اثر نیمه اتوبیوگرافیک راک اند رول کامرون کرو تقریبا مشهور بیش از 20 سال دوام آورده است. کارگردان و نویسنده از تجربیات خود در دوران نوجوانی استفاده کرد رولینگ استون خبرنگار برای اطلاع رسانی فیلم کرو در حالی که ماجراهای تورهای افسانهای مانند The Who، The Allman Brothers Band، Yes، Led Zeppelin و بسیاری دیگر را شرح میداد، روی سن آمد.
در سال 1973، تقریبا مشهور یک خبرنگار نوجوان (پاتریک فوجیت) را دنبال می کند که با او یک کنسرت می گیرد رولینگ استون مجله برای رفتن به تور با گروه داستانی Stillwater و نوشتن داستان برای مجله. با الهام از تجربیات خود کرو به عنوان یک نوجوان که با برخی از بزرگترین راکاند رولرهای جهان معاشرت میکرد، تقریبا مشهور به عنوان ادای احترام عاشقانه و ساختارشکنی از ستاره های راک که توسط جوانانی که تحت تأثیر موسیقی آنها اسطوره شده اند، عمل می کند.
مطالب مرتبط: من یک خدای طلایی هستم: 10 حقیقت پشت صحنه درباره تقریبا مشهور
تقریبا مشهور همه چیز در مورد بزرگ شدن است، بنابراین پارامونت برای بیست و یکمین سالگردش (برخلاف بیستمین سالگردش)، نسخه 4K جدیدی از این فیلم را منتشر کرد که شامل نقل و انتقالات کاملاً جدیدی از هر دو نسخه تئاتر و 'Untitled Bootleg Cut' است که اجرا می شود. تقریباً 40 دقیقه طولانیتر میشود و عمیقتر به روابط تیرهای که ستون فقرات Stillwater را تشکیل میدهند و اینکه چگونه آنها به سختی آن را در جاده کنار هم نگه میدارند، فرو میرود. این مجموعه شامل بسیاری از ویژگیهای ویژه کاملاً جدید است و هدف آن این است که برای هر طرفدار فیلم و الهامات راک اند رول آن، بهترین مورد ضروری باشد.
در حالی که ترویج انتشار تقریبا مشهور در 4K، پاتریک فوجیت با او صحبت کرد TVMaplehorst در مورد کار خود در این فیلم و اینکه چگونه زندگی او را برای همیشه تغییر داد. او در مورد احساسات خود در مورد دو برش مختلف صحبت می کند و از این که چرا به او اجازه داده نشد در طول فیلمبرداری با خدمه مهمانی کند، می گوید، زیرا او فقط 16 سال داشت و به خاطر بی گناهی شخصیتش باید از او محافظت می شد. او همچنین به طور خلاصه در مورد نقش خود در نقش اوون صحبت می کند The Last of Us قسمت دوم و اینکه چگونه او قبل از انتخاب شدن در قسمت دوم، طرفدار بزرگ بازی اول بود.
witcher 3 بهترین بازی جدید به علاوه ساخت
TVMaplehorst: فکر نمیکنم اغراق باشد که بگوییم 21 سال پیش، حدس میزنم کمی بیشتر به خاطر فیلمبرداری و همه اینها... زندگی و حرفه شما تغییر کرد. شما یک بازیگر بودید، اما آیا فکر میکردید قرار است نقش اول را بر عهده بگیرید؟
پاتریک فوجیت: میدانی، من با چنین تصوری در ذهنم بزرگ شده بودم که میخواهم بازیگر شوم و به نتیجه میرسد، و از این جور چیزها. بنابراین واضح است که برای من بسیار هیجان انگیز بود، اما این عنصر نیز وجود داشت: «آره، این چیزی است که باید اتفاق بیفتد. اگر قرار است رویای من محقق شود، پس این راهی است که اتفاق می افتد. من بسیار خوش شانس هستم که سن و لحن مناسبی برای آنچه کامرون به دنبالش بود دارم. اما بدیهی است که از آن زمان به بعد من به طور حرفه ای بازیگر شدم. بنابراین این یک تغییر دنده بسیار شگفت انگیز برای من در زندگی ام بود.
من در واقع کات توسعه یافته، برش کارگردان، برش Untitled را ندیده ام. من واقعا مشتاقانه منتظر دریافت بلوری 4K هستم تا در نهایت آن را ببینم. من نسخه تئاتری را بارها دیده ام، از جمله دیروز، فقط برای بهتر شدن. آیا برش مورد علاقه دارید؟
پاتریک فوجیت: اوه بله. قطعا، برش گسترده. The Untitled Bootleg Cut. انگار تنها کسی است که می خواهم تماشا کنم! گاه و بیگاه، یکی از دوستان می خواهد آن را با من تماشا کند. این خیلی سال دیرتر از زمانی است که ما آن را فیلمبرداری کردیم، و این همان چیزی است که من می خواهم تماشا کنم. وقتی برای اولین بار نسخه تئاتر را دیدم، آن را در یک غرفه ضبط گفتگوی اضافی دیدم، بنابراین مانند یک غرفه صدا بود. و کامرون چنین گفت: 'می خواهی فیلم را ببینی؟' و من مثل 'بله!' بنابراین ما آن را تماشا کردیم و به یاد میآورم که وقتی تیتراژ پخش میشد، فکر میکردم: 'این شگفتانگیز بود، اما... همین بود؟' انگار فقط پنج دقیقه بود! در مقایسه با تجربهای که داشتم، که هفت ماه یا چیزی شبیه به زندگی من بود، بین زمان بازیگری، پیشتولید و فیلمبرداری واقعی، بسیار فشرده احساس میشد. اتفاقات خیلی بیشتری افتاد که در اکران تئاتر نبود. اما وقتی Bootleg Cut را تماشا کردم، اینطور بود، 'اوه، همه چیز به همین جا رفت.'
رله انبوه 2 امگا 4 همه زنده می مانند
من فکر می کنم آن فیلم در سطوح مختلف بسیار قابل تماشا است، اما فقط برای من، شخصا، به عنوان کسی که در مورد این چیزها می نویسم، اکنون کار شما را انجام می دهم! منظورم این است که من دوازده سال است که در دبیرستان درس نخوانده ام. اما کمی در مورد 17 یا 18 سالگی وقتی فیلم را می ساختید بگویید. تو بچه بودی؟ آیا می توانید آویزان شوید یا وقتی مهمانی ها شروع شد، شما را ترک کردند؟
پاتریک فوجیت: من 16 ساله بودم. من اهل مهمانی نبودم. من واقعا دنبالش نبودم اما حتی اگر من بودم، کامرون می گفت: 'ما باید ساده لوحی این بچه را دست نخورده نگه داریم. ما باید حفظ کنیم که او چقدر سبز است.
این برای شخصیت است!
پاتریک فوجیت: بله. او می گفت، 'هیچ کس قرار نیست به او نوشیدنی بدهد یا دیگ سیگار بکشد یا چیز دیگری.' او فقط میگفت: «ما اجازه میدهیم اولین بار در حین فیلمبرداری اتفاق بیفتد. روی دوربین. بازیگران دیگری هم بودند که به نوعی ماموریت جانبی داشتند تا من را فاسد کنند و مرا به آن محیط ها ببرند، اما بین مادرم که آنجا بود و گروه هاک که معلم دکور بود، رونا گوردون، و بازیگری صحنه. مربی، بلیتا مورنو، و کامرون، این اتفاق نمی افتاد! بنابراین من میرفتم سر صحنه، و کار میکردم، و سپس در تریلر به مدرسه میرفتم در حالی که بقیه در حال نواختن Allman Brothers با گیتار آکوستیک بودند. ما چند نوازنده شگفتانگیز در آنجا داشتیم، و آنها دارند موسیقی خودشان را مینوازند، با هم راک اند رول مینوازند، همه با لباس، در اتاق رختکن یک سالن کنسرت واقعی. و من می خواهم بگویم، 'باحال. من میرم جغرافیا یاد بگیرم من 40 دقیقه دیگر برمی گردم، هر زمان که دوباره آماده شدیم. این برای من به عنوان یک نوجوان 16 ساله یک جور لنگ بود، اما در آینده، احتمالاً چیز خوبی است. این باعث شد که احساس کنم ویلیام واقعاً غریبه است.
آیا توانستید آن را جبران کنید؟ ما یک باغ وحش خریدیم ? آیا اینطور بود که 'حالا من بزرگ شدم، بیا بریم!'
پاتریک فوجیت: (می خندد) بله. آره. اما واقعاً هیچ حزبی در آن یک وجود نداشت. یادم میآید، آن زمان بود که اسکارلت با شان پن قرار میگذاشت، و به این ترتیب شان پن به اطراف میآمد، و شان پن شخصیت شدیدی دارد. و من در آن زمان گیتار فلامنکو می زدم. و بنابراین او یک روز مرا متوقف کرد و گفت: 'هی، آیا گیتار فلامنکو خودت را داری؟' او مثل تریلر اسکارلت است. و من می گویم، 'آه، آره، من گیتارم را دارم.' و او می گوید، 'بیا، آن را بیاور اینجا!' بنابراین او از من خواست که گیتار فلامنکوم را بیاورم و او می گوید، 'عزیزم، عزیزم، باید به این گوش کنی، باید به نواختن این بچه گوش کنی.' و او می گوید، 'باشه، پاتریک، ما را به اسپانیا ببر!' و من می گویم، 'باشه.' بنابراین من برای شان پن و اسکارلت جوهانسون گیتار فلامنکو مینوازم، در حالی که در مزرعهای که در تاوزند اوکس یا هر کجای دیگر از آن فیلم گرفتهایم، استراحت میکنیم. بنابراین آن زمان بسیار وحشیانه بود، اما واقعاً فضای مهمانی در آن زمان نبود.
لیست فیلم های مری کیت و اشلی اولسن
مطمئن. یعنی کار داری! شما آنجا هستید تا کار کنید! شما برای مهمانی آنجا نیستید! باشه برگرد به تقریبا مشهور معروف است که این شخصیت از جهاتی برای خود کامرون بسیار آواتار است. آیا مجبور بودید به مدرسه کامرون بروید یا این آزادی را به دست آوردید که آن را از آن خود کنید و فقط از این طریق فیلمنامه را شخصیت کامرون قرار دهید؟
پاتریک فوجیت: بله، او برخی از مقالات خود را برای من فرستاد که بینشی از نحوه نگرش او به دنیایی بود که در آن بود و چقدر اشتیاق داشت، چقدر روی آن توجه داشت. اما آنها فقط شاخص بودند. او نمی خواست من از او تقلید کنم یا چیزی شبیه به آن. مطمئناً، من برخی رفتارها را در آنجا قرار دادم که گنجاندن آنها سرگرم کننده بود، که کامرون تشخیص داد و گفت: 'آره، باشه، من این کار را انجام می دهم، هر چه باشد، شما می توانید آن را در آنجا قرار دهید.' اما در بیشتر موارد، همه چیزهایی که او میخواست ارتباط برقرار کند، واقعاً در فیلمنامه و روی صفحه بود. بنابراین این بود که من عملکردم را در آن ساختار بیاورم و در آن جان بدهم. او هرگز واقعاً نگران این نبود که چقدر برای او دقیق است، یا هر چیز دیگری.
فیلم، همین دیروز که دوباره آن را دیدم، امتحانش را پس داده است. 21 است. اگر بخواهد می تواند برود. و این بلوری 4K، من نمی توانم صبر کنم تا آن را به دست بیاورم. فکر نمیکنم این نقش را شخص دیگری بازی کند. این چیزی نیست که در مورد بسیاری از نقشها ساده بگویم، اما فکر میکنم عالی است.
پاتریک فوجیت: ممنون، مرد. بله، این هم افزایی از چیزهای مختلف در زمان و مکان بود که به من این امتیاز را داد که آن نقش را بازی کنم.
خیلی متشکرم، و امیدوارم بتوانم شما را برای چیز دیگری نیز در این مسیر جذب کنم. و The Last of Us 2 ، عملکرد 10/10.
چه اتفاقی برای بوته قهوه ای مات آلاسکا افتاد
[اشارات به سمت Last of Us 2 آثار هنری روی دیوارش] اشلی جانسون و دوست پسرش، برایان فاستر، آن را به من دادند. این شگفت انگیز است. Last of Us 2 ، آن بازی چقدر خوب است؟
شلوار مربعی باب اسفنجی قرار است چند ساله باشد
باید به تروی بیکر بگویم که این اولین بازی بود که بعد از فوت پدرم انجام دادم.
به هیچ وجه.
و او فقط مثل 'اوه خدای من، تو چطوری؟' از آن زمان دیگر به آن نرفته ام، زیرا فقط احساس می کنم خیلی نزدیک است. میخواهم، اما احساس میکنم دیواری بالاست و نمیدانم میتوانم دوباره آن را پایین بیاورم یا نه.
داداش من با بازی کردن اون بازی ها تجربه مشابهی داشتم آخرین نفر از ما 1. دوست صمیمی من احتمالاً سه ماه قبل از شروع بازی فوت کرده بود، بنابراین من در فضای سنگینی بودم. و سپس پیش درآمد آخرین ما قسمت 1 به صورت f*** شدید است. و من میگفتم: «این یک بازی زامبی نیست؟» مثل اینکه در افتتاحیه این بازی fu**** دارم گریه می کنم! من می گفتم اگر این سبک تر نشود، نمی دانم می توانم آن را بازی کنم یا نه! اما من آن را بازی کردم. و من آن را دوست داشتم. The Last of Us 2 ، من از طریق آن بازی کردم، و هنوز آن را دوباره پخش نکردم، به همین دلیل. چنین فضایی برای ورود به آن است، و بسیار غوطه ور و بسیار خوب و استادانه توسط همه اجرا شده است. این یک تجربه شگفت انگیز است، اما آنقدر شدید است که شبیه آن نیست نفس وحشی ، که من می توانم در هر زمان آن را پرتاب کنم، یا Skyrim یا چیزی شبیه به آن، که من فقط می توانم آن را پرتاب کنم و بارها و بارها بازی کنم. آخرین ما یعنی باید یک نفس عمیق بکشی و دوباره بپری.
بعدی: تقریبا مشهور و آسمان وانیلی: 10 ارتباط بین دو فیلمی که هرگز درباره آنها نمی دانستید
تقریبا مشهور اکنون در یک نسخه کاملاً جدید 4K Steelbook منتشر شده است.