یک زن 30 ساله که در بدن یک پیرمرد 70 ساله گیر افتاده است، قرار است یک کابوس باشد، اما برای مک نه. او احساس می کرد در بین همسن و سال هایش جای خود را ندارد و سال های رویایی او دهه 70 بود. مک و ریتا به عنوان یک کمدی ضعیف بود، اما همچنان داستانی غنی داشت که ارزش دنبال کردن را داشت.
این کمدی درس های زیادی داشت، به ویژه برای جوانانی که اغلب احساس می کنند از مد و سایر گرایش های اجتماعی و فناوری عقب مانده اند. بازیگران متنوع بهترین بخش فیلم بودند، با بازیگران کهنه کار مانند لورتا دیوین و وندی مالیک حال و هوای شیرین و انرژی زیادی به آن بخشیدند. بازیگران جوانتر به رهبری تیلور پیج نیز جان بیشتری به کمدی بخشیدند و شخصیتهای زیادی را دوست داشت.
استفانی
pA
استفانی بخشی از فشاری بود که مک را مجبور کرد به دنبال زندگی خارج از بدن خودش باشد. در حالی که او فقط میخواست به مشتریاش کمک کند تا پول درآورد، اما بیش از حد روی شبکههای اجتماعی برای مک متمرکز بود. او فکر میکرد که نویسنده بودن به اندازه کافی باکلاس نیست و فقط از این راضی میشود که مک چیزی مرسومتر دریافت کند، حتی اگر از انجام آن لذت نبرد.
مطالب مرتبط: مشکلسازترین کمدیهای رمانتیک، به نقل از Reddit
او همچنین ریتا را بیش از حد تحت فشار قرار داد و باعث ایجاد بیشتر صحنه های آشفته فیلم شد. توصیههای پیلاتس، علیرغم اصرار او، مانند هر پروژه مد روز دیگری که پیشنهاد کرد، به طرز وحشتناکی اشتباه رفت. او هرگز واقعاً با مک یا ریتا در سطح شخصی ارتباط برقرار نکرد تا آنها را درک کند و بداند واقعاً چه میخواهند.
که صدای مگ را روی مرد خانواده می زند
لوکا
تخت برنزه کننده لوکا که تغییر کاربری داده بود، مهم ترین کار را در این فیلم انجام داد، اگرچه خودش هم آن را درک نمی کرد. او زمان کافی روی صفحه نمایش هم نداشت زیرا فقط مک را تشویق میکرد تا به ریتا تبدیل شود و همچنین او را تشویق میکرد که به خود قبلیاش بازگردد.
مشخص نیست که دستگاه قدیمی او چگونه توانسته است تعویض بدن را انجام دهد، اما او به طور کامل نقش یک درمانگر بی سر و صدا را بر عهده گرفت. با وجود اینکه همیشه گیج به نظر می رسید و مانند یک کلاهبردار ناامید ظاهر می شد، خنده دار و شیرین بود.
آنجلا
کل گروه پیر دختر بخش شگفت انگیزی از فیلم بود و آنجلا سرزنده ترین از همه آنها بود. به نظر می رسید که او خودش را بهتر از بقیه پذیرفته بود و دقیقاً برعکس ماک به نظر می رسید. با وجود سنش، او همچنان عاشق روندهای اجتماعی، سلفی گرفتن و لذت بردن از شبکه های اجتماعی بود.
او همچنان مادرانه بود زیرا ریتا را تشویق می کرد تا از مهمانی شراب خود لذت ببرد و همچنین به او یادآوری کرد که از دست دادن 40 سال مهم زندگی اش ایده خوبی نبود. او همچنین تأثیرگذار بهتری نسبت به ریتا بود که واقعاً جوان بود.
از مزایای گل دیواری بودن نقل قول کنید
کارول
کارول (امی هیل) کم حرف ترین باند دختر پیر شارون بود اما همچنان شیرین و مادرانه بود. او از زندگی خود راضی بود و همه چیز را فهمیده بود و به نظر نمی رسید نگران سن و بدن خود باشد. او ریتا را تشویق کرد که بیشتر خودش را دوست داشته باشد و دیگر نگران برداشت مردم از او نباشد.
مطالب مرتبط: 10 بازیگری که در کمدی و درام عالی هستند
بنا به دلایلی، او با ریتا به عنوان دخترش رفتار می کرد، که باعث شد مک خود قدیمی خود را بیشتر دوست داشته باشد. او هم زمان زیادی از صفحه نمایش نداشت، اما در تمام صحنهها برای مک/ریتا ظاهر شد و وقتی فهمید که ماک را در بدن ریتا عوض کردهاند، عصبانی نشد.
بتی
بتی (لویس اسمیت) نیز مانند کارول، یکی از مادربزرگ های رویایی مک بود که به نظر می رسید چیزی کم نداشت. به نظر میرسید که او هم هیچ فشاری برای سازگاری نداشت و برای بقیه گروه قدیمی بیشتر شبیه مادر بود تا فقط یک دوست.
او همچنین درک می کرد، وقت خود را صرف ارتباط با ریتا می کرد و هنوز هم باعث می شد مک وقتی بدن 30 ساله اش را پس گرفت، احساس کند که در خانه است.
چه زمانی فصل 7 پارک و فیلمبرداری شد
جک
جک یکی از شخصیتهایی بود که جان تازهای به فیلم بخشید، با حال و هوای جنتلمنی رمانتیکی که مکمل مک، ریتا و کارلا بود. تبدیل او از یک مرد 40 ساله تنها که هنوز اسکیت برد خود را دوست داشت به دوست پسر حامی مک، جک را تبدیل به تغییر دهنده بازی فیلم کرد.
او عاشق مک شد، حتی زمانی که او در بدن ریتا گیر افتاده بود، و سطحی از درک را ارائه داد که مک نمی توانست از همسن و سال هایش به دست بیاورد. بهترین قسمت زمانی بود که به نظر نمی رسید وقتی پنیر روی کفش های نسخه محدودش ادرار می کرد، بدش نمی آمد. به نظر می رسید که او عاشق ریتا 70 ساله شده بود و سپس با نسخه 30 ساله او که عجیب بود اما همچنان جالب بود، به پایان رسید.
ماک
قرار بود کل فیلم درباره او باشد، اما عدم هماهنگی داستان باعث شد که ماک ناپدید شود، زیرا بهترین جنبه او واقعاً ظاهر نشد. او با همه چیز در مورد خودش دست و پنجه نرم می کرد و فقط در بدن خودش زنده به نظر نمی رسید. در ابتدای فیلم، مک همیشه شاکی و نابه جا بود، اگرچه به اندازه کافی خوب بود که آنچه را که برای خود می خواست به کارلا بپذیرد.
تعویض بدن باعث تغییر بازی برای او شد، زیرا او به بدن 30 ساله خود بازگشت که دگرگون شده و واقعی تر از خود قبلی اش بود. پس از ترک بدن ریتا، مک بسیار سرزنده تر شد. او آنقدر خوب بود که با جک رابطه عاشقانه برقرار کرد، چیزی که حتی قبلاً آن را امتحان نکرد. او همچنین در کتابخوانی سرزنده تر بود، به خصوص بعد از بوسیدن جک.
شارون
کارلا نتوانست مانند مک با ریتا ارتباط کامل برقرار کند و اینجاست که شارون (لورتا دیوین) وارد صحنه شد. او همیشه در کنار ریتا بود، که گروه حمایتی را ایجاد کرد که مک همیشه فاقد آن بود. حمایت شارون به حدی پرشور بود که او از قرار ملاقات دکتر برای کمک به ریتا در جاسوسی جک صرف نظر کرد.
مطالب مرتبط: بیش از حد ارزش گذاری شده ترین کمدی ها، طبق Reddit
او پل ارتباطی بین مک و ریتا بود، زیرا میفهمید که 30 ساله بودن به چه معناست که نمیتوانست در دنیای او جا بیفتد. او خبر معاوضه بدن مک و ریتا را به گروه داد و به نوعی آنها را وادار کرد تا به طور بالغانه با آن برخورد کنند و ریتا را تشویق کند که به بدن واقعی خود بازگردد.
تازه شاهزاده بل در نتفلیکس
کارلا
شریک جنایی مک در واقع نمایش را از او ربود زیرا او همیشه در مکان مناسب در زمان مناسب ظاهر می شد. کارلا (تیلور پیج) بهترین نیمه فیلم از کمک به مک برای پوشیدن لباس مناسب در یک مهمانی کارشناسی تا تکمیل داستان جلد برای توضیح ظاهر ریتا و غیبت مک بود.
علیرغم اینکه کارلا با خودش راحت تر از مک بود، مبارزات مک را درک کرد و به انسانی شدن شخصیت او کمک کرد. او ماک را تشویق کرد تا برای بازگرداندن بدن اصلیاش به درمان رگرسیون لوکا برود، حتی بعد از اینکه ریتا در جشن عروسی کارلا با هم دعوا کرده بود. او فهمیده، دلسوز و وفادار بود، این ویژگیهایی است که شما از یک دوست صمیمی نیاز دارید، زمانی که مثل ماک در حال مبارزه هستید.
ریتا
دایان کیتون در ماک و ریتا
ریتا با بازی دایان کیتون، نسخهای از مک بود که سرشار از زندگی بود و میخواست بهتر از این مرد 30 ساله با چالشها روبرو شود. او موفق شد به چیزی که میخواست برود، از جمله بوسیدن جک و ابراز احساساتش با وجود اینکه او 30 سال جوانتر به نظر میرسید. او ماجراجو بود اما معقول بود و راحت تر از ماک می توان با او ارتباط برقرار کرد. وقتی متوجه شد که پیلاتس خوب نیست، از بیان آن به تمام گروه زنان دریغ نکرد.
علیرغم ترس از اینکه می تواند خود را برای همیشه از دست بدهد، ریتا می دانست که چه می خواهد و از زندگی راضی تر بود. برای اولین بار، او از ابراز ترس های خود به کارلا و همچنین گروه شارون احساس خوشحالی کرد. او همچنین دیگر نگران جلب رضایت همه نیست، که این ویژگی شخصیتی است که مک را ویران کرد.
بعدی: 10 غم انگیزترین فیلم کمدی، طبق گزارش Reddit