توضیحات پایان بخش بی شرمانه فصل 11: آنچه برای گالاگرها اتفاق می افتد

چه فیلمی را ببینید؟
 

یک دهه از هرج و مرج South Side در فینال فصل 11 Shameless در پایان است. در اینجا نحوه خداحافظی نمایش با فرانک و بچه های گالاگر آمده است.





یک دهه از هرج و مرج South Side در پایان می یابد بی شرم فینال فصل 11 ، که با فرانک گالاگر و بسیاری از فرزندان و نوه های او خداحافظی می کند. مجموعه Showtime که توسط جان ولز خلق شد ، در سال 2011 آغاز به کار کرد و طی سالها نشان داد که بچه های گالاگر در حال بزرگ شدن (کم و بیش) در بزرگسالانی مسئول با شغل ، خانواده و سوابق کیفری گسترده خود هستند.






بی شرم فینال سریال از بسته بندی کامل سرنوشت گالاگرها (به غیر از فرانک) جلوگیری می کند ، در عوض پیشنهادات باز در مورد آینده بعدی آنها ارائه می دهد: لب ممکن است فرزند دوم داشته باشد ، یان و میکی ممکن است یک کودک را به فرزندی قبول کنند ، دبی ممکن است شیکاگو را ترک کنید ، و کارل ممکن است Alibi را از کوین و ورونیکا بخرد. این قسمت با خانواده ای پیدا می شود که فرانک پس از اقدام به خودکشی توسط مصرف بیش از حد هروئین ، روی کاناپه معلق شده و نزدیک به مرگ معلق شده است ، اما به غیر از لیام ، به نظر نمی رسد که کسی برای او زنده بماند یا بمیرد.



کسی که با نام من ارل بازی می کند ارل است
برای ادامه مطالعه به پیمایش ادامه دهید برای شروع این مقاله در نمای سریع بر روی دکمه زیر کلیک کنید.

مرتبط: چرا امی روسوم در فینال سریال بی شرمانه غایب بود

گرچه بسیاری بی شرم طرفداران امیدوار بودند که فیونا ، که در پایان فصل 9 رفت ، برای فینال سریال بازگردد ، او فقط در فلش بک ظاهر می شود ، زیرا فرانک به زندگی خود نگاه می کند. علیرغم غیبت او ، پایان دادن به بی شرم سریال را با احترام به قسمت اول به زیبایی مرتب می کند. در اینجا نحوه است بی شرم برای هر یک از گالاگرها به پایان می رسد ، و معنای آن برای آینده آنها چیست.






فرانک گالاگر از COVID-19 درگذشت

از میان بسیاری ، بسیاری از راه هایی که می توان انتظار داشت فرانک گالاگر بمیرد (در میان آنها: مواد مخدر ، الکل و عصبانیت افراد اشتباه) ، تعداد کمی از آنها می توانستند در ابتدای سریال پیش بینی کنند که وی قربانی یک بیماری همه گیر می شود. که در بی شرم فصل 11 فرانک مبتلا به زوال عقل الکلی بود ، و توانایی های ذهنی وی به سرعت رو به زوال رفت و منجر به فراموشی و سردرگمی شد. استعفا داد و خواستار بیرون رفتن از شرایط خود بود ، فرانک در قسمت قبل از آخرین برنامه بیش از حد هروئین به خود تزریق کرد و نامه ای را برای خانواده اش گذاشت که مورد توجه دیگران نبود ، به جز فراننی ، مداد رنگی اش پدرسالار طایفه گالاگر حتی تا آنجا پیش رفت که 'احیا نکن' را با حروف درشت بر روی سینه خود خالکوبی کنید ، و منجر به سردرگمی کارکنان بیمارستان در مورد الزام آور بودن قانونی این دستورالعمل ها شد یا نه.



علیرغم زنده ماندن از مصرف بیش از حد ، فرانک به وضوح در زمان قرض زندگی می کرد و عفونت COVID-19 او فقط در مقیاس ها قرار گرفت. به تعبیری ، قربانی شدن ویروس کرونا برای فردی مناسب است که خود را به اندازه خیابانها و ساختمانهای آن شیکاگو می داند. از همه گیری به عنوان لحظه ای مهم در تاریخ شیکاگو یاد می شود و اکنون فرانک گالاگر بخشی از آن تاریخ است - البته به روشی نسبتاً تلخ.






قبل از انتقال به بیمارستان ، فرانك به كلیسایی رفت كه زمانی پسر محراب بود و نگاهش را به مجسمه عیسی می اندازد. لحظه همانند صحنه ای مشابه از آن است بی شرم اولین فصل 6 ، که در آن فرانک به همان کلیسا رفت تا پس از مرگ مونیکا ، مادر فرزندانش و عشق زندگی اش ، به دنبال پاسخ باشد. و اگرچه ممکن است فیونا برای فینال باز نگشته باشد ، آخرین سفر لغزش فرانک در شیکاگو ادای احترام به او بود. اولین مکانی که فرانک از آن دیدن کرد ، پای پتی بود ، ناهارخوری محل کار فیونا در آنجا. با از بین رفتن حافظه ، اولین غریزه او جستجوی فیونا بود. او در ساعات پایانی خود معتقد است که پرستار کنار تخت او فیونا است و آخرین کلماتی که قبل از سقوط در بیهوشی می گوید خطاب به دختر بزرگش است: تو از کودکی خیلی گریه می کردی. شما همیشه عصبانی هستید ... اما خیلی زیبا '



مرتبط: چرا کامرون موناگان بی شرمانه رفت (اما تصمیم به بازگشت داشت)

آنچه برای لب ، تامی و فردی اتفاق می افتد

داستان لیپ گالاگر جذاب ، دلخراش و کاملا ناامیدکننده بوده است. همانطور که فرانک در آخرین وداع گفت: لب ، شما به عنوان یک شلاق هوشمند هستید. به نظر می رسد شما فقط نمی توانید از مسیر خود خارج شوید ' از ابتدای نمایش ، لیپ به نظر کودک گالاگر بود که بهترین نتیجه را برای رهایی از فقر و یافتن زندگی بهتر داشت. او فوق العاده با هدیه ریاضی ، مهندسی و علوم باهوش بود ، در دانشگاه MIT پذیرفته شد و در نهایت با بورسیه تحصیلی کامل به پلی تکنیک شیکاگو رفت. لیپ به عنوان دومین فرزند بزرگ گالاگر ، به اندازه فیونا بار والدین و خواهران خود را نداشت و بیشتر فرصت داشت که به آرزوهای خود بپردازد.

بی شرم با این حال هرگز به عنوان یک کتاب راهنما در مورد چگونگی فرار از فقر در نظر گرفته نشده است. مسلماً نشان دادن اینكه لیپ رویای شایسته سالار آمریكایی را دارد كه بخاطر قدرت هوشی خود از منطقه South Sound برداشته شود ، خیانت به نمایشی بود كه بیشتر به مبارزه و شلوغی برای زنده ماندن در دام فقر مربوط می شود تا فرار از آن. در پایان بی شرم ، لیپ تصمیم گرفته است که خانه گالاگر را فقط به مبلغ 75000 دلار بفروشد - فاصله زیادی با 250،000 دلار که قبل از فشار بیش از حد و از دست دادن معامله ، توسط یک توسعه دهنده به او پیشنهاد شده بود. او هنوز در خط فقر گیر کرده است و در یک کار تحویل غذا کار می کند تا از دوست دخترش تامی و پسرش فردی پشتیبانی کند. علاوه بر این ، تامی نشان می دهد که ممکن است دوباره باردار باشد و او و لیپ در مورد لزوم سقط جنین بحث می کنند زیرا آنها به سختی می توانند فرزندی را که قبلاً داشته اند حمایت کنند.

از بیرون ، پایان داستان لیپ در بی شرم شاید موفقیت به نظر نرسد ، اما مکالمه نهایی او با ایان رشته بی امان بدشانسی و تصمیمات بد او را کنار می گذارد تا به همه کارهای خوبی که لیپ انجام داده است اشاره کند. برخلاف فرانک ، او پدری فداکار برای پسرش بوده و به سختی کار می کرد تا غذا را روی میز و سقفی روی سر فردی بگذارد. ایان همچنین به لیپ گفت که بقیه گالاگرها او را نزدیکترین چیزی که به پدر دارند می دانند و پیشنهاد می کند که لیپ فروش خانه خود را انجام دهد تا در زندگی جدید خود با تامی مستقر شود. لب ممکن است رویای ثروت و امنیت شغلی را از دست داده باشد ، اما از آنچه مهمترین است نگه داشته است: خانواده اش.

آنچه برای یان و میکی اتفاق می افتد

جاده سنگلاخ ایان و میکی به زندگی زناشویی در بی شرم چندین بار جنایات ، مدت قابل توجهی در زندان ، فرار از مرز مکزیک و مشت های بی شماری را نشان داده است. با این وجود در پایان سریال ، این ایان و میکی هستند که به نظر می رسد نزدیک ترین زندگی به زندگی امن و مستقر هستند. بی شرم فصل 11 میکی 'بربر' ساید ساید ساید با واقعیت های زندگی زناشویی روبرو شد ، زیرا او و ایان به یک مجلل لوکس West Side رفتند ، و تجارت امنیتی قانونی خود را شروع کردند (البته از آمبولانس سرقت شده) و حتی با توجه به احتمال از کودکان

آواتار آخرین هواساز چه اتفاقی برای مادر زوکو افتاد

مرتبط: هر نمایش تلویزیونی که در سال 2021 پایان می یابد

در بی شرم در پایان سریال ، ایان و میکی به آپارتمان کِو و وی می روند تا مبلمان آپارتمان خود را انتخاب کنند و ایان به آنها پیشنهاد می کند که یک تختخواب ببرند و در مورد احتمال بچه دار شدن گفتگو می کنند. میکی با تصدیق از اینکه می ترسد پدر بدی شود از این ایده متنفر است. ترس او قابل درک است ، با توجه به آنچه پدر وحشتناک توهین کننده تری میلکوویچ بود - تا حدی که ماه عسل یان و میکی را با یک تیراندازی رانندگی قطع می کند. مرگ تری از طریق راهبه در اوایل بی شرم فصل 11 بخشی از سفر به سمت میکی بود که از بدترین قسمت های میراث Milkovich خود رها شد. با وجود اینکه تری بسیار بدتر از اینکه هر یک از بچه های گالاگر توسط فرانک رفتار شده بودند ، میکی از راه خود دور شد تا مطمئن شود که پدرش پس از فلج شدن تحت مراقبت قرار گرفته است و پس از مرگ او عزادار شد.

در آخرین قسمت از بی شرم ، ایان و میکی توافق کردند که بین تلاش برای داشتن زندگی بهتر و وفادار ماندن به میراث South Side خود مصالحه کنند (میکی مجاز است در استخر استخراج کند ، اما اجازه سرقت از همسایگان خود را ندارد). مسئله پدر بودن بسیار دشوارتر است. ایان و میکی هر دو پدرانی وحشتناک داشتند و آخرین تلاش آنها برای والدین - زمانی که آنها با یوگنی ، پسر سوتلانا و میکی زندگی می کردند - ضعیف به پایان رسید. میکی در پایان این سریال هنوز تمایلی ندارد ، اما دو فرصت وجود دارد: به فرزندی گرفتن یکی از بسیاری از نوزادان فراموش شده میلکوویچ یا فرزند دوم تامی و لیپ.

آنچه برای دبی و فرنی اتفاق می افتد

در افتتاحیه بی شرم خلبان ، فرانک دبی را توصیف کرد فرستاده شده توسط خدا 'و' فرشته کل ' در پایان نمایش تخمین او از او تغییر کرده است. ' شما مادر من را یادآوری می کنید ، و نه به روشی خوب ، 'بدبختانه می گوید. مانند یان ، مونیکا افسردگی دو قطبی داشت. برخلاف ایان ، او نتوانست یک برنامه مداوم برای داروها را بدست آورد و به همین دلیل در حالی که از یک ماجراجویی به ماجراجویی دیگر می چرخید ، عمدتا در زندگی فرزندانش غایب بود. که در بی شرم فصل 11 دبی علائم هشدار دهنده ای از مادر بودن به همان نسبت فقیر فراننی را نشان داد - او را بدون هیچ مراقبت از کودک تایید کرد تا برای نوشیدن مشروبات الکلی و پر از شر مواد مخدر ، و شروع یک رابطه با هیدی ، یک سابق خشن سابق که با اشاره به اسلحه و تهدید به تیراندازی در صورت عدم همکاری دخترش.

از بین همه کودکان گالاگر ، آینده دبی بیشتر در معرض خطر فاجعه قریب الوقوع است بی شرم فینال سریال. او برای کمک به او برای یافتن اتومبیلی برای سرقت با هیدی در حال رانندگی است و در نهایت مجبور می شود از مردی که اسلحه با اسلحه را در دست داشت و فرنی را در ماشین داشت فرار کند. بعداً هایدی اعلام کرد که او برای رفتن و انجام جنایات بیشتر در تگزاس ترک می کند و از دبی و فرنی دعوت می کند که با هم همراه شوند. نمایش در حالی پایان می یابد که دبی هنوز تصمیمی قاطعانه نگرفته است ، اما با فروش خانه گالاگر و سابقه تصمیمات تکانشی وی ، احتمالاً او به دنبال دردسر خواهد بود. همانطور که فرانک در نامه خداحافظی خود گفته است: موفق باشید در زندگی. شما به آن نیاز دارید '

مرتبط: UK Shameless vs US Shameless: 10 تفاوت بزرگ

چه اتفاقی برای کارل می افتد

در شگفت آورترین چرخش از بی شرم در فصل 1 ، کارل پس از بیرون راندن از چندین بخش دیگر ، به یک افسر پلیس تبدیل شد و ضرب و شتم اجرای پارکینگ را کار کرد. احتمالاً چیز خوبی است. اگر کارل گالاگر قصد دارد به سلاح مسلح شود ، توزیع بلیط پارکینگ احتمالاً امن ترین مکان برای او است. که در بی شرم فصل 11 ، کارل بارها از کار خود به عنوان یک پلیس ناامید شد ، که این نقش عمل کننده عدالت نبود که امیدوار بود. ابتدا او با افسر تیپینگ جفت شد ، وی از هرگونه تماس تلفنی که از راه دور خطرناک بود خودداری کرد. سپس او با افسر جانس شریک شد ، که به نظر می رسید شخصیت سر سختی است که کارل به دنبال او بود تا زمانی که مشخص شد وی از قدرت خود برای اقدامات بی رحمانه بی هدف استفاده می کند. کارل با یک جفت کارآگاه معاون نیز وقتی کارل فهمید که آنها تا استخوان فاسد هستند و یک راکت در آن کار می کنند ، بد فروش می رسد که در آن آنها فروشندگان قانونی حشیش را تعطیل می کنند تا بازار سیاه را تقویت کنند.

خط داستانی پلیس کارل سفر ناامیدی برای او بوده است. ابتدا فهمید که واقعیت افسر پلیس بودن به هیچ وجه آنقدر جالب نیست که نمایش ها و فیلم های تلویزیونی این اتفاق را می اندازند. سپس وی متعهد شد كه از موقعیت خود برای كمك به فقیرترین محله خود و بازخواست ثروتمندان استفاده كند ، اما به دلیل تلاش برای تكان دادن قایق به سرعت سیلی خورد. داستان کارل به عنوان تفسیری درباره فساد و بی رحمی پلیس در زندگی واقعی ، دشواری تلاش برای 'پلیس خوب' بودن در سیستمی را که از بالا به پایین شکسته است ، برجسته می کند. در نقش پایین پیمایشی خود در تقسیم بلیط های پارکینگ ، او توانست با تقسیم بلیط های پارکینگ به ثروتمندان ، اعتراض کوچکی در مورد لطیف شدن منطقه South Side به اجرا بگذارد ، اما افسر Tipping به او هشدار می دهد که به زودی حتی چنین چیزی از او گرفته خواهد شد.

از بین همه خواهران و برادران گالاگر ، داستان کارل داستانی است که احساس ناتمام ترین حالت را می کند - حتی در فینال طراحی شده برای گذاشتن یک داستان پایان باز. این امر تا حد زیادی به دلیل یک زیرمجموعه است که در آن توسط دختری به نام تیش مورد تجاوز قرار گرفت ، که علی رغم اعتراضاتش بدون کاندوم با او رابطه جنسی برقرار کرد. مدت زمان نامشخصی بعداً او دوباره با تیش ملاقات کرد و متوجه شد که او باردار است ، اما این سوال که آیا کارل پدر است یا نه بی پاسخ ماند. کارل در واقع چندین بار پدر شده است ، از طریق یک طرح تلقیح مصنوعی از چند فصل پیش ، بنابراین در حال حاضر تعداد زیادی کودک نامشروع وجود دارد که به طور بالقوه می توانند دوباره در آینده او ظاهر شوند.

چه اتفاقی برای لیام می افتد

لیام گالاگر به دلیل سن کم بسیار بی حوصله است ، و این قابل درک است با توجه به اینکه از زمان رفتن فیونا در واقع چیزی شبیه پدر یا مادر نداشته است. وقتی وی از برنامه های لیپ برای فروش خانه گالاگر باخبر شد ، اولین فرض لیام این بود که او بی خانمان خواهد شد و از خواهر و برادرش هیچ کمکی نخواهد کرد ، بنابراین او به طور فعالانه خود را برای زندگی در خیابان آماده کرد. این قسمت اگرچه کمدی تاریک بود ، اما همچنین یک نشانه غم انگیز بود که نشان می دهد جوانترین گالاگر توسط بقیه ، هر چند ناخواسته ، پشت سر گذاشته شده است زیرا آنها بر زندگی خودشان تمرکز می کنند. هنگامی که یک مددکار اجتماعی از او پرسید که پدر یا مادر قانونی وی یا سرپرست او هستند ، لیام تصوری از این موضوع نداشت.

چند پوکمون در شمشیر و سپر وجود دارد

مرتبط: شرم آور: چرا مندی میلکوویچ در فصل 2 دوباره اصلاح شد

این خلا ممکن است به همین دلیل باشد که لیام در فصل آخر بیشتر به فرانک نزدیک شد بی شرم . فرانک (علی رغم ظاهر) پدر بیولوژیکی لیام است و لیام در جستجوی یک شخصیت والد از وی پیش فرض گرفت ، زیرا فرانک از نظر فنی پدر او است حتی اگر هیچ صلاحیت دیگری نداشته باشد. البته ، فرانک بودن فرانک است که در واقع اتفاق افتاده است که لیام در نهایت بیشتر شبیه پدر یا مادر در روابط خود عمل می کند. لیام پس از اطلاع از تشخیص زوال عقل فرانک ، وی را برای یک روز سفر خارج کرد تا روزهای شکوه فرانک را زنده کند و سعی کند او را به خودش بازگرداند. و هنگامی که فرانک از مصرف بیش از حد خود بیدار می شود و از خانه بیرون می رود ، لیام تنها گالاگر است که به دنبال او می رود.

هرچند امید به لیام وجود دارد. لیپ وقتی فهمید برادر کوچکش از بی خانمان شدن می ترسد ، به لیام اطمینان داد که می تواند بیاید و با او ، تامی و فرد زندگی کند. البته این واقعیت که Lip هنوز مکان جدیدی برای جابجایی در اواخر ماه گذشته ندارد ، تا حدودی پیچیده است بی شرم نهایی سریال ، و نگران است که او قادر به حمایت از کودک دیگری با درآمد خود و تامی نیست. اما اگرچه وضعیت لیام نگران کننده است ، اما همچنین واقع بینانه است. ناامنی و بی ثباتی خانوار یک مشکل اساسی برای کودکان در خط فقر است. گزارش سال 2014 (از طریق واشنگتن پست ) دریافت که سالانه 2.5 میلیون کودک در آمریکا بی خانمانی را تجربه می کنند. تعداد زیادی از بچه ها مانند لیام وجود دارند که باید یک هفته بین نگرانی در مورد تکالیف و نگرانی در مورد محل زندگی خود تعادل برقرار کنند.

آنچه برای کوین و ورونیکا اتفاق می افتد

شخصیت های بی شرم سالهاست که در برابر ناصافی South Side در یک نبرد باختن مبارزه می کنند و کوین و ورونیکا تقریباً تا پایان این کار را ادامه دادند. ویروس کرونا ویروس کرونا باعث یک سال بلاتکلیفی شد زیرا اتاق علیبی تحت چرخه قفل و بازگشایی قرار گرفت تا اینکه صاحبان آن پیگیری از تعطیلی یا باز بودن آنها را از دست دادند. Kev و V برای جبران کندی تردد در پا ، تجارت را متمرکز کردند تا ((کم و بیش)) فروشنده قانونی شاهدانه شوند ، این کافی بود تا نوار غواصی مورد علاقه South Side را بالاتر از آب نگه دارد. خارج از کار ، وی با امید به رای دهندگان سیاه پوستان برای مبارزه با لطافت و افزایش اجاره بها در صندوق های رای گیری وارد دنیای سیاست شد - تنها برای کشف اینکه بسیاری از ساکنان سیاهپوست محله قبلاً دور شده اند.

هنگامی که مادر ورونیکا ، کارول ، اعلام کرد که قصد دارد به این مهاجرت بپیوندد و در لوئیزویل ، کنتاکی ، پنجم مستقر شود ، ابتدا به شدت با این طرح مخالفت کرد. اما سفر به لوئیزویل روشن ساخت که زندگی بهتر در آنجا امکان پذیر است: منظره ای سیاسی که در آن ورونیکا واقعاً می تواند تغییر ایجاد کند. شغل متقاضی خرید و فروش که در آن Kev می توانست درآمد بسیار بیشتری از آنچه Alibi کشیده بود را بدست آورد. و یک جامعه سیاه رو به رشد که شامل کارول و بسیاری از دوستان خانواده فیشر است. علاوه بر این ، با از بین رفتن فیونا و بقیه گالاگرها که قصد دور شدن دارند ، پیوندهایی که زمانی Kev و V را به سمت South Side لنگر انداخته بودند ، در حال ضعیف شدن است.

مرتبط: چرا جفری دین مورگان پس از تنها یک قسمت بی شرمانه رفت

در بی شرم در پایان سریال ، کوین و ورونیکا در حال تلاش برای یافتن یک خریدار برای اتاق Alibi - V کاملاً غیر احساسی در مورد آنچه با آن انجام شده است نیستند ، در حالی که Kev بیهوده تلاش می کند آن را سالم نگه دارد. پیشنهادی در این میان ارائه می شود که بین مبلغ رهن و مالیات باقیمانده ، مبلغی ناچیز در حدود 30000 دلار برای آنها به همراه خواهد داشت. ورونیکا با این تصمیم که آیا معامله را انجام می دهد یا پیشنهاد بهتری را که ممکن است هرگز به دست نیاید ، متوقف می کند. افسر تیپینگ که در مهمانی سالگرد ایان و میکی شرکت کرده بود ، به کارل پیشنهاد می کند که آنها می توانند پول خود را جمع کنند ، The Alibi را بخرند و آن را به یک بار پلیس تبدیل کنند تا از سرنوشت خود به عنوان یک استودیوی یوگا یا سالن برنزه نجات یابد. این سریال با این امید به پایان می رسد که The Alibi از این طریق زنده بماند ، اما تضمینی برای آن نیست.

معنی صحنه نهایی و آهنگ پایان ناپذیر

صحنه آخر بی شرم 'نهایی سریال نمایش کامل را نشان می دهد. در اولین صحنه از قسمت خلبان ، گالاگرها ، كِو و وی و همسایگان ساوت ساید آنها در حال پرتاب یك گردهمایی بداهه به دور اتومبیلی بودند كه در حال سوختن بود ، در حالی كه فرانك گالاگر اعضای خانواده خود را در صداپیشگی معرفی كرد. همانطور که فینال پایان می یابد ، حامیان نیروهای Alibi برای لذت بردن از دیدن یک تسلا در آتش سوزی ، با انگشت وسط سرپیچی و نهایی برای لطافت بخشیدن به محله ، از نیروهای Alibi خارج می شوند. آنها جشن ها را با خواندن 'The Way We Get By' از Spoon که در پایان قسمت پایلوت پخش شد ، دور خود را جمع می کنند. شعر این ترانه - که به بالا رفتن در صندلی های عقب اتومبیل ، ارتکاب جرم کوچک ، مهمانی ، رقص و رابطه جنسی اشاره دارد - روشی برای بقا برای نسلی است که امید و هدایت ندارند.

جنگ ستارگان شوالیه های جمهوری قدیم

صحنه نهایی وام های بی شرمانه

نمی شود بی شرم فینال بدون استینگر سنتی اعتبارات میانی. اگرچه فرانک گالاگر هنگام خداحافظی با خانواده خود تصور می کند که بر فراز شیکاگو برخاسته است ، اما اقدامات وی در 11 فصل گذشته خوش شانس ورود به بهشت ​​نیست. در حالی که یک جفت مأمور سردخانه هنگام شکایت از بو ، بدن او را به اتاق سوخته سوق می دهند ، فرانک به طور نامناسبی پایان می یابد. لحظه ای پس از بستن درها به روی فرانک گالاگر ، انفجاری آنها را در فضای اتاق منفجر کرد و آنها به محفظه نگاه می کنند تا به غیر از شعله های آتش ، آن را خالی ببینند. پس از آن دستگاه زباله سوز کوره ای را با نام و تاریخ تولد و مرگ فرانک رد می کند - مفهوم آن این است که او مستقیماً به جهنم رفته است. شیطان بهتر است مشروبات الکلی را پنهان کند.