به اصطلاح 'پیرمرد سوراخ طرح' در صرفه جویی در رایان خصوصی شاید برای بسیاری غیرمنطقی به نظر می رسید، اما اگر سعی می شد واقع بینانه تر باشد، گیج کننده تر می شد. حماسه جنگی برنده جایزه اسکار استیون اسپیلبرگ صرفه جویی در رایان خصوصی به دلیل واقع گرایی خشن و تصویر گرافیکی آن از نبرد در ساحل اوماها در نرماندی در سکانسی که همچنان در اوج این ژانر باقی مانده است مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. تام هنکس در نقش تکاور ارتش ایالات متحده، جان اچ. میلر، رهبر یک جوخه متشکل از سربازان قهرمانی مانند سرباز ریچارد رایبن (ادوارد برنز)، گروهبان مایک هوروات (تام سایزمور) و سرباز آدریان کاپارزو (وین دیزل) بازی می کند. آنها خود را در پشت خطوط دشمن غوطه ور می کنند و به دنبال یک چترباز گم شده، سرباز نامدار جیمز فرانسیس رایان (مت دیمون) می گردند.
فیلم با یک کهنه سرباز مسن (هریسون یانگ) شروع می شود که از گورستان آمریکایی نرماندی بازدید می کند و در مقابل سنگ قبر به زانو می افتد. پس از یک عکس نزدیک از چشمان او، ادامه فیلم در 6 ژوئن 1944، روز سرنوشت ساز تهاجم نرماندی شروع می شود. میلر از D-Day جان سالم به در میبرد و ژنرال جورج سی مارشال (هارو پرسنل) به او دستور میدهد تا سرباز رایان را پیدا کند و او را بازگرداند. میلر و تیمش برای انجام ماموریت خود از جهنم عبور میکنند، از جمله لحظهای خستهکننده که در آن سرباز رایان مصنوعی متفاوت (ناتان فیلیون) را پیدا میکنند. گروه عمدتاً خود را فدای این کار میکنند، اما موفق میشوند رایان را نجات دهند، که سپس مشخص میشود که یک جانباز مسن از سکانس آغازین است.
مربوط: نجات صحنه چاقوی سرباز رایان وحشتناک ترین فیلم است
افشای هویت جانباز بسیار احساسی است. اگرچه رایان در مقایسه با بقیه سربازان زمان کمی برای نمایش صفحه نمایش دارد، اما این واقعیت که او عمر طولانی داشته است به طور موثر نشان می دهد که فداکاری میلر چقدر برای او معنادار بوده است. با این حال، این واقعیت که کل فیلم بین ورود رایان پیر به قبرستان و واکنش شدید او به سنگ قبر میلر قرار می گیرد، نشان می دهد که تمام وقایع به تصویر کشیده شده در فیلم از خاطرات او سرچشمه می گیرد. مشکل آشکار این است که رایان در بیشتر زمان پخش فیلم غایب است. تام هنکس، جان اچ. میلر، قهرمان اصلی داستان است، زیرا دیدگاه او همان چیزی است که داستان را به جلو می برد. اگر این فیلم واقعاً یک فلاش بک طولانی است، غیرمنطقی است که رایان دقیقاً میدانست که میلر و تیمش برای نجات او باید چه کارهایی را پشت سر بگذارند، حتی بیشتر از آن با توجه به اینکه برخی از تیم قبل از اینکه بتواند آنها را ملاقات کند مردهاند و تنها فیلم واقعی است. تعاملی که رایان قبل از مرگش با میلر در میان گذاشت، نصیحت کوتاه تلخ و شیرین او بود: 'این را به دست آورید.'
در حالی که استیون اسپیلبرگ میتوانست راه روشنتری برای چارچوببندی وقایع رخ داده در جنگ جهانی دوم پیدا کند، برچسب 'حفره طرح' کمی زیر بار خود میافتد. اگر فلاشبکها باید کاملاً به خاطرات شخصیتی که آنها را تجربه کرده وفادار میبود، آنگاه تمام اکشنها منحصراً به دیدگاه آن شخصیت محدود میشد. لحظه ای که دوربین شروع به نشان دادن چیزی کرد که شخصیت کاملا قادر به دیدن آن نبود، فلاش بک شروع به انحراف از 'رویدادهای واقعی' می کرد.
درجه خاصی از آزادی برای نشان دادن سایر بخشهای حیاتی داستان مورد نیاز است، اگرچه معمولاً فیلمها از این کیفیت فلاشبکها برای روایت داستانی استفاده میکنند که میخواهد از حقیقت منحرف شود، همانطور که در مورد تریلر جنایی آکیرا کوروساوا وجود دارد. راشومون و بازگویی های غیر قابل اعتماد آن از یک جنایت توسط شخصیت های مختلف. اما در اینجا اینطور نیست، زیرا یکی از مهمترین ویژگی های آن همین است صرفه جویی در رایان خصوصی به دنبال نشان دادن دقیق چهره واقعی جنگ است. این فیلم اگر با تماشاگر بازی می کرد پیام خودش را باطل می کرد.
البته، صرفه جویی در رایان خصوصی آزادی چشم انداز فلاش بک ها را به نهایت می رساند، در حالی که بیشتر فیلم خارج از دیدگاه رایان اتفاق می افتد. با این حال، این می تواند نشان دهد که چترباز روایت های قهرمانانه از تلاش ناجیان خود برای نجات او را شنیده است، که حافظه آنها را به عنوان قهرمانان فداکار بیش از پیش تقویت می کند و توضیح می دهد که چرا رایان پس از سال ها در بازدید از قبر میلر بسیار مصمم است.
بعدی: نجات سرباز رایان کامئو برایان کرانستون کم ارزش ترین عملکرد اوست