اغلب اوقات ناروتو خود را در نبردهای غیرممکن خطرناکی می بیند ، از جمله در مواردی که هرگز نباید از آنها جان سالم به در می برد.
Shonen Jump's ناروتو دارای یک منبع ظاهراً بی پایان از جنگ و مسابقه است که با سطح تخریب سیاره مرز است. اغلب اوقات ناروتو خود را در این نبردهای غیرممکن خطرناک می بیند ، از جمله در مواردی که هرگز نباید از آنها جان سالم به در می برد.
علی رغم داشتن ناروتو یکی از جانوران دم ، روباه نه دم بیشتر از یک برگ برنده نجات دهنده زندگی بود. گرچه ناروتو در بعضی مواقع شکست ناپذیر به نظر می رسد ، اما چیزی بیش از چند تماس نزدیک داشته است. در اینجا چند لحظه ذکر شده است که او واقعاً نباید زنده می ماند.
10در مقابل. زابوزا موموشی
در حالی که زابوزا اغلب به عنوان یکی از دشمنان ضعیف تر برای رویارویی با تیم 7 دیده می شود ، در آن زمان او یک چالش واقعی بود. با سرعت و قدرت باورنکردنی خود ، ظاهراً زابوزا مسابقه را برد. کاکاشی در حالی در زندان آب ایستاده بود که ناروتو و ساسوکه برای رسیدن به یک ضربه سخت تلاش می کردند. ناروتو با کونای خود تقریباً چشم زابوزا را سوراخ کرد اما چاقو از دست دادن یک سانتی متر جان او را از دست داد. این باعث شد که زابوزا عصبانی شود و او را به اتهام Fuma Shuriken در دست بکشاند. اگر کاکاشی جلوی حمله زابوزا را با مشت نمی گرفت ، او ناروتو را به راحتی خرد می کرد.
9در مقابل. گارا
گارا بی ثبات ترین شخصیت های اوایل سریال نبود. گذشته آشفته او هرگز به سلامت عقل او کمک نکرد و مطمئناً در این مبارزه مقابل او بازی کرد. ناروتو به سرعت تنها عضو تیم 7 شد که می تواند با گارا مطابقت داشته باشد. ساسوکه بی حرکت بود و ساکورا در برابر درخت محبوس شد. ناروتو تلاش می کرد تا در مقابل رگ حیوان دم دیگری برنده شود. تا این لحظه هرگز قدرتش با هم مطابقت نداشت. ناروتو همه چیز خود را داد و به طور معجزه آسایی نه تنها رئیس وزغ بلکه روباه نه دم را احضار کرد. اگر ناروتو قادر به احضار این هیولاهای چاکرا نبود ، سخت است که بگوییم او زنده مانده بود.
8در مقابل. Sasuke Uchiha (سری اصلی)
ناروتو و ساسوکه همیشه با یکدیگر جنگیده بودند ، اما تمام استدلالهای قبلی آنها در مقایسه با اولین مبارزه واقعی آنها کم رنگ بود. شرینگان ساسوکه نه تنها به او اجازه می داد حملات ناروتو را به وضوح ببیند ، بلکه تقریباً قادر به پیش بینی آنها بود. در اوایل جنگ ، ساسوکه موفق به موفقیت های ویرانگر شد. او از طریق شانه ناروتو سوراخ کرد و او را با سر به زمین فرو برد. تنها چیزی که توانست جان ناروتو را نجات دهد روباه 9 دم بود. اگر جانور دم کنترل شده را کنترل نمی کرد ، مطمئناً ناروتو در معرض شکستگی شدید گردن قرار می گرفت.
7در مقابل. کیمیمارو
کیمیمارو یکی از خطرناک ترین مخالفانی بود که در اوایل سریال معرفی شد. توانایی او در گسترش و جدا کردن استخوانهای منفرد از بدن او را به حریفی وحشتناک سریع و عملاً بدون نقطه کور تبدیل کرد. تمام حملات به سرعت با دهها نیزه تیغ دار روبرو شد. این علاوه بر سرعت باورنکردنی ، هماهنگی و مهارت لازم برای استفاده از این سبک های مختلف سلاح است. در یک ضربه عجیب سرنوشت ، اگر یک راک لی بسیار مست از پا در نمی آمد ، ناروتو بر روی یکی از چاقوهای کیمیمارو به سرنوشت خود دچار می شد.
6در مقابل. کاکوزو
در مبارزه با کاکوزو ، ناروتو بی پروا از Shadow Clones خود استفاده کرد. در حالی که او همیشه با این جوتسو در فرار مهارت داشت ، اما خیلی زود مشتاق شد و قبل از اقدام به اعتصاب فکر نمی کرد. ناروتو برای پایان دادن به حریف خود به تنگ آمد اما در «اندام» موهای کاکوزو گرفتار شد. اگر مداخله کاکاشی نبود ، ناروتو از ناحیه قفسه سینه با ضربه خالص نابود می شد. ناروتو با شکستن لبه های کاکوزو ، از مرگ حتمی در امان ماند. این نجات س theال را ایجاد می کند؛ اگر کاکاشی در این حوالی نبود ، ناروتو چند بار به سرنوشت اولیه دچار می شد؟
5در مقابل. اوروچیمارو
دستکاری Orochimaru در Sasuke در اوایل سری اصلی معرفی شد. هیچ مخفی نبود که ساسوکه از گذشته خود ناراضی باشد و مصمم است راهی برای اصلاح آن پیدا کند. نابینا که از خشم نابینا شده بود ، بی پروا به اوروچیمارو حمله کرد و در این راه نزدیک بود ساکورا را بکشد. با این حال ، اوروچیمارو لرزان باقی ماند و منتظر بهترین فرصت برای زدن ضربه بود ، و فقط به سمت دفاع حرکت کرد تا به وخیم تر شدن ناروتو منجر شود.
هنگامی که ناروتو فراتر از دلیل تحریک شد ، اوروچیمارو با یک حمله مرگبار ، یک شمشیر مار را مستقیماً به روده ناروتو ریه داد. برای یک لحظه به نظر می رسید که همه امیدها از بین رفته است. با این حال ، قدرت روباه نه دم باعث می شود تیغه به اندازه یک خراش از بین نرود.
4در مقابل. درد
مدتها بود که درد به عنوان یک نیروی دست نخورده در مجموعه Shippuden دیده می شد ، کشنده تر از تقریباً هر کس که ناروتو در طول زندگی خود با آن روبرو شده بود. بدون ضعف فراتر از استاد اصلی عروسک ، مبارزه با عضو بنیانگذار آکاتسوکی کار کوچکی نبود. حتی اگر ناروتو جنگ خوبی انجام داد ، اما در این برخورد تقریباً چندین بار کشته شد. اولین تجربه نزدیک به مرگ هنگامی رخ داد که پین چندین سهم را از بدن ناروتو عبور داد. اگر او می خواست ، می توانست به راحتی یکی را از قلب ناروتو عبور دهد. هیناتا خود را برای نجات ناروتو فدا کرد ، و این باعث شد که نه دم فعال شود. در حالی که ناروتو با عصبانیت کور جنگ می کرد ، پین از یک قطعه عظیم صخره نزدیک استفاده کرد تا او را له کند قبل از اینکه دوباره حمله کند. به لطف روباه نه دم ، این حمله با شکست ناپذیری روبرو شد و به ناروتو اجازه داد جنگ را ادامه دهد.
3در مقابل. کاگویا
توانایی کاگویا در باز و بسته کردن پرده های واقعیت و تحریف آن به دلخواه او ، او را به یک دشمن تقریباً غیرممکن تبدیل کرده است. ناروتو تنها عضو تیم 7 بود که توانست با کلون های سایه ای خود به او نزدیک شود. با این حال ، هنگامی که او توانست موقعیت واقعی او را ببیند ، با پرتاب نیزه های خود مستقیماً به قلب ناروتو حمله کرد. اگر او دیرتر از این سلاح ها طفره می رفت ، هیچ راهی برای نجات او حتی با قدرت روباه نه دم وجود نداشت.
دودر مقابل. مادارا
نبرد علیه مادارا یکی از افسانه ای ترین نبردهای سریال Shippuden است. هرگز پیش از این همه جانوران دم برای شکست دادن یک دشمن مشترک دور هم جمع نشده بودند. در حالی که این هیولاهای چاکرا می توانستند در چند ثانیه به هر نبرد دیگری خاتمه دهند ، مادارا به حالت Sage Mode خود وارد شده بود ، و تحمل درد وی را به طرز باورنکردنی بالا می برد و به او اجازه می داد هر حمله را دفع کند. انگار که یک عضو قدرتمند قبیله اوچیها قبلاً جنگ سختی نبوده است ، مادارا مجسمه شیطانی خود را به زنجیر زدن و به دام انداختن تمام ارواح دم در میدان جنگ فراخوانده است.
هنگامی که یک جینچوریکی ، میزبان یک وحش دم از روح مربوطه خود جدا شد ، میزبان می میرد. ساکورا تنها لطف نجات دهنده ناروتو بود ، به معنای واقعی کلمه به سینه او می رسید و قلبش را برای او پمپ می کرد تا اینکه دوباره توانست چاکرای Nine-Tail را دریافت کند.
1در مقابل. ساسوکه اوچیها (شیپودن)
بار دیگر ، ناروتو و ساسوکه خود را در Final Valley یا Valley Of The End یافتند. در حالی که نبرد سابق آنها هنوز از دیوارها می پیچید ، مشخص بود که آنها برای به زانو درآوردن هر کاری که لازم است انجام می دهند. روباه نه دم و سوزانو ثانیه های جنگ بیرون آمدند. قدرت آنها تقریباً سیاره را از هم پاشید و پوسته زمین را به لرزه درآورد و طوفان های باد را به هر روستای ناخوشایند در این نزدیکی فرستاد. طولی نکشید که انرژی چاکرای این دو کاملاً تمام شد ، مکانی خطرناک. آنها مجبور شدند به جنگ تن به تن روی بیاورند. وقتی همه کارها تمام شد ، ناروتو و ساسوکه کنار هم دراز کشیدند و در جای خود یخ زده بودند تا خونریزی از آنها حاصل نشود. اگر این دو بیشتر جنگیده بودند ، از دست دادن خون یا کمبود انرژی در بدن آنها را به کام مرگ می کشاند.