نوت بوک پر از سطرهای قابل نقل است ، به هر حال ، بر اساس رمان نیکلاس اسپارکس ساخته شده است. در اینجا بهترین نقل قول ها از فیلم آورده شده است.
فیلم کلاسیک دفترچه یادداشت پر از خطوط قابل نقل است - از این گذشته ، این رمان با همین نام از نیکلاس اسپارکس ساخته شده است ، و فیلم های مبتنی بر کتاب همیشه با گفتگوی به یاد ماندنی سرشار هستند. حالا از آن سالها گذشته است دفترچه یادداشت تبدیل به یک موفقیت شد ، اما از آن زمان به نظر می رسد که در طولانی مدت در قلب هواداران جای گرفته است.
جمعه سیزدهم قسمت 2 (سه بعدی)
در فیلم آنقدر فراز و نشیب وجود دارد که یک لحظه دلگرم کننده و لحظه دلخراش بعدی است ، به نظر می رسد لحظه ای قابل گفتن یا بصیرت افزایی وجود دارد که می توان برای جنبه های مختلف یک رابطه در نظر گرفت. بینندگان دوست دارند این فیلم را بخاطر داشتن داستان عاشقانه قابل اعتماد ارائه دهند ، اما همچنین برای عوارض قابل تأملی که در رابطه با عاشقانه به وجود می آید و در خطوط آن کاوش می شود.
10فکر می کردم تو آزاد هستی
نوح بالاخره فرصتی پیدا کرد تا بعد از اینکه از ملاقات با آلی جلوگیری کرد ، با او صحبت کند و وقتی او این کار را کرد متوجه شد که او دقیقاً همان تصور او نبوده است.
هنگامی که او را برای اولین بار دید ، سر او را به عقب انداختند ، با باد می خندید - و این باعث می شود او خیلی آزادتر از آنچه در زندگی است ، حتی اگر هنوز آن را نبیند.
9علیرغم تفاوتهایشان ، آنها یک چیز مهم مشترک داشتند - آنها نسبت به یکدیگر دیوانه بودند
نوح پیرتر ، با روایت فیلم ، ویژگی های عشق جوان و چقدر می تواند پرشور باشد ، اما عالی نیست.
آلی و نوح اختلافات زیادی با یکدیگر دارند که باعث تفاوت آنها می شود و آنها دائماً با هم مشاجره می کنند - اما آنچه آنها را کنار هم نگه می دارد ، کشش طبیعی به یکدیگر است که نمی توانند توضیح دهند.
8آنها در حال تیراندازی به ستاره ها ، یک لحظه تماشایی از نور در آسمان ها ، یک نگاه اجمالی از ابدیت هستند - و در یک فلش ، آنها رفته اند
نوح پیرتر عاشقانه های تابستانی را توصیف می کند ، و اینکه چگونه همه عاشقانه های تابستانی متفاوت است و به گونه ای متفاوت به پایان می رسد - اما آنچه که در همه آنها مشترک است کیفیت زودگذر آنهاست و اینکه موقت بودن آنها همه چیز را در مورد آنها بسیار قدرتمندتر و جالب توجه تر می کند ، به نظر می رسد جادویی است.
7برای او ، مردان متلاشی شده با اجساد شکسته که بند را پر کرده بودند همه نوح بودند
حتی سالها پس از جدایی او و نوح ، آلی با مردانی کار می کند که از جنگ مجروح شده اند و فقط رابطه آنها با نوح را می بیند.
این ماهیت وسواسی روابط را نشان می دهد ، اینکه چگونه یک شخص می تواند مدتها پس از پایان کار بین آنها در ذهن شخص بماند و به همه آنچه که می بیند رنگ می دهد.
6بعضی ها آن را یک کار عاشقانه صدا کردند. دیگران آن را چیزی دیگر می نامیدند. اما در حقیقت ، نوح کمی دیوانه شده بود
نوح مرحله عجیب خود را از کار دستی در خانه ای که یک بار به آلی قول داده بود که بسازد ، طی می کند.
زمانی که bendy و تاریک revival بیرون می آید
گرچه عاشقانه به نظر می رسد ، اما راوی این واقعیت را تصدیق می کند که رفتار نوح کاملاً غیر منطقی است - این واقعیت که او یک مرد بالغ است و زندگی خود را بر روی تحقق آرزوی مختصری که او و دختری که قبلاً ملاقات کرده است ، کاملاً روشن می کند ، کاملاً روشن شد.
5دیگر درمورد آنچه دیگران می خواهند ، دیگر نمی خواهید فکر کنید؟
نوح سرانجام با آلی درمورد عادت مادام العمر خود که سعی در جلب رضایت افراد اطراف خود دارد ، روبرو می شود. آلی خواسته های دیگران را در وهله اول قرار می دهد ، گویی که این کار احساسی است - در حالی که با تلاش برای تصمیم گیری که باعث می شود بهترین فرد به نظر برسد ، خودخواهانه عمل می کند.
این مشکلات عاشقانه آنها را شامل می شود ، و اینکه حتی اگر آنها یک داستان عاشقانه نمادین باشند ، همه چیز عالی نبوده است - و آن را به یک گزارش قابل بازپرداخت تر از عشق تبدیل می کند.
4اگر تو یک پرنده هستی ، من یک پرنده هستم
یکی از معروف ترین نقل قول های عاشقانه ، آلی به شوخی می گوید که می تواند دوباره به عنوان پرنده تجسم یابد ، اصرار دارد که نوح با بازی او همراه شود.
وقتی او با بازی از او می پرسد که آیا می خواهی با او پرنده باشی ، لحظه شدیدتر می شود زیرا توافق او نشان می دهد که هر کجا او است ، و هر کجا که می رود ، او نیز می خواهد آنجا باشد.
3من دیگر رنگ نمی کنم
آلی به طور ناگهانی به اشتراک می گذارد که دیگر نقاشی نمی کند ، قسمت مهیج فیلم است که تفاوت در تأثیرگذاری بودن با یک شخص خاص را نشان می دهد.
وقتی جوان و خوشحال بود ، آلی نقاشی می کشید. هنگامی که او بزرگتر شد و در کنار لونی بود ، حتی بدون اینکه متوجه شود متوقف شد - نشانه این که او دیگر با خودش در ارتباط نیست ، اما با آنچه دیگران را خوشحال می کند.
دوما فقط چند بچه بودیم ، اما واقعاً یکدیگر را دوست داشتیم ، نه؟
آلی و نوح اولین عصر خود را بعد از سالها دوری از هم می گذرانند ، هر دو فیل را در اتاق نادیده گرفتند - اینکه آنها وانمود می کنند که 'قبلاً یکدیگر را دوست نداشتند ، و نحوه پایان کار بسیار دردناک بود.
witcher 3 چگونه به سرعت سطح را بالا ببریم
احتمال اینکه این فقط عشق جوان باشد که شدیدتر از آن است که احساس می شود واقعی است - اما اظهار نظر آلی به رابطه آنها اعتبار می بخشد ، و روشن می کند که جوان بودن آنها نیازی به کاهش آنچه که داشتند ندارند.
1این یار من در آنجاست ، من او را رها نمی کنم. اکنون این خانه من است
نوح حاضر به ترک خانه مراقبت از پیر آلی نیست. فرزندانش از او التماس می کنند که به خانه بیاید ، به او می گویند دلتنگ او شده اند ، اما او ادعا می کند که خانه اش با آنها نیست - حتی اگر بچه هایش را دوست داشته باشد ، قلب او همیشه با شریک زندگی اش ، آلی است و هر کجا که باشد جایی است که خانه اوست.