سیمپسون ها: 10 بار که نمایش قلب ما را شکست

چه فیلمی را ببینید؟
 

با اعلام کنفرانس اخیر D23 دیزنی که تمام 30 فصل از سیمپسونها از تاریخ راه اندازی پلتفرم برای پخش در دسترس خواهد بود، طرفداران نمایش بر روی ماه هستند. اکنون بینندگان بیش از هر زمان دیگری به هر قسمت از کمدی طولانی مدت دسترسی خواهند داشت و می‌توانند از کاتالوگ پشتی خانواده زردها استفاده کنند.





در حالی که نمایش خود یک کمدی و در عین حال خنده دار است، سیمپسونها یکی از اولین کارتون های بزرگسال بود که واقعاً مرزهای انیمیشن می تواند باشد را جابجا کرد. در حالی که در طول سال‌ها لحن کمدی خود را حفظ کرده‌اند، سیمپسون‌ها درام خانوادگی واقعی را تجربه کرده‌اند و اغلب درس‌های ارزشمندی از زندگی در این فرآیند یاد گرفته‌اند. بیشتر از هر نمایش دیگری از این دست سیمپسونها راهی برای دسترسی به احساسات مردم و بازی با مجرای اشک آنها دارد. دستمال کاغذی را آماده کنید.






مطالب مرتبط: سیمپسون ها: 10 داستانی که سن ضعیفی دارند



'دوباره تنها، NATURA-DIDDLY' - مرگ ماد

در طول دوره از سیمپسونها تعداد زیادی کشته وجود داشته است، اما هیچ کدام به اندازه درگذشت ماد فلاندر غم انگیز نبود. برای شروع، بیشتر مرگ‌های دیگر سریال، شخصیت‌های ثانویه بوده‌اند که فقط در یک یا دو قسمت ظاهر شده‌اند. چیزی که در مورد درگذشت ماد بسیار تکان دهنده بود این بود که علیرغم اینکه یک شخصیت ثانویه بود، او همیشه حضور داشت. چیزی که غم و اندوه مرگ او را تشدید می کند، روشی است که ند فلاندرز باید با ایمان خود در مواجهه با تراژدی آشتی کند. در برنامه‌ای که هیچ ریسکی در آن وجود ندارد، وقتی همه چیز در شروع هر قسمت به حالت عادی برمی‌گردد، مرگ ماد مانند یک فقدان دائمی به نظر می‌رسد.

'مارج افتخار نکنید' - هدیه کریسمس بارت

در این قسمت با مضمون کریسمس، بارت به دلیل دزدی از مغازه دچار مشکل می شود و یک پرتره خانوادگی دیگر را خراب می کند. مارج عصبانی نیست، او ناامید است و برای بیننده این ناامیدی محسوس است. همدردی با مارج آسان است. با این حال، لحظه دلخراش زمانی فرا می‌رسد که بارت تلاش می‌کند تا خوب شود. وقتی مارج او را متهم به دزدی می‌کند، دوباره عکسی از خودش می‌سازد که به عنوان هدیه کریسمس مارج گرفته بود. او واقعاً تحت تأثیر قرار می گیرد و رابطه آنها آشتی می کند. این یک لحظه دلگرم کننده بین مادر و پسر و لحظه ای است که بینندگان را به سمت دستمال کاغذی می برد.






'The Squirt and the Whale' - دوست نهنگ لیزا

یکی از جدیدترین مطالب در این لیست، دوستی لیزا با یک نهنگ ساحلی، بازگشتی به شکل ظاهری نمایش بود. پس از 30 سال داستان سرایی، سیمپسونها می توان به خاطر نرسیدن به اوج دراماتیک سال های اولیه آن بخشید. با این حال، در این قسمت زمانی که لیزا با یک نهنگ دوست می‌شود، در ساحل آب می‌شود و نمی‌تواند به آب بازگردد، سریال به سطوح احساسی برخی از فصل‌های قبلی خود رسید.



مطالب مرتبط: سیمپسون ها: 10 خنده دارترین لحظه های هومر و بارت، رتبه بندی شده






لیزا در شهر جمع می‌شود تا نهنگ را نجات دهد و وقتی قرار نیست کاری انجام شود، با دوستش که بلولا نام دارد منتظر می‌ماند و برای او کتاب می‌خواند و در کنار او می‌خوابد تا اینکه متأسفانه نهنگ می‌میرد. این یک لحظه دلخراش و یک درس وحشیانه در مورد قوانین طبیعت است.



'جایگزین لیزا' - لیزا یک یادداشت دریافت می کند

لیزا همیشه باهوش ترین و حساس ترین خانواده سیمپسون بوده است. این ویژگی‌ها گاهی او را از گروه دور می‌کند و باعث می‌شود که او احساس بیگانه بودن کند. وقتی یک معلم جایگزین به مدرسه ابتدایی اسپرینگفیلد می رسد و به نظر می رسد که خلاء زندگی لیزا را پر می کند، او شروع به احساس اعتبار می کند که قبلاً هرگز تجربه نکرده بود. دلشکستگی زمانی اتفاق می‌افتد که وقت جایگزین او در مدرسه تمام می‌شود و او باید ادامه دهد. لیزا مضطرب است اما جایگزین برای او یادداشتی می گذارد که به سادگی می گوید: 'شما لیزا سیمپسون هستید.' این احساسات به او امید و قدرت برای آینده می دهد.

'کلمه اول لیزا' - مگی صحبت می کند

این احتمالاً یکی از دوست‌داشتنی‌ترین قسمت‌های سریال است سیمپسونها همانطور که ما نه تنها اولین کلمه لیزا را کشف می کنیم، بلکه شاهد هستیم که یک شخصیت معمولی ساکت نیز اولین کلمات خود را با احساساتی دلخراش به زبان می آورد. در این اپیزود، می آموزیم که علیرغم رابطه خصمانه آنها، بارت و لیزا پیوندی خانوادگی دارند که حتی عمیق تر است. بارت، زمانی که تنها فرزند بود، از تولد لیزا متنفر بود و آماده فرار بود، با شنیدن اولین کلمه لیزا 'بارت' متوقف شد. زمانی که هومر مگی را به رختخواب می‌سپارد، به او می‌گوید که برایش مهم نیست، این قسمت پایان می‌یابد. وقتی در را می بندد، مگی معمولاً ساکت آدمکش را بیرون می آورد و می گوید 'بابا'. این یک یا دو مشت از دل شکستگی است.

'BART GETS AN F' - BART'S BREAKDOWN

نمرات بارت هرگز چندان قابل نوشتن نبوده است و در این قسمت او تهدید به برزخ دانشگاهی شده است. بارت می‌آموزد که اگر در آزمون بعدی مردود شود، باید کلاس چهارم را تکرار کند. این انگیزه کافی برای بارت است که در واقع سرش را پایین بیاندازد و مطالعه کند، که یک چرخش شدید به چپ برای شخصیت است.

مطالب مرتبط: سیمپسون ها: 10 بهترین شخصیت یکباره، رتبه بندی شده

ضربه زدن زمانی اتفاق می افتد که علیرغم تلاش واقعی این بار، بارت همچنان در آزمون مردود می شود. درس این است که یک دوره مطالعه نمی تواند یک عمر تلاش نکردن را جبران کند. بارت در کلاس درس دچار اختلال می شود که واقعاً قلب را آزار می دهد و حتی خانم کراباپل رواقی نیز لحظه ای همدردی دارد.

'یک ماهی، دو ماهی، ماهی باد کردن، ماهی آبی' - هومر خداحافظی می کند

هومر معمولاً بی خیال و خالی از سر است، با این حال، در این قسمت مرگ و میر او با نتایج قابل توجهی زیر سوال می رود. پس از یک شب در یک رستوران سوشی، هومر معتقد است که ماهی سمی پف کرده خورده است و به او گفته می شود که فقط 24 ساعت به زندگی خود فرصت دارد، خوب، 22 ساعت پس از منتظر ماندن توسط دکتر هیبرت. او سعی می کند تمام کارهایی را که می خواست قبل از مرگ انجام دهد در طول روز بعد انجام دهد اما خیلی دیر متوجه می شود - او فرصتی برای گذراندن وقت با خانواده اش ندارد. او یکی یکی بچه هایش را می گیرد و قبل از رفتن به طبقه پایین برای گوش دادن به کتاب صوتی کتاب مقدس و مرگ با آنها خداحافظی می کند. البته او نمی میرد اما این یکی از آنهاست سیمپسونها' دلخراش ترین نوشته ها

'مادر سیمپسون' - هومر ستاره ها را تماشا می کند

هومر به سختی می تواند مادرش را به یاد بیاورد که در سنین پایین رها شده بود، تا اینکه یک روز او در اسپرینگفیلد ظاهر می شود و او متوجه می شود که او فراری است و در حال فرار است. هومر و مادرش می توانند زمانی را با هم بگذرانند و چیزهای مشترک خود را کشف کنند و شروع به التیام زخم های گذشته بیگانه خود کنند. با این حال، زمان رفتن دوباره مادر هومر فرا می رسد. در این قسمت، هومر با احساس رها شدن روبرو می شود و علیرغم اینکه متوجه می شود مادرش به او افتخار می کند، باز هم با از دست دادن مادرش دست و پنجه نرم می کند. این قسمت با تماشای ستارگان هومر به پایان می رسد. این یک لحظه غیرمعمول آرام و متفکرانه برای هومر و نمایش است.

'و مگی سه نفر را می سازد' - 'این کار را برای او انجام دهید'

شاید ماندگارترین قسمت دلخراش سیمپسونها ، «و مگی سه می کند» به کمبود عکس مگی در خانه می پردازد. ما می آموزیم که قبل از تولد مگی هومر کار خود را در نیروگاه هسته ای رها کرد و به شغل رویایی خود یعنی کار در یک سالن بولینگ رسید.

شخصیت های نمایش عجیب داستان ترسناک آمریکایی در زندگی واقعی

مطالب مرتبط: سیمپسون ها: 10 قسمتی که در واقع به مشکلات عمیق پرداخته است

متأسفانه، نوزاد جدید به این معنی بود که باید به موقعیت پردرآمدتری بازگردد و زمانی که در کارخانه استخدام شد، آقای برنز یک پلاک «بی انگیزه» گذاشت تا به هومر یادآوری کند: «فراموش نکن که اینجا هستی. برای همیشه.' هومر به شیوه ای دلچسب از تمام عکس های مگی برای پوشاندن متن پلاک استفاده کرده است و پیام را به: «برای او انجام بده».

'چهار پشیمانی و یک تشییع جنازه' - پیام تخته سیاه بارت

نه چندان یک داستان، بلکه اشاره ای به درگذشت مارسیا والاس، صداپیشه خانم کراباپل، یکی از دلخراش ترین لحظات از سیمپسونها پیامی بود که بارت روی تخته سیاه می نوشت، در قسمت اول که بدون دشمن و معلم کلاس چهارم ضبط شد. بارت به جای یک خط شوخی که روی تابلو را پوشش می دهد، به سادگی نوشته است: 'ما واقعاً دلتنگ شما خواهیم شد خانم کی.'

بعدی: سیمپسون ها: 10 قسمت که در واقع به مشکلات عمیق پرداخته است