شخصیت های One Tree Hill در طول سالها بیشتر رشد چشمگیری داشتند. این اغلب در اولین و آخرین سخنان آنها در این مجموعه مشهود است.
در طول یک تپه ی پر درخت، شخصیت ها چیزهای زیادی را پشت سر گذاشتند و به رشد زیادی منجر شدند. برخی از شخصیت های اصلی در فصل 6 باقی مانده اند و برخی نیز چند قسمت قبل از فینال از هم جدا شده اند. همه آنها نقش مهمی در نمایش داشتند و با برخی از کلمات فراغت به یاد ماندنی جدا شدند.
این سریال با حضور همه شخصیتهای اصلی باقی مانده در یک بازی بسکتبال بزرگ شده جیمی به پایان رسید. هر شخصیت به نوبت خطوطی را مستقیماً برای هواداران می خواند که با خواسته ها و اعتقادات ارتباط برقرار می کنند. نویسندگان سریال در بلوغ شخصیت ها در هر فصل به افراد بهتری کار خوبی انجام داده اند و همه در یک نقطه یا نقطه ای کاملاً شیوا صحبت کرده اند. با مشاهده خطوط اول و آخر شخصیت های اصلی نمایش ، بینندگان می توانند تفاوت ها را به وضوح ببینند و خاطرات زیبایی را در مورد داستان های هر یک از این سطور و شخصیت هایی که با آنها صحبت می کنند ، یادآوری کنند.
10و اسکات
ناتان به یاد داشته باشید ، 20 عکس - کمتر نیست. - 'من می دانم کجا می روی؟ اما من چطور؟
شایسته است که پدر مستبد دن اسکات نمایش را با چنین خط طلبانه ای آغاز کند. این رابطه به طور خودکار رابطه بین Dan و پسرش ناتان را تنظیم می کند و از طبیعت کنترل کننده وی و اهمیت این ورزش برای هر دوی آنها دور می ماند.
پس از اینکه دن برادر خودش را کشت ، او بقیه روزهای خود را صرف جبران اشتباهات خود و آمرزش خانواده از راه های شرورانه خود می کند. یک تپه ی پر درخت وقتی او خود را برای نجات ناتان فدا کرد ، پایان عالی را به او داد. آخرین خط وی در این نمایش مربوط به دیداری است که از برادرش کیت دارد ، و در جواب می گوید که او به همان مکان می رود ، به این معنی که توبه خود را پرداخت کرده است.
9بروک دیویس
'می دانید ، واقعاً خیلی بد است که لوکاس ضعیف است و نمی تواند بازی کند زیرا خوب است.' - 'پس آرزو کن آن را داری؟'
بروک علاوه بر شاید دن ، یکی از بزرگترین شخصیت های نمایش را دارد. خط اول او او را به عنوان معاشقه گروه تقویت می کند. اما با اتمام دوره دبیرستان ، او روش های قدیمی خود را رها کرده و به تمرکز بر کار و شادی خود متعهد شده است.
پس از پرش زمان در فصل 5 ، او دیده می شود که با موفقیت کسب و کار خود را اداره می کند و خانواده ای شاد با جولیان و فرزندان آنها می سازد. آخرین خط او برای او مناسب است زیرا او واقعاً می دانست آرزو کند که بزرگ باشد و سپس در تحقق آن موفق شود.
8ناتان اسکات
'فهمیدم بابا' - 'خوب. حالا به آن اعتقاد داشته باش. '
نیروی محرکه انگیزه های نیتان در بیشتر نمایش ها تمایل او به شبیه نبودن پدرش است. پدرش در مورد کامل بودن نیتان در بازی کنترل و وسواس زیادی دارد. در فصل 1 ، طبیعت كنترل كننده پدرش ناتان را از آنجا رها كرد ، تا حد رهایی و این خط اول راهی كامل برای نشان دادن رابطه بین این دو از همان اوایل به مخاطب بود.
آخرین خط او راهی عالی برای پایان دادن به نمایش است زیرا او در بیشتر برنامه ها با اعتقاد به خود دست و پنجه نرم می کرد ، اما وقتی سرانجام این کار را انجام داد ، پیشرفت کرد.
7دهان مک فادن
'و اینجا او است ، خانمها و آقایان ، لوکاس اسکات. 137 و 3 وارد مسابقه امشب می شوند. '-' آرزو کن و آن را در قلب خود جای ده. هرچی بخوای هر چی که تو بخوای.'
این روش عالی برای معرفی شخصیت دهان بسیار دوست داشتنی است که نه تنها لقب خود را از لب های بزرگ بلکه از بلندپروازی هایش برای تبدیل شدن به یک گوینده ورزشی می گیرد.
ارسال وی راهی شیرین برای خداحافظی شخصیت اوست. او آرزوهای بزرگی داشت و راهی برای تحقق همه آنها یافت. او در حالی که دوستان خود را نزدیک نگه داشته بود ، عشق خود را با میلی و یک کار موفق پیدا کرد.
6پیتون سویر
'بیا بریم ، ناتان! امشب به زحمت دوش نکشید. ' - 'بنابراین نگاهی به آن آینه بیندازید و به خود یادآوری کنید که خوشبخت باشید ، زیرا لیاقت این را دارید که باشید. بر این باورند که.'
عجیب است اگر بخاطر داشته باشیم که پیتون نمایش خود را با نیتان آغاز کرد و این اولین خطی که وی برای ناتان می گوید برای طرفدارانی که ممکن است قسمت های اول سریال را از دست داده باشند تعجب آور خواهد بود. ناتان و پتیون واقعاً زن و شوهر خوبی ایجاد نکردند اما به نظر می رسید که او با توجه به این خط اول او را جذاب می داند.
ممکن است پیتون چند فصل قبل از پایان سریال از او خارج شده باشد اما آخرین خط او با بقیه خطوط آخر مناسب است. مانند فینال ، او مستقیماً با مخاطبان صحبت می کند و آنها سخنان بسیار خوبی از دختری بودند که از جهنم عبور کرد اما سرانجام پایان خوشی یافت.
5مهارت های تیلور
'چه خبر ، عزیزم؟' - 'شما فقط ممکن است مورد دلخواه خود را بدست آورید.'
مهارت برای بسیاری از شخصیت های این نمایش بهترین دوست بود و برای جیمی یک عمو شد و چند قلب را شکست. شخصیت آرام و شوخ طبعی او را به یکی از شخصیت های محبوب طرفداران تبدیل کرد و فقط او می توانست تماس کودک لوکاس را قطع کند.
شخصیت او خوشبختانه در کل نمایش حضور پیدا می کند و به یک بخش مهم از خانواده تبدیل می شود که دوستان در میان خود ایجاد می کنند. سخنان پایانی او بینندگان است و دلگرم کننده است زیرا به نظر می رسد در آخر مهارت ها عشق به Bevin را پیدا کردند.
4کارن رو
'سلام عزیزم.' - 'او خیلی خوب است.
ممکن است با شروع خطوط اول قابل توجه نباشد اما شایسته است که خطوط اول او برای پسرش لوکاس باشد ، شخصی که برای او مهمترین است. و در یک کتاب فروشی عالی برای شخصیت او ، آخرین خط او نیز با لوکاس صحبت شد.
کلمات او در حالی که پیتون در بیمارستان بستری است به او گفته می شود ، و او به پسرش اطمینان می دهد که قصد دارد این کار را انجام دهد و خوشبختانه حق با او بود. کارن همیشه خوش بین بود و امتناع او از منفی نگری است که به او و لوکاس در بسیاری از وقایع زندگی کمک می کند.
3هیلی جیمز اسکات
اوه صفحات مجله دوباره چسبناک هستند. پروانه های کوچک - 'با تمام قلب'
هیلی خنده دارترین معرفی شخصیت خود را دارد و این یک روش عالی برای دیدن پویایی او با لوکاس است که درست بعد از خفاش است. بعد از اینکه این خط را گفت ، او به لوکاس روی آورده و او را به طعنه زدنش مقصر می داند. دوستی خواهر و برادر بین این دو قسمت دوست داشتنی نمایش است
خط آخر هیلی برای مخاطبان مناسب دختری است که واقعاً همه کار را با تمام وجود انجام داده است. او به دنبال موسیقی خود رفت و خانواده اش را با هر آنچه داشت دوست داشت و این واقعاً برای او نتیجه داد ، و این سخنان بسیار عاقلانه را ساخت.
دولوکاس اسکات
اوه آره او قبلاً در همسایگی شما زندگی می کرد ، درست است؟ '-' من می خواهم.
لوكاس حرف اولش را نمی زند تا چند صحنه ، در بار دوم بینندگان پسران را در دادگاه رودخانه جمع می كنند. خط اول لوكاس در پاسخ به اسكیلس است كه می پرسد آیا او به یاد می آورد كه تیم با حكایت خنده داری در مورد شلاق زدن تیم با حوله در رختكن به تیم پرداخت. معنی دارترین خط اول نیست اما او در صحنه قبلی از نگاه اول کاملاً معنی دار با پیتون برخوردار است.
صحبت های آخر او در این برنامه پس از ملاقات هیلی در فرودگاه در فصل آخر است ، با این قول که او از جیمی مراقبت خواهد کرد در حالی که او سعی می کند ناتان ربوده شده را پیدا کند ، این یک صحنه شیرین نهایی است که بین دو دوست به اشتراک گذاشته شده است
قتل عام اره برقی تگزاس بر اساس یک داستان واقعی
1دب اسکات
سلام بررسی کنید به آن 'شام' گفته می شود. '-' اوه ، به طور معمول. '
مادر دب ناتان تا قسمت 8 از فصل اول ظاهر نمی شود ، اما پس از ورود او کاملاً تأثیرگذار است. بینندگان ابتدا او را در آشپزخانه می بینند ، در حال تهیه یک وعده غذایی خانگی ، منظره ای نادر برای نیتان و دن ، کار او باعث شد که خیلی دور باشد بنابراین این روش هم عذرخواهی برای این کار بود و هم اظهارنظر درباره عدم مهارت آشپزی دان.
خط آخر او در این نمایش به دن گفته می شود که او در بیمارستان در حال مرگ است. او به شوخی آخرین بوسه را می خواهد و اظهار می کند که او می خواهد بیشتر کار را انجام دهد و او با این سه کلمه کاملا جواب می دهد.