استودیو دیزنی از زمان تلاشهای اولیه خود در دهه 30، به دلیل ارائه بهترین سرگرمیهای خانوادگی شهرت زیادی به دست آورده است. همه چیز از این شروع شد سفید برفی و هفت کوتوله و فقط از آنجا ساخته شده است. اضافه شدن فیلم های لایو اکشن که از سال 1950 شروع شد با جزیره گنج و همیشه سعی می کرد سرگرمی های خانوادگی سالم را برای بچه ها در هر سنی منتشر کند.
با این حال، در طول مسیر، دیزنی همچنین شروع به انتشار فیلم هایی کرد که نه تنها بچه ها را سرگرم می کرد، بلکه مردم را از نظر احساسی نابود می کرد. برای همیشه، فیلمی وجود داشت که آنقدر غم انگیز بود که در ذهن بچه ها زخم هایی به جا گذاشت که هرگز التیام نیافتند. با چند فیلم شگفت انگیز در طول مسیر، در اینجا نگاهی به دلخراش ترین فیلم های دیزنی در تمام دوران ها داریم.
دامبو
دیزنی خیلی زود شروع به شکستن قلب کرد و با انتشار انیمیشن خود در سال 1941 لحن را تنظیم کرد دامبو . این انیمیشن از همان ابتدا با قهرمان خود بی رحمانه بازی می کند. جامبو جونیور یک بچه فیل شیرین بود که مادرش او را بسیار دوست داشت. با این حال، مردم او را به خاطر گوش های بزرگش مسخره کردند و به جای آن بی رحمانه او را دامبو صدا زدند.
این غم انگیز و نفرت انگیز بود، اما دیزنی آن را یک قدم جلوتر برد. هنگامی که مادرش سعی کرد از نوزادش محافظت کند، او خطرناک تلقی شد و او را بردند و تنها موجودی را که کاملاً عاشق فیل جوان بود و از آن محافظت می کرد، بیرون آوردند. وقتی مادرش صندوق عقب او را از ماشین در قفسش پایین می آورد و او را در آغوش می گیرد و دامبو شروع به گریه می کند، همه تماشاگران نیز همین کار را می کنند.
مطالب مرتبط: چرا Dumbo یک بازسازی نیست - این یک داستان اصلی است
بامبی
ذیل دامبو ، دیزنی درد از دست دادن والدین را به دلخراش ترین شکل ممکن جبران کرد بامبی . این فیلم درباره آهوی جوانی بود که راه خود را پیدا کرد و با هم دوست شد و در نهایت بالغ شد و جفت خود را پیدا کرد. با این حال، تنها چیزی که این فیلم را جالب کرد این بود که شخصیت شرور یک نیروی نادیده به نام مرد بود.
البته، Man یک شکارچی بود و به سادگی برای شکار آهو بیرون آمده بود. صحنهای در این فیلم که بچهها را در سرتاسر جهان نابود کرد، در اوایل زمانی رخ داد که مرد زندگی بامبی را با شلیک گلوله به مادرش نابود کرد و او را تنها و ترسو رها کرد.
فریاد پیر
زمانی که دیزنی با آن فیلم های لایو اکشن ساخت جزیره گنج ، فرض بر این بود که اینها فیلم های ماجراجویی بزرگ و سرگرم کننده ای خواهند بود - و در بیشتر موارد چنین بودند. با این حال، زمانی که دیزنی منتشر شد یلر پیر در سال 1957، به عنوان یک فیلم بیرحمانه و بیرحم بازی کرد زیرا افسردهکنندهترین فیلم تاریخ را برای بچهها در همه جا منتشر کردند.
هنگامی که خانواده کوتس به یک آزمایشگاه ولگرد می روند و او را پیر یلر می نامند، حیوان خانگی پیدا می کنند که هم از آنها محافظت می کند و هم آنها را به هم نزدیک می کند. وقتی پیر یلر توسط یک گرگ مجروح میشود و تسلیم آبهراسی میشود، این وظیفه تراویس است که اسلحهاش را بردارد و بهترین دوست مرد را زمین بگذارد. حتی یک توله سگ جدید هم نمی تواند آن لحظه را از حافظه کسی پاک کند.
مطالب مرتبط: 15 فیلم کودکانه که دوران کودکی شما را خراب می کند
روباه و سگ شکاری
روباه و سگ شکاری فیلمی درباره دوستی است. این در مورد دو موجود بسیار متفاوت است - که برای دشمن تربیت شده اند - می توانند به نزدیک ترین دوستان تبدیل شوند. با این حال، کل این فیلم به حواس بینندگان حمله می کند و یکی از دلخراش ترین فیلم های دیزنی است. همه چیز زمانی شروع می شود که تاد در کودکی توسط بیوه توید به دلیل اسلید بی رحمانه رها می شود.
تا انتها حرکت کنید، و در حالی که این به طرز وحشتناکی افسرده کننده بود، لحظه ای که مس بین اسلید و تاد قرار می گیرد تا جان دوستش را نجات دهد، یک پیچ و خم در پایان ایجاد می کند. اسلید در نهایت موافقت میکند که تاد را نکشد، اما با رفتن او، بیننده میداند که این نیز پایان رابطه تاد و مس است.
مربوط: 25 فیلم برتر سگ
شیر شاه
بر اساس هملت ، انیمیشن دیزنی شیر شاه قرار بود با یک تراژدی شروع کند. درست مانند بامبی، سیمبا مجبور شد پدرش را از دست بدهد تا مرد و پادشاه شود. موضوع در مورد شیر شاه این است که داستان را فراتر از آن برد بامبی جرات کرد صدای شلیک گلوله بلند شد و فهمیدیم که مادر بامبی مرده است. با این حال، ما مصطفی را شناختیم، بنابراین وقتی او درگذشت، تا حدودی تقصیر سیمبا بود. وقتی سیمبا بالای پدرش ایستاد و از او خواست که «بلند شود»، تماشاگران احساس کردند که قلب آنها همراه با توله شیر شکسته است. هنگامی که سیمبا توسط عمویش تبعید شد، با این باور که این تقصیر اوست، فیلم خیلی زود تاریک شد.
نان و بخیه
منتشر شده در سال 2002، لیلو و کوک فیلم کمی عجیب دیزنی بود. یک موجود بیگانه عجیب و غریب داشت که انواع مشکلات را ایجاد می کرد، به شدت به موسیقی الویس پریسلی تکیه می کرد و داستان دوستی را با نامحتمل ترین افراد رانده شده روایت می کرد. با این حال، غمی عمیق در داستان وجود داشت که فرار از آن سخت است.
لیلو دختر بچهای بود که پدر و مادرش مرده بودند، احساس میکرد یک طرد شده اجتماعی است و توسط همه بچههای دیگر شهرش مورد آزار و اذیت قرار میگرفت. همچنین یک کارمند خدمات اجتماعی بود که بهترین ها را برای لیلو می خواست، اما تقریباً به معنای دور کردن او از تنها خانواده ای بود که او باقی مانده بود. استیچ موجودی بود که بهعنوان یک سلاح خلق شده بود، اما فرار کرد تا بفهمد که میتواند بیش از این باشد و در نهایت به پر کردن سوراخ قلب لیلو کمک کرد.
مطالب مرتبط: 17 دلخراش ترین لحظات فیلم دیزنی و پیکسار
بالا
پیکسار عاشق ساختن فیلمهایی است که هیچکس نمیتوانست رویای آنها را بسازد و سپس آنها را به موفقیتهای بزرگ منتقد تبدیل کند. آیا می خواهید یک فیلم تقریباً صامت در مورد رباتی که زمین بی ثمر را تمیز می کند؟ Wall-E چیزی است که شما به دنبال آن هستید آیا می خواهید فیلمی درباره یک مرد مسن و یک پیشاهنگ توله که با هم به ماجراجویی می پردازند؟ بالا بلیط شماست
با این حال، چیزی که هیچ کس انتظارش را نداشت این بود که در ابتدای یک فیلم انیمیشن، چشمان خود را به گریه بیاندازند. که با بالا ، که دارای دلخراش ترین افتتاحیه در بین فیلم های دیزنی است. کارل در کودکی با الی آشنا می شود، آن دو عاشق هم می شوند و ازدواج می کنند. الی سعی می کند بچه دار شود اما سقط می کند و بعد با هم پیر می شوند. سپس الی می میرد. این عمیق و افسرده است و احتمالاً بزرگترین افتتاحیه برای هر فیلم انیمیشن دیزنی است.
داستان اسباب بازی 3
داستان اسباب بازی معرفی جهان به دنیای اندی و اسباب بازی های او بود. صادقانه بگویم، این فقط مربوط به اسباببازیهایی بود که اندی بهعنوان یک چهره پسزمینه در آن حضور داشتند، اما کل سفر این اسباببازیها برای این بود که نشان دهند چقدر اندی را دوست دارند و او چقدر آنها را دوست دارد. نکته جالب در مورد فرنچایز گذشت زمان بود.
اندی دیگر بچه کوچک نبود و بزرگتر شد. سپس، توسط داستان اسباب بازی 3 ، اندی بزرگ شده بود و به کالج رفت. تمام مضمون این فیلم این بود که وقتی بچه هایی که آنها را دوست داشتند بزرگ می شوند و دیگر به آنها نیازی ندارند چه اتفاقی برای اسباب بازی ها می افتد. پایان فیلم، زمانی که اندی اسباببازیهایش را به یک دختر کوچک جدید میدهد و در نهایت وودی محبوبش را نیز رها میکند، مانند هر فیلم دیزنی، لحظهای دلخراش است.
مطالب مرتبط: 15 فیلم غمگینی که مردان اجازه دارند در آن گریه کنند
قهرمان بزرگ 6
قهرمان بزرگ 6 اولین انیمیشن مارول بود که توسط دیزنی به سینماها عرضه شد. با این حال، برخلاف فیلمهای ابرقهرمانی در دنیای سینمایی مارول، شخصیتهای موجود در قهرمان بزرگ 6 بیشتر بچه ها بودند و فیلم برای مخاطبان جوان تر طراحی شده بود. با این اوصاف، دیزنی کوتاه نیامد و فیلم با لحظات دلگیر باز و بسته شد.
سفر قهرمان هیرو زمانی بود که برادرش در آتش سوزی توسط شخصیت شرور فیلم جان باخت. هیرو برادرش را از دست داده بود و پدر و مادرش را قبل از شروع فیلم از دست داده بود. این فیلم درباره پیدا کردن خانواده جدید او با تیمش و ربات Baymax بود. این ما را به پایان می رساند... برای نجات هیرو، بایمکس باید جان خود را رها کند و هیرو نزدیکترین همراه خود را نیز از دست داد.
پشت و رو
پیکسار عاشق ساختن فیلمهای غمانگیز است، اما وقتی صحبت از دلخراشترین فیلم دیزنی تمام دوران به میان میآید، پشت و رو ممکن است جایزه را بگیرد این فیلم یک داستان موفقیت غیر محتمل بود - تمام اتفاقات در مغز یک دختر جوان می گذشت. احساسات او شخصیت های اصلی هستند و زمانی که جوی سعی می کند غم را از تأثیرگذاری بر رایلی جلوگیری کند، همه چیز بد می شود.
ناراحت کننده ترین و دلخراش ترین لحظه زمانی بود که آنها دوست خیالی دوران کودکی خود به نام بینگ بونگ را پیدا کردند. شادی و غم به گودالی ختم شد که در آن خاطرات می میرند و بینگ بونگ برای نجات آنها خود را قربانی می کند. وقتی جوی متوجه می شود که چه اتفاقی افتاده است، بینگ بونگ برای همیشه از حافظه رایلی پاک می شود و از جوی می خواهد که 'او را برای من به ماه ببر' در لحظه ای که همه اشک را برانگیخت.