- صحنه باتلاق غم ارتاکس در داستان بی پایان تأثیر عاطفی ماندگاری بر بچه های دهه 80 گذاشت. ویرانگر بود، اما به شکلی ضروری.
- در حالی که فیلم جدید نمی تواند صحنه نمادین را تکرار کند، باید لحظاتی با وزن عاطفی یکسان برای نسل جدید در ارتباط باشد.
- فیلمهای کودکانه امروز فاقد داستانهای تاریک و پر احساسی هستند که فیلمهای دهه 80 داشتند. برخورد جدی با کودکان در سرگرمی بسیار مهم است.
بازسازی از قصه ی بدون پایان رسماً در راه است و اگرچه نمیتواند نمادینترین و شکلدهندهترین صحنه از نسخه اصلی را شامل شود، اما مطمئناً باید صحنهای با همان وزن احساسی داشته باشد. این کتاب که در اصل یک رمان در سال 1979 توسط نویسنده آلمانی مایکل انده بود، در فیلم محبوب سال 1984 به کارگردانی ولفگانگ پترسن اقتباس شد. سال هاست که شایعات مربوط به بازسازی این فیلم به گوش می رسد، اما اخیراً اعلام شده است قصه ی بدون پایان در حال راه اندازی مجدد به عنوان یک فرنچایز جدید است.
در بیانیه ای، تهیه کننده جدید ایین کنینگ توضیح داد که داستان هر دو است. به موقع و بی زمان ' و آن ' بخشی از ویژگی کتاب این است که می توانید در سنین مختلف زندگی خود به آن برگردید و سطوح مختلف معنایی پیدا کنید. . قطعا حق با اوست هم رمان اصلی و هم اقتباس 1984 لایههایی از معنا و وزن داشتند. به ویژه یک صحنه از فیلم به عنوان یکی از پرطنینترین و تأثیرگذارترین فیلمهای کودکان دهه 80 برجسته میشود و تهیهکنندگان عاقلانه هستند که درس عاطفی آن صحنه را هنگام راهاندازی مجدد به خاطر بسپارند. قصه ی بدون پایان برای نسل جدید
صحنه باتلاق غم ارتاکس نمادین ترین در داستان بی پایان است
این یک نسل کامل از بچه ها را ویران کرد - به روشی خوب
در حالی که لحظات به یاد ماندنی زیادی در نسخه اصلی وجود دارد داستان بی پایان ، صحنه ای که بدون شک بیشترین اثر را از خود به جای گذاشت صحنه ای بود که در آن آتریو و اسب وفادارش آرتاکس تلاش کردند از باتلاق غم عبور کنند. به خودی خود خائنانه بود: درختان مرده، مه وهم انگیزی که زمین را پوشانده بود، و باتلاق های ناگهانی از گل چسبناک و غلیظ که برای کاهش سرعت و خستگی حتی سرسخت ترین ماجراجو طراحی شده بودند. اما باتلاق غم که نامش مناسب بود یک خطر دیگر هم داشت که جسمی نبود، بلکه احساسی بود: باتلاق هرکسی را که از آن عبور میکرد از امید و شادیشان خالی میکرد و آنها را وسوسه میکرد که تسلیم شوند و بگذارند زیر گل فرو بروند.
این دقیقاً همان چیزی است که برای اسب آرتاکس، یکی از آنها اتفاق افتاد قصه ی بدون پایان دوست داشتنی ترین شخصیت ها . صحنه ای کاملا ویرانگر بود، صحنه ای که نسلی از بچه های دهه 80 را ویران کرد. همانطور که آتریو از همراه محبوبش التماس می کرد و التماس می کرد که تسلیم نشود و ناامید نشود، آرتاکس به سادگی از جنگ دست کشید و در زیر گل فرو رفت. اسب زیبا و حساس به محض اینکه مبارزه از او خارج شد تسلیم شد و مرد. این یک لحظه وحشیانه از واقعیت در فیلمی بود که تا آن مرحله، فانتزی نسبتاً کرکی بود.
در حالی که فیلمهای فانتزی بچههای دهه 80 قطعاً فاقد مضامین تاریک و لحظات تکاندهنده بودند، مرگ یک حیوان بیگناه بهطور مسلم تیرهتر از تسلیم شدن یک شخصیت انسانی به افسردگی باتلاق بود.
در حالی که فیلمهای فانتزی بچههای دهه 80 قطعاً فاقد مضامین تاریک و لحظات تکاندهنده بودند، مرگ یک حیوان بیگناه بهطور مسلم تیرهتر از تسلیم شدن یک شخصیت انسانی به افسردگی باتلاق بود. مطمئناً تأثیر ماندگارتری بر کسانی که تماشا کردند گذاشت قصه ی بدون پایان به عنوان بچه ها برای بسیاری، این اولین آشنایی آنها با مفهوم افسردگی و ناامیدی و ایده پیچیده مرگ از طریق فرسایش عاطفی بود. پیچیدگی لحظه، ناامیدی آتریو، و تصاویر تند اسب سفید برفی که در گل غلیظ سیاه غرق میشود، همگی با هم ترکیب شدهاند تا صحنهای را خلق کنند که هنوز هم طنینانداز است.
مربوط
10 غم انگیزترین مرگ حیوانات در تاریخ فیلم، رتبه بندی
تعدادی مرگ و میر حیوانات بسیار آسیب زا وجود دارد که بینندگان مجبور بوده اند در حین تماشای فیلم شاهد آن باشند.بازسازی داستان بی پایان نمی تواند صحنه آرتاکس را تکرار کند
شبیه یک کپی توخالی است
علیرغم اینکه صحنه Swamp of Sadness بسیار خاطره انگیز است، جدید است داستان بی پایان نمی تواند از صحنه استفاده مجدد کند یا آن را بازسازی کند. این به سادگی شبیه یک تقلید ارزان و توخالی از آنچه قبلا بود احساس می شود. بازسازیها و دنبالههای فیلم اغلب سعی کردهاند صحنههای نمادین فیلمهای گذشته را بازسازی کنند، و تقریباً همیشه در بازآفرینی احساسات مشابه کوتاهی کردهاند. بخشی از آن به این دلیل است که اغلب دشوار است پیشبینی کنیم که چه صحنههایی واقعاً در بین مخاطبان باقی میمانند و به بخشی از بهترین آثار فرهنگ پاپ تبدیل میشوند. این یک کیمیاگری عجیب از مخاطبان، روندهای فعلی و جریان های اجتماعی است که در آگاهی جمعی آن دوران حرکت می کنند.
که شخصیت اصلی حمله به تایتان است
پیشبینی اینکه چه صحنههایی واقعاً در بین مخاطبان باقی میمانند و به بخشی از بهترین آثار فرهنگ پاپ تبدیل میشوند، اغلب دشوار است. این یک کیمیاگری عجیب از مخاطبان، روندهای فعلی و جریان های اجتماعی است که در آگاهی جمعی آن دوران حرکت می کنند.
به همین دلیل است که بازآفرینی صحنههای نمادین هرگز مطابق اصل نیست. زمان تغییر می کند، مخاطبان تغییر می کنند، و از آنجا که بیشتر مردم چندین بار آن صحنه های به یاد ماندنی را دیده اند، تفریحات به سادگی با همان تاثیر طنین انداز به زمین نمی رسند. این امر به ویژه زمانی صادق است که صحنهها در زیتگیست جاسازی شوند، زیرا احساسات قوی را برمیانگیزد که خاطرات قدرتمندی را ایجاد میکند. برخی از صحنه های نمادین صرفاً به دلیل تأثیر بصری خود نمادین هستند. برخی دیگر نمادین هستند زیرا در یک لحظه شکلگیرنده، مخاطب را با احساسات مشت میکنند. این موضوع در مورد مرگ آرتاکس در صحنه مرداب غم است و چرا گنجاندن آن در هر بازسازی تلاشی بیهوده است.
فیلمهای داستان بیپایان جدید باید صحنهای با وزن عاطفی برابر داشته باشند
با بچه ها باید جدی برخورد کرد و با آنها صحبت نکرد
در حالی که قصه ی بدون پایان بازسازی و مجموعه فیلمی که به تازگی برنامه ریزی شده است نباید صحنه مرگ آرتاکس را شامل شود، این بدان معنا نیست که باید فیلم را از تمام لحظات سنگین از نظر احساسی پاک کند. اصلی داستان بی پایان تاریک بود، اما فیلم های مدرن بچه ها اینطور نیستند، و این یک آسیب برای ژانر و توهین به خود بچه ها است. بخشی از چیزی که فیلم های بچه های دهه 80 را به یاد ماندنی می کرد این بود که آنها مشت نمی زدند یا با بچه ها صحبت نمی کردند. آنها مملو از لحظات تاریک و داستانهای پر از احساسی بودند، دارای تأثیر احساسی و ملموس ماندگاری بودند که اکثر فیلمهای مدرن کودکان فاقد آن هستند. واقعاً مایه شرمساری است، زیرا بچهها نشان دادهاند که میتوانند بیشتر از آنچه بزرگسالان به آنها اعتبار میدهند، در سرگرمیهای خود مدیریت کنند.
جدید داستان بی پایان سریال می تواند خود را در این زمینه با گنجاندن صحنه ای متمایز کند که از نظر احساسات جدی به اندازه مرگ آرتاکس تأثیرگذار است. انجام این کار نه تنها تضمین میکند که فیلمهای جدید توانایی کودکان را برای درک و پردازش احساسات پیچیده کاهش نمیدهد، بلکه تضمین میکند که به روح فیلم اصلی وفادار بماند. دلیلی برای اقتباس اصلی وجود دارد قصه ی بدون پایان یک موفقیت باکس آفیس بود و مورد علاقه چندین نسل بود. بازسازی بهتر است دلیل آن را به خاطر بسپارید.
اعماق فضای 9 اکنون کجا هستند
عنوان فیلم | تاریخ انتشار | باجه بلیط فروشی |
|---|---|---|
قصه ی بدون پایان ارباب حلقه ها چند ساله است | 20 جولای 1984 | 100 میلیون دلار |
The Never Ending Story II: The Next Chapter | 8 فوریه 1991 | 17.4 میلیون دلار |
The Never Ending Story III: Escape from Fantasia | 2 فوریه 1996 | 5 میلیون دلار |
قصه ی بدون پایان
درام ماجراجویی خانوادگی PG Fantasy Where to Watch*در دسترس بودن در ایالات متحده
- جریان
- اجاره
- خرید
در دسترس نیست
در دسترس نیست
در دسترس نیست
بر اساس رمانی آلمانی به همین نام، داستان بی پایان بر روی باستین باکس، پسر جوانی متمرکز است که کتابی در مورد دنیای فانتزی به نام فانتزی پیدا می کند و با شروع خواندن آن به طور غیرقابل توضیحی با داستان کتاب مرتبط می شود. بارت اولیور در نقش باستیان با نوآ هاتاوی، تامی استروناخ و آلن اوپنهایمر به عنوان بخشی از بازیگران اصلی بازی می کند.
آخرین فرصت فصل 2 کی در نتفلیکس خواهد بود
- کارگردان
- ولفگانگ پترسن
- تاریخ انتشار
- 20 جولای 1984
- استودیو (ها)
- تصاویر برادران وارنر
- قالب
- پاتریشیا هیز، نوح هاتاوی، بارت الیور، سیدنی بروملی، جرالد مکرینی، تامی استروناخ
- زمان اجرا
- دقیقه 94