بعد از اصل جنگ ستارگان این فیلم دارث ویدر را به عنوان نمادی بی چهره از شر معرفی کرد. امپراتوری ضربه می زند این تصور شگفت انگیز را ایجاد کرد که زیر آن نقاب شوم یک انسان آسیب دیده با نماد نمادین من پدرت هستم وجود دارد. فینال بزرگ سه گانه، بازگشت جدی ، غیرمنتظره را انجام داد و توانست با رستگاری قلبی ویدر اشک تماشاگران را درآورد.
ویدر ممکن است به خاطر سالها قتل و جنایات جنگی به طور کامل رستگار نشود، اما در چشمان پسر غریبهاش رستگار شده است. لوک قبول نمی کند که هیچ ذره ای از خوبی در پدرش باقی نمانده است و ویدر به او ثابت می کند که درست است. این قوس رستگاری در چند صحنه کلیدی از نمودار ترسیم شده است جنگ ستارگان سه بعدی
وقتی لوک به او گفت که نفرت خود را رها کند
دلیل اصلی که ویدر توانست از نیمه تاریک بازگردد این بود که لوک هرگز از این باور که هنوز خوبی در او وجود دارد دست برنداشت. هنگامی که آنها پس از دوئل سرنوشت ساز خود در اندور دوباره متحد شدند امپراتوری ضربه می زند ، لوک می توانست در روح پدرش تعارض را احساس کند.
هنگامی که ویدر یک بار دیگر سعی کرد لوک را متقاعد کند که به سمت تاریک سوق دهد، لوک استدلال مخالفی را مطرح کرد: احساساتت را جستجو کن، پدر. شما نمی توانید این کار را انجام دهید. من تضاد را در درون شما احساس می کنم. نفرت خود را رها کنید
وقتی به لوک گفت برای من خیلی دیر است پسر
در طی همان مکالمه در اندور، ویدر به او پیشنهاد کرد که میخواهد به سمت سبک برگردد و از وفاداری خود به امپراطور چشم پوشی کند: پسرم برای من خیلی دیر شده است. قلب او واقعاً دیگر در تمام قسمت تاریک ماجرا نبود.
اما او می ترسید که خیلی دور شده باشد، بنابراین سعی کرد لوک را به سمت تاریک تحویل دهد: امپراتور ماهیت واقعی نیرو را به شما نشان خواهد داد. او اکنون ارباب شماست.
زمانی که لوک در ابتدا از مبارزه با او خودداری کرد
هنگامی که نگهبانان امپراتوری لوک و ویدر را به اتاق تاج و تخت امپراتور در ستاره مرگ آوردند، امپراتور امیدوار بود که لوک با ویدر مبارزه کند، او را بکشد و جای او را به عنوان شاگرد سیث پالپاتین مطابق با قانون افسانه ای دو بگیرد. اما لوک در ابتدا از مبارزه با پدر خودداری کرد.
او هنوز معتقد بود که در پدرش خوبی وجود دارد، بنابراین نمیخواست او را با نفرت و خشونت شکست دهد. او می خواست با استفاده از عشق و شفقت او را شکست دهد تا او را به سمت نور بازگرداند.
وقتی امپراتور لوک را وادار کرد تا شمشیر نوری خود را بردارد
علیرغم امتناع اولیه لوک از جنگیدن با پدرش، امپراتور موفق شد با او صحبت کند تا شمشیر نوری خود را بردارد و تیغه ها را با ویدر درگیر کند. امپراتور دارای زرادخانه عظیمی از ابرقدرت های سیث است، اما بزرگترین توانایی او قدرت دستکاری اوست.
زمانی که امپراطور با احساسات لوک بازی می کرد تا او را به مبارزه وادار کند، ویدر متوجه شد که استادش از همان تاکتیک های دستکاری استفاده می کند که در تمام آن سال ها قبل از آن برای تبدیل کردن او به سمت تاریک استفاده می کرد.
وقتی لوک با عصبانیت بر ویدر غلبه کرد
ویدر زمانی که نگاهی اجمالی به خشم خود در چشمان لوک دید، یک جهش بزرگ به سمت سمت نور انجام داد. در میانه دوئل داغ آنها، برای لحظه ای کوتاه، خشم لوک بر او مسلط شد. او بر ویدر غلبه کرد، دستش را قطع کرد و بیرحمانه با شمشیر نوری خود او را کوبید.
در این لحظه، ویدر دید که لوک در همان مسیر تاریکی که او را به سیث میبرد، میرود و میخواست او را از انجام همان اشتباه باز دارد.
وقتی امپراتور را در حال شکنجه لوک دید
امپراتور پس از تشخیص اینکه نمیتوان لوک را به سمت تاریکی سوق داد، مهم نیست که چقدر اصرار داشت، به سادگی تصمیم گرفت اسکای واکر جوان را بکشد و کار را تمام کند. بر اساس تحویل گاه به گاه او از خط، شما خواهید مرد، کشتن لوک یک تلاش واقعاً بی دردسر برای پالپاتین خواهد بود.
امپراطور از نیروی رعد و برق برای شکنجه لوک قبل از قتل عمد او استفاده کرد. اما با دیدن لوقا در غم و اندوه، فریاد کمک میخواهد - پدر، لطفا! - تحمل ویدر خیلی زیاد بود.
وقتی امپراطور را کشت
بزرگترین قدم در مسیر رستگاری ویدر زمانی بود که امپراطور را برداشت و به هسته رآکتور ستاره مرگ پرتاب کرد. او طاقت تماشای پسرش را نداشت که به اطراف می پیچد، شوکه شده بود و از انگشتان برق آسای استادش متحیر شده بود، بنابراین وارد عمل شد و وارد عمل شد.
رستاخیز پالپاتین در سهگانهی دنبالهدار بخشی از تأثیر این صحنه نمادین را از بین برد، اما احساسات فداکاری ویدر همچنان طنینانداز است.
وقتی نقابش را برداشت تا به چشمان لوک نگاه کند
ویدر توانست به سلطنت امپراتور پایان دهد، اما این به قیمت جان او تمام شد. ویدر پس از قرار گرفتن در معرض رعد و برق نیرو، سرنوشت خود را پذیرفت و برای آخرین نفس رباتیک خود ساکن شد. او به لوک گفت، فقط برای یک بار... بگذار با چشمان خودم به تو نگاه کنم.
بنابراین، لوک کلاه ویدر را برداشت و برای اولین و آخرین بار به چشمان آناکین نگاه کرد. سباستین شاو احساسات دلخراش این صحنه را میخکوب کرد.
وقتی لوک بدنش را سوزاند
پس از مرگ ویدر در ستاره مرگ، لوک جسد او را قبل از نابودی ایستگاه فضایی به اندور برد تا بتواند مراسم تشییع جنازه او را به درستی انجام دهد. لوک قبل از پیوستن به شورشیان همکار خود در جشن پیروزی آنها بر امپراتوری، مراسم یادبودی رسمی برای پدرش برگزار کرد و در آن جسد خود را سوزاند.
این سوزاندن به زیبایی نمادین است زیرا لوک بدن مکانیکی ویدر را می سوزاند و روح نجیب جدی پاداوان آناکین را پشت سر می گذارد.
هنگامی که او دوباره به عنوان یک روح نیرو ظاهر شد
بازگشت ویدر به آناکین واقعاً کامل نبود تا اینکه روح نیروی او در لباس جدی در کنار یودا و اوبی وان در طول جشن پیروزی شورشیان در اندور ظاهر شد. فقط شوالیههای جدی با ارتباط با بخش سبک نیرو از تجمل زندگی پس از مرگ برخوردارند.
در نسخه اصلی فیلم، شاو نقش آناکین را بازی کرد. اما در نسخه ویژه که پس از گسترش لوکاس در زمینه پیشینه ویدر در پیش درآمد منتشر شد، هیدن کریستنسن دوباره نقش خود را به عنوان اسکای واکر بزرگ بازی کرد.
بعدی: 5 روش برای بازگشت جدای که طرفداران را سرکوب کرد (و 5 روش هنوز یک پایان عالی است)