15 لحظه غم انگیز سیمپسونها ، رتبه بندی شده

چه فیلمی را ببینید؟
 

سیمپسونها همیشه موفق می شدند که تقریباً به همان اندازه ما را بخندند و گریه کنیم. غم انگیزترین لحظات نمایش آن چیزی بود که آن را بسیار عالی کرد.





علی رغم اینکه سیمپسونها یکی از خنده دارترین برنامه های تلویزیونی در تمام دوران ها است ، با تعداد بی شماری یک خطی و حرکات دیدنی فراموش نشدنی ، همچنین لحظات چشمگیر و چشمگیری را برای ما رقم زده است. لحظاتی که باعث خنده شما می شود بسیار بیشتر از لحظاتی است که باعث گریه شما می شود - به هر حال این یک کمدی است - اما لحظاتی که باعث می شود گریه کنید در آنجا وجود دارد ، به خصوص در فصول ابتدایی نمایش.






مرتبط: سیمپسونها: 5 دلیل باید لغو شود (و 5 چرا باید در هوا بماند)



در حقیقت ، افت کیفیت بدنام نمایش زمانی اتفاق افتاد که تعادل ظریف خود را بین پوچ و صادق از دست داد. بنابراین ، در اینجا وجود دارد سیمپسونها غم انگیزترین لحظات در طول سریال ، رتبه بندی شده است.

به روز شده در 25 آوریل 2021 توسط کریستن پالامارا: سیمپسونها از سال 1989 روی آنتن می روند و اگرچه به طور معمول یک کمدی کمدی در مورد زندگی پر سر و صدا خانواده سیمپسون و بقیه شهر اسپرینگفیلد است ، اما لحظات مختلفی جدی تر می شوند. اگرچه این سریال بیش از 30 فصل پخش شده است ، اما همچنان نمایشی است که می تواند طرفداران آن را به شخصیت های خود متصل و احساس کند. سیمپسونها لحظاتی احساسی را بین اعضای خانواده داشته اند ، لحظات دلخراشی را که به وقایع زندگی واقعی اشاره داشته اند و لحظات دل انگیز و در عین حال به همان اندازه ناراحت کننده.






چند قسمت در حمله به تایتان فصل 3 هستند

پانزده'ما واقعا دلمون برای شما تنگ خواهد شد خانم کی.'

هر سیمپسونها افتتاحیه باعث می شود بارت بارها و بارها در مدرسه روی تخته سیاه چیزی بنویسد ، اما در قسمت 'چهار تاسف و یک مراسم تشییع جنازه' ، این نمایش تصمیم گرفت از یکی از صداپیشگان که اخیراً درگذشته احترام بگذارد.



بارت به افتخار بازیگر صداپیشگی خود مارسیا والاس که در زندگی واقعی درگذشت ، نوشت: 'ما واقعاً دلمان برای خانم K تنگ خواهد شد'.






14مگی صحبت می کند

که در سیمپسونها ، هیچ کس در طول بیش از 30 فصل خود واقعا پیر نشده است ، اما در یک قسمت مگی حرف اول را می زند. مگی معمولاً به جز یک لحظه صحبت نمی کند و به طرز باورنکردنی دلچسب است.



در اپیزود 'اولین کلمه لیزا' هومر مگی را در رختخواب فرو می برد و می گوید امیدوار است که او هرگز صحبت نکند زیرا او فقط مانند لیزا و بارت با او جنگ خواهد کرد. او از اتاق بیرون می رود و در را می بندد ، اما مخاطبان می بینند و می شنوند که مگی پستانک او را بیرون می آورد و او را به عنوان اولین کلمه 'بابا' صدا می کند.

13همیار کوچک سانتا بارت را می شناسد

در اپیزود 'سگ مرگ' سیمپسونها سگشان را یاور کوچک کوچولو از دست می دهند و بارت کاملاً دلشکسته است. آنها او را جستجو می کنند اما نمی توانند او را پیدا کنند زیرا توسط آقای برنز جذب شده و آموزش دیده تا یکی از سگهای حمله او باشد.

بارت سعی می کند دوست خود را نجات دهد ، اما آقای برنز سگ را به سمت او سوق می دهد و کمکی کوچک سانتا در شرف حمله است تا اینکه بارت از او خواستگاری می کند و به او یادآوری می کند که آنها بهترین دوست هستند. سگ متوقف می شود ، اوقات مشترک آنها را به یاد می آورد و با بارت به خانه برمی گردد.

12مارج از لیزا عذرخواهی می کند

لیزا در کل 'ناله های لیزا' ناراحت است و مارژ به طور مداوم سعی می کند همه چیز را برطرف کند. مارژ از اینکه لیزا دائماً غمگین است ناراحت است و نمی فهمد که چرا دخترش اینقدر غمگین است.

خانه از کارت چه زمانی منتشر می شود

لیزا به او می گوید که فقط گاهی باید غمگین باشد ، اما مارج از برخوردش در ابتدای قسمت آزرده خاطر می شود. سرانجام ، مارژ متوجه می شود که اشکالی ندارد که همیشه احساس خوشبختی و خوشحالی نکنید و باید اجازه دهد دخترش بتواند احساس خود را به اشتراک بگذارد. مارژ از لیزا عذرخواهی عاطفی می کند و می گوید با هر احساسی که دارد همیشه در کنار او خواهد بود.

یازدهبارت و لیزا کودکی خود را به یاد می آورند

بارت و لیزا در اپیزود 'Lisa on Ice' در تیم های هاکی مخالف رقابت می کنند و اجازه می دهند رقابت به آنها برسد. آنها فراموش می کنند که خواهر و برادر هستند در حالی که به سمت یکدیگر اسکیت می زنند و در آستانه قرار گرفتن روی یخ هستند.

درست قبل از این کار ، هر دو آنها متوقف می شوند و مملو از خاطرات احساسی از زمانی که با هم بزرگ می شوند ، از جمله گریه لیزا بر روی بستنی ریخته شده خود و بارت دادن قاشق خود را به او می دهند. آنها در لحظه ای احساسی متوقف می شوند و روی یخ آغوش می گیرند که به مخاطب یادآوری می کند که این دو ممکن است با هم دعوا کنند اما در اعماق وجودشان یکدیگر را دوست دارند.

10هومر و بارت Itchy And Scratchy: فیلم را تماشا کنید

در قسمت Itchy and Scratchy: The Movie ، اقتباس فیلم تیتراژ کارتون مورد علاقه بارت و لیزا ملت را جارو می کند. هومر و مارژ قول داده اند كه بارت پس از آنكه خانم كراباپل آنها را متقاعد كرد كه مي تواند يك قاضي دادگاه عالي با نظم و انضباط بهتر باشد ، اجازه نخواهد داد اين فيلم مجازات نمرات بد اين فيلم را ببيند.

در حالی که لیزا و بقیه در مدرسه در مورد اینکه چطور این بزرگترین فیلم ساخته شده است بسیار علاقه مند هستند ، هومر باز هم رضایتی نخواهد کرد. این وضعیتی است که همه می توانند با آن ارتباط برقرار کنند زیرا هم بارت و هم والدینش دارای امتیازات معتبری هستند. این قسمت با یک حرکت سریع دل انگیز به آینده ای که در آن بارت یک قاضی دادگاه عالی است و سرانجام هومر او را به دیدن می برد به پایان می رسد خارش و خراش: فیلم .

9بارت آلبوم Lisa A Bleeding Gums Murphy را با حل و فصل Krusty-O خود خریداری می کند

در قسمت ‘Round Springfield ، قهرمان لیزا ، اسطوره جاز ، Bleeding Gums Murphy ، ناگهان درگذشت. او تصمیم می گیرد که بهترین راه برای بزرگداشت او پخش آلبوم او از رادیو باشد ، اما هزینه آن 500 دلار است. در همین حال ، بارت مجبور شده است تحت عمل جراحی قرار بگیرد ، به دلیل وجود یک تکه فلز دندانه دار در جعبه Krusty-O’s.

به دنبال تسویه حساب 100000 دلاری و هزینه های حقوقی لیونل هوتز ، بارت 500 دلار باقی مانده است که قصد دارد از آن برای خرید یک قلاب استیو آلن استفاده کند. اما با دیدن چگونگی خونسردی لیزا در مورد مرگ Bleeding Gums Murphy ، تصمیم می گیرد به جای آن آلبوم را برای او بخرد. همانطور که آنها با هم اختلاف دارند ، بارت واقعاً به لیزا اهمیت می دهد.

8لیزا یادداشتی از هوشمند هومر دریافت می کند

HOMR یک قسمت کلاسیک از است سیمپسونها ، زیرا چیزی در مورد اساطیر نمایش - چرا هومر اینقدر احمق است - به روشی راضی کننده نشان می دهد. معلوم شد ، او یک مداد رنگی در مغز خود قرار داده است. بعد از برداشته شدن ، او یک نابغه است. اما او همه دوستانش را بیگانه می کند تا اینکه ، به طرز غم انگیزی ، تصمیم می گیرد مداد رنگی را مجدداً قرار دهد.

لیزا ناراحت است ، زیرا هومر باهوش واقعاً رابطه نزدیکی با او برقرار کرده بود و نمی توانست به همان اندازه با هومر احمق رابطه برقرار کند. اما سپس او یادداشتی را پیدا کرد که هومر هوشمند قبل از جراحی برای او گذاشته بود: لیزا ، من نامرد را راه می اندازم. اما قبل از اینکه این کار را بکنم ، فقط می خواهم بدانید که باهوش بودن باعث شده قدردان واقعاً شگفت انگیز باشید.

7تولدت مبارک لیزا

در طول پدر استارک رورینگ ، لیزا مدام به بارت یادآوری می کند که هر سال ، تولد او را فراموش می کند. در این سال ، او مصمم است که در مورد هدیه خود فکر کند. اما سپس هومر نهادینه می شود ، با مردی با صدای (اما نه ظاهر) مایکل جکسون آشنا می شود و سپس قول می دهد که جکسون را به خانه بیاورد.

مرتبط: اپیزود کلاسیک سیمپسونها شامل مایکل جکسون که از تیراژ بیرون کشیده شده است

بنابراین ، بارت وقتی به همه در اسپرینگ فیلد می گوید پادشاه پاپ به خانه اش می آید حواسش پرت می شود. همانطور که وی از شنیدن صدای ناامیدی لیزا از این که بار دیگر تولدش را فراموش کرده شنید ، بارت سریع عمل می کند و یک آهنگ تولد دلچسب برای لیزا می نویسد.

6سخنرانی هومر در عروسی لیزا

Lisa’s Wedding فصل 6 اولین قسمت فلاش فوروارد بود و تاکنون تنها کسی بود که به طور م effectivelyثر از قالب فلش فوروارد استفاده کرد. در حین سخنرانی هومر خفه نشوید:

لیزا کوچک ، لیزا سیمپسون. می دانید ، من همیشه احساس می کردم شما بهترین چیزی هستید که نام من به آن پیوسته است. از زمانی که یاد گرفتید پوشک خود را سنجاق بزنید ، از من باهوش تر هستید. من فقط می خواهم شما بدانید که من همیشه به شما افتخار کرده ام. تو بزرگترین موفقیت من هستی ، و همه کارها را خودت انجام دادی. تو به من آموختی که زندگی خودم را بهتر بفهمم و از من آدم بهتری باشی ، اما تو هنوز دخترم هستی و فکر نمی کنم کسی دختری بهتر از این داشته باشد ... لیزا حرف می زند بابا ، تو حباب میکنی ، و هومر اضافه می کند ، می بینی؟ شما هنوز به من کمک می کنید

5بارت دوباره در آزمون خود شکست می خورد

در اولین بار بارت Gets an F در فصل 2 ، بارت در آزمون تاریخ خود رد می شود و یک فرصت دیگر برای شرکت در آن دارد قبل از اینکه سال را بد کند. او مدتی مطالعه را به تعویق می اندازد و به شکل یک روز برفی معجزه می کند ، اما با وجود وسوسه های برف سرانجام دست و پنجه نرم می کند.

که جیسون را در فردی مقابل جیسون بازی کرد

و سپس او امتحان می دهد ، آن را پس نمی زند ، و گریه می کند. خانم کراباپل شوکه شده است. این یکی از لحظات اولیه ایجاد روابط بین آنها به عنوان پیچیده تر و عاطفی تر بود که فقط رقابت دانش آموز / معلم بود. عامل اصلی این است که بارت می گوید ، شما نمی فهمید! من این بار واقعا امتحان کردم!

4تو لیزا سیمپسون هستی

لیزا به عنوان باهوش ترین دانش آموز در مدرسه خود ، تلاش می کند تا دوستان خود را حفظ کند و در نتیجه ، با اعتماد به نفس نیز مبارزه می کند. داستین هافمن در نقش معلم جانشین خود ، آقای برگستروم ، یک مسابقه روشنفکرانه که واقعاً وقت می گذاشت و به حرف های او گوش می داد ، بلافاصله به یاد ماندنی شد.

مرتبط: 5 بهترین (و 5 بدترین قسمت) سیمپسونها

اما مانند هر بازیکن جایگزین ، او مجبور شد که آنجا را ترک کند و لیزا نگران بود که او بدون او خوشحال نباشد. سپس او یادداشتی به او داد و گفت: 'هر وقت احساس تنهایی کردی ، مثل اینکه کسی نیست که بتوانی به او اعتماد کنی' ، این همان چیزی است که باید بشناسی. بعد از رفتن او ، یادداشت را می خواند: شما لیزا سیمپسون هستید.

فیلم جدید لاک پشت نینجا جهش یافته نوجوان

3هومر کتاب مقدس را بر روی نوار گوش می دهد

در فصل 2 سریال One Fish، Two Fish، Blowfish، Blue Fish ، هومر در یک رستوران سوشی ماهی سمی می خورد و دکتر هیببرت به او گفت که 24 ساعت زندگی دارد. بنابراین ، او تمام کارهایی را که می خواهد در روز آخر خود انجام دهد لیست می کند: یک نوشیدنی در Moe بخورید ، مدتی را با پدرش سپری کنید ، به آقای برنز بگویید که واقعاً چه احساسی دارد ، و غیره برنامه سفر با یک شام خانوادگی و مدتی پایان می یابد با مارج ، اما او در نهایت مدت طولانی را با پدرش سپری کرد و سپس به زندان انداخته شد.

این دلهره آور است وقتی هومر برای رسیدن به خانه تلاش می کند ، فقط به خانه می رسد و مارج و بچه ها را در خواب می بیند. بنابراین ، او در اتاق نشیمن به خواب می رود ، و در حال گوش دادن به كتاب مقدس بر روی نوار است. همه ما می دانستیم که او زنده خواهد ماند زیرا این یک نمایش تلویزیونی است ، اما آنچه آن را موثر می کند این است که هومر است فکر می کند او خواهد مرد.

دواین کار را برای او انجام دهید

در قسمت And Megie Makes Three ، بارت و لیزا می پرسند که چرا در آلبوم های عکس خانوادگی هیچ تصویری از مگی وجود ندارد. بنابراین ، هومر و مارژ داستان چگونگی غیر منتظره بودن بارداری سوم را تعریف می کنند. هومر شغل خود را در نیروگاه هسته ای ترک کرده بود و مجبور شد با احترام به کار خود برگردد و به دفتر آقای برنز برود.

آقای برنز کار خود را به شرطی که تا آخر عمر در آن قفل باشد ، به او بازگرداند ، بنابراین در دفتر هومر تابلویی نصب کرد: فراموش نکنید: شما برای همیشه اینجا هستید. هومر همه عکسهای مگی را گرفته تا آن را بپوشاند تا در عوض بگوید: این کار را برای او انجام بده.

1هومر پس از رفتن مادرش به ستاره ها نگاه می کند

سیمپسونها مدت هاست که طرفداران مادر سیمپسون را یکی از احساسی ترین قسمت های سریال می دانند و با چیزی که به راحتی تأثیرگذارترین لحظه در تاریخ نمایش است پایان می یابد. مادر دیرینه هومر مونا دوباره ظاهر می شود و جزئی از زندگی او می شود.

او رشد می کند تا به او اعتماد کند ، سپس پلیس ها متوجه او می شوند و او متوجه می شود که او مجبور است حرکت کند ، بنابراین او خانواده را خداحافظی می کند و هومر او را به بیابان می برد جایی که برخی از دوستانش او را تحویل می گیرند. بعد از رفتن او ، او فقط روی کاپوت ماشینش نشسته و به ستاره ها نگاه می کند. این واقعاً دلچسب است و باعث می شود هومر مانند یک فرد واقعی احساس شود.