پاتریک بروئر شخصیتی دوست داشتنی است حتی اگر در آن ظاهر نشود نهر شیت تا فصل سوم سریال و اگرچه تا نیمههای سریال معرفی نشد، اما به سرعت با بقیه بازیگران همخوانی پیدا کرد.
مطالب مرتبط: Schitt's Creek: 5 بهترین نصیحت پاتریک (و 5 بدترین او)
در حالی که او یکی از شخصیت های با ثبات و مسئولیت پذیرتر بود نهر شیت او همچنین به خاطر شوخیهای طعنهآمیز و سخنرانیهای احساسیاش که ثابت میکرد چقدر دیوید را در کنار سایر ساکنان شیتز کریک دوست دارد و از او حمایت میکند، شهرت داشت. برخی از این خطوط عالی برخی از بهترین نقل قول ها از کل نمایش را تشکیل می دهند. در اینجا 10 مورد از بهترین های او آورده شده است.
اینجا به نظر میرسد مکانی عالی برای درخواست ازدواج با من است. ساده ترین تصمیم زندگی من.
پاتریک و دیوید به سرعت به زوج مورد علاقه طرفداران تبدیل شدند و صحنه ای که پاتریک پس از تلاشی فاجعه بار برای پیاده روی از دیوید خواستگاری می کند یکی از شایان ستایش ترین صحنه های سریال است. پاتریک سعی میکند دیوید را به پیادهروی ببرد، اما همه چیز از شکایت دیوید تا مجروح شدن پاتریک خراب میشود.
اما هنگامی که پاتریک مجروح می شود، دیوید از شکایت دست می کشد و به او کمک می کند تا به بالای نقطه پیاده روی که پاتریک می گوید زمانی که برای اولین بار به کریک شیت نقل مکان کرده بود، رفته است. او روی یک زانو می نشیند و به دیوید پیشنهاد ازدواج می دهد و می گوید که این آسان ترین تصمیم زندگی اش بوده است.
تو ماریا کری من هستی.
پاتریک به دیوید می گوید که او ماریا کری اوست، درست بعد از اینکه برای اولین بار به او گفت دوستش دارد. این یک خط شایان ستایش است که می داند دیوید از آن قدردانی خواهد کرد حتی اگر این را به عنوان راهی برای مسخره کردن او در لحظه به او می گوید.
مطالب مرتبط: Schitt's Creek: 5 آزاردهنده ترین کاری که پاتریک تا کنون انجام داده است (و 5 شیرین ترین)
دیوید می گوید که روز پر استرسی را سپری می کند زیرا الکسیس به تد گفت که هنوز او را دوست دارد و حالا دیوید باید با او ارتباط برقرار کند و او نمی داند چه بگوید. پاتریک میگوید خوب است که الکسیس خودش را بیرون بگذارد، و سپس خودش را کنار بگذارد و به دیوید میگوید که او را دوست دارد و ماریا کری اوست.
'به همان اندازه که احساس می کنم با دیوید آشنا شده ام، از اینکه به خانواده شما ملحق شده ام بسیار خوش شانس هستم.'
پاتریک زمانی که به شیتز کریک نقل مکان کرد به تنهایی در حال طلاق بود و به سرعت در خانواده رز آرامش و پذیرش پیدا کرد. با پیشرفت رابطه او و دیوید، رابطه او با خانواده اش نیز بیشتر شد.
جانی و پاتریک یک روز را با هم برای تماشای یک بازی بیسبال می گذرانند و در ابتدا ناخوشایند است، اما سپس پاتریک شروع به باز شدن می کند. او به آقای رز می گوید که همیشه در کنار دیوید خواهد بود و احساس می کند خیلی خوش شانس است که با آنها آشنا شده و عضوی از خانواده آنها شده است.
«فکر میکنم از قبل میدانی که برای تو از هزار کوه بالا میروم. من فقط این را می گویم: تو همیشه بخشی از من خواهی بود.
پاتریک و دیوید در فینال با هم ازدواج می کنند و هر دو در طول مراسم عهدهای دلچسبی را به یکدیگر می دهند. پاتریک میگوید که آن را مختصر میکند، زیرا از قبل میدانست که دیوید احساسش را میداند، اما او همچنان در عهد خود جملات احساسی و احساسی را ارائه میکند.
او به دیوید میگوید که برای او هر کاری انجام میدهد و در لحظهای دلانگیز که سرانجام دیوید و پاتریک با هم ازدواج کردند، همیشه بخشی از او خواهد بود.
آیا تا به حال کافه تروپیکال را امتحان کرده اید؟ من شنیده ام که مردم در مورد این که غذا در آنجا «متوسط خوراکی» است عصبانی می شوند.
رستوران کافه تروپیکال یک مکان مرکزی است نهر شیت و از زمان اجرای آزمایشی نقش مهمی در سریال داشته است. پاتریک به شهر نقل مکان می کند و از دیوید می پرسد که آیا می خواهد با او برای شام بیرون برود و کافه تروپیکال را مطرح می کند.
به نظر می رسد این رستوران بهترین غذا را ندارد، اما یکی از محبوب ترین رستوران های شهر است و پاتریک یک بررسی خنده دار از غذا ارائه می دهد.
'شما شراب و پنیر و تاپناد را عرضه کردید و هیچ تفنگی وجود نداشت؟' دیوید، این مرد فقط یک مشتری خوش شانس به نظر می رسد!
دیوید و استیوی در حال تماشای فروشگاه هستند که دزدی وارد می شود و تمام پول نقد موجود در دفتر را می خواهد. او هرگز اسلحه ای را نشان نمی دهد، اما دیوید و استیوی به قدری ترسیده اند که به دلیل نداشتن پول در رجیستری، مدام کالاهای فروشگاه را به او پیشنهاد می کنند.
پاتریک در حالی که دارند داستان را برای یک افسر پلیس تعریف میکنند برمیگردد و وقتی پاتریک کل داستان را میشنود با این جمله به طعنه پاسخ میدهد و میگوید که معلوم شد سارق یک مشتری خوششانس است که کالا را رایگان دریافت کرده است.
'بر خلاف دلقک تولد، من برمی گردم.'
دیوید شروع به باز کردن با پاتریک در مورد گذشته خود می کند، از جمله تمام مواردی که دوستان و شرکای او او را ترک کرده اند و اینکه چقدر برای او دشوار است که باور کند که دوستان و شرکای او اکنون خواهند ماند زیرا گذشته او بسیار دردناک است.
دیوید اشاره می کند که یکی از شرکای او یک دلقک تولد بود که در نهایت او را نیز ترک کرد. پاتریک می گوید که هرگز او را ترک نمی کند.
'این فقط، ام، رسید اولین فروش ما در فروشگاه است.'
پاتریک اولین رسید از داروخانه رز را قاب می کند و هدیه را به عنوان یک هدیه متفکرانه به دیوید می دهد. دیوید به خصوص در اوایل رابطه آنها تحت تأثیر این هدیه عاطفی قرار می گیرد و دوباره نشان می دهد که پاتریک چقدر واقعاً به دیوید اهمیت می دهد.
چگونه یک سپر سفارشی در ماین کرافت بسازیم
این هدیه همچنین نشان می دهد که پاتریک چقدر از دیوید حمایت می کند و چقدر به سرمایه گذاری تجاری آنها و روابط آنها چه از نظر حرفه ای و چه عاشقانه اعتقاد دارد.
'من نمی خواهم استرس بیشتری به روز شما اضافه کنم، اما شما را دوست دارم.'
دیوید به فروشگاه می آید و می گوید که او استرس دارد زیرا باید به دیدن تد برود وقتی که رابطه تد و الکسیس در یک مکان ناخوشایند است، پس از اینکه الکسیس به او می گوید که هنوز او را دوست دارد. پاتریک به شوخی می گوید که نمی خواهد روزش را پرتنش تر کند، اما بعد برای اولین بار به او می گوید که دیوید را دوست دارد.
مطالب مرتبط: 15 نقل قول طعنه آمیز اما دوست داشتنی دیوید رز از Schitt's Creek
دیوید می گوید که پاتریک باید متوجه شود که گفتن من برای اولین بار دوستت دارم، مطمئناً او را تحت فشار قرار می دهد، و پاتریک اعتراف می کند که او می داند. این یک لحظه شیرین و در عین حال خنده دار بین این دو است.
'رز داروساز، می دانید، این به اندازه کافی پرمدعا است.'
هنگامی که دیوید برای اولین بار با دیوید ملاقات می کند تا فرم هایی برای شروع کسب و کار جدید خود بگیرد، پاتریک درباره رز داروخانه شوخی می کند. دیوید یک سری ایدهها برای آنچه میخواهد کسبوکارش باشد دارد، اما نمیتواند به هیچ سؤال خاصی که پاتریک از او میپرسد پاسخ دهد.
دیوید میداند که نام این کسبوکار Rose Apothecary خواهد بود، که تنها پاسخی است که میتواند در فرم پر کند، و پاتریک با این خط به طعنه پاسخ میدهد.
بعدی: Schitt's Creek: 7 دلیل که پاتریک برای دیوید مناسب بود (و 7 دلیل که او باید با استیوی پایان می داد)