که در یه لطف ساده ، شخصیت بلیک لایولی لباس هایی می پوشد که تصویر خاصی از او را تداعی می کند. مد جذاب در این کمدی مهیج سیاه چیزی بیش از انتخاب های ساده کمد لباس است. این شخصیت به گونهای لباس میپوشد تا ایدهای خاص از خود را به دیگران نشان دهد. با این حال، در پایان فیلم، او ظاهری کاملاً متفاوت به خود میگیرد که بسیار غیرمنتظره است، و این یک انتخاب سنجیده توسط شخصیت او برای انجام این کار است.
در سرتاسر فیلم، مخاطب از طریق پیچشها و چرخشهای متعددی فرستاده میشود و هرگز واقعاً مطمئن نیست که این شخصیت کیست. بنابراین، مهم است که لباسی که امیلی، با نام مستعار هوپ، می پوشد، به جای یک قوس واضح، شخصیت او را نشان دهد. شخصیت نقطهنظر استفانی است که نقش آن را بازی میکند آنا کندریک و درک او از امیلی فیلم را ترسیم می کند. وقتی به مخاطب اجازه داده میشود که امیلی را خارج از میدان دید استفانی ببیند، کت و شلوارهای امیلی برای لباسهای معمولی کنار گذاشته میشود و به نظر میرسد که او طوری لباس میپوشد تا از خود محافظت کند و خود را مبدل کند. او قدرت و هدف را در انتخابهای طنزآمیز خود مییابد، و این در طول فیلم و بهویژه در لباسهای شبیه به لباس در صحنه پایانی مشخص است.
مربوط: یک پایان مطلوب ساده: ناپدید شدن آشکار و پیچش های بسیاری توضیح داده شده است
امیلی برای اولین بار روی صفحه نمایش ظاهر می شود که پسرش را از مدرسه ابتدایی با کت و شلوار و کلاه ویرانگر می برد و زیر باران زیر یک چتر مشکی عریض قدم می زند. او مرموز، با اعتماد به نفس و قاطع است و لباس هایش حتی قبل از اینکه دهانش را باز کند این را به مخاطب می گوید. چتر صورتی شل و ول از مسیر بلیک لایولی عبور میکند، که نشان میدهد چگونه همسالان سادهتر و سادهتر او ممکن است در پی او له شوند. این کسی است که هیچ احمقی را تحمل نمی کند. در خانه او، کت و شلوار از طریق درآوردن دیکی به یک جلیقه برهنه میشود و او را به شکلی غیرعادی تبدیل میکند. در مقابل استفانی مادر PTA دکمه دار، امیلی و کت و شلوارهایش جسور و قوی هستند. سرزندگی بیدردسر از او تابش میکند، و او هر قطعه را برای نشان دادن این موضوع انتخاب میکند که کسی نیست که با او دست و پا بزند. در لحظه اوج، او رنگهای ملایم گلهای استفانی را منعکس میکند، زیباییشناسی جایگزین، تقلید یا تظاهر برای خدشهدار کردن تصورات اجتماعی از آنچه امیلی در نقشهایش به عنوان همسر و مادر فاقد آن است.
هنگامی که امیلی می خواهد در یک صحنه فلاش بک بر شوهرش اعمال قدرت کند، یک دامن کوتاه می پوشد و او را اغوا می کند و او را متقاعد می کند که به او اجازه دهد حلقه مادرش را نگه دارد. این لحظه ای است که به مخاطب نگاهی اجمالی به نحوه نگاه امیلی به زنانگی آشکار می دهد: به عنوان ابزاری برای دستکاری. وقتی امیلی لباس پوشیده می شود، زمانی است که می خواهد آسیب پذیر یا جدی به نظر برسد، حتی اگر چیزی جز این باشد. او به این شکل نزد خواهرش می آید، به نظر می رسد که می خواهد حرفش را باز کند، اما به زودی مشخص می شود که رستگاری هدفش نبوده است. امیلی دوباره قدرت خود را به دست می آورد و با کت و شلوار سفیدی که یادآور یک گانگستر دنیای قدیم است به استفانی نزدیک می شود، تصویر معکوس روزی که برای اولین بار ملاقات کردند.
در صحنه پایانی، امیلی با لباس خانهدار دهه 50 پاستیل ظاهر میشود، زیرهای کرینولین صورتی که او را شبیه عروسک و درشت جلوه میدهد. این لباس، تمسخر آشکار «همسر کوچولو کامل» است، یک ضربه زدن تقریباً شبیه به استپفورد که هم ظاهر سنتی زنانه استفانی و هم همسر امیلی را که با استفانی رابطه نامشروع داشته است، هدف قرار داده است. با ظاهر، امیلی به طرز عجیبی به نقش حمایتی تر و تابع تر اشاره می کند، و در خطوط واضح برای منحنی های نرم معامله می کند. در این لباس است که او نیت پلید خود را آشکار می کند و اعمال شنیع را در یک ارسال طنز از آنچه جهان از او انتظار دارد انجام می دهد. مثل لوین همسران استپفورد سلسله ، یه لطف ساده در پی آن است که مفاهیم زنانگی سنتی و مشارکت را تا حدی از طریق هنر مد به نمایش بگذارد.
NEXT: قوانین و پایان بازی آماده یا نه توضیح داده شده است