در حالی که جای تعجب نیست که شبکه های پخش بخواهند از موفقیت NBC سرمایه گذاری کنند این ما هستیم با خلق درام های خانوادگی گریه کننده خود با رنگی از رمز و راز، شگفت آور است یک میلیون چیز کوچک نزدیکترین چیزی است که هر یک از آنها تاکنون آمده اند. سری جدید که توسط D.J. نش ( خم شد ) دارای یک گروه بازیگران چشمگیر است که شامل دیوید جیونتولی ( گریم )، جیمز رودی ( روانی )، پارک گریس ( هاوایی پنج-0 ), رومانی مالکو ( بلانت تاک ران لیوینگستون، و بیشتر به عنوان گروهی از دوستان و زوجهای میانسال در بوستون که وقتی یکی از آنها - جان دیکسون لیوینگستون - به طور غیرمنتظرهای خودکشی میکند، زندگیشان زیر و رو میشود. سؤالات ناشی از مرگ ناگهانی او و حقایق مختلفی که (عمدتاً برای مخاطبان آشکار می شود) سایر اعضای گروه را وادار می کند که نه تنها دلایل تصمیم جان را کشف کنند، بلکه نسبت به آنچه جهان برای ارائه دارد نیز بیشتر بپذیرند. ، ظاهراً برای زندگی کامل خود، به هر شکلی که ممکن است، بازتر باشند.
این یک سفارش بلند برای هر سریالی است، و با توجه به شرایط حادثه تحریک کننده، نه تنها ایده یک گریه کننده با احساس خوب را به یک احساس بد تغییر می دهد، بلکه آن را متمایز می کند. یک میلیون چیز کوچک از جانب این ما هستیم به اندازه کافی که مقایسه مناسب تر با گروه ABC اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 باشد. سی و چند ساله اضطراب میانسالی که آن زوجها با آن دست و پنجه نرم میکردند، قطعاً در اینجا به نمایش گذاشته میشود، زیرا این افراد علاوه بر از دست دادن چسب ضرب المثلی که همه آنها را در کنار هم نگه میداشت، به طور جداگانه با خیانت، سرطان و نوعی ناامیدی که یکی دیگر از اعضای گروه را به سمت آن سوق میدهد دست به گریبان هستند. قبل از اطلاع از مرگ جان به خودکشی خود فکر کند.
بیشتر: نقد و بررسی فصل 3 سلاح مرگبار: سریال نمی تواند ریگ را جایگزین کند اما به هر حال تلاش می کند
که یک میلیون چیز کوچک موفق می شود همه شخصیت هایش را معرفی کند و خلاصه ای از شرایط فردی آنها را در گستره یک مونتاژ آغازین ارائه دهد. جالبتر این است که وقتی این معرفیهای مختلف با پرش جان (خارج از صفحه) از بالکن دفترش، در نظر دستیارش اشلی (کریستینا اوچوا)، به پایان میرسد. درایو خون ، به طور قانع کننده ای احساس می کند که این شروع چیزی است و نه پایان آن. مسافت پیموده شده بیشتر بینندگان در مورد تمایل آنها برای کوک کردن منظم برای نمایشی در مورد افراد طبقه متوسط رو به بالا که در تلاش برای یافتن خوشبختی هستند و گاهی اوقات شکست میخورند، متفاوت خواهد بود، اما برای یک اپیزود آزمایشی که وظیفه سنگینترین قسمتهای سنگین را دارد. بالا بردن در حافظه اخیر، یک میلیون چیز کوچک به اندازه کافی سؤالات بی پاسخ باقی می ماند که آنهایی که به دلیل ماهیت عمدی اشک آور همه چیز آنها را کاملاً ناامید نکرده است، ممکن است خود را در حال تنظیم برای یافتن آنچه در آینده است بیابند.
این سوال در زندگی شخصیت های سریال نقش اساسی دارد. ادی ساویل از Giuntoli، یک موسیقیدان سابق و اکنون پدر و همسر کاترین وکیل پرقدرت پارک، در حال ترک ازدواج ناموفق خود برای مادر یکی از شاگردان موسیقی خود است، در حالی که رودای گری در حال بهبودی از سرطان سینه است و از گروه پشتیبانی خود برای ملاقات با زنان استفاده می کند، کاری که او در مگی بلوم (آلیسون میلر) انجام می دهد، زن جوانی که او با رفتار معمولی گری به مراسم خاکسپاری جان می آورد. در همین حال، رم هاوارد متعلق به مالکو، یک کارگردان تجاری ناامید که رویای ساخت یک فیلم سینمایی را در سر می پروراند، یکی از اعضای گروه است که اگر تماس تلفنی تصادفی که او را از مرگ جان مطلع می کرد، مرده بود.
همسران رم و جان، رجینا (کریستینا ماری موزس) و دلیلا (استفانی شوستاک) به ترتیب بقیه گروه اصلی را تشکیل میدهند - با وجود این، دو بچه جان و دلیلا - اما فعلاً به نظر میرسد برای تعریف همسرشان در آنجا قرار دارند. اگرچه دلیلا خودش غافلگیر میکند، وقتی فاش میشود که او در واقع همان زنی است که ادی در فکر ترک کاترین است.
آشکارسازی شکلی حساب شده از فریب روایی است یک میلیون چیز کوچک در خلبان کمی بیش از حد مکرر دستفروشی می کند. ایده این است: بیایید مخاطب را با این افراد آشنا کنیم و سپس در لحظات پایانی خلبان نشان دهیم که واقعاً چه کسانی هستند. اثربخشی این ترفند مطمئناً مشکوک است. دوستداشتنی شخصیتها در ابتدا نامشخص بود، اما فهمیدن اینکه بیشتر آنها به یکدیگر دروغ میگویند (و در برخی موارد خودشان) تصویری کاملاً متفاوت را ترسیم میکند. چیز جالبی در مورد برخی از افشاگری ها وجود دارد - به خصوص ماجرای ادی و دلیلا - اما این موضوع کمتر به ماجرای روایی مشکل ایجاد شده مربوط می شود و بیشتر به اینکه آیا شخصیت ها به اندازه کافی قانع کننده بوده اند یا نه در مورد اول، ارتباطی دارد. 40 دقیقه که کشف حقایق ناراحت کننده در مورد آنها جالب توجه خواهد بود.
همانطور که خلبانان می روند، این یکی تقریباً غرق در چیدمان میز است. پیشبرد مرحله آشنایی با شما از یک سری جدید، علاوه بر نشان دادن عواقب بلافاصله پس از مرگ جان، مراسم تشییع جنازه بعدی، و سپس سخنرانی پرشور گری در مورد راه هایی که همه آنها به عنوان دوستان یکدیگر را شکست می دهند ( که معلوم میشود بیش از آن چیزی که حتی او میتواند تصور کند، درست است) یک کار عظیم است، کاری که سزاوار آن است که بهخاطر بیحرکتی کامل نیست. اما قرار دادن آن همه وزنه بر روی خلبان نشان می دهد یک میلیون چیز کوچک ممکن است با جلو رفتن فصل، به یک درام بزرگسالانهتر از لحاظ احساسی رضایتبخشتر و سرگرمکنندهتر تبدیل شود. مطمئناً خجالت نمیکشید که فاش کند که هفت سال هوشیاری ادی یک شوخی است یا اینکه سرطان مگی دیگر در حال بهبودی نیست. و از آنجا که آن را به تجدید نظر به این ما هستیم طرفدارانی که به دنبال دلیلی برای گریه کردن جلوی تلویزیون خود در حین تماشای چیزی غیر از اخبار هستند، این سریال به شدت به این موضوع اشاره می کند که اشلی دلیل خودکشی جان را در اختیار دارد.
باز هم، مسافت پیموده شده فردی در داستان هایی مانند این به شدت متفاوت خواهد بود، و اگرچه مقایسه آن با این ما هستیم ، یک میلیون چیز کوچک به شدت به آن حس خوبی که سریال NBC دوست دارد به نمایش بگذارد علاقه چندانی ندارد. این یک داستان بسیار تاریک تر در مورد مردم (بله، افراد ممتاز) است که اساساً به نوعی شکسته شده اند. این یک شرط خوب است که با پیشروی سری، دلایل بیشتری نشان دهد که چرا این مقایسه فقط در سطح سطح است.
بعد: نقد و بررسی اولین سریال Mr. Inbetween: یک الگوی ایده آل برای درام نیم ساعته
یک میلیون چیز کوچک چهارشنبه آینده با 'Band of Dads' در ساعت 10 شب در ABC ادامه می یابد.