سیاره میمون ها که یکی از تأثیرگذارترین فیلم های علمی تخیلی در تمام دوران ها است ، انسان ها را در برابر نخستی ها قرار می دهد. س isال این است که ، واقعاً چه کسی باهوش ترین است؟
یکی از تأثیرگذارترین فیلم های علمی-تخیلی در تمام دوران ، فیلم اصلی است سیاره میمون ها . در حالی که این حق رای دادن طی سالهای متمادی به طرق بسیار جذاب تکامل یافته است ، اولین فیلم از سال 1968 هنوز هم درخشان داستان یافتن فضانوردان در سیاره ای است که میمون ها گونه غالب آن هستند.
مفهوم میمون ها و تغییر موقعیت انسان در جامعه ، خصوصاً با برخورد میمون ها با انسان ها به عنوان گونه ای که از هوش کمتری برخوردار است ، بسیار جذاب است. اما کدام یک از شخصیت های اصلی فیلم ، انسان و میمون ، واقعاً باهوش هستند - و کدام یک بهتر است به عنوان حیوانات خانگی نگهداری شوند؟
ترتیب فیلم های سری واگرا چگونه است
8جدید
شخصیت نوا در این داستان کمی عجیب است. او را به عنوان همسر قهرمان انسانی تیلور (چارلتون هستون) آورده و سرانجام به عشق او تبدیل می شود. با این حال ، او همچنین نمونه ای از چگونگی شباهت انسانهای این جهان به حیوانات بدون تفکر خودشان است.
نوا یک شخصیت بدون هیچ عامل واقعی است و به نوعی فقط بی هدف در داستان آورده شده است. به نظر می رسد که او واقعاً علاقه ای به تیلور ندارد ، جدا از اینکه مجبور شود با او باشد. او فقط آنجاست که برای کل فیلم چهره خالی و بی صدا باشد.
دزدان دریایی سریال کارائیب به ترتیب
7لوسیوس
لوسیوس یکی از شخصیت های میمون است و مثال خوبی در مورد اینکه همه آنها موجودات هوشمند نیستند. درست مثل انسان ، بعضی از میمون ها نابغه هستند و دیگران کوتاه می آیند. لوسیوس در گروه دوم قرار می گیرد.
او به عنوان برادرزاده دانشمند میمون Zira معرفی می شود که با فریب نگهبان نابغه به تیلور کمک می کند تا از زندان فرار کند. با این حال ، این جایی است که زیرکی و سودمندی لوسیوس به پایان می رسد. در حالی که او قهرمانان را در مأموریت خود در منطقه ممنوع همراهی می کند ، تنها کاری که انجام می دهد این است که سوالات بی هدف بپرسد و به نوعی متعجب شود که آدمهای بد همچنان کارهای بد را انجام می دهند. او یک شخصیت بسیار آزار دهنده می سازد.
6فرود آمدن روی
شخصیت های انسانی گروهی از فضانوردان هستند که سفر طولانی و عمیق فضایی آنها با سقوط آنها در این سیاره عجیب به پایان می رسد. علیرغم اینکه به اندازه کافی واجد شرایط برای طولانی ترین کاوش فضایی در تاریخ بشر هستند ، آنها دقیقاً باهوش ترین گروه از بچه ها نیستند. این به ویژه در مورد لاندون صدق می کند.
لندون مطمئناً می دانست که این مأموریت را که با فرود او در یک سیاره عجیب پایان می یابد ، دنبال می کند ، اما به نظر می رسد وقتی همه چیز به آنجا برود کاملاً گیج و متحیر است. او به همه چیز نیاز دارد تا برایش توضیح داده شود ، از واقعیت سقوط سفینه گرفته تا صدها سال آینده بودن آنها. جای تعجب است که یک آدم فضایی می تواند خیلی بی سر و صدا باشد.
5طفره رفتن
داج یکی دیگر از اعضای خدمه انسانی است که حداقل کمی از لندون آگاه است. حداقل ، او دهان خود را بسته نگه می دارد و نیازی نیست هر اطلاعاتی را به او قاشق چسبانده شود. با این حال ، او مانند لندون قضاوت فوق العاده ضعیفی را در مورد شخصی که به اندازه کافی هوشمند برای اکتشافات فضا نشان می دهد ، نشان می دهد.
داگ در پایین نگه داشتن سر و انجام کارهایی که باید انجام شود خوب است ، اما وقتی مترسک هایی پیدا کرد که به وضوح توسط هر کسی که در سیاره اش زندگی می کند ساخته شده است ، بدون اینکه به فکر خطر بالقوه باشد ، با همرزمانش فریاد می زند. او همچنین بدون در نظر گرفتن اینکه آیا ممکن است آب موجود در این سیاره برای انسان سمی باشد ، با دیگران به دریاچه می پرد.
جی کی سیمونز مرد عنکبوتی دور از خانه
4تیلور
تیلور یک قهرمان بسیار بامزه برای این فیلم است. او یک انسان دانشمند و یک کاوشگر است ، اما با بازی چارلتون هستون ، او همچنین یک مرد سرسخت و یک قهرمان سرسخت است. این باعث ایجاد یک ترکیب عجیب و غریب می شود در حالی که باعث می شود تیلور جایی بین لال و باهوش به نظر برسد.
او در کنار رفقای انسانی خود ، وقتی خود را در یک سیاره عجیب و غریب می یابد ، تصمیمات نادرستی می گیرد. او همچنین با بی تفاوتی با اوضاع رفتار می کند و حتی لندن را به دلیل نگرانی مورد تمسخر قرار می دهد. با این حال ، تیلور هنگامی که توسط میمون ها اسیر می شود ، می تواند با استفاده از عقل خود را به عنوان موجودی هوشمند ثابت کند ، با میمون های متفکرتر تعقل کند و فرار کند. او حتی موفق می شود از دکتر زائوس فرزانه نیز پیشی بگیرد.
3کرنلیوس
فیلمها منطقه گرگ و میش -esque هوشمندانه است که چگونه جامعه انسانی را با جامعه میمون ها منعکس می کند ، از جمله همه تعصبات و جهل ها. کورنلیوس یکی از میمون های باهوش در داستان است اما کسی که دیگران به خاطر اعتقاداتش به انسان ها باهوش تر از آن چیزی است که معمولاً مورد احترام قرار نمی گیرد.
او چیزی را در انسان ها می بیند که سایر میمون ها حتی حاضر نیستند آن را در نظر بگیرند. هنگام بحث بر سر حرفهای او با سایر میمون ها ، آنها در مقایسه با روش پیشرفته تفکر کورنلیوس ، بسیار لمس و احمقانه به نظر می رسند. وی حتی قادر است شواهد مربوط به اولین انسان ها را ردیابی کند.
دوبرای
زیرا شریک کورنلیوس است و حتی فکر بازتر از او نیز هست. هنگامی که او برای اولین بار با تیلور ملاقات می کند ، می تواند جنبه هایی از او را نشان دهد که بیش از یک انسان معمولی ، هوش بیشتری دارد ، حتی در حالی که سایر میمون ها فقط یک حیوان گنگ را می بینند.
چگونه در الوهیت به گناه اصلی احترام بگذاریم 2
او با تیلور کار می کند ، او را تشویق می کند تا با دیگران ارتباط برقرار کند و از او دفاع می کند. او به سمت میمون ها فشار می آورد تا فراتر از اعتقادات راسخ و تنگ نظری خود را ببینند. در حالی که این اغلب او را به یک فرد خارجی تبدیل می کند و او را به دردسر می اندازد ، او همیشه بیشتر به دنبال گرفتن پاسخ و یادگیری بیشتر است.
1دکتر زائوس
هیچ چیز ترسناک تر از یک شرور نیست که باهوش ترین شخصیت داستان باشد. دکتر زائوس نه دشمن قدرتمندی است و نه خصوصاً خشن است. او فقط حقایق خاصی را در مورد جهان می داند که می خواهد به هر قیمتی راز بماند.
در حالی که برخی از میمون های مسن که جامعه را اداره می کنند نسبت به حقایق مربوط به انسان ها کاملاً بی اطلاع هستند ، دکتر زائوس فقط مانند افرادی رفتار می کند که فکر می کند انسان ها موجوداتی گنگ هستند. او برای تیلور توضیح داد که به خوبی از توانایی های بشریت و همچنین تاریخچه آنها در این کره خاکی آگاه است. اما او آنها را به عنوان یک نیروی مخرب می داند که اگر بتوانند کنترل مجدد خود را به دست بگیرند جامعه آنها را به پایین می کشد. گرچه ممکن است روشهای او هنوز غیراخلاقی باشد ، اما استدلال او کاملاً درست است.