لینکلن به راحتی به کسانی توصیه میشود که امیدوارند نگاهی جذاب و شوخآمیز به نقطهای بسیار مهم (و هنوز هم بسیار مرتبط) در تاریخ ایالات متحده داشته باشند.
به نظر می رسد که افسانه آبراهام لینکلن مانند همیشه در ذات فرهنگی ما برجسته است. سال گذشته داستان جنگ مخفیانه «آبی صادق» علیه مردگان را برای ما به ارمغان آورد ( آبراهام لینکلن: شکارچی خون آشام ) - و اکنون، با استیون اسپیلبرگ لینکلن دنیل دی لوئیس، بازیگر برنده جایزه اسکار، تلاش می کند تا بار سنگینی را که شانزدهمین رئیس جمهور متحمل شد، در حالی که تلاش می کرد تا متمم بدنام سیزدهم را تصویب کند، که برده داری را در ایالات متحده ملغی می کرد، منتقل کند.
در طول مسیر رسیدن به آن دستاورد تاریخی، ما با ضربات قلم مو از زندگی لینکلن بین سال های 1864 و 1865 (سال آخر زندگی او) - از جمله رابطه پیچیده با همسر مری تاد (سالی فیلد) و پسران رابرت (جوزف گوردون-لویت) و تاد (گالیور مک گراث) آشنا می شویم. ). خارج از مسائل شخصی، ما همچنین نگاهی پیچیده به سیاست واشنگتن در اواخر قرن نوزدهم داریم - و همه راههای وهمآوری که در آن دوران با دوران ما طنینانداز میشود.
عنوان لینکلن ممکن است نگاهی گسترده و فراگیر به زندگی یک افسانه تاریخی نشان دهد - اما در واقع، آبراهام لینکلن: شکارچی خون آشام بیشتر از این فیلم یک «بیوپیکی» است. اسپیلبرگ لینکلن یک خاطره است (بر اساس کتاب دوریس کرنز گودوین تیم رقبا: نابغه سیاسی آبراهام لینکلن ) به لباس درام سیاسی. چیزهای زیادی در مورد فیلم وجود دارد که جذاب و سرگرم کننده خواهد بود (در ادامه در مورد آن بیشتر توضیح خواهیم داد)، اما چیزهای کمی وجود دارد که 'هیجان انگیز' باشد. لینکلن ظاهراً دنباله ای از صحنه های ایستا و دیالوگ محور است. در مجموع، فیلم بیشتر بازی صحنه ای است تا سینما، با مقداری طنز خوب که از متن معکوس سیاست در آن دوره بیرون می آید. (به عنوان مثال، 'جمهوری خواهان محافظه کار' آن زمان 'رادیکال های مترقی' ضد برده داری بودند که اکنون با دموکرات های لیبرال همراه می شویم.)
تامی لی جونز در «لینکلن»
شگفتانگیزترین چیز در مورد فیلم این است که چقدر «غیر اسپیلبرگ» است. امضای همیشگی کارگردان - صحنه های بیش از حد دراماتیزه شده با نمرات موسیقی مهیج - تا حد زیادی در ادامه فیلم وجود ندارد. در جای خود، رویکردی آرام و برهنه وجود دارد که هم حس روستایی آن دوره را به شیوهای واقعی به تصویر میکشد و هم به مجموعه بازیگران فضای آزاد را برای تعامل با یکدیگر میدهد. احساس کلی سکون در بسیاری از صحنهها شبیه به تماشای یک نمایش صحنهای با تولید بالا است - که ممکن است بینندگانی را که انتظار حرکت گسترده یک فیلم زندگینامهای را دارند از بین ببرند - و این تکنیک (در بیشتر موارد) با توجه به سطح کار میکند. استعداد در بازیگران
دنیل دی لوئیس به طور کامل و کامل در نقش لینکلن زندگی می کند. در حالی که مونولوگهای گفتاری بزرگ عالی هستند، اما این نکات کوچکی است که دی لوئیس به تصویر خود میافزاید که تفاوت را ایجاد میکند و تصویری از لینکلن ایجاد میکند که در عین حال انسان است، اما هنوز هم بزرگتر از زندگی است. ما رئیسجمهور را شخصیتی آرام و تقریباً ذنمانند میبینیم - آنقدر بیادب که در یک اتاق مورد توجه قرار نگیرد، اما همزمان به اندازهای زیرک است که با یکی از تمثیلهای خردمند ذناش، که به سبک یک پیرمرد ارائه شده، توجه همان اتاق را به خود جلب کند. حکایت های گیج کننده انتخاب بازیگر از رفتار، صدا، و ارائه به احتمال زیاد مترادف با آبراهام لینکلن است. شاید هرگز نفهمیم آن مرد چه بود در حقیقت مانند شخص، اما این تصویر به جای واقعیت به خوبی کافی است.
آیا میتوانیم علاقه به «ویلسون» را مدیون موفقیت «لینکلن» بدانیم؟
حتی فیزیک بدنی هم وجود دارد: یک چهره بلند، لاغر و با ابهت که نرم با قدم های لرزان یک روح خسته راه می رود - شکننده، آسیب پذیر، محکم و مجسمه. در بیشتر مواقع، دی لوئیس صبر پدربزرگ پیر خردمندی را منتقل میکند که در حال تحمل یک کودک آزاردهنده است (ذهنیت ضد الغا) - اما در چندین صحنه کلیدی، بازیگر هستهای در حال سوختن را آشکار میکند که ایدهآلیست را قدرت میدهد و فوراً او را به یک فرمانده تبدیل میکند. شخصیتی - آماده زیر پا گذاشتن قوانین یا به خطر انداختن اخلاقیاتش در مواقعی که برای خیر بزرگتر لازم است - که به طور باورپذیری می تواند کل ملت را به حرکت در مسیری به ظاهر غیرممکن سوق دهد. مطمئناً این یک اجرای شایسته جوایز است.
بقیه گروه متشکل از مجموعه ای از بازیگران و ستارگان آشنای شخصیت، از جمله سالی فیلد، تامی لی جونز، جوزف گوردون-لویت، دیوید استراتایرن، جیمز اسپیدر، جان هاکس، هال هالبروک، تیم بلیک نلسون، جکی ارل هیلی است. گلوریا روبن، مایکل استولبارگ ( امپراتوری بورد واک )، لوک هاس ( آجر والتون گوگینز ( تعدیل شده ) و جرد هریس ( مردان دیوانه ) به عنوان ژنرال Ulysses S. Grant. ستاره های در حال ظهور نیز لحظات کوتاهی برای درخشش دارند، از جمله دیوید اویلوو ( دم قرمز ) دان دی هاان ( تاريخچه )، دیوید کوستابیل ( بریکینگ بد ) و آدام درایور ( دختران ). این گروه، به طور کلی، به خوبی عمل میکند و بینندگان دقیق را با یک بازی جاسوسی که پاداشهای رضایتبخش بسیاری را ارائه میکند، مشغول میکند. لی جونز در نقش تادئوس استیونز ایده آلیست مساوات پرخاشگر، فیلد در نقش همسر لینکلن (دو قطبی؟) و سه گانه خنده دار اسپیدر، هاکس و نلسون به عنوان لابیست های قرن نوزدهمی که زیر میز برای دولت لینکلن کار می کنند، برجسته هستند.
همانطور که گفته شد، لینکلن فیلمی از کلمات است، بیش از عمل. جدا از یک سکانس آغازین که ترسناک یک میدان جنگ داخلی را به تصویر میکشد، این فیلم تقریباً منحصراً صحنههایی از تئاتر سیاسی قرن نوزدهم است. این امر به ناچار برای برخی از بینندگانی که سلیقه آنها از این نوع ژانر منحرف می شود، خسته کننده خواهد شد. فیلم گاهی اوقات کمی پر پیچ و خم و ناهموار به نظر می رسد (مثلاً صحنه های زندگی شخصی لینکلن تا حدی غرق در آب و صابون می شود) - و از نظر قوس شخصیتی سنتی لینکلن خیلی راضی کننده نیست تونی کوشنر ( مونیخ ) فیلمنامه چندین رشته داستان را گشوده میگذارد، اما موفق میشود دیگران را با شگفتی خوب گره بزند.
در عمل پایانی خود، لینکلن موفق می شود عظمت دستاورد بزرگ رئیس جمهور را به تصویر بکشد - با دنیل دی لوئیس تا حد زیادی خارج از صفحه نمایش، از قضا. اگرچه تاریخ از قبل پایان را پیشبینی میکند، اما دیدن اینکه تعیین سرنوشت ملت در واقع چقدر نزدیک بود، هنوز تجربهای پرتنش است - تا حد کمی زیرا آکوردها بسیار به فضای سیاسی کنونی که در آن زندگی میکنیم مرتبط هستند. در پایان، به اندازه کافی عجیب، هنوز یک احساس رمز و راز در اطراف خود مرد وجود دارد. پس از گذشت بیش از دو ساعت، ما هنوز به این فکر میکنیم که در پشت آن چشمهای خسته و دلسوز چه میگذرد، چشمهایی که چنان با رویایی که فقط او میتوانست ببیند هماهنگ بود.
لینکلن به کسانی که امیدوارند نگاهی جذاب و شوخآمیز به نقطهای بسیار مهم (و هنوز هم بسیار مرتبط) در تاریخ ایالات متحده داشته باشند، به راحتی قابل توصیه است. کسانی که امیدوارند نگاه گستردهتری به شخصیت مشهور یا فیلمی داشته باشند که واقعیت جنگ را در آن دوران بهتر به تصویر بکشد، بهتر است به جای دیگری نگاه کنند. با این حال، یک چیزی که همه ما باید بتوانیم روی آن توافق داشته باشیم: عملکرد دنیل دی لوئیس این فصل را به یک مدعی مطمئن در فصل جوایز تبدیل می کند.
[شناسه نظرسنجی='440']
-
لینکلن در حال پخش در نسخه محدود است. این نسخه در 16 نوامبر 2012 به طور گسترده منتشر می شود. برای صحنه ای شدید از خشونت جنگی، برخی از تصاویر قتل عام و زبان قوی مختصر دارای رتبه PG-13 است.