نارنجی فصل آخر New Black است که امید و تراژدی را به همراه دارد و همه پایان خوشی ندارند. اینجا جایی است که شخصیت های اصلی به پایان می رسند.
طولانی ترین نمایش Netflix ، نارنجی سیاه جدید است ، در فصل 7 به پایان رسیده است ، و در حالی که برخی از شخصیت های اصلی پایان خوش می گیرند ، دیگران سرنوشت بسیار غم انگیزتری دارند. ایجاد شده توسط Jenji Kohan ، نارنجی سیاه جدید است اولین بار در Netflix به عنوان یکی از اولین نمایش های اصلی سرویس پخش جریانی پخش شد و از آن زمان تاکنون محبوبیت زیادی در بازار و تعدادی از جوایز Emmy کسب کرده است.
نارنجی سیاه جدید است بر اساس کتابی به همین نام نوشته پیپر کرمان است که پس از محکومیت به جرم قاچاق چمدانی پر از پول مواد مخدر در زندان زنان به سر برد. در این نمایش ، تیلور شیلینگ در نقش پایپر چاپمن بازی می کند ، اما داستان او واقعاً نقطه ورود ده ها مطالعه شخصیت درباره زنان ندامتگاه لیچفیلد بود. ما زندانیان را از طریق وسواس مرغ ، خط تولید غیرقانونی لباس زیر ، شورش در زندان و حداکثر امنیت دنبال کرده ایم و اکنون زمان خداحافظی از شخصیت هایی است که طی هفت فصل گذشته آنها را می شناسیم.
برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.
شخصیت های زیادی در وجود داشته است نارنجی سیاه جدید است اینکه بگوییم همه آنها به کجا ختم می شوند برای همیشه طول می کشد ، اما این شخصیت های اصلی هستند که داستان های آنها در فصل 7 پیچیده شده است - و چگونه این داستان ها پایان می یابد.
ریک معجون شماره 9 ریک و مورتی
پایپر و الکس با هم در اوهایو به پایان می رسند
پس از بیرون آمدن پایپر از زندان ، رابطه او با الکس به دلیل روابط بین شهری دچار تنش می شود و در نهایت هر دو با یکدیگر تقلب می کنند. الکس با McCullough ، یک شرکت بزرگ ارتباط برقرار کرده است ، که با قطع مسائل الکس عصبانی و انتقام جویانه می شود. مک کالو درخواست می کند الکس به زندانی در اوهایو منتقل شود و الکس تصمیم می گیرد پایپر را آزاد کند - به او می گوید که باید جدا شوند. پس از بحث و گفتگوهای طولانی درباره اینکه آیا باید با الکس بماند یا با عشق جدید خود ، زلدا رابطه برقرار کند ، پایپر در نهایت به اوهایو نقل مکان می کند تا بتواند در کنار الکس باشد. او در یک کافه استخدام می شود و کلاس های آیین دادرسی مدنی را شروع می کند. در زندان جدید دیواری در اتاق ملاقات بین آنها وجود ندارد ، بنابراین آنها در واقع می توانند دست یکدیگر را بگیرند. در این مرحله ، الکس هنوز سه سال از محکومیتش گذشته است تا اینکه آنها واقعاً با هم باشند.
چرا تافر از آن برنامه دهه 70 انصراف داد؟
Pennsatucky Dies of a Drug overveose
متاسفانه ، هر شخصیت در نیست نارنجی سیاه جدید است یک پایان خوش می شود تیفانی داگت a.k.a. Pennsatucky فصل 7 را به سختی مطالعه می کند تا GED مصرف کند و در طول مسیر با یک اختلال یادگیری تشخیص داده می شود. با این حال ، وقتی زمان شرکت در امتحان فرا می رسد ، به او گفته می شود که وقت اضافی اختصاص داده شده به او داده نشده است ، زیرا Luschek (که جایگزین معلم واجد شرایط GED شد) فراموش کرد که درخواستی برای آن ارائه دهد. علیرغم تدریس خصوصی اضافی از Taystee ، Pennsatucky با این باور که شکست خورده است ، امتحان را ترک می کند و باند دایا را برای برخی از داروها می زند. به نظر می رسد این آخرین ضربه Pennsatucky است ، زیرا او در اثر مصرف بیش از حد مصرف می میرد. در حالی که بدن او از لیچفیلد برده می شود ، هنگام دور شدن از زندان شاهد یک نسخه شبح مانند خداحافظی با زندان هستیم.
Taystee صندوق Poussey Washington را ایجاد می کند
در بیشتر فصل 7 ، Taystee فقط یک هدف در سر دارد: خودکشی. او پس از محکومیت نادرست به قتل پیسکاتلا و محکوم شدن به حبس ابد ، دیگر آن زن جوان شاد و حباب دار نیست که هواداران در آن ملاقات کردند نارنجی سیاه جدید است فصل 1. او از دایا به اندازه کافی دارو برای خودکشی درخواست می کند ، اما قیمت بالای آن همه چیز را به تأخیر می اندازد. وقتی به نظر می رسد دفترچه ای است که توسط سوزان نوشته شده است ، و در آن او می گوید که چطور پیسکاتلا واقعاً درگذشته است ، ممکن است تبرئه را تبرئه کند ، اما وكیل وی به او می گوید كه این خیلی شل و ول است. Taystee در شرف خودکشی است که جسد Pennsatucky را پیدا می کند ، که این امر اقدام به خودکشی او را از بین می برد. بعداً ، او می خواهد دوباره یک پاکت را از Tamika ببیند که حاوی گواهینامه های GED برای همه دانش آموزانی است که تدریس می کردند و دوباره می فهمد که Pennsatucky امتحان را قبول کرده و GED خود را بدست آورده است.
این باعث می شود که Taystee دوباره امیدوار شود که او واقعاً می تواند به مردم کمک کند و او برای راه اندازی صندوق Poussey Washington - یک بنیادی که به زنان تازه رها شده از زندان وام های خرد ارائه می دهد ، به جودی کینگ کمک می کند تا به آنها کمک کند تا جای خود را دوباره بردارند سقوط دوباره به چرخه جرم و فقر. در زندان ، تایستی هدف جدیدی را در آموزش سواد مالی به زندانیانی که به زودی آزاد می شوند ، پیدا می کند ، به طوری که وقتی پول خود را از صندوق Poussey Washington دریافت می کنند ، می دانند که چگونه آن را اداره کنند.
قرمز زوال عقل زودرس را توسعه می دهد
معرفی شده در نارنجی سیاه جدید است فصل 1 به عنوان یک مادر شکارچی وحشی و ملکه واقعی لیچفیلد ، گالینا 'قرمز' رزنیکوف هنگامی که مجبور به گذراندن مدت زمان طولانی در SHU می شود ، پایین آورده می شود. ترکیبی از این انزوا و عفونت ادراری شدید باعث ایجاد هذیان می شود که به زوال عقل زودرس تبدیل می شود. در طول نارنجی سیاه جدید است در فصل آخر ، حافظه Red بیشتر و بیشتر او را از کار می اندازد تا جایی که دیگر حتی نمی تواند طرز آشپزی را به یاد بیاورد. سرانجام او به B-Block a.k.a 'Florida' منتقل می شود - جایی که در نهایت بیماران مسن و بیماران روانی لیچفیلد به سر می برند. در آنجا ، او دوباره با 'دوست' قدیمی خود فریدا برلین متحد می شود ، اما خیانت فریدا را به خاطر نمی آورد و خود را طوری معرفی می کند که گویی آنها هرگز ملاقات نکرده اند. سرانجام سرخ فریدا را به یاد می آورد و سعی می کند به او حمله کند ، اما فریدا در سلول خود پنهان می شود و می گوید تا زمانی که سرخ او را دوباره فراموش نکند ، به راحتی در آنجا می ماند.
مورلو نوزاد خود را از دست می دهد و از نظر روانی دچار مشکل می شود
قرمز تنها شخصیت اصلی نیست که در فلوریدا به پایان می رسد. پس از به دنیا آوردن یک نوزاد پسر ، استرلینگ ، در فصل 6 ، لورنا از یک وینی اشک آور می فهمد که پسر آنها به دلیل ذات الریه درگذشت. لورنا که از پذیرش واقعیت امتناع می ورزد ، همچنان اصرار دارد که پسرش زنده است ، حتی با استفاده از تصاویر نوزادانی که در اینترنت پیدا می کند ، برای او حساب های اینستاگرام ایجاد می کند. وینی که قادر به تحمل این امر نیست ، تصمیم به طلاق وی می گیرد - که مورلو تعبیر می کند که کودکش را با خود می برد. سلامت روان او در طول دوره رو به زوال است نارنجی سیاه جدید است فصل 7 ، و اگرچه نیکی ناامیدانه سعی می کند به او کمک کند ، اما سرانجام قبول می کند که دیگر نمی تواند لورنا را در امان نگه دارد. وقتی لورنا به یکی دیگر از زندانیان ضربه شلاق می زند ، ثابت می شود این آخرین قطره است و او به B-Block منتقل می شود. آخرین باری که او را می بینیم ، قرمز در حالی که مورلو انگشت شستش را می مکد ، او را مانند یک کودک گهواره می کند و برای او لالایی می خواند.
نیکی مامان زندان جدید می شود
با بازنشستگی قرمز ، نیکی پس از درخواست مشاوره از قرمز در مورد نحوه مراقبت از افراد پشت میله های زندان ، به عنوان 'مامان زندان' جدید کار می کند. ما او را در آشپزخانه می بینیم که در حال استفاده از رژ لب قرمز است و به یک زندانی معتاد به مواد مخدر کمک می کند تا از این مرحله خارج شود. پس از گذراندن فصل پایانی سریال با تلاش برای چرخش بیش از حد صفحات - دوست دختر جدیدش ، زوال عقل قرمز و خرابی مورلو - سرانجام به نظر می رسد که نیکی نقش جدید خود را بپذیرد ، از دختران نیازمند آن مراقبت کرده و خانواده ای برای خود بسازد.
ماریتزا به کلمبیا تبعید می شود
در یکی از دلخراش ترین خطوط داستانی از نارنجی سیاه جدید است فصل 7 ، ماریتزا در حالی که در یک باشگاه مشغول معاشرت بود توسط ICE دستگیر می شود ، زیرا شناسنامه ندارد. او در بازداشتگاه ICE دوباره با بلانکا فلورس ملحق می شود ، که پس از اعتراف به جرم در سازماندهی شورش ها ، گرین کارت خود را از دست داد. هنگامی که گروهی از زندانیان لیچفیلد برای اداره آشپزخانه در بازداشتگاه ICE آورده می شوند ، ماریتزا نیز با Flaca متحد می شود و از او برای اثبات شهروندی آمریکا کمک می خواهد. با این حال ، وقتی فلاکا سرانجام موفق شد با مادر ماریتزا تماس بگیرد ، می فهمد که ماریتزا اصلاً در ایالات متحده متولد نشده است ، بلکه در کلمبیا به دنیا آمده است.
در ابتدا به نظر می رسد که وقتی ماریتزا شماره سازمانی را که کمک حقوقی به زندانیان ICE می کند ، امیدی به دست آورد. با این حال ، سرنوشت ماریتزا با یک عمل مهربانی مهر و موم می شود ، هنگامی که او تعداد نسخه از شماره را که می تواند بنویسد و آنها را به زنان دیگر در مرکز تحویل دهد. نگهبانان متوجه این رفتار می شوند و ماریتزا بلافاصله به کلمبیا - کشوری که هرگز به آن سفر نکرده است - اخراج می شود و در آنجا کسی را نمی شناسد. ما او را می بینیم که با تعدادی دیگر از زنان سوار هواپیما می شود و آنها یکی یکی کمرنگ می شوند و ماریتزا آخرین رنگش را از دست می دهد. سرنوشت وی در کلمبیا ناشناخته مانده است.
چگونه با صدای مادرت آشنا شدم
کالین از کیت بعلاوه هشت کجاست
Flaca به زنان بازداشت شده توسط ICE کمک می کند تا با خانواده هایشان تماس بگیرند
هیچ کس بیش از بهترین دوستش ، فلاکا ، از اخراج ماریتزا ضربه نمی خورد. در حالی که زنان لیچفیلد در آشپزخانه کار می کنند ، گلوریا شروع به تلاش برای کمک به زنان می کند تا با یادداشت برداری از آنها با نام و شماره تلفن و استفاده از تلفن همراه خود سعی در برقراری ارتباط با آنها داشته باشند. این مسئله سرانجام هنگامی که او تلفن را به بازداشتگاه ICE قاچاق می کند دچار مشکل می شود تا کارلا ، زنی که به السالوادور اخراج می شود ، بتواند برای آخرین بار با پسرانش صحبت کند. بعد از بیرون آمدن گلوریا از زندان ، فلاکا تصمیم می گیرد کارهایی را که انجام می داد به عهده بگیرد و می گوید این همان کاری است که ماریتزا از او می خواهد. ما می بینیم که او وقتی صف زنان را در صفحات ناهار خود قرار می دهد ، از او پیام می گیرد و به آنها می گوید که نمی تواند قول چیزی بدهد ، اما تمام تلاش خود را می کند تا خانواده های آنها را پیدا کند.
روئیز می خواهد دوباره با دخترش وقت بگذارد
ماریا روئیز ، که وقتی او را ملاقات کردیم به شدت باردار بود نارنجی سیاه جدید است فصل 1 ، بچه اش را داشت و تقریباً بلافاصله از او جدا شد. هنگامی که دوست پسرش ، یدریل ، گفت که او قصد ندارد کودک پپا را برای بازدید بیشتر از زندان بیاورد ، دلش درد گرفت. زیرا او نمی خواهد مادرش را پشت میله های زندان ببیند. در فصل 7 ، یدریل فاش می کند که شروع به خواستگاری با زن دیگری کرده است (که ماریا نیز نامیده می شود) ، و روئیز به طور طبیعی عصبانی است. با این حال ، او با کمک برنامه عدالت ترمیمی جو کاپوتو در تلاش است تا فرد بهتری باشد و سرانجام از یادریل عذرخواهی می کند و می پرسد آیا او می تواند آوردن پپا را برای دیدن دوباره او شروع کند؟ او موافقت می کند و در آخرین صحنه روئیز می بینیم که او به نوبت با 'نیو ماریا' برای خواندن یک کتاب تصویری به نام الاغ من ، الاغ من به پپا در اتاق ویزیت.
آلیدا مه یا ممکن است دایا را نکشته باشد
Dayanara Diaz که زمانی دختری شیرین بود و دوست داشت نقاشی هایی از شخصیت های انیمه را ترسیم کند ، در پایان نارنجی سیاه جدید است . او سلطان مواد مخدر در لیچفیلد است و خودش به مواد مخدر اعتیاد دارد و برای بدتر کردن او ، خواهر 13 ساله خود ، اوا را برای کمک به قاچاق مواد مخدر به زندان استخدام می کند.
آلیدا از زندان آزاد شد ، اما وقتی می فهمد اوا دو برابر سن خود با یک فروشنده مواد مخدر قرار داشته است ، در پشت میله های زندان به سر می برد و در خانه فروشنده به شدت عصبانی می شود. وقتی او می فهمد که دایا اوا را برای عمل جراحی مواد مخدرش مورد حمله قرار داده است ، درگیری شدیدی بین دو دیاز رخ می دهد. بعد از اینکه دایا از آلیدا س asksال کرد که آیا می داند آدم کشی چگونه است ، آلیدا با مشت به گلوی دخترش می پرد ، از بالای سرش می پرد و شروع به گاز دادن می کند و می گوید که ممکن است در آستانه کشف این موضوع باشد. ما نتیجه این مبارزه را نمی بینیم ، اما ممکن است که Aleida در نهایت برای محافظت از دختر کوچکتر خود ، دایا را کشت.
مندوزا بیرون می رود و به خانه برمی گردد
یکی از خوشحالترین پایان ها در نارنجی سیاه جدید است این مربوط به گلوریا مندوزا است که نزدیک به از دست دادن تاریخ آزادی خود از طریق تلفن قاچاق است که قاچاق شده بود به بازداشتگاه ICE. در اقدامی نادر از خودگذشتگی ، لوشچک (که هنوز احساس گناه در نقش خود در مرگ پنساتاکی را احساس می کند) به قاچاق تلفن به لیچفیلد اعتراف می کند و می گوید که او زنان را مجبور به قاچاق آنها به مراکز ICE می کند. او می خواهد گلوریا از هر مجازاتی در امان بماند ، قبل از آنكه خودش درجا اخراج شود. قمار او نتیجه می دهد. گلوریا از زندان آزاد می شود ، با بچه هایش می پیوندد و به دیدار نوه اش می رود. در حالی که چمدان ها را باز می کند ، کتاب عکس را پیدا می کند الاغ من ، الاغ من ، که او به رویز هدیه می دهد.
بازگشت به آینده هرگز آن را سال 2020 تنظیم نکنید
سیندی بلک بیرون می رود و با مادر و دخترش آشتی می کند
که در نارنجی سیاه جدید است در فصل 6 ، بلک سیندی شهادت داد که تایستی پیسکاتلا را در ازای آزادی زودهنگام قتل داد. وقتی Taystee انتقام خود را می گیرد که کمی قبل از آزادی سیندی ، نامه ای به دختر سیندی می فرستد و نشان می دهد زنی که مادرش را مادرش می داند در واقع مادربزرگ او است ، و سیندی 'خواهر' او مادر واقعی او است. این بمب باعث می شود که سیندی از خانه مادرش خارج شود و مدت کوتاهی بی خانمان شود. سیندی پس از رسیدن به پایین ترین نقطه خود ، بار دیگر تصمیم می گیرد كه بهتر عمل كند و با دخترش ، مونیكا و مادرش در یك رستوران فست فود ملاقات می كند ، وعده می دهد كه از این به بعد برای مونیكا حاضر می شود و آنجا خواهد بود.
فلورس بیرون می رود و با دیابلو به هندوراس می رود
در زمان حضور خود در زندان ICE ، فلورس زنان زیادی را از جمله ماریتزا ، کارلا و دوست دختر جدید نیکی ، شانی ، اخراج می کند. به نظر می رسد که پرونده خودش ناامیدکننده است ، اما کارلا به او کمک می کند تا به او درخواست کند تا از کار خود جلوگیری کند تا بتواند محکومیت کیفری خود را لغو کند - به این دلیل که به او گفته نشده است که این وضعیت کارت سبز او را تحت تأثیر قرار می دهد. به طرز حیرت انگیزی ، او در مبارزه با محکومیت خود موفق می شود و به عنوان یک زن آزاد با گرین کارت آزاد می شود. با این حال ، عشق زندگی او ، دیابلو ، به هندوراس تبعید شده است. با وجود داشتن گزینه ای برای ماندن در ایالات متحده ، فلورز در عوض تصمیم می گیرد تا به 'پایتخت قتل جهان' برود تا در کنار دیابلو باشد و هر دو آنها یک دیدار مجدد خوشبختانه در فرودگاه دارند.
سوزان بزرگ می شود (مرتب سازی بر اساس)
در چشمان دیوانه معرفی می شود نارنجی سیاه جدید است فصل 1 ، سوزان از قضا به یکی از ثابت ترین شخصیت ها در پایان فصل 7 تبدیل می شود. او شهردار 'New Cluck City' (نام برنامه جدید غنی سازی مرغ زندان) می شود و مسئولیت مراقبت از گروهی از ده مرغ او هنگامی که 'مرغ مهاجر' (مرغ سرکشی که در اطراف لیچفیلد سرگردان است) به داخل قفس راه پیدا می کند و مرغ دیگری مرده نشان می دهد ، تجربه خود را در زمینه جنایت و مجازات به دست می آورد. در ابتدا سوزان مرغ جدید را زندانی می کند ، اما وقتی مرغ دیگری می میرد تصمیم می گیرد همه آنها را در 'مرغ SHU' قرار دهد تا از خشونت جلوگیری کند. برنامه مرغ در نهایت تبدیل به عالم کوچک مجتمع بزرگتر صنعتی زندان می شود ، جایی که سوزان و لولی درباره ماهیت روی حیله و تزویر عدالت کیفری مرغ تأمل می کنند.
پس از مرگ پنساتاكی ، سوزان تصمیم می گیرد مرغ ها را از سلول انفرادی آزاد كند و گفت كه 'P-Tuck' تصور كرده بود كه این كار بیرحمانه است. او یک یادبود برای پنساتاکی برگزار می کند ، جایی که او صدای جرنگ جرنگ شبنم کوه را می خواند. سوزان در طی یک بحث صریح با Taystee می گوید که او فهمیده است که نمی تواند همه چیز را کنترل کند و اکنون او بزرگ شده است. آخرین باری که او را می بینیم ، او به تایستی کمک می کند تا کلاس سواد مالی را رهبری کند.
سوفیا یک سالن آرایش مو بوتیک را افتتاح می کند
در حالی که پایپر در مورد رابطه خود با الکس دلهره دارد ، او به غیر از سوفیا بورست ، که در پایان فصل 6 از لیچفیلد آزاد شد ، کمی توصیه تعجب آور دریافت می کند. او بلافاصله پس از پایپر برای قرار ملاقات مشروط حاضر می شود و پس از یادگیری که پایپر یک جشن برای رفتن به آنجا دارد ، اصرار دارد که موهایش را از قبل درست کند. در می یابیم که بورست در آرایشگاه خود ، Vanity Hair توسط سوفیا افتتاح کرده است. در حالی که پایپر روی صندلی است ، سوفیا به او توصیه می کند که فکر کند زندگی خود را در زندان رها کند و آن را پشت سر بگذارد.
چه اتفاقی برای بقیه شخصیت های اصلی می افتد
در انتهای نارنجی در سیاه و سفید جدید در فینال فصل ، ما با شخصیت هایی روبرو می شویم که پس از شورش زندان منتقل شده اند و شخصیت های دیگری که مدتی است آنها را ندیده ایم. در اینجا اتفاقاتی که برای برخی دیگر از زندانیان قدیمی لیچفیلد رخ داده است - و کسانی که مسئول مراقبت از آنها هستند.
- جینا ، قانون ، یوگای جونز ، د مارکو ، و بیگ بو الکس در همان زندان اوهایو به سر می برد ، بنابراین حداقل او در خانه جدید خود چهره های دوستانه ای دارد. همه آنها را می بینیم که برای یک وعده غذایی نشسته اند و یوگا جونز یک زندانی جدید را دعوت می کند تا بیاید و با آنها بنشیند. او سپس شروع می کند به همان سخنرانی 'ماندالا' که در قسمت پایلوت با پایپر سخنرانی کرده است.
- آنجی ، لین ، جانا ، آلیسون ، سوسو ، و سانکی همچنین به زندان اوهایو منتقل شده اند و همه آنها را در حیاط بیرون می بینیم. آنژی برای شوخی شلوار لین را پایین می کشد. در همین حین ، آلیسون هنگام مسابقه دادن در اطراف پیست ، جانایی را بار می کند. سانکی - یکی از اعضای سابق باند برتری طلبان سفید پوستی لیچفیلد - به سوزو می گوید که او سعی در اصلاح خود دارد و با خجالتی با شعری اعتراف می کند که نسبت به او احساساتی دارد.
- جورج 'Pornstache' مندز اصلاح کرده است pornstache خود را. ما می بینیم که او کودک دایا ، آرماریا (که توسط مادر مندز به فرزندی پذیرفته شد ، و اکنون یک کودک نوپاست) را بزرگ می کند و به او یاد می دهد با استفاده از قابلمه و ماهی تابه ، بر طبل بنشیند. به نظر می رسد او پدر بسیار بهتری نسبت به CO بود.
- کاپوتو و شکل از تلاش برای بچه دار شدن خود منصرف شوند و در عوض تصمیم به فرزندخواندگی بگیرند. اگرچه فیگ در ابتدا به پذیرش پسری زیر دو سال می پردازد ، اما ما می بینیم که آنها توسط یک دختر کوچک به نام ونسا که 'رپ دیوانه' Afroman را می خواند ، مجذوب آنها می شوند.
- سام هیلی در پایان در پشت پیشخوان در یک نوار اسموتی کار می کند.
- تامیکا وارد از کار خود به عنوان Warden اخراج می شود و توسط وی جایگزین می شود CO هلمن - اگرچه در آخرین صحنه او نشان داده شده است که این شغل برای او سرگرم کننده نخواهد بود.
- جوئل لوشک پس از اعتراف به قاچاق تلفن ، اخراج می شود.
- چانگ در نهایت به بازداشتگاه ICE می رسد ، جایی که او از معماری نقشه باز شکایت می کند.
از بسیاری جهات نارنجی سیاه جدید است آخرین فصل تاریکترین و غم انگیزترین فصل تاکنون بوده است ، اما با توجه به اینکه پایپر در مورد چگونگی دوست داشتن تمیز بودن تمرکز می کند ، یادداشت امیدوار کننده ای به پایان می رسد - حتی اگر معنی آن کلمه برای او تغییر کرده باشد. برخی از شخصیت ها در مکان های غم انگیز به سرانجام می رسند ، اما کسانی که حداقل زنده مانده اند در نهایت تنها نیستند.