Nacho Libre: 15 بهترین نقل قول

چه فیلمی را ببینید؟
 

در ناچو لیبره جک بلک در نقش یک آشپز یتیم خانه صومعه بازی می کند که شب ها به عنوان یک مجاهد کشتی می گیرد. پر از خطوط خنده دار ، نمی توانیم از آن بخندیم!





یکی از جک بلک نمادین ترین نقش ها کارگردانی سال دوم جارد هس است ، ناچو رایگان . داستان از یک آشپز در یتیم خانه صومعه دنبال می شود که روز آشپزی می کند و شب مانند یک مروارید نقابدار کشتی می گیرد. این فیلم ممکن است در مجموع گیشه زیادی نداشته باشد ، اما همچنان مورد علاقه طرفداران قرار دارد.






مرتبط: 10 بهترین نقش جک بلک ، رتبه بندی شده



خطوط خنده دار بسیاری در سراسر فیلم پراکنده است. اگر بلک نوع کمدین شماست ، سخت است که نفس خود را از خندیدن در طول این فیلم بگیرید. در اینجا برخی از نقل قول های مورد علاقه ما آورده شده است.

من شماره چهارم تاریخ انتشار قسمت 2 هستم

به روز شده در 1 سپتامبر 2020 توسط جورج کریسوسومو: Nacho Libre همچنان یک کلاسیک فرقه ای است و با این همه نقل قول های شگفت انگیز و خنده دار برای لذت بردن ، منطقی بود که دوباره از این لیست بازدید کنید و چند لحظه درخشان دیگر را به نمایش بگذارید. با ما همراه باشید تا برخی دیگر از خنده دارترین خطوط فیلم را بررسی کنیم.






پانزده'من اینجا یک دست انداز دیدم.'

ناچو معمولاً برای پنهان کردن زندگی دوگانه خود بسیار مشکل دارد. او نه تنها بچه هایی دارد که باید مراقب آنها باشند ، بلکه باید خود واقعی خود را نیز از علاقه و همکارش خواهر انکارناسیون دور نگه دارد.



منصفانه است که بگوییم بهانه های ناچو در مورد اینکه چرا همیشه فرار می کند همیشه بهترین نیست. او سعی می کند پیشنهاد کند که به آیین خود کمک می کند زیرا گفته می شود که این سخنان خوب را به یک شخص بی بضاعت می رساند.






14در زیر لباسی که یک مرد پیدا می کنیم. و در زیر مردی که هسته او را پیدا می کنیم.

ناچو همیشه در تلاش است تا خواهر خوب را تحت تأثیر قرار دهد و هنگامی که او او را با لباس های تفریحی گران قیمتش می گیرد ، سعی می کند به او یادآوری کند که هر چقدر هم چشمگیر باشد ، او هنوز هم فقط یک مرد است.



این یک خط عجیب است و او به وضوح نمی داند که با آن کجا می رود. همانطور که سعی می کند بیشتر خودش را بشکند ، موفق می شود به هسته برسد ، که مشخصاً برای خواهر انکارناسیون منطقی نیست.

13'جسی ، من از تو 4.99 به علاوه مالیات بدهکارم.'

ناچو سعی می کند مردی از مردم باشد ، اما تعداد کمی از افراد در صومعه واقعاً او را دوست دارند. شاید به دلیل شوخی هایش یا ضعف آشپزی اش باشد ، اما هیچ کس در محلی واقعاً با او کنار نمی آید.

مرتبط: شخصیت جک بلک در خانه های هاگوارتز طبقه بندی شده است

البته ، سرانجام ، او به لطف آلت-ایگو خود مردم را به سمت خود سوق می دهد. کشتی گیر الهام گرفته از عقاب تلاش خود را می کند تا درست توسط مردم انجام دهد ، حتی در یک لحظه خنده دار مالیات از پول خود را بدهکار است.

اژدها توپ z super saiyan 3 گیاهی

12'من در این مهمانی می خوانم.'

ناچو عاشق آواز خواندن است اما وقتی در محل قرار گرفت خیلی خوب عمل نمی کند. هنگامی که او در میانه یک مهمانی است که افسانه ای را که رامسس است جشن می گیرد ، به موقعیتی تبدیل می شود که مجبور است یک ترانه بخواند.

با یک باند گیج در پشت سر ، ناچو شروع به آواز خواندن در مورد ... خوب ، آواز خواندن در مهمانی می کند. با مهمان افتخاری او که یک نوشیدنی مستقیم به صورتش می اندازد خوب نمی شود.

یازده'آن ذرت را از چهره من بگیر!'

شوخی در مورد چیزهایی که در چهره وجود دارد اغلب در فیلم ظاهر می شود. این یک نوشیدنی به صورت باشد یا یک مشت به صورت ، ناچو وسواس زیادی نسبت به فضای شخصی دارد.

وقتی وسط لحظه ای عصبانی ، دوستش اسکلتو مقداری ذرت روی چوب به او پیشنهاد می کند. در یک لحظه ناامیدی ناچو به او فریاد می کشد ، ذرت را دور می زند و صحنه ای نمادین را ایجاد می کند تا مدتها بعد از آن به یادگار بماند.

10'من نمی خواهم برای از دست دادن حقوق بگیرم! من می خواهم برنده شوم! '

ناچو تمام تلاش خود را برای تبدیل شدن به یک رهبر جذاب می کند اما در تلاش است که بیشتر فیلم عالی شود. در ابتدا کافی است که او در مسابقات کشتی حاضر شود و چرند بازی را از او دور کند زیرا در پایان روز هنوز پول می گیرد. این پول به او این امکان را می دهد که غذای بهتری برای بچه های پرورشگاه درست کند.

با پیشرفت فیلم ، ناچو دلسرد می شود و به شریک کشتی خود می گوید که فقط می خواهد برای یک تغییر پیروز شود. مگر همه ما اینجا نبوده ایم؟ گاهی اوقات ضررهای ما بسیار طاقت فرسا به نظر می رسند و ما به یک برد نیاز داریم.

9'آنها هیچ ماده غذایی به من ندادند!'

ناچو در تلاش برای بهبود مهارت های کشتی خود ، به توصیه یکی از دوستان استیون عمل می کند و به دنبال یک تخم مرغ عقاب می رود. دوست استیون اصرار دارد که اگر ناچو زرده تخم مرغ را بخورد ، قدرت عقاب نصیب او خواهد شد.

با ناراحتی ناچو ، علی رغم انجام این کار ، او بهبودی در عملکرد خود نمی بیند. او پس از یک باخت دیگر در رینگ ، به استیون می گوید که تخمها دروغ بوده اند. 'آنها هیچ ماده غذایی به من ندادند!' ناچو متوجه می شود. آیا وقتی کالای جدیدی به اصطلاح تغییر دهنده زندگی را امتحان می کنید که در واقع کارایی ندارد ، بدترین حالت نیست؟

جنگ برای سیاره میمون ها انتشار bluray

8سلام! سخت نگیر!'

در اولین شب ناچو در رینگ ، او کمی بیش از حد اعتماد به نفس می رود. او در حالی که سعی در جلب محبت مخاطب دارد تصمیم می گیرد استیون را خودش به داخل رینگ بفرستد. او چنان درگیر این مسئله می شود که کاملاً از شکنجه ای که استیون در رینگ تحمل می کند غافل می شود.

مرتبط: 10 فیلم برتر جک بلک (طبق IMDb)

همین که ناچو سرانجام برگردد و ببیند چه اتفاقی می افتد ، او بسیار متعجب شده است. سلام! سخت نگیر!' او سر کشتی گیر دیگر فریاد می زند. او تمام تلاش خود را برای انتقام از ضرب و شتم استیون انجام می دهد اما در نهایت یکی از خودش را می گیرد.

7'خوان پابلو سپاسگزار باش. امروز به خصوص خوشمزه است.

ما دقیقاً نمی دانیم Nacho با چه نوع موادی باید روزانه در پرورشگاه کار کند ، اما می دانیم که آنها کاملاً زیرپوسته هستند. در یکی از سکانس های ابتدایی فیلم ، او را می بینیم که ناهار را برای همه در یتیم خانه صرف می کند. هیچ کس به خصوص از داشتن آن خوشحال نیست و یک پسر ، خوان پابلو ، ابراز ناراحتی از ناچو می کند.

'آیا نمی توانیم فقط یک بار سالاد داشته باشیم؟' خوان پابلو از ناچو می پرسد. 'خوان پابلو سپاسگزار باش. امروز به خصوص خوشمزه است ، 'ناچو سعی می کند به او اطمینان دهد. سپس ناچو خودش معجون را امتحان می کند ، عملاً آن را خفه می کند و از طریق بینی می فرستد. ناچو سعی می کند تا به یتیمان کمک کند تا از موقعیت خود بهتر استفاده کنند اما همیشه موفق نیست.

6'هر آنچه شما فقط گفتید ، کار مورد علاقه من برای انجام هر روز است!'

خواهر انکارناسیو وقتی به صومعه / یتیم خانه می رسد ، بلافاصله رادار ناچو می شود. یک روز عصر او به طرز نامناسبی در اتاقش به او نزدیک می شود و از او می پرسد که آیا می تواند وارد شود. Encarnacion با اکراه موافقت می کند.

همانطور که آنها برخی نان تست ها را به اشتراک می گذارند ، ناچو سعی می کند او را بیشتر بشناسد. او از او می خواهد که در مورد خودش به او بگوید و او لیستی از چیزهای مورد علاقه خود را به او می دهد. بعد از چند مورد ، او را متوقف می کند و به او می گوید که همان چیزهای دوستش را دوست دارد. همه ما در تلاش برای به دست آوردن شریک رویاهای خود ناچو بوده ایم.

5'زندگی من خوب است! واقعا خوب!'

خواه این دوستان ، والدین یا آشنایان تصادفی باشند ، همه ما در برخی از لحظات احساسات خود را در مورد زندگی خود جعل کرده ایم. ناچو وقتی می بیند که برخی از یتیمان با یکدیگر کشتی می گیرند ، جلوی این کار را می گیرد و سعی می کند به آنها دلیل غلط کشتی را فهماند.

مرتبط: 10 فیلم برتر جک بلک (به گفته Rotten Tomatoes)

آیا کایلی جنر لب هایش را درست کرد؟

او در مورد بسیاری از کارهایی که انجام می دهد صحبت می کند که برای بسیاری از ما ایده آل به نظر نمی رسد ، اما در پایان با گفتن: 'زندگی من خوب است! واقعا خوب!' خوب ، نیت شما خوب است ، ناچو. اما زندگی شما؟ شاید خیلی زیاد نباشد.

4'این برای سرگرمی است!'

ناچو تمام تلاش خود را می کند تا کارهای کشتی خود را زیر ذره بین نگه دارد. اما سرانجام ، یکی از یتیمان ، چانکو ، او را در تلاش برای پوشیدن لباس کشتی خود مشاهده می کند. ناچو سعی می کند بهانه ای برای لباس خود به وجود آورد و بگوید وقتی مرد هستید ، گاهی شلوارهای کش دار می پوشید. این بهانه وحشتناکی برای دروغ است ، اما چانکو به ناچو قول می دهد که آن را مخفی نگه دارد.

3'این مکنده که الان من باشی!'

ناچو در طول فیلم اشتباهات زیادی مرتکب می شود ، اما شاید بدترین حالت او ملاقات با بت کشتی خود ، رامسس باشد. وقتی او دزدکی وارد مهمانی می شود تا فرصتی برای ملاقات با رامسس پیدا کند ، کشتی گیر کاملا ناچو را نادیده می گیرد.

صبح روز بعد وقتی ناچو و استیون به صومعه / یتیم خانه برگشتند ، ناچو از برخورد با رامسس و خط باختی که به نظر نمی رسد قطع شود دلسرد می شود. ناچو به استیون می گوید ، 'حالا من بودنم خیلی راحت است!' روزی ناچو همینطور پیش می رود. ما شما را احساس می کنیم

دو'من به خدا اعتقاد ندارم. من به علم اعتقاد دارم! '

شب اول ناچو و استیون برای کشتی در روستا می روند ، آنها کاملاً عمل خود را با هم انجام نمی دهند. آنها برخی از آموزش های DIY را انجام داده اند ، اما آماده سازی آنها برای این شب تقریباً کافی نیست.

مرتبط: جومانجی: 10 سوراخ نقشه خنده دار در این مجموعه

قبل از شروع مسابقه ، ناچو استیون را تشویق می کند تا از خدا برای قدرت بخواهد. استیون به سادگی پاسخ می دهد ، 'من به خدا اعتقاد ندارم. من به علم اعتقاد دارم. این تصویر عالی از قطع ارتباط بین ناچو و استیون و این است که آنها برای رسیدن به یک تیم واقعی تا کجا باید بروند.

1'آیا به آنها نگفتید که آنها تراشه های خداوند هستند؟'

به نظر می رسد اکثر کشیش های صومعه همکاران بسیار مناسبی هستند. اما یکی از آنها ، گیلرمو ، طرفدار ناچو نیست و شاید بی دلیل هم نباشد. بعد از اینکه ناچو هنگام سرو گیلرمو کاملاً کاسه اش را از دست داد ، انزجار خود را از پخت و پز ناچو ابراز می کند.

ناچو سعی می کند مشکلات خود را با کمبود مواد لازم برای پخت و پز و اینکه چیپس های او توسط یک دزد به سرقت رفته است ، توصیف کند. گیلرمو از ناچو می پرسد ، 'آیا به او نگفتی که آنها تراشه های خداوند هستند؟' اوه ، درست استیون مطمئناً اگر سارق فقط شناخته شده بود ، تراشه ها را نمی گرفت.