبی نیست در عوض، مانند رمان تام پروتا که بهعنوان پایهای برای نمایش عمل کرد، ایمان و مذهب بهعنوان چارچوبی وجود دارد که هم زمینه و هم انگیزه را برای شخصیتها فراهم میکند که برای هفتمین سالگرد شبههانگیز روز آماده میشوند. دنیا برای همیشه تغییر کرد با این حال، جالب است که این سریال با شروع آخرین هشت قسمت خود، که یکی از بهترین فصلهای سال دوم تاریخ تلویزیون تمام دوران را آغاز میکند، مفهوم ایمان به باقی مانده ها خود و این سوال که چگونه به یک نتیجه رضایت بخش خواهد رسید. این تا حدودی به دلیل شرایط روایت آن و تا حدودی به دلیل اعتبار همکار و مجری برنامه آن دیمون لیندلوف است.
چگونه گلن در نمایش مردگان متحرک می میرد؟
به اعتبار آن (و بدون شک باعث تسکین نویسندگان آن) این باور است که باقی مانده ها می تواند پایانی پرارزش ارائه دهد، علیرغم وجود یک سوال وسوسه انگیز و به ظاهر غیرقابل پاسخ در هسته آن، تا حد زیادی به این دلیل است که نمایش نه اکنون و نه هرگز به عنوان یک راز در نظر گرفته شده است. وضوح قطعی لیندلوف، پروتا و اچبیاو با پذیرش باورنامه «بگذار رمز و راز باشد» در فصل 2، کم و بیش به همین شکل اعلام کردند، عبارتی که موسیقی جدید و بهبود یافتهای را که در تیتراژ ابتدایی استفاده شده بود، حذف کرد. نگفتن رمز و راز از یک سو آزاد است، اما از سوی دیگر آن را آزاد می کند باقی مانده ها در مکانی چالش برانگیز؛ یکی که در آن باید روایت را نزدیک به مفهوم خروج و آنچه در هفتمین سالگرد رویداد میآید یا نمیآید بدون پاسخ قطعی - یا بدتر از آن، به مخاطب دلیلی برای فکر کردن به آن ارائه دهد.
بدون شک تعداد زیادی از بینندگان امیدوار به پاسخ خواهند بود و حتی ممکن است از آنچه که ممکن است به دلیل عدم بسته شدن خروجی چیست و چرا اتفاق افتاد، ناامید شوند. اما برای کسانی که به باقی مانده ها، اول برای هدایت هنرمندانه و گاهی دلخراش احساسات پیچیده و واکنشهای روانشناختی به رویدادی آسیبزا مانند آنچه که شخصیتهای آن تجربه کردهاند، و دوم به خاطر اینکه آن شخصیتها چقدر خوب طراحی و بازی کردهاند – به لطف بازیهای فوقالعاده جاستین تروکس، کری. کون، رجینا کینگ، کوین کارول، امی برنمن، و اکلستون فوق الذکر - فصل آخر روایت و تماشاگر وفادار را به سمت چیزی ارزشمندتر از وعده پاسخ هدایت می کند.
همانطور که گاهی اوقات در فصل 1 انجام شد، و سپس با نظم بیشتر در فصل 2، فصل آخر با اعمال تمرکز لیزری بر روی شخصیت هایش، در داستان سرایی خود موفق می شود. تغییر دیدگاه بر اساس اپیزودیک از کوین به نورا به مت و حتی کوین گاروی پدر اسکات گلن می دهد باقی مانده ها طیف بسیار بیشتری از شخصیت ها و لحن برای بازی کردن. بخشی از آن به دلیل پیچیدگی عاطفی شخصیتها و تفاوتهای لحنی واکنشهای آنها به موقعیتی است که همه در آن قرار دارند، و بخشی از آن به این بستگی دارد که نمایش چقدر این عناصر را در برابر عظمت خود روایت متعادل میکند.
فینال سریال دو و نیم مرد
همانطور که در فصل 2 کشف شد، بخش بزرگی از ایجاد تعادل مناسب، تزریق طنز به سریال و اجازه دادن به آن در زمانی که نیاز به عجیب بودن دارد، عجیب و غریب باشد. (فرستادن کوین به هتلی در زندگی پس از مرگ، ابتدا برای ترور پتی و سپس کارائوکه برای خروج از برزخ بسیار عجیب است.) معرفی آن عناصر به طور موثری غم و اندوه شدید فصل 1 را به عقب برد و به شخصیت ها و داستان فضای بیشتری داد. برای نفس کشیدن و حرکت کردن هنوز یک جریان پنهانی قابل اعتمادی از مالیخولیا وجود دارد - این به ویژه در موسیقی زیبای احساسی مکس ریشتر وجود دارد که به بخشی جدایی ناپذیر از هسته عاطفی سریال تبدیل شده است که سخت است فکر کنیم سریال بدون آن موفق می شد - اما حتی یک لحظه عظیم و بالقوه ویرانگر مانند موردی که به این سوال پاسخ می دهد که چه اتفاقی برای جاردن (معروف به میراکل، تگزاس) و باقیمانده گناهکار پس از وقایع پایانی فصل 2 رخ داد، مانند یک صخره روی صورت فرود نمی آید.
افزایش حس آزادی سریال در مدت زمان صرف فصل سوم نیز وجود دارد انتقال داستان به استرالیا، راه اندازی اسرار کوچک در طول راه. در باور مت که کوین به نوعی یک شخصیت مسیحایی است یا در وسواس کوین پدر به داستان نوح و اعتقاد او به اینکه سیل بزرگی در راه است وجود دارد. اما در زمانی که لیندلوف و سایر نویسندگان به انتخاب رشتههای به ظاهر دور ریختهشده و یکباره اختصاص میدهند و به آنها جان تازهای (هر چند مختصر) میدهند، به عنوان وسیلهای برای ساختن تجربه وجود دارد. باقی مانده ها به طور کلی از نقطه نظر داستان سرایی بسیار ارزشمندتر است. این احساسی است که تقریباً در کل فصل وجود دارد - هفت قسمت اول از هشت قسمت فصل آخر به منتقدان داده شد - زیرا سریال روایتی پیچیده و غنی از مضمون را حول جستجوی مداوم یک گروه برای یک سیستم (هر سیستم) اعتقادی و تمایل به بسته شدن در زمانی که ممکن است امکان پذیر نباشد.
در حالی که ممکن است سریال به سمت یک حس معمولی از بسته شدن پیش نرود، اولین نمایش تعدادی از خط های داستانی را - برخی از آنها هنوز تحت فشار هستند و برخی دیگر شاید مدت ها فراموش شده اند - با قطعیت کامل به پایان می رسد. دنبال کردن یک سکانس آغازین که وظیفه آن دنبال کردن ردپای معرفی بزرگ ماقبل تاریخ فصل 2 است و یک نشانه موسیقایی ظاهراً سفارشی برای باقی مانده ها این مجموعه به خودی خود پایانی سریع و قاطع به مگ، ایوی و این سوال میدهد که پس از تبدیل شدن GR به سدوم و گومورا برای جاردن چه اتفاقی افتاد. هر نمایش دیگری و حمله هواپیمای بدون سرنشین برای از بین بردن یک گروه حاشیهای که شورش را تحریک میکنند، به نظر میرسد بینتیجه به نظر میرسد، اما اینجا یادآوری مناسبی است از اینکه چقدر دنیا تغییر کرده است و کتاب قوانین چقدر بازنویسی شده است.
همین امر در مورد بازگشت غیرمنتظره دین تیراندازی به سگ مایکل گاستون، تئوری او مبنی بر نفوذ سگ ها به دولت در بالاترین سطوح، و مرگ نهایی او هنگام تلاش برای قتل کوین صدق می کند. این پایانی نیست که انتظار می رفت، یا حتی پایانی که برای ادامه روایت ضروری بود. در عوض نشان میدهد که سریال چقدر آگاه است که این پایان است و دیمون لیندلوف و تام پروتا به هر طریقی به شخصیتهای آن نتیجه میدهند، حتی اگر مانند پایان نورای سالخوردهای که در خارج از کشور با نامی فرضی زندگی میکند. پیشنهاد میکند که فصل آخر شامل اسرار بیشتری خواهد بود که ممکن است مخاطب مجبور باشد به سادگی آن را رها کند.
بعدی: The Leftovers فصل 3 تیزر تریلر: The End is Near
باقی مانده ها فصل 3 یکشنبه شب ساعت 9 شب از HBO پخش می شود.
عکس ها: بن کینگ/HBO
نیکی و علامت بزنید که الان کجا هستند