Prison Break Series Finale: Review & Discussion

چه فیلمی را ببینید؟
 

مردم در مورد فینال فرار از زندان صحبت می کنند - شما چه چیزی برای گفتن دارید؟





[تباه کننده !!!]






فینال سری 4 فصل فرار از زندان در شکاف جمعه شب خود به پایان رسید که در حال از دست دادن رتبه های مرگ است.



در حالی که همه در حال تعقیب Scylla بودند ، این فصل پایانی ادامه یافت. ژنرال آن را می خواست ، کریستینا اسکوفیلد آن را می خواست. چین آن را می خواست. هند می خواست. جهنم ، چه کسی آن را نمی خواست؟ من آن را می خواستم تا بتوانم کمی خاک برای نوشتن پیدا کنم.

من سعی کردم این را به ترتیب زمانی تجزیه کنم ، اما اقتباس جدید رمانم از فاکس است فرار از زندان خیلی طولانی شده بود داستان پایانی با پیچ و خم ها و ظهور شخصیت های قدیمی بیش از حد پیچیده شد که احساس کردم شاید فقط لازم است احساساتم را درباره فینال جلب کنم و سعی نکنم جزئیات قسمت را شرح دهم. همه ما آن را می گوییم. درست؟






برخی از آنها وجود دارد تباه کننده به یک روش یا دیگری گنجانده شده است ، بنابراین به شما هشدار داده شده است.



افسانه زلدا، - اوکارینای زمان - تلاش استاد

برادران مایکل (ونتورث میلر) و لینکلن (دومینیک پورسل) در کل نمایش بسیار زیادی را پشت سر گذاشتند: از مایکل که به خودش اجازه داد در زندان بماند تا از آزادی برادرش لینکلن برای جرمی که مرتکب نشده بود ، گرفته تا دستکاری های بی پایان آنها تلاش کنند تا به یک هدف واقعی خود برسند: آزادی.






ژنرال جاناتان كرانتز (لئون روسوم) شخصی بود كه تا زمانی كه مایكل با زیر پا گذاشتن قسمتهای مختلف Scylla از كنترل خود ، زیرساختهای خود را تضعیف كرد ، بر او مسلط بود. ژنرال تنها اهرم فشار بر مردم این بود که عواملش خانواده و دوستان همه را زیر اسلحه قرار دهند. به معنای واقعی کلمه. در پایان ، پاداش الکتریکی او بهترین هدیه برای همه کارهایش بود.



کریستینا اسکوفیلد (کاتلین کوینلان) زننده بود. مادر لینکلن باروز و مایکل اسکافیلد ، او ناخن ناخوشایند در همه چیز بود. او یک کارمند واقعی 'شرکت' بود که آنچه برای انجام کار یا اهدافش لازم بود انجام می داد. او حتی بچه هایش را رها کرد تا روی بازی آخر خود تأثیر بگذارد. وقتی همه کارها تمام شد ، مرگ وی به دست سارا تانچردی (سارا وین کالیز) کاملاً عالی بود.

تئودور 'تی کیسه' باگول (رابرت کنپر) شخصیت تراژیک شکسپیر در این نمایش بود. او بد از روی انگیزه ، طعم کار مشروع را چشیده بود و آن را دوست داشت. یک کار صادقانه یکی از فریب هایی بود که ژنرال برای دستکاری وی در انجام پیشنهادات خود از آن استفاده می کرد.

با این وجود تی بگ دارای ذهنی تحلیلی مشتاقانه بود که برای جرم تلف شده بود. در پایان ، به نظر می رسید مناقصه های ژنرال T-Bag را به حالت اصلی خود در قتل و 'چیزهای دیگر' برگرداند. Knepper T-Bag را باورنکردنی ساخت و من نمی توانستم تصمیم بگیرم که از او خوشم بیاید ، از او متنفر باشم یا دلم برای او بیفتد. سرانجام ، طبیعت اجباری او برای گام برداشتن در راه آسانتر جنایت ، وی را به همان جایی که همه اینها آغاز شد ، در یک زندان با چند احمق فقیر به ملافه های جیبش آویزان کرد.

الكساندر ماهونه (ویلیام فیختنر) وقتی الهام كافی داشت ، كاتالیزور عمل بود. من از نمایش فیچتنر از این شخصیت بسیار لذت بردم. در واقع من بیشتر کارهای ویلیام فیچنر را دوست دارم. وی ثابت می کند که مردانی که دارای خط مو هستند ، می توانند کار را به پایان برسانند! اگرچه او مجبور شد با اسكوفیلد متحد شود ، اما در نهایت اوضاع برای او حل شد.

دونالد سلف (مایکل راپاپورت) تغذیه کننده ای بود که قول مصونیت داد و به کار فرار کنندگان کاغذ خالی داد. پس از آن كسی خود را دوباره درگیر كرد و به عنوان بخشی از این تیم غیرتبه جنایت (كه عمدتاً) مرتكب اعمال مجرمانه می شوند ، دست به دست می شود. در پایان ، او همانطور که خود را در بیمارستان یافت ، به آنچه که لیاقتش را داشت ، می رسید.

راپاپورت باعث شد ما باور کنیم که Self برای کمک به آنجا بود ، تا اینکه به برادران مراجعه کرد. سپس نمی دانستیم که در مورد وفاداری های او چه فکری کنیم تا اینکه من تصمیم گرفتم که Self نسبت به بازی شخصی خود به هیچ کس وفادار نماند. در پایان وقتی او را به اصطلاح در گوشه ای قرار دادند ، سرکشی کتبی او به feds نشان داد که سرانجام وفاداری او به باند تقویت شد و من در پایان او مخلوط شدم. او از برخی جهات به دلیل همه دستکاری هایش شایسته آن بود. دوباره ، چه کسی لیاقت این نوع حالت رویشی را دارد؟

با افتخار اگرچه او در فینال حضور نداشت:

جودی لین اوکیف در نقش گرتچن مورگان. نمی توانم زمانی را به یاد بیاورم که یک شخصیت به این خوبی انجام شود. اوکیف آنقدر خوب گرتچن را بازی کرد که الف: من از هر صحنه ای که در آن حضور داشت متنفر بودم. ب: از هر صحنه ای که در آن حضور نداشت ، امیدوار بودم که این صحنه یک بازی نهایی را برای نابودی گرتچن ایجاد کند. بله ، این خیلی بد بود. یک جایزه برای بازیگر زن که مرا مادام العمر زخم زده است.

The Finale Of Twists

همه یا ربوده شده بودند یا شخصی که می شناختند او را ربوده بود یا قرار بود ربوده شود. زاویه دیگری که مدام به سمت من می آمد این بود که هر 30 دقیقه یا بیشتر ، شخص دیگری اسلحه ای به سر مایکل داشت. و همه داشتند همه را فریب می دادند. حداقل مایکل آن اسکیلای لعنتی را کالبد شکافی کرده بود.

تمام مانورهای حیله گرانه ای که ادامه داشت به برخی چهره های قدیمی و سایر نهادهای دولتی اجازه می داد تا ظاهر شوند و سرانجام برتری خود را کسب کنند.

چند چهره تازه از گذشته در ترکیب وجود داشت. فرناندو سوکر (Amaury Nolasco) و بنیامین مایلز 'C-Note' فرانکلین (Rockmond Dunbar). Sucre و C-Note در حالی ظاهر می شوند که C-Note راهی برای هرکسی دارد تا بتواند خودش را از این مارپیچ بی پایان مشکلات حقوقی که مدام خود را در آن می یابند خارج کند و در راه یافتن مایکل و لینکلن تلاش می کند.

و ناگهان پاول کلرمن ، (پل آدلشتاین) راهی قانونی را برای بیرون راندن از این ماجرا ارائه می دهد ، زیرا به نظر می رسد او مورد حمایت سازمان ملل است. مرد ، همه در این کار بودند.

در پایان ، کلرمن این قدرت را داشت که همه را تبرئه کند. سوکر قلم مورد استفاده خود را برای امضای آزادی خود نگه می دارد. همه خداحافظی می کنند. عزیزان همه در امان هستند.

دنیای شکارچی هیولا همه اقلام موجود در فروشگاه

پایان اجازه دهید یک بخار از کیف من خارج شود

همانطور که همه در حال عادی شدن هستند ، بینی مایکل دوباره خونریزی می کند. شما باید با من شوخی کنید سپس چهار سال بعد می پریم و مایکل مرده است.

چهار سال بعد است و ما شاهد جمع شدن سارا و مایکل جونیور هستیم که همراه با سوکره ، ماهونه و لینکلن برای بازدید از قبر مایکل دیدار می کنند. لینکلن جرثقیل اریگامی همیشه نمادین را در بالای سنگ مزار ترک می کند.

عکسبرداری سریع من

این فینال باید ظرف مدت دو ساعت بسته بندی شود.

شب سریع: آیا در همان ساعت اول متوجه تبلیغات تجاری Verizon شده بود که ویدیوی پخش جریانی آنها را به نمایش می گذارد؟ آنها صحنه هایی را نشان می دادند که قرار نبود 45 دقیقه دیگر اتفاق بیفتد؟ فقط درخشان

من فکر می کنم این نمایش برای رسیدن به جایی که در فینال بود ، یک چرخش و پیچش اضافی انجام داد.

به نظر می رسید نویسندگان هرگز بازی پایانی ندارند ، اما آنها اجازه می دهند نوشته ها آنها را به هر کجا که می برد ببرد. این برای بعضی ها مفید است ، اما در پایان ، احساس می شود نویسندگان در تلاشند تا برای مواردی که هنوز به طور کامل بررسی یا نهایی نشده اند ، پاسخگو باشند.

حتی اگر از تماشای فینال لذت می بردم ، آنچنان پیچ و تابهای مختلفی در آن وجود داشت که برای من قدیمی شد. در یک برهه ، ما فقط منتظر تعطیلی بودیم. به نظر می رسید یک اقدام تند و سریع جیمز باند است. گاهی اوقات آنقدر کنش وجود دارد که دیدن یک انفجار دیگر دیگر هیجان انگیز نیست. وای

مرگ مایکل تقریباً به نظر می رسید احساسات را از من بیرون می کشد. حواسش را از کل سفر این چهار سال پرت کرد. من را ناامید کرد که بعد از آن همه کار و تلاش ، تنها پاداش واقعی او مرگ خودش بود. آیا این بدان معناست که او واقعاً فرار کرده و اکنون آزاد است؟ من نمی دانم.

من قبل و در حین نمایش در توییتر می گشتم و توئیتر از پایان ناامیدی و عصبانیت شعله ور بود. به نظر می رسید بعد از همه گفته ها و کارها ضد آب و هوا باشد.

برای من ، تصویری که نمی توانم از ذهنم بیرون بیاورم ، وقتی همه کارها تمام شد ، این است که لینکلن جرثقیل اریگامی را روی سنگ مزار مایکل می گذارد. برای من ، آن صحنه غم انگیز و تأثیرگذار احتمالاً خاطره من از کل این مجموعه خواهد بود.

حداقل آخرین بار احساسات من مورد استناد قرار گرفتند و آنها موفق شدند افسردگی خیالی من را آخرین بار قبل از بستن اعتبارات درگیر کنند.

من فکر کردم دو سال اول فوق العاده است.

پس از آن ، من می دانم که فاکس می خواست یک برنده رتبه بندی را در جیب خود نگه دارد ، اما بعد از اینکه باند برای کمک به Self و سپس دیگران و مادرشان (به معنای واقعی کلمه) پس از آن دستکاری شد ، این امکان سنجی آغاز شد. اگر به دو سال اول پایبند باشم ، می گویم خارق العاده است. سال سوم ، خوب ، بله ، خوب ، هنوز هم خوب بود. اما پس از آن در این فصل گذشته فقط به دلیل وفاداری من در کشتی حضور داشتم. وفاداری و امید به یک بازی عالی و عالی باعث شد من تماشا کنم. من نمی توانستم مایکل را رها کنم. باید می دیدم که او چگونه از همه اینها بیرون آمده است.

از فینال مسابقه چه احساسی داشتید فرار از زندان ، فصل به طور کلی یا کل دوره 4 ساله؟ به ما خبر دهید.