داستان های خمیرمایه به ترتیب زمانی

چه فیلمی را ببینید؟
 

فیلم Pulp Fiction کوئنتین تارانتینو در سال 1994 به هفت قسمت تقسیم شده است ، اما ترتیب زمانی این قسمت ها دقیقاً چگونه است؟





فیلم کارگردان کوئنتین تارانتینو در سال 1994 داستان عامهپسند سه داستان درهم تنیده را به گونه ای ارائه می دهد که مهم این است که شما ترتیب زمانی همه قسمت ها را می فهمید. داستان عامهپسند جایگاه تارانتینو را به عنوان یک کارگردان که باید از وی دیدن کند ، بالا برد و علایق زیبایی شناختی ، موضوعی و انواع داستان هایی را که وی به عنوان فیلمساز علاقه مند به گفتن آنها بود ، تقویت کرد.






یکی از بزرگترین نقاط فروش در داستان عامهپسند بازیگران آن شامل جان تراولتا ، ساموئل ال جکسون ، اوما تورمن ، بروس ویلیس ، وینگ رامز ، تیم روت ، هاروی کیتل ، آماندا پلامر و اریک استولتز هستند. این بازیگران دور هم جمع می شوند تا سه داستان متفاوت را تعریف کنند ، به عبارت دیگر ، همه با هم بافته شده اند. یک خط داستانی دو متجاوز (جکسون و تراولتا) را دنبال می کند که روز آنها قبل از سقوط سریع به هرج و مرج شروع می شود. داستان دیگر شخصیت تراولتا را دنبال می کند که همسر رئیس خود (تورمان) را برای کمی سرگرمی بیرون می برد و وقتی او بیش از حد مصرف می کند اوضاع به سرعت کنار می رود. خط داستانی آخر یک بوکسور (ویلیس) را دنبال می کند که باید برود و در یک چرخش پیچیده از حوادث ، خودش را در حال مبارزه برای بیرون رفتن از زیرزمین صاحب یک پیاده رو می بیند. اوضاع به راحتی و به سرعت بسیار عجیب و غریب می شوند داستان عامهپسند ، تماشای آن جذاب تر است.



برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

مرتبط: 10 موردی که همه درباره داستان های خمیرمایه اشتباه می کنند

بهترین پوکمون برای شروع در آفتاب

یکی از قابل توجه ترین قسمت های داستان عامهپسند این واقعیت است که این یک داستان خطی نیست. در طول زمان اجرا در فیلم ، مشخص می شود که این داستان از یک زمان به روز دیگر کاهش می یابد و دشوار است که بگویید چه مدت بین وقایع یا 'قسمت ها' می گذرد. فهمیدن داستان عامهپسند گاهشماری به نفع داستان است ، خصوصاً به این دلیل که زمینه ها و زمینه های بیشتری را به آنچه در جریان است اضافه می کند. آنچه در پی می آید ترتیب زمانی وقایع از است داستان عامهپسند ، فیلمی که طی دو روز اتفاق می افتد.






فلاش بک 'Prelude To The Gold Watch'

زمان کاپیتان کوونز (واکن) ممکن است در کوتاه باشد داستان عامهپسند ، اما او مطمئناً می داند که چگونه یک تأثیر ماندگار ایجاد کند. همانطور که فیلم از یک قهرمان اصلی ، وینسنت (تراولتا) به شخصیت بعدی ، بوچ (ویلیس) منتقل می شود ، ابتدا یک صحنه فلش بک به بینندگان نشان داده می شود. داستان به طور خلاصه به اواسط دهه 70 برمی گردد و ما یک بوچ جوان را می بینیم که جلوی تلویزیون نشسته است. مادر او با كونز وارد می شود ، كونز را به عنوان مردی كه پدر بوچ را هنگامی كه هر دو در یك اردوگاه اسرای جنگ ویتنام بودند می شناخت ، معرفی می كند و اجازه می دهد كونس زمام امور را به دست گیرد. كونز ادامه می دهد و داستانی طولانی درباره ساعت طلایی به بوچ می گوید ، پدر بوچ می خواهد كه كونز به سراغ پسرش برود زیرا او قصد داشت در اردوگاه زندانیان بمیرد.



همانطور که کونز داستان پدر بوچ را به ظاهر در مورد سفر ساعت طلا از خرید آن در اوایل قرن بیستم و در طول نسل به او گفت ، به نظر می رسد چنین داستان الهام بخشی باشد. مردان کولیج هر کاری لازم باشد انجام داده اند تا مطمئن شوند پسرشان ساعت را دریافت می کند. داستان كونز هنگامی كه فاش كرد چگونه پدر بوچ ساعت طلای را در اردوگاه اسیر نگهداری كرد تا پسرش بتواند آن را بدست آورد ، حیرت آورانه باعث ناراحتی او می شود: با ذخیره كردن آن در یك حفره بدن كه قطعاً دهان او نبود.






پیش درآمد 'وینسنت وگا و همسر مارسلوس والاس'

داستان عامهپسند جدول زمانی با قسمت اول زمانی که وینسنت و جولز (جکسون) ، دو ضارب ال.ای. که برای مارسلوس والاس (Rhames) کار می کنند ، در محل کار خود به رویدادهای اصلی بازمی گردد. مشخص نیست که وینسنت و ژول به کجا می روند اما وینسنت مدتی را به ژول در مورد سفر اخیر خود به اروپا می گوید ، همراه با نسخه فرانسوی Quarter Pounder - یک 'رویال با پنیر' - و بارهای آمستردام.



با پایان یافتن داستان ، ژول و وینسنت در حال رفتن به آپارتمان برت (فرانک والی) ، یکی از همکاران آپارتمان مارسلوس هستند. این افراد اقدام به لرزاندن برت برای چیزی که او به مارسلوس مدیون است ، می کنند. این مکالمه با تیراندازی ژول و وینسنت به برت و همچنین دو نفر از دوستانش و گرفتن دوست برت ، ماروین (فیل لامار) به عنوان گروگان برای پاسخ دادن به مارسلوس برای برت پایان می یابد. آنها کیف مرموز را برداشته و با ماروین به طرف خانه مارسلوس حرکت می کنند ، اما وقتی وینسنت به طور تصادفی به صورت ماروین شلیک می کند ، اوضاع از بدتر می شود و باعث ایجاد یک ظرف غذا بزرگ در داخل ماشین می شود.

قسمت 'وضعیت بانی'

ژول و وینسنت فوراً به خانه جیمی (تارانتینو) در دریاچه تولوکا می روند. ضاربان می دانند که باید ماشین را تمیز کنند و خودشان هم تمیز شوند. این اقدامی باورنکردنی خواهد بود و فقط یک مرد از مراحل درست حل آن آگاه است: گرگ (کایتل). گرگ ، یک طرفدار مدرسه قدیمی که در زمان خود بیش از یکی از این نوع شرایط بوده است ، به خانه جیمی می رسد. بیش از یک فنجان قهوه ، او با خونسردی به جولز و وینسنت می گوید هر جزئیات سختگیرانه ای که باید برای تمیز کردن قسمت داخلی ماشین ، دور انداختن بدنه و تمیز کردن قبل از بازگشت به کار ، داشته باشند. این قسمت با جولز و وینسنت از لباس های براق خود به پایان می رسد و اکنون لباس های کوتاه و تی شرت های رنگی پوشیده است که بعداً در قسمت های دیگر در چند قسمت دیگر مشاهده می شوند.

فصل بعدی گرگ نوجوان کی است

صحنه پیش گفتار 'The Diner'

داستان از دریاچه Toluca به غذاخوری Hawthorne Grill منتقل می شود ، صحنه ای که در واقع فیلم را باز می کند ، اندکی پس از برخورد جولز و وینسنت با گرگ در صبح. یک زوج جوان ، کدو تنبل (رات) و هانی بانی (پلامر) ، در یک غرفه نشسته اند. آنها در مورد محاسن سرقت از همه افرادی که در حال حاضر در غذاخوری هستند و همچنین از خود غذاخوری بحث می کنند. آنها با آرامش به توافقی می رسند که قرار است با این سرقت طی کنند. در آن لحظه ، در حالی که هانی اسم حیوان دست اموز روی زمین ایستاده است ، کدو تنبل به سمت میز می پرد و هر دو اسلحه خود را به طرف مراجع غذاخوری نشان می دهند. کدو تنبل با آرامش توضیح می دهد که چه خبر است و او و هانی بانی پول و اشیا valu با ارزش همه را جمع خواهند کرد.

صحنه آخرالزمان 'The Diner'

مشخص شده است که جولز و وینسنت نیز پس از شکست در اوایل آن روز ، برای ناهار به سمت گریل هاوثورن رفته اند. این مردان در لباس های تازه خریداری شده خود غذا می خورند و درمورد اینکه چرا ژول بیکن نمی خورد و همچنین آنچه برای آنها اتفاق افتاده صحبت می کنند. وینسنت از خواب بلند می شود تا به دستشویی برود ، وقتی Pumpkin و Honey Bunny غذای غذاخوری را نگه داشتند ، ژول را تنها گذاشت. کدو تنبل راهی ژول می شود و هرچه در کیف است را طلب می کند. ژول به او گفت که این ایده بدی است زیرا این دارایی مارسلوس است و سرقت از مارسلوس ایده بسیار بدی است. در عوض ژول تمام پول کیف پول خود را به کدو تنبل ارائه می دهد. در همین زمان ، وینس از دستشویی خارج می شود ، می بیند چه خبر است ، و هانی اسم حیوان دست اموز را به عنوان بیمه در مقابل کدو تنبل که هر کاری با ژول می کند ، نگه می دارد. ژول کدو تنبل را متقاعد می کند که پول را بگیرد و با دوست دخترش برود.

هنگامی که آنها از بین رفتند ، وینسنت به ژول یادآوری می کند که باید به مارسلوس بروند ، بنابراین آنها اسلحه های خود را در شورت خود قرار داده ، کیف را برداشته و می روند. آخرین باری که آنها را با هم می بینیم ، همان روز بعد از ظهر است که آنها با مارسلوس ملاقات می کنند ، که در حال گفتگو با بوچ در مورد پرتاب یک مسابقه بوکس در همان شب است زیرا این به نفع مارسلوس و بوچ است. وینسنت بوچ را تشویق می کند که واقعاً آنچه مارسلوس ارائه می دهد ، در نظر بگیرد.

مقدمه 'ساعت طلا' در امروز

بخش مقدماتی 'Gold Watch' مقدمه ای است در عصر همان روز که جولز و وینسنت با ماروین ، هانی اسم حیوان دست اموز و کدو تنبل از برگزاری هاورن گریل بالا بردند و وینسنت در مورد پرتاب مسابقه بوکس با بوچ صحبت کرد. بوچ از خواب دیدن این خاطره از كونس كه به او ساعت طلا می دهد بیدار می شود. به نظر می رسد که بوچ در بین راندهای مختلف زمان خرابی دارد ، بنابراین ، با پایان مقدمه ، بوچ نشان داده می شود که از اتاق بیرون می رود و آماده می شود تا مبارزه را به پایان برساند.

قسمت 'همسر ونسان وگا و مارسلوس والاس'

در آن شب ، وینسنت در خانه مارسلوس حاضر می شود تا همسر مارسلوس ، میا (تورمان) را برای یک شب در شهر بیرون ببرد. این رمانتیک نیست ، اما بیشتر مورد علاقه وینسنت است که به درخواست مارسلوس انجام می شود. وینسنت میا را برمی دارد اما قبل از رفتن آنها ، میا چند تا کوکائین برای شروع شب دارد. وینسنت میا را به رستورانی با مضمون دهه 50 ، Jack Rabbit Slim ، سوق می دهد ، جایی که همه کارمندان لباس مشاهیر مشهور دهه 1950 را می پوشند. میا در طول مکالمه آنها هنگام شام ، از وینسنت در مورد زندگی کوتاه مدت خود به عنوان بازیگر می گوید. در یک لحظه ، میا بلند می شود ، به دستشویی می رود و یک سری دیگر کوکائین انجام می دهد. او به میز برمی گردد و غذا می خورد. تقریباً در نیمه راه شام ​​، یک کارمند رستوران اعلام کرد که یک مسابقه رقص آغاز شده است ، که میا وینسنت را تشویق می کند تا با او شرکت کند. این زوج روی صحنه ای در مرکز رستوران بلند می شوند و شروع به رقصیدن با آهنگ 'هرگز نمی توانید بگویید' چاک بری می کنند.

این زوج رستوران را ترک کرده و به خانه خود می روند. آنها آن را به خانه مارسلوس و میا برمی گردانند ، و در حالی که وینسنت در دستشویی است ، میا هروئین خود را کشف می کند و در اشتباه گرفتن کوکائین ، یک خط تولید می کند و بیش از حد مصرف می کند. وینسنت وحشت می کند ، فکر می کند قصد دارد همسر رئیس خود را ببیند. او او را به خانه فروشنده مواد مخدر خود ، لنس (اریک استولتز) می رساند تا ببیند آیا می تواند کمک کند. لانس نشان می دهد که تنها راه احیای میا این است که یک سوزن بزرگ پر از آدرنالین گرفته و آن را در قلب میا فرو بریزید. وینسنت افتخارات را انجام می دهد و با موفقیت میا را بیدار می کند. او میا را با لباسهای جدید و بسیار بدتر از پوشیدن به خانه اش برمی گرداند و سپس می رود.

قسمت 'The Gold Watch'

قسمت 'Gold Watch' بلافاصله پس از مسابقه بوکس آغاز می شود ، که اکنون می دانیم در همان زمان حضور میا و وینسنت در Jack Rabbit Slims اتفاق می افتد. بوچ مسابقه را ترک می کند ، زیرا برنده شده و به نوعی حریف خود را (کسی که مارسلوس می خواسته بوچ عمداً به آن ببازد) ناک اوت کرده تا جایی که او را کشته است. بوچ آن را به آپارتمان خود برگرداند اما می داند که او و دوست دخترش ، فابین (ماریا دی مدیروس) ، نمی توانند آنجا بمانند. بوچ موفق می شود او را وادار کند تا با او به متلی بیاید که شبانه در آنجا مخفی می شوند.

نحوه نصب متال گیر جامد 5 مد

صبح روز بعد ، بوچ متوجه می شود که ساعت طلای پدرش را در آپارتمان خود گذاشته است. بوچ فابین را در متل رها می کند و برای بازیابی به آپارتمان برمی گردد. به محض ورود ، او مظنون است شخص دیگری آنجاست. او ساعت را می گیرد و وینسنت را می بیند که توسط مارسلوس برای کشتن او به آنجا فرستاده شده است. بوچ شلیک می کند و وینسنت را می کشد ، سپس از آپارتمان خارج می شود. وقتی بوچ در حال بازگشت به متل است ، اتفاقاً می بیند که مارسلوس از خیابان عبور می کند. بوچ سعی می کند او را بدرقه کند و این دو نفر با هم درگیر می شوند و در نهایت در یک پیاده فروشی قرار می گیرند. اوضاع خیلی سریع ناآرام می شود زیرا صاحب رهن و دوستش ، یک نگهبان امنیتی به نام زد ، آنها را در زیرزمین صاحب پیاده خانه به گروگان می گیرند ، جایی که بوچ ، با کمک Zed ، مارسلوس را مورد تجاوز قرار می دهد. بوچ اختلافات خود را با مارسلوس کنار می گذارد و او را نجات می دهد. بوچ موافقت می کند شهر را ترک کند و هرگز در مورد این حادثه صحبت نکند و مارسلوس را پشت سر بگذارد تا ربایش را وحشیانه جلوه دهد. بوچ موتور سیکلت زد (در واقع هلی کوپتر) را برمی دارد و به متل برمی گردد و با فابین رانندگی می کند.

تاریخ انتشار کلید
  • Once Upon A Time In Hollywood (2019) تاریخ انتشار: 26 جولای 2019