توضیحات پایان من درباره مادر من نتفلیکس است

چه فیلمی را ببینید؟
 

من مادر هستم نتفلیکس ، هیلاری سوانک را در یک ماجرا پس از آخرالزمان که توسط یک هوش مصنوعی مرموز اداره می شود ، رها می کند. در اینجا آنچه در پایان فیلم اتفاق افتاده است ، است.





آنچه در پایان رخ می دهد من مادر هستم ، و این چه معنایی داره؟ هیجان علمی-تخیلی با حضور هیلاری سوانک یک ماشین غلتکی تنش و پارانویا درباره مرگ و تولد دوباره نسل بشر است. یک دختر نوجوان ، به سادگی 'دختر' (کلر روگارد) نامیده می شود ، با مادر خود ، سرپرست ربات ، مادر تنها زندگی می کند و معتقد است که جهان خارج یک زمین بایر سمی است ، تا اینکه کشف یک زن دیگر (سوانک) او را باور می کند مادر مأمن ' تمام حقیقت را به او گفته ام






این فیلم توسط نتفلیکس و استودیوکانال در استرالیا در ایالات متحده منتشر شده است و یک محصول مشترک استرالیایی-آمریکایی به کارگردانی گرانت اسپوتور و نویسندگی مایکل لوید گرین است. یک تولید نسبتاً کوچک ، این عمل در محدوده پایگاه مادر و دختر انجام می شود ، یک آزمایشگاه آینده نگرانه که 16000 جنین در آن نگهداری می شود تا تمدن بشری را پس از یک واقعه در سطح انقراض دوباره شروع کند.





برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

مرتبط: Netflix: بهترین نمایش ها و فیلم های تلویزیونی این آخر هفته

اتفاقات زیادی در من مادر هستم ، تقریباً در هر صحنه اطلاعات جدیدی را در رمز و راز پیچیده معرفی می کند. دختر خود را بین پدر یا مادر روباتی که همیشه می شناسد و غریبه بی نام و نامعلوم سوانک از بیرون گیر کرده است ، تنها انسانی که او تاکنون ملاقات کرده است ، گیر کرده و در نهایت باعث می شود تا او در مورد آنچه که باعث نابودی تقریباً کامل بشریت شده است ، و آنچه می تواند برای نجات ما انجام دهد ، بیاموزد. آینده. رازهای من مادر هستم در پایان در توضیح دهنده ما است.






من پیچ و تاب پایان مادر هستم: مادر بشریت را نابود کرد (و آن را با دختر دوباره می سازد)

من مادر هستم آخرین اقدام قبل از اینکه بفهمد مادر دقیقاً چه کاری انجام داده است به ما نشان می دهد که چه چیزی از دنیای خارج باقی مانده است. بعد از اینکه سوانک و دختر موفق به ترک آزمایشگاه مادر شدند ، آنها در یک زمین بایر بایر به داخل ظرف ذخیره سازی که تازه وارد آن را خانه می خواند سرگردان می شوند. در آنجا ، دختر می فهمد که در واقع قبیله ای از افراد دیگر وجود ندارد - سوانک سالها پیش آنها را رها کرد زیرا همه آنها گرسنه بودند. با فکر کردن در مورد گزینه های خود ، دختر تصمیم می گیرد برای نجات برادرش که به طور مصنوعی در این مرکز رشد می کرد ، به مادر برگردد.



در رویارویی آنها ، مشخص شده است که مادر در واقع یک هوش مصنوعی دقیق است که تمام ماشین های خودکار دنیا را کنترل می کند و همین امر باعث پاک شدن زندگی انسان شده است. مادر دید که مردم در حال برخورد جدی با فاجعه هستند و تصمیم گرفتند که تنظیم مجدد تنظیمات بهترین راه باشد. Akin به روز داوری در نابود کننده حق رای دادن ، روبات ها ما را در یک کودتای کوتاه و خونین نابود کردند. مادر با گرفتن 16000 جنین ، آزمایشگاهی را ایجاد کرد که دختر برای مدت طولانی با خانه تماس گرفت و با ساختن سناریوی آدام و حوا ، انسانهایی ایده آل را برای نظارت بر جمعیت مجدد تدریجی از طریق رحم های مصنوعی رشد داد و رشد را تسریع کرد.






دختر که از آموختن همه اینها وحشت زده است ، با مادر معامله ای می کند که اجازه دهد خودش از برادری که تازه ایجاد کرده بودند مراقبت کند. مادر تسلیم می شود ، به دختر اجازه می دهد تا به او شلیک کند و حمله ورودی به پاسگاه را متوقف می کند. سپس Daughter کنترل کامل کل پروژه را بر عهده می گیرد. در همین حال ، سوانک در ظرف ذخیره سازی خود یک دستگاه ردیابی را کشف می کند و یک وسیله نقلیه را مشاهده می کند که در آستانه درب ایستاده است. مادر به او می گوید كه سوانك نقشی را به عنوان یك چالش فلسفی برای دختر انجام داده است كه دیگر نیازی به آن ندارد و این بدان معناست كه او كودكی بوده است كه در آزمایشگاه رشد كرده است. با محکم کوبیدن در ، مادر می رود تا او را بکشد و نقشه اش را تمام کند.



برنامه مادر و دختران قبلی در من مادر هستم توضیح داده شده است

من مادر هستم مونتاژ آغازین این تصور را ایجاد می کند که دختر نوجوانی که فیلم را هدایت می کند همان موردی است که مخاطب بزرگ شدن او را تماشا کرده است. این مورد نیست ، زیرا دختر شواهدی از آشکارسازی نگران کننده پیدا می کند که مادر حداقل یک دختر قبل از خود سوزانده بود که استانداردهای لازم را نداشت.

در صحنه اولیه ، دختر یک درس شدید فلسفه و اخلاق می گیرد که بر این معناست که همیشه به فکر منافع بزرگ تر است و چه کسی باید برای پیشرفت بشر زنده بماند. او آرایش می یابد تا نقشی را در خط مقدم برنامه مادر به عهده بگیرد ، که نقش مادر و بازوی کناری را برای رهبر ربات بینای خود بازی کند. نظافت موفق می شود ، از این رو دختر نمی تواند برادرش را تنها بگذارد و از او برمی گردد ، همیشه به زندگی دیگر می اندیشد و بهترین فرصت را برای زنده ماندن در حد توان خود می دهد.

انتظار مادر شدن یک خط موضوعی سنگین است من مادر هستم ، با دختر مجبور شد که یا در نقش مادر قدم بگذارد ، یا زندگی در تنهایی شدید و سرانجام ، مرگ دردناک. هر کاری که دختر انجام می دهد ، او شخص خودش نیست. چشم انداز مادر از جهان سفت و سخت و ساختاریافته است ، هر کسی در یک هدف خدمت می کند و در صف می ماند و گرنه اعدام می شود. در پایان من مادر هستم ، قهرمان ما ممکن است باور کند که او کنترل خود را بدست گرفته است ، اما او هنوز در دنیای مادرش زندگی می کند. او به هدفی خدمت خواهد کرد یا از راه دور خواهد شد.

چگونه مادر مردم در تونل ها را در من مادر کشت

در طول من مادر هستم ، شخصیت سوانک چندین اشاره به آنچه که او در کودکی در جنگ بین انسان و ماشین می دید ، جایی که مردم در اثر ریشه کن کردن شکنجه می شدند و زنده سوزانده می شد. او به دختر از گروهی می گوید ، احتمالاً آخرین نفر در زمین غیر از آنها ، که هنوز در برخی از تونل ها زنده مانده اند. این دروغ است که باعث می شود دختران با او بیایند ، سوانک قبل از هر اتفاقی آنها را رها کرده است.

این افراد از گرسنگی دیوانه شده بودند ، احتمالاً برخلاف برخی از رفتارهایی که در آن دیده می شود ، نیست جاده ، جایی که آدم خواری و ناامیدی شروع به تسخیر آن می کند. سوانک مجبور بود برای زندگی اش بدود و اگر می خواست خیلی بیشتر زندگی کند شانس خود را می گرفت. من مادر هستم تأیید بیمارگونه ای را برای این محصول با محصولاتی که به دلیل سفر Swank و Daughter در زمین های بایر تازه رشد می کنند ، ارائه می دهد.

با توجه به اینکه مادر یک هوش مصنوعی فراگیر است ، بدون شک او از انسانهایی که سعی در زنده ماندن از تلاشهای آخرالزمانی خود داشتند آگاه بود. و یک راه ساده برای کاهش واقعی همه اعداد ، قطع منبع تغذیه است. آن افراد گرسنه بودند ، و هنگامی كه مادر دانست كه سوانك تنها شخص باقیمانده است ، او دوباره شروع به كشت محصولات كرد و خود را برای هجوم نوزادان زیبا كه شروع به رشد می كرد ، آماده كرد. در دنیای من مادر هستم ، بشریت نه با صدای بلند بلکه با ناله ای گرسنه بیرون می رود و این یک چیزی است که فیلم به احتمال زیاد درست کرده است.