داستان پالپ به ترتیب زمانی

چه فیلمی را ببینید؟
 
به روز شده در 18 مارس 2023

فیلم Pulp Fiction کوئنتین تارانتینو در سال 1994 به هفت قسمت تقسیم شده است، اما ترتیب زمانی این اپیزودها دقیقاً چگونه است؟










کوئنتین تارانتینو این را ارائه نکرد داستان عامهپسند طرح به ترتیب زمانی، اما سه داستان فیلم به وضوح در هم تنیده شده اند. به منظور بافت مناسب داستان عامهپسند کوئنتین تارانتینو با داستان سرایی نامتعارف تایم لاین، گروه بازیگران ستاره‌ای را جمع کرد. یکی داستان عامهپسند داستان دو هیتمن (ساموئل ال. جکسون و جان تراولتا) را دنبال می کند که روزشان به طور معمول شروع می شود و به سرعت وارد هرج و مرج می شود. داستان دیگری در مورد شخصیت تراولتا است که همسر رئیسش (اوما تورمن) را برای سرگرمی کمی بیرون می آورد، در حالی که وقتی او بیش از حد مصرف می کند همه چیز به سرعت از بین می رود. در نهایت، بوکسور (بروس ویلیس) وجود دارد که باید برود و در یک چرخش پیچیده وقایع، خود را در حال مبارزه از زیرزمین یک صاحب رهنی می بیند.



کاپیتان چطور با مادرت آشنا شدم

داستان عامهپسند برش اصلی سه ساعته در نهایت به فیلم 2-1/2 ساعته تبدیل شد که سینمای گانگستری را متحول کرد. این داستان عامهپسند سه داستان تایم لاین در هفت قسمت غیرخطی تقسیم شده است که در طول دو روز روایت می شود. اگرچه این امر به شدت باعث می‌شود که چرا شخصیت‌ها و داستان‌ها تا این حد به یاد ماندنی هستند، درک ریسک‌ها، زمینه و زمان‌شناسی رویدادهای بعدی می‌تواند دشوار باشد. برای درک بهتر مسلماً بزرگترین و نمادین ترین فیلم کوئنتین تارانتینو، در اینجا داستان های داستان عامهپسند به ترتیب زمانی

مطالب مرتبط: بهترین فیلم‌های کوئنتین تارانتینو برای تماشا






فلش بک «پیش درآمدی برای ساعت طلایی».

در حالی که فیلم با دزدی کدو تنبل و هانی بانی از یک غذاخوری آغاز می شود طرح داستانی پالپ - به ترتیب زمانی - با فلاش بک کاپیتان کونز شروع می شود. زمان کاپیتان کونز (کریستوفر واکن) ممکن است کوتاه باشد، اما او تأثیری بر جای می گذارد. در این صحنه فلاش بک که اکنون نمادین است، داستان عامهپسند جدول زمانی به طور خلاصه به اواسط دهه 70 باز می گردد و بوچ جوانی را نشان می دهد که جلوی تلویزیون نشسته است. مادرش با کونز وارد می‌شود، مردی که پدر بوچ را زمانی که هر دو در اردوگاه اسرای جنگ ویتنام بودند می‌شناخت و به کونز اجازه می‌دهد مسئولیت را به دست بگیرد. این داستان عامهپسند کونز در حال گفتن داستانی طولانی در مورد ساعت طلایی که به پدر بوچ تعلق داشت به بوچ می‌گوید.



همانطور که کونز داستان را تعریف می کند، ظاهراً پدر بوچ در مورد سفر ساعت طلایی از زمان خرید آن در اوایل قرن بیستم و در طول نسل ها به او گفته است، به نظر می رسد چنین داستان الهام بخش باشد. مردان کولیج هر کاری کرده اند تا پسرشان ساعت را بگیرد. در یک چرخش شگفت‌انگیز نگران‌کننده و مبهم که بر این موضوع تأکید می‌کند معنای واقعی پالپ فیکشن عنوان کونز فاش می‌کند که چگونه پدر بوچ ساعت طلا را در اردوگاه اسرا در مکانی بسیار شخصی نگه داشته است تا پسرش بتواند آن را داشته باشد. در حالی که بقیه صحنه ها در طول دو روز اتفاق می افتد داستان عامهپسند طرح به ترتیب زمانی از دهه ها قبل شروع می شود.






پیش درآمد «وینسنت وگا و همسر مارسلوس والاس».

آغاز از داستان عامهپسند داستان به ترتیب زمانی زمانی است که وینسنت (تراولتا) و جولز (جکسون) - دو قاتل که برای مارسلوس والاس (رامز) کار می کنند - در حال کار هستند. مشخص نیست که وینسنت و ژول دقیقا به کجا می‌روند، اما وینسنت مدتی را صرف گفتن ژول در مورد سفر اخیرش به اروپا می‌کند، همراه با نسخه فرانسوی یک Quarter Pounder - a. رویال با پنیر - و بارها در آمستردام. زمانی که داستان وینسنت به پایان می رسد، او و جولز به آپارتمان برت (فرانک ویلی) می روند - تنظیم برای پالپ فیکشن صحنه اسلحه مداخله الهی معجزه آسا .



مردها برت را به خاطر چیزی که به مارسلوس والاس مدیون است تکان می دهند. در پی گفتگوی حاوی برخی از داستان عامهپسند به یاد ماندنی ترین نقل قول ها، جولز و وینسنت به برت، و همچنین دو تن از دوستانش، به طرز معجزه آسایی دلتنگ دوست برت، ماروین (فیل لامار) می شوند و ماروین را به عنوان گروگان می گیرند تا به مارسلوس پاسخ دهد. پایان یافتن داستان عامهپسند در قسمت دوم که به درستی سفارش داده شده بود، کیف مرموز را برمی‌دارند و با ماروین به سمت خانه مارسلوس می‌روند، اما وقتی وینسنت تصادفاً به صورت ماروین شلیک می‌کند و در داخل ماشین آشفتگی بزرگی ایجاد می‌کند، همه چیز بد به بدتر می‌شود.

مطالب مرتبط: چرا وینسنت وگا در آمستردام در فیلم Pulp Fiction حضور داشت؟

چه کسی می تواند در تفتیش عقاید عصر اژدها عاشقانه باشد

اپیزود 'وضعیت بانی'.

شروع قسمت سه از داستان عامهپسند به ترتیب زمانی، جولز و وینسنت بلافاصله به خانه جیمی (تارانتینو) در دریاچه تولوکا می روند. قاتل ها می دانند که باید ماشین را تمیز کنند و خودشان هم تمیز کنند. این یک کار باورنکردنی خواهد بود و تنها یک مرد می داند که چگونه آن را درست کند: داستان عامهپسند گرگ (هاروی کایتل). گرگ، یک حرفه ای قدیمی که در زمان خود در بیش از یکی از این نوع موقعیت ها بوده است، به خانه جیمی می رسد.

در کنار یک فنجان قهوه، او با خونسردی به ژولز و وینسنت می‌گوید که جزئیات بسیار دردناکی را که باید انجام دهند تا داخل ماشین را تمیز کنند، بدن را دور بریزند و قبل از اینکه بتوانند به سر کار بازگردند، تمیز شوند. این داستان عامهپسند اپیزود در حالی به پایان می رسد که جولز و وینسنت از کت و شلوارهای براق خود بیرون می آیند و اکنون با شلوارک و تی شرت های رنگارنگ پوشیده شده اند، که آنها را در چند صحنه دیگر در صحنه های دیگری که به ترتیب زمانی بعداً در روز اتفاق می افتد، دیده می شوند.

صحنه پیش‌گفتار «شامخوری».

داستان عامهپسند داستان از دریاچه تولوکا به غذاخوری هاثورن گریل، صحنه ای که در واقع فیلم را باز می کند، اندکی پس از برخورد ژول و وینسنت با گرگ در صبح حرکت می کند. یک زوج جوان، کدو تنبل (تیم راث) و هانی بانی (آماندا پلامر) در یک غرفه نشسته اند. آنها در مورد شایستگی سرقت از تمام افرادی که در حال حاضر در غذاخوری هستند و همچنین خود غذاخوری صحبت می کنند. داستان عامهپسند شخصیت‌های او با آرامش به توافق می‌رسند که قرار است با این دزدی پشت سر بگذارند.

در آن لحظه، کدو تنبل روی میز می‌پرد در حالی که هانی بانی روی زمین می‌ایستد و هر دو اسلحه‌های خود را به سمت مشتریان غذاخوری نشانه می‌گیرند. کدو تنبل با آرامش توضیح می دهد که چه اتفاقی می افتد و اینکه او و هانی بانی پول و اشیای قیمتی همه را جمع آوری می کنند و بدین ترتیب نیمه اول پایان می یابد. داستان عامهپسند داستان به ترتیب زمانی

صحنه پایانی 'غذاخوری'.

در حالی که این آخرین صحنه است داستان عامهپسند فیلم، در نیمه راه داستان به صورت زمانی اتفاق می افتد. که در داستان عامهپسند پنجمین قسمت زمانی، فاش شد داستان عامهپسند ژول و وینسنت همچنین پس از شکست در اوایل آن روز، برای ناهار به گریل هاثورن رفتند. مردان با لباس های تازه به دست آمده خود غذا می خورند و در مورد اینکه چرا جولز بیکن نمی خورد و همچنین اتفاقی که برای آنها افتاده است صحبت می کنند. وینسنت بلند می شود تا به حمام برود و ژولز را تنها می گذارد، زمانی که کدو تنبل و هانی بانی غذاخوری را نگه می دارند. کدو تنبل راهی ژول می شود و هر آنچه در کیف مارسلوس والاس است می خواهد.

ژول به او می گوید که این ایده بدی است زیرا متعلق به مارسلوس است و سرقت از او ایده بسیار بدی است. ژول در عوض تمام پول کیف پولش را به کدو تنبل پیشنهاد می کند. در یکی از چندین صحنه حمام وینسنت وگا در داستان عامهپسند وینسنت از حمام خارج می‌شود، می‌بیند که چه خبر است، و هانی بانی را به عنوان بیمه می‌کند که کدو تنبل هر کاری برای جولز انجام دهد. در پایان این قسمت در داستان عامهپسند به دستور داستان، ژول، کدو تنبل را متقاعد می کند که پول را بگیرد و با دوست دخترش برود.

وقتی آنها رفتند، وینسنت به ژول یادآوری می کند که باید به دیدن مارسلوس بروند، بنابراین آنها اسلحه های خود را در شورت خود می گذارند، کیف را برمی دارند و می روند. آخرین باری که آنها را با هم می بینیم داستان عامهپسند همان بعد از ظهری است که آنها با مارسلوس ملاقات می کنند، که در حال گفتگو با بوچ درباره برگزاری یک مسابقه بوکس در اواخر همان شب است، زیرا هم به نفع مارسلوس والاس و هم بوچ خواهد بود. وینسنت تشویق می کند داستان عامهپسند بوچ واقعاً آنچه را که مارسلوس ارائه می دهد در نظر بگیرد.

مطالب مرتبط: چرا مارسلوس از وینسنت در داستان عامه پسند (وقتی او وحشتناک است) استفاده کرد؟

پیش درآمد «ساعت طلایی» در عصر حاضر

بخش امروزی از داستان عامهپسند پیش درآمد «ساعت طلایی» به غروب همان روز با اتفاق ناگوار جولز و وینسنت با ماروین، هانی بانی و کدو تنبل که گریل هاثورن را بالا نگه داشته اند و وینسنت با بوچ در مورد پرتاب مسابقه بوکس صحبت می کند، کاهش می یابد. بوچ از خواب دیدن این خاطره که کونز ساعت طلا را به او می دهد بیدار می شود. به نظر می رسد که بوچ در بین دورهای دور از کار افتاده است بنابراین، همانطور که داستان عامهپسند پیش درآمد به پایان می رسد، بوچ نشان داده می شود که اتاق را ترک می کند و برای پایان دادن به مبارزه آماده می شود.

اپیزود 'وینسنت وگا و همسر مارسلوس والاس'.

آن شب، داستان عامهپسند در قسمت ماقبل آخر صحیح طرح، وینسنت در خانه مارسلوس ظاهر می شود تا همسر مارسلوس، میا والاس (اوما تورمن) را برای یک شب در شهر بیرون بکشد. این رمانتیک نیست، اما بیشتر لطفی است که وینسنت به درخواست مارسلوس انجام می دهد. وینسنت میا را برمی‌دارد، اما قبل از رفتن آنها، او چند ضربه کوکائین دارد تا شب را شروع کند. وینسنت میا را به رستورانی با مضمون دهه 50 به نام جک رابیت اسلیمز می برد، جایی که همه کارمندان آن مانند افراد مشهور دهه 1950 لباس پوشیده اند. در طول گفتگوی شام آنها در طول داستان عامهپسند داستان، میا به وینسنت در مورد حرفه کوتاه مدت خود به عنوان یک بازیگر می گوید.

در یک لحظه، میا بلند می شود، به حمام می رود و یک خط دیگر کوکائین می زند. دوباره سر میز می آید و غذا می خورد. تقریباً در نیمه شام، یکی از کارمندان رستوران اعلام می کند که یک مسابقه رقص شروع شده است، که میا وینسنت را تشویق می کند تا با او در آن شرکت کند. این جفت بر روی صحنه ای در مرکز آن بلند می شوند داستان عامهپسند رستوران جک رابیت اسلیمز و در یکی از داستان عامهپسند از معروف ترین صحنه ها، شروع به رقصیدن با آهنگ 'You Never Can Tell' از چاک بری کنید. که در داستان عامهپسند به دستور صحیح، زوج رستوران را ترک کرده و به خانه می روند.

آیا Hell House llc یک داستان واقعی است

آن‌ها به خانه مارسلوس و میا برمی‌گردند و در حالی که وینسنت در حمام است، میا هروئین او را کشف می‌کند و با اشتباه گرفتن آن با کوکائین بیشتر، خط می‌کشد و اوردوز می‌کند. وینسنت وحشت می کند، بنابراین او را به خانه فروشنده مواد مخدر خود، لنس (اریک استولتز) می برد تا ببیند آیا می تواند کمک کند. لنس می‌داند که تنها راه برای احیای میا این است که یک سوزن بزرگ پر از آدرنالین گرفته و آن را در قلب میا فرو بریزد - بدنام داستان عامهپسند صحنه شلیک آدرنالین . وینسنت افتخارات را انجام می دهد و میا را با موفقیت از خواب بیدار می کند. او میا را به خانه اش برمی گرداند.

مطالب مرتبط: بازیگرانی که تقریباً نقش میا والاس را در فیلم تخیلی پالپ بازی کردند

قسمت 'The Gold Watch'.

قسمت 'Gold Watch' از داستان عامهپسند ترتیب داستان درست بعد از مسابقه بوکس شروع می شود، که به صورت زمانی همزمان با حضور میا و وینسنت در جک رابیت اسلیمز اتفاق می افتد. بوچ با برنده شدن مسابقه را ترک می کند و به نوعی حریف خود را ناک اوت می کند (کسی که مارسلوس می خواست بوچ عمداً در آن ببازد) تا جایی که او را کشت. بوچ به آپارتمانش برمی گردد اما می داند که او و دوست دخترش فابین (ماریا د مدیروس) نمی توانند آنجا بمانند. عجیب است که وقتی فابین در حین صحبت با بروس درباره اعضای بدن صحبت می کند، اصلاً به پاها اشاره نمی کند، که با وسواس ادعایی پاهای کوئنتین تارانتینو مطابقت ندارد. بوچ و فابین در یک متل پنهان می شوند.

صبح روز بعد، بوچ متوجه می شود که ساعت طلایی پدرش را در آپارتمانش جا گذاشته است. بوچ فابین را در متل رها می کند و برای بازیابی آن به آپارتمان برمی گردد. او با احتیاط وارد آپارتمان می شود، چون می داند مارسلوس به دنبال او است و ساعتش را می گیرد. بوچ با شنیدن یک نفر در توالت منتظر می ماند تا آن شخص خارج شود که معلوم شد وینسنت است که بوچ او را می کشد. در حالی که بوچ در حال رانندگی به سمت متل است، اتفاقی مارسلوس را در حال عبور از خیابان می بیند. بوچ سعی می کند او را زیر پا بگذارد و دو مرد با هم درگیر می شوند و در نهایت به یک مغازه رهنی می روند.

همه چیز خیلی سریع وحشتناک می شود زیرا صاحب گروفروشی و دوستش، نگهبانی به نام زد، آنها را در زیرزمین صاحب گروفروشی به گروگان می گیرند، جایی که بوچ با کمک زد به مارسلوس تجاوز می کند. با اینکه فقط چند دقیقه از کشتن وینسنت وگا توسط بوچ نگذشته بود - و بوچ و مارسلوس فقط سعی داشتند همدیگر را بکشند - بوچ اختلافات خود را با مارسلوس کنار گذاشته و او را نجات می دهد.

مارسلوس و بوچ با اکراه به توافق می رسند: تا زمانی که بوچ شهر را ترک می کند و هرگز از این حادثه صحبت نمی کند، در میدان هستند. بوچ فوراً پایان معامله را متوقف می کند و مارسلو را پشت سر می گذارد تا اسیرکنندگان آنها را وحشیانه کند. بوچ هلی کوپتر موتورسیکلت زد را می گیرد، به متل برمی گردد و با فابین می رود. از نظر زمانی، این آخرین لحظه است داستان عامهپسند ترتیب داستان درست

چرا داستان عامه پسند به ترتیب زمانی نیست؟

در حالی که تصمیم کوئنتین تارانتینو برای گفتن به داستان عامهپسند طرح خارج از ترتیب زمانی تا حدی سبک بود، زیرا او به تازگی این کار را برای جدول زمانی سال 1992 انجام داده بود. سگ های مخزن ، فرمت غیرخطی نیز هدفی دارد که کل داستان را جذاب تر کند. اگر داستان عامهپسند به ترتیب زمانی گفته شد، بوچ در صحنه اول به عنوان یک کودک معرفی می‌شود، سپس تا نیمی از فیلم دیگر در نقش بروس ویلیس دیده نمی‌شود. چه زمانی داستان عامهپسند به صورت غیرخطی گفته می شود، بینندگان همچنان هر شخصیت را با یکدیگر همپوشانی می بینند، که به مخاطب کمک می کند تا بفهمد چقدر برای داستان های یکدیگر اهمیت دارند.

چگونه تاریخ انتشار اژدهای 4 خود را آموزش دهیم

هر قسمت از داستان عامهپسند داستان همچنین دارای مضامین مشابهی از رستگاری و درگیری شخصی است که در صورت همپوشانی با یکدیگر به صورت غیرخطی به شیوه ای منسجم تر و از نظر احساسی قانع کننده ظاهر می شوند. با گفتن داستان عامهپسند بر خلاف ترتیب زمانی، کوئنتین تارانتینو، کارگردان فیلم، روشن می‌کند که هر یک از این سه داستان به یک اندازه در تأثیرگذاری بر یکدیگر و ایجاد یک روایت واحد اهمیت دارند.

مطالب مرتبط: راهنمای بازیگران و شخصیت های داستانی پالپ

چگونه Pulp Fiction به دیگر فیلم های تارانتینو متصل می شود؟

در حالی که Tarantinoverse به اندازه جهان های سینمایی شناخته شده مانند MCU تثبیت نشده است، جنگ ستارگان ، یا ارباب حلقه ها هنوز هم وجود دارد، و درک آن به طور قابل توجهی به تجربه تماشای بیشتر فیلم‌های او می‌افزاید. به خصوص، داستان عامهپسند و سگ های مخزن به طرق مختلف به هم متصل می شوند. ویک وگا/آقای مایکل مدسن بلوند از سگ های مخزن در واقع برادر وینسنت وگا از جان تراولتا است داستان عامهپسند. در واقع، در دهه 90، تارانتینو برنامه هایی برای ساخت فیلمی درباره برادران وگا داشت که متاسفانه تا به امروز محقق نشده است. ارتباط کنجکاو دیگر این است سگ های مخزن آقای صورتی.

او می‌تواند پیشخدمتی باشد که میا و وینسنت در جک خرگوشه اسلیمز با هم روبرو می‌شوند، زیرا هر دو شخصیت توسط استیو بوشمی بازی می‌شوند. داستان عامهپسند نظریه آقای صورتی. داستان عامهپسند همچنین به چندین فیلم دیگر تارانتینو به روش های مختلف متصل می شود و این الگو در اکثر فیلم هایی که تارانتینو در طول دوران حرفه ای خود ساخته است ادامه دارد. به همین دلیل است که جدا از درک داستان عامهپسند به ترتیب زمانی، مهم است که بدانید فیلم در کجای جدول زمانی بزرگ‌تر «دنیای واقعی» تارانتینو قرار دارد. در سال 1994، داستان عامهپسند در واقع درست در میانه جدول زمانی تارانتینو، بعد از سگ های مخزن که در سال 1992 و جکی براون در سال 1995

Pulp Fiction In Order کار نمی کند زیرا تارانتینو آن را به این شکل نوشته است

جالب اینجاست که خود کوئنتین تارانتینو در مورد آن صحبت کرده است داستان عامهپسند طرح و چرایی آن به ترتیب زمانی نیست. در فیلم هایی مثل کریستوفر نولان ذیل و یادگاری ، کارگردان بدون نظم آنها را با هم تدوین کرد. ذیل بی نظم بود، شبیه به داستان عامهپسند ، در حالی که یادگاری به ترتیب معکوس گفته شد با این حال، نولان می‌توانست آن‌ها را به‌جای فیلم‌برداری نامرتب و در عین حال که همان داستان را بازگو می‌کرد، آنها را در ترتیب زمانی قرار دهد.

تارانتینو هم ساخت داستان عامهپسند مثل یک پازل تارانتینو فیلم را نامرتب نوشت و قصد داشت در ساختار و سبک خود اینگونه باشد. در یک مصاحبه (از طریق نظر فیلم تارانتینو گفت که این فیلم درباره یک سری زوج ها ,' جایی که هر داستان درباره یک زوج و نحوه تعامل آنها است. او گفت که هیچ راهی وجود ندارد که هر یک از داستان های این زوج بدون داستان های قبل و بعد از آن کار کند. داستان عامهپسند پازلی نبود که تماشاگران برای درک داستان چیده بودند، این پازلی بود که بازیگران برای روایت داستان کنار هم قرار دادند.

بیشتر: فیلم کوئنتین تارانتینو درباره جهان مشترک توضیح داده شد

فصل جدید نحوه فرار