Mandalorian و The Last Jedi ثابت می کنند که اگرچه ممکن است طرفداران را قطبی کنند، اما ترکیبی از نوستالژی و رویکردهای جدید با جنگ ستارگان ناسازگار نیست.
ماندالوریان و جنگ ستارگان: آخرین جدای در طول سالها، هر یک از آنها مخاطبان قطبی شدهاند، اما این باعث نمیشود که دوست داشتن هر دوی آنها غیرممکن باشد. ماندالوریان پایان فصل دوم، لوک اسکای واکر را بازگرداند تا گروگو را برای شروع تمرین جدای خود از زمین خارج کند. همانطور که انتظار می رفت، این افشاگری برخی را خوشحال کرد و برخی دیگر را ناراحت کرد. همچنین به عنوان یک یادآوری مهم عمل می کند که جنگ ستارگان طرفداران می توانند به نوستالژی های گذشته وفادار بمانند و همچنان از مسیرهای جدیدی که فرنچایز مجبور به کشف آن است لذت ببرند.
پسندیدن ماندالوریان ، جنبه های سال 2017 آخرین جدای احتمالا سال ها مورد بحث قرار خواهد گرفت. فیلم میانی سهگانه دنبالهدار تبدیل به قطبیترین فیلم شد زیرا از آزمایششده و واقعی پیروی نمیکند جنگ ستارگان فرمول. برخی از تفرقه انگیزترین خطوط داستانی جنگ ستارگان: آخرین جدای شامل اصل و نسب ناشناس ری، مرگ اسنوک، تصویر جداییشده لوک که جداییشده تبدیل شده بود، و معرفی کانتو بایت و غیره بود. از سوی دیگر، تعدادی از طرفداران از جسورتر بودن آن نسبت به دیگر فیلم های جنگ ستارگان استقبال کردند. و دیگران ظاهر و طراحی صدا را دوست داشتند آخرین جدای - رنگ های روشن و سکوت ناگهانی در پی مانور هولدو. آنها همچنین از قدرت های Force Ghost Yoda، نبرد اتاق تاج و تخت اقلیمی و پایان لوک قدردانی کردند. اما این زیبایی ذاتی تنوع رو به گسترش است جنگ ستارگان هواداری
مطالب مرتبط: لوک اسکای واکر از ماندالوریان به آخرین جدای و ظهور اسکای واکر افتخار می کند
برای بسیاری از طرفداران قدیمی جنگ ستارگان ، این لحظات نشان می دهد که آنها مجبور نیستند عشق خود را فدای چیزی کاملاً جدید مانند آخرین جدای یا سویه های نوستالژیک گرم و آشنا ماندالوریان - آنها می توانند از هر دو به یک اندازه و بدون سازش لذت ببرند. تعدادی از منتقدان، چه حرفه ای ها و چه طرفداران، گفتند نیرو بیدار می شود بیش از حد وام گرفته از امیدی تازه ، اما دیگران احساس کردند آخرین جدای بسیار متفاوت بود، در خدمت هواداران نبود و به سوالات فوری از طرف طرفداران پاسخ نمی داد نیرو بیدار می شود . شاید به دلیل کارگردانی رایان جانسون، این فیلم متفاوت به نظر میرسید، اما همچنان به دنبال تطبیق فیلم قدیمی با جدید، غوطهور شدن عمیقتر در روان شخصیتهای تثبیتشده در حالی که سفرهای شخصیتهای ثانویه را گسترش میداد، و اشتباهات جدی را دو چندان میکرد. . متقابلا، ماندالوریان توانست سوزن تعادل هر دو را ببندد و تأیید اکثر طرفداران را به خود جلب کند زیرا تا پایان فصل 2 یک قوس روایی کامل و تحقق یافته داشت. این به کاوش در جهان های جدید می پردازد و طرفداران را به پویایی والد-فرزند بین دین جارین و گروگو علاقه مند نگه می دارد. . این احساس آشنا و در عین حال جدید است، که از تعهد مجدد لوکاس فیلم به برنامه ریزی متفکرانه ناشی می شود.
شخصیت های مرده متحرک چند ساله هستند
لوکاس فیلم/دیزنی دلیل اصلی همه اینهاست جنگ ستارگان عشق و نفرت. آخرین سهگانه دنبالهدار آنطور که میتوانست موفق نبود، زیرا استودیو دید کامل و کاملی از قوس روایی فیلمها نداشت. هر فیلمی فیلمنامه نویس متفاوتی داشت، که باعث به هم خوردن سرعت و هدف فیلم قبلی شد. اگر همکاری بیشتری بین نویسندگان صورت می گرفت و یا اگر یک نفر مسئولیت نگارش یا حتی کارگردانی سه گانه را بر عهده داشت، لوکاس فیلم و آخرین جدای احتمالاً میزان خشم آنها را جذب نمی کردند. ماندالوریان ستایش بیشتری را به خود اختصاص داده است زیرا داستانهای واضح و ثابتی دارد که عمدتاً توسط جان فاورو نوشته شده است.
جنگ ستارگان طرفداران برای دوست داشتن هر دو نیازی به اجازه ندارند ماندالوریان و آخرین جدای. عناصر زیادی در هر دو وجود دارد که منافع و انتظارات فردی را برآورده می کند. هیچ کس نباید از ترجیحات خود دفاع کند. نوستالژی و آینده نگری دست به دست هم می دهند، به خصوص وقتی که هر کدام صادقانه و با توجه، دقت و نوشتن مناسب اجرا شوند.
بعدی: Baby Yoda Leaving for Good چیزی است که فصل 3 ماندالوریان به آن نیاز دارد